پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم): براى شهادت حسین (علیه السلام)، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمى‌شود.

رسانه منجی - نمایش موارد بر اساس برچسب: ولی عصر

از اوجِ «سلام» که زبان معرفت ومحبّت وطاعت تو است به عروج «شهود» وحضورِ در معرفت ومحبت وطاعت تو راهیاب می شویم، ودر این حضور، خود را همدل وهماهنگ وهمراه با سنّت های حاکم بر هستی یافته، ودر حزب غالب تو واز دوستان فوزیافته وسرافراز تو می گردیم، وبا این عشق سرشار، از مولای خود وامام وهادی وولیّ ومرشدِ خویش، هرگز نمی توانیم از «تنها راه» چشم بپوشیم وجایگزین دیگر، برگزینیم.
السلام علیک سلام مَن عرفک بما عَرّفکَ به الله؛
سلام بر تو! سلام کسی که معرفت وشناخت خود را از تو، از ناحیهِ خداوند به دست آورده است.
سلام خود را بر آن سترگی روانه می سازیم که شناخت ومعرفت اش را از آفریدگار هستی دریافت کرده ایم. افق سلام وارادت من، به بلندایِ درک ودریافت من است، آن معرفتی که از آبشار آسمان وعنایت الهی باریدن گرفته وتمامی وجود مرا وبندگان را وهستی را زیر بارش خود درآورده است. اگر من با سلام خود نهایت عشق وارادت خویش را به تو فریاد می کنم وپنجرهِ طوفانی نهاد وخمیر خود را می گشایم، همه، از بذر معرفتی است که با دستان باغبان هستی در پنهان خانهِ وجودم کِشته است وپنجره های دل ام را با ریسمان خود و«حبل الله المتین»۱ گِره زده است. واین گونه نجوای عشق را «اللهم عرّفنی حجتک» وِرد زبان ام ساخته وزمزمه می کند که «ای همهِ امید من وای خالق هستی! تو خود گِل مرا با معرفت ولیّ وحجّت ات سرشتی وبدینسانِ عطرِ توحید را بر وجودم هویدا کردی، حال، منِ بی قرار از معرفت وعشق به ولایت وتوحید، لایه های بالاتر وبیش تر از معرفتِ حجّت را می طلبم. واین گونه است که با چنگ زدن به ریسمان ولایت واطاعت تو، از چاه نفس ودنیا وشر شیطان ومردم۲ نجات یافته وفراسوی رشد وقربِ رضوان اکبر را به آسمان هدایت در می نوردم.
او – حجّت تو – سبب متصل۳ ورحمت پیوستهِ۴ آسمان وزمین است. این سبب وریسمان متین، از ناحیهِ تو فرستاده شده ومعرّفی شده است وکام نهادمان را شیرین ساخته است.
اگر چنین نکرده بودی، من خود را گُم کرده بودم ودر وادی گمراهی سرگردان بودم. «فاًن لم تعرفنی حجّتک ضللتُ عن دینی»۵.
«فبهم مَلاَت سمائک وارضک»۶ هستی را با آنان پوشش دادی واز نور آنان پُر کردی. کام هستی وذائقهِ هستی با معرفت وشناخت این پاکان دیرآشناست. این نور وریسمان متین را، او از آسمان به سرزمین قلب ما فرستاده است، وبا این نور وریسمان متین است که می توانیم به آستان قُرب او بار یابیم. قلّه ها وصخره های رشد را لایه لایه بالا رفته ودر سایه سار رضوان اکبر آشیانه برگزینیم «حتی ظَهَرَ اَن لا اله الا انت».۷ او، نور را تابنده است وما پنجره ظرف قلب خویش را گشوده ایم. او، ریسمان حجت وولایت را فرستاده است وما به آن چنگ زده ایم وبه آسمان توحید صعود کرده ایم ودر ظهور توحید، جشن بندگی خود وسلوک عبودیّت را گرفته واز بلوغ معرفت ومحبت او سرشار وسرمست ایم. «لولانا ما عرف الله»؛۸
اگر ما امامان معصوم – نبودیم خداوند شناخته نمی شد.
از آن چه گفته شد، چنین به دست می آید که خداوند، این خاندان پاک ومعصوم را به ما می شناساند وآنان هم خداوند را به ما می شناسانند.
«به طوری که در عالم ارواح واجساد، هیچ فرشتهِ مقرّب، پیامبر مرسل، راستگو، شهید، دانا، نادان، پست، فاضل، مؤمن صالح، بدکار ناشایست، ظالم ستمگر، شیطان خبیث ونه مردمی که حدّ اعتدال اوصاف را دارند ودانا وحاضرند، باقی نمانده است.مگر این که خداوند، عظمت مقام ومنزلت شما را به ایشان شناسانده است: «... والاّ عرّفهم جلاله امرکم وعِظَم خَطَرِکم»۹
آری تو حجت آشکار خدا هستی: «حجّه الله الّتی لا تخفی»۱۰ بذر معرفت تو را، خالق هستی کاشته است، ولی صد افسوس که دستان پلید وشیطان های اِنسی وجنّی، مسیر کاشت وبرداشت این بذر معرفت را رصد کرده وپیوسته «رشد» آن را صدّ ومانع شده اند.
عدّه ای پس از یقین واطمینان به حقیقت ها، از روی ظلم وبرتری جویی، دست به انکار وستیز با آن می زنند:
«وجَحَدُوا بها واستَیقَنتها انفسهم ظلما وعلوا»۱۱
امام صادق(ع)، در حدیثی ضمن بر شمردن اقسام پنج گانه کفر، یکی از اقسام آن را «کفر جحود» می نامد، ویکی از شعبه های جحود را این گونه بیان می فرماید:
«هو ان یجحد الجاحد وهو یعلم ا نّه حق قد استقر عنده وقد قال الله (عزَّ وجلَّ) «وجحدوا بها واستیقنتها ا نفسهم ظلما وعلواً؛»۱۲؛
آن، عبارت است از چیزی که انسان آن را انکار کند در حالی که می داند «حقّ» است ونزد او ثابت است...»
در روایتی دیگر امام صادق(ع)، بیان می فرماید:
چگونه علمای یهود از حق چشم پوشی کردند، در حالی که آنان، به واقع وحق، علم داشتند آنان، از روی تورات وانجیل به دست آورده بودند که آستانهِ بعثت رسول اکرم است واز ویژگی های او، به خوبی آگاه بودند، همان گونه که فرزندان خود را می شناختند. «الذین آتیناهم الکتاب یعرفونه کما یعرفون ابنائهم»۱۳واز صفات آن حضرت ویاران او وبعثت ومهاجرت اش آگاهی داشتند: «محمد رسول الله والذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم تریهم رکعاً سجداً یبتغون فضلاً من الله ورضواناً سیماهم فی وجوههم من اثر السجود ذالِکَ ِّمثلهم فی التورات ومثلهم فی الانجیل»۱۴.
محمد، فرستادهِ خداست وهمراهان اش بر کافران، دل سخت وبا شدّت هستند وبا هم مهربان. آنان را در حال رکوع وسجود بنگری که فضل ورحمت خدا وخشنودی او را به دعا می طلبند، بر رخسارشان از اثر سجده، نشان ها پدیدار است. این، در کتاب تورات وانجیل است که مثل حال شان...».
آن حضرت در ادامهِ حدیث می فرمایند:
«پس از زمانی که خداوند نبی اکرم(ص) را مبعوث فرمودند، اهل کتاب، او را شناختند همان گونه که در قرآن آمده است: «فلّما جاءهم ما عرفوا کفروا به»۱۵ او را شناختند واز حقیقت چشم پوشانیده وکفر ورزیدند. این اهل کتاب، همان هایی بودند که قبل از بعثت حضرت اش؛ عرب را خطاب می کردند که آستانهِ ظهور وبعثت پیامبر است واو در مکّه خروج خواهد کرد وبه مدینه هجرت می کند واو آخرین پیامبر الهی است وبرترین آنان... ورجز سر می دادند که ما، در رکاب او وبه همراه او با شما جنگ خواهیم کرد، ولی آن گاه که او، مبعوث گردید وتمامی خصوصیات وویژگی ها را در وی آشکارا یافتند، شعله های حسد آنان شراره زد ودر کفر، معرفت های خود را سوزانیدند. همان گونه که در قرآن چنین آمده: «وکانوا من قبل یستفتحون علی الذین کفروا فلّما جاءهم ما عرفوا کفروا به»۱۶ و۱۷.
مباد آن روزی که ما هم از تبار آنان باشیم وبا رجزها، دل خوش کنیم وخود را در زمرهِ مهدی باوران ومهدی یاوران آن عزیز سفر کرده بدانیم، وناله ها سر دهیم که «اگر بیایی، در رکاب ات جان وسر می دهیم»، ولی آمادگی های لازم را فراهم نیاورده باشیم.
قرآن، اینگونه جریان تاریخی یهود وعالمان آن را به یاد می آورد وتحلیل می کند وبدین سان مسلمانان را «سیر» و«نظر» می دهد تا در فضای موجود، با ملاک ومعیارهای درست، فراسوی خود را دریابیم واسیر دشمنان دیرینه نگشته، فریب آنان را نخوریم، وحدّاقل، احتمال این را بدهیم که صهیونیسم که در قالب «یهودی – مسیحی» جریان یافته است، با علم وآگاهی، در آستانهِ ظهور حضرت مهدی (عجل الله فرجه) به تکاپو افتاده است وتهاجم گستردهِ خود را، به عنوان «اقدامی پیشگیرانه» آغازکرده است. از این رو، ماشین جنگی صهیونیسم، یعنی امریکا، بر خلاف راهبردهای پیشین خود، به شیوهِ مستقیم وبی مهابا، وارد عرصه گردیده وبا شتاب وبا صراحت وصلابت، برای رسیدن به اهداف خود می تازد.
وَنَعتَکَ ببعضِ نُعُوتِ الّتی انتَ اهلُها وفَوقَها؛
وتو را متصف کرد به بعض صفات ات که توشایسته ی آنی وبایستهِ فوق آن.
ای آقا وسرور من: چه گونه می توان به قلّه های معرفت تو دست یافت؟
راهی نیست مگر آن که این سان سرود عرفانی خود را زمزمه سر دهم:
«مَوالِیّ لا اُحصی ثَنائکُم ولا ابلُغُ مِنَ المَدحِ کُنهَکُم ومِنَ الوَصفِ قَدرَکُم»؛۱۸
ای سروران ام! من توانایی ستایش شما را ندارم».هم چنانکه ستایش خداوند نیز امکان ندارد.
رسول خدا نقل می فرمایند:
«سُبحانَک لا احصی ثَنائی عَلَیک انتَ کَما اثَنیتَ علی نفسکَ»؛۱۹
منزّه هستی تو ای خداوند ومن از ستایش تو ناتوان ام تو آن چنان هستی که خود خویشتن را ستوده ای.
امامان را نمی توان وصف کرد؛ زیرا، آنان مظاهر صفات واسمای خداوند هستند وبرای غیر ا ئمه، شناختن کمالات وفضایل ایشان ممکن نیست.
پیامبر اکرم(ص) نیز فرمود:
«ای علی! جز من وتو کسی دیگر خدا را نشناخته است وجز خداوند وتو، کسی دیگر مرا نشناخته است وجز خدا ومن، کسی دیگر، تو را نشناخته است۲۰».
ومعنای جملهِ «ولا ابلُغُ مِنَ المَدحِ کُنهَکُم ومِنَ الوَصفِ قَدرَکُم»
نیز چنین است؛ یعنی، من به عمق ستایش شما نمی رسم ونمی توانم منزلت شما را آن طور که شایسته است، توصیف کنم.»۲۱
حضرت رضا(ع) در وصف امامان بر حقّ چنین می فرماید:
«... امام، یگانهِ زمان خود است؛ کسی به رتبهِ او نتواند رسید؛ هیچ دانشمند با او برابر نباشد؛ جایگزین ندارد؛ مانند ونظیر ندارد؛ به تمام فضیلت ها مخصوص است، بی آن که خود او در طلب اش کوشیده باشد وبه دست آورده باشد، بلکه امتیازی است که خدا از فضل وبخشش به او عنایت فرموده است.
چه کسی است که بتواند امام را بشناسد یا انتخاب امام برای او ممکن باشد؟هیهات: در این جا خردها گم گشته، خویشتن دار ها بی راهه رفته اند، عقل ها سرگردان اند، دیده ها بی نورند، بزرگان کوچک شده اند حکیمان متحیّرند، خردمندان کوتاه فکرند، خطیبان درمانده اند، اندیشه وران نادان اند، شعرا وامانده اند، ادیبان ناتوان اند، سخنوران در مانده اند ونتوانند یکی از شئون وفضایل امام را توصیف کنند. همگی به عجز وناتوانی معترف اند.
چه گونه ممکن است تمام اوصاف وحقیقت امام را بیان کرد یا مطلبی از امر امام را فهمید وجایگزینی که کار او را انجام دهد، برای اش پیدا کرد؟! ممکن نیست! چه گونه واز کجا؟! در صورتی که او از دست یازان ووصف کنندگان، اوج گرفته ومقام ستاره در آسمان را دارد! او، کجا وانتخاب بشر؟! او، کجا، وخرد بشر؟! او، کجا ومانندی برای او؟!...»۲۲
اشهد انّکَ الحجهُ علی مَن مَضی ومَن بَقِیَ؛
گواهی می دهم که همانا تویی حجّت، بر آن که گذشته است از دنیا وآن که باقی مانده است.
گفته شده که در نگاه کلی وجامع زیارت، از سه دیدگاه قابل مطالعه وبررسی است:
۱- اسلام؛ ۲- شهادت؛ ۳- توسّل.
«اسلام»، معرفت ومحبّت واطاعت پاکان را صلا می زند وتولاّیِ آنان را باز خوانی می کند. انسان با بیان سلام های خود، مهر وعشق خود را به «تنها راه» اظهار می کند وبه راه می افتد.
«شهادت»، حضور یافتن در ساحل «معرفت» و«محبّت» و«اطاعت» وبار یافتن در ساحل «تولاّیِ پاکان وپاکی ها» است.۲۳
پس از یافتن سلامت وتسلیم، در معرفت ومحبت واطاعت، روح وجان خود را در شهود وحضور معرفت ومحبّت واطاعت روانه می سازیم وانقطاع از غیر را واتّصال با بی کرانه ها را ورود می یابیم.
تو را حجّت او، وراه مبرهن ومحکم برای رسیدن ووصول به حق می دانم وبا حضور وشهود خود، آن را حس می کنم وگواهی می دهم جایگاه تو را وپدران تو را ومعصومان را به عنوان حجّت وطریقِ اقوم۲۴ وپایدار در فراسوی حقِ؛ برای گذشتگان وآیندگان به خوبی می دانم وحضور وشهود خود را در آن می یابم. من، شاهد وگواه هستم به قامتِ بلند شما که حجّت او هستید، برای گذشتگان وآیندگان.
شیعه، به اولین وآخرین شما، اعتقاد دارد، اعتقادی یک پارچه «مؤمنٌ... واَولِکم وآخِرِکم»۲۵.
ومن تمامی شما ائمّه را دوست می دارم ومولای خود می دانم، وهمهِ شما حجت ومولای گذشتگان وآیندگان هستید.
«توّلیتُ آخِرَکُم بِما تولّیتُ بِهِ اَولکُم»۲۶
«وانَّ حِزبَکَ هُمُ الغالِبُونَ وا ولیاءک هُمُ الفائِزُونَ وا عداءک هُمُ الخاسِرون؛
وهمانا حزب تو، پیروزند ودوستان ات، کامیاب اند وسرافراز ودشمنان ات گروه زیانکاران اند.
ای سرو قامت ویوسف سیما وای کانون هستی واوج شکوه وعظمت! تو «قواعد العلم»۲۷ وپایه ها واساس علم وقانون مندی هستی، وهر کس همدل وهماهنگ وهمراه با تو شود ودر حزب وگروه تو در آید، هم آوا وهم سو با نظام هستی گشته غالب وپیروز خواهد بود؛ زیرا، حزب تو، همان حزب خدا است و«فَاًن حِزبَ الله هم الغالبون»۲۸.
از آن جا که شما، پایه های علم واساس قانون مندی هستی، وعلم وقانون مندی ها بر شما تکیه دارند، بود ونبود شما تکوین را رقم می زند وحیات وممات تکوین وطبیعت به بود ونبود شما گره خورده است. از همین رو است که در دسته ای از روایات می خوانیم که اگر یک چشم به هم زدن، زمین از حجّت خالی باشد، هر آینه زمین با اهل اش فرو می رود:
عن سلیمان الجعفری، قال: سأ لت ا با الحسن الرضا(ع) قلت: «تخلو الارض من حجّه الله»؟ قال: «لو خلیت الارض طرفه عین من حجه لساخت بأهلها»؛۲۹
سلیمان جعفری، از حضرت رضا(ع) پرسید: «آیا زمین از حجّت خالی می شود؟». فرمود: «اگر یک چشم زدن، زمین از حجّت خالی باشد، هر آینه، با اهل اش فرو می رود.».
همگرایی با سنّت حاکم بر هستی ودر آمدن در گروه آنان، پیروزی را ودر آمدن در دوستان واز اولیای آنان گشتن فوز وسرافرازی را به همراه می آورد. عدوات ودشمنی با آنان، خسارت واز دست دادن تمامی دارایی ها وسرمایه ها را به دنبال خواهد داشت.
از این رو باید هر چه زودتر وسریع تر، در حزب تو در آمد، ودر خیل زمینه سازان ظهور تو قرار گرفت وآستانهِ ظهورت را ترّقب کرد وگردن کشید ودر نظر وعمل، رصد زد.
واین مهم، همّت مردانهِ سَلمانیان را فرا می خواند که با جنبش نرم افزاری «علم وایمان تا اُفق ثریا»۳۰ تئوری خود را چنان پیش برند تا توانِ لازم را برای زمینه سازی ظهور، به چنگ آرند وزبان حال خویش را «واجعَلنا فی حِزبِهِ»۳۱ زمزمه کنند.
وَانّکَ خازِنُ کلّ علم وفاتِقُ کُلّ رتقٍ ومُحّققُ کُّلِ حَق ومُبطِلُ کُلّ باطِلٍ؛
همانا، تویی گنجینهِ هر علم وشکافندهِ هر بسته شده وثابت کنندهِ هر حقّی وباطل کنندهِ هر باطلی.
از امام باقر نقل شده که فرمودند:
«اذا قام قائمنا وضع یده علی رووِس العباد فجمع بها عقولهم وکَمُلَت بِها احلامُهُم؛۳۲
زمانی که قائم ما قیام کند، دست خود را بر روی سَر مردم می گذارد، وبدان وسیله، عقل های آنان واستعدادهای درونی شان جمع ومتمرکز می شود واز هرز وهدر شدن رهایی می یابد وافکار واندیشه هایشان کامل می گردد.»
ابن مسکان گوید:
از حضرت صادق(ع)، شنیدم که فرمود:
«اِن المُؤمنَ فی زَمانِ القائِمِ وهُوَ بِالمَشرِقِ لَیَری اَخاهُ الّذی فِی المَغرِبِ وکَذا الّذی فی المَغرِبِ یَری اَخاهُ الّذی فی المَشرِقِ؛۳۳
در زمان دولت قائم، یک فرد با ایمان که در مشرق باشد، برادرش را در مغرب می بیند. وآن کسی که در مغرب است، برادرش را که در مشرق می باشد، می بیند».
دانشمندان، در تحقیقات خود، بدین باور دست یافته اند که انسان ها، تاکنون بخش فراوانی از استعداد وقدرت فکری خود را نتوانسته اند مهار کنند ومورد استفاده قرار دهند. اگر انسان بتواند، به آن دست یابد، می تواند از این طرف عالم با آن طرف عالم، بدون هیچ ابزار ورسانه ای، ارتباط برقرار کند.۳۴
همهِ این محرومیّت ها، از غیبت آن عزیز است واین که بشر بدون او، از این گرفتاری ها وحرمان ها رهایی نخواهد یافت، وتا زمینه ها آماده نشود وبلوغ بشر ودرک اضطرار به او واقدام های ممکن، انجام نگیرد ووظایف دوران غیبت عملی نگردد، محرومیّت وحرمان، همچنان گریبان ما را خواهد گرفت.
آری او خازن وگنجینهِ تمامی دانش هاست، که در حدیثی از امام صادق نقل شده است:
«اَلعِلمُ سَبعَه وعشرِوُنَ حَرفاً. فجمیعُ ما جائَت بِهِ الرُّسُلُ حَرفانِ. فَلَم یَعرِفِ النّاسُ حَتی الیَومَ غَیرَ الحَرفَینِ فِاِذا قامَ قائِمُنا اَخرَجَ الخَمسَهَ والعِشرینَ حَرفاً، فَبَثّها فِی النّاسِ وضَم الَیها الحَرفینِ، حَتّی یَبَثُّها سَبعَهَ وعِشرینَ حَرفاً؛۳۵
علم، بیست وهفت حرف است. هر آن چه که تاکنون پیغمبران آورده اند، دو حرف است. وعلم ودانش مردم، بیش از دو حرف نیست واز آن فراتر نرفته است. اگر قائم ما قیام کند، بیست وپنج حرف دیگر را بیرون می آورد وآن را در میان مردم منتشر می سازد وآن دو حرف را هم به آن ها ضمیمه می کند، تا آن که بیست وهفت حرف – علم – را منتشر سازد.
«وخُزّانَ العلم۳۶»،
یعنی، تمامی علوم الهی واسرار ربانی ودانش های حقیقی وآن چه که کتاب های الهی شامل آن است، در نزد امامان معصوم(ع) ذخیره شده است. ایشان، راسخان در علم ودانایان به تأ ویل قرآن وفصل خطاب هستند. ابی بصیر گوید، که حضرت صادق(ع) فرمود:
«ما راسخان در علم هستیم وبه تأ ویل قرآن آگاه هستیم.»۳۷
بُرید بن معاویه، از امام باقر یا امام صادق(ع) روایت کرده است که حضرت در تفسیر آیهِ «وما یَعلَمُ تأ ویَلهُ الاّ الله والرّاسِخُونَ فیِ العِلم» فرمود:
«رسول خدا، در را س راسخان در علم قرار دارد؛زیرا، خداوند تمامی آن چه را که بر حضرت رسول(ص) فرو فرستاد اعمّ از تنزیل وتأ ویل، به وی آموخت وخداوند چیزی را فرو نفرستاد که حضرت رسول(ص) تأ ویل اش را نداند ونیز جانشینان آن حضرت، تمامی تفسیر وتأ ویل امور را می دانند.»۳۸
از ابی بصیر، روایت شده که گفت: از حضرت باقر(ع)، شنیدم که دربارهِ آیهِ «بَل هُوَ آیات بَیّناتٌ فی صُدُورِ الذینَ اوتوا العِلم»۳۹ سخن می گفت وبا دست به سینهِ مبارک اش اشاره کرد.۴۰
وامام صادق(ع) می فرمایند:
«صاحبان دانش امامان هستند.۴۱».۴۲
فاتِقُ کُلٍّ رَتقٍ؛
تو شکافندهِ هر امر بسته شده هستی.
گره های کور در تمامی عرصه ها به دست با کفایت تو گشوده می شود. تویی که گنج های علم ودریچه های شکوفایی استعدادها را می گشایی وآن چه که خیر است به دست تو بازگشایی می شود وآن چه که شرّ است، به دست تو بسته می شود. از همین رو است که نگاه ما به دست تو التماس می کند وزبان دل مان، این گونه «وَارتُق به فَتقَنا»۴۳ زمزمه می سُراید که
«بار خدایا! تمامی گره ها را در تمامی عرصه ها، به دست آن سفر کرده باز کن.».
وَمُحقق کلٍّ حقٍّ؛
تو ثابت کنندهِ هر حق وحقیقت هستی.»
در زیارت جامعهِ کبیره می خوانیم:
«والحقّ ُ مَعَکُم وفیکُم والیکم؛
حقّ وحقیقت، با شما ائمه همراه است. ودر پیروی از گفتار وکردار شما است وآن، چیزی است که از شما به ما رسیده است وهر حقّی که در بین مردم رواج دارد، منشأ آن، شما هستید واز شما گرفته اند.».
محمد بن مسلم گوید:
از حضرت باقر(ع) شنیدم که فرمود:
«لَیسَ عِندَ احَدٍ مِنَ النّاسِ حَقٌ ولا صَوابٌ ولا اَحَدٌ مِنَ النّاسِ یَقضی بِقَضاءِ حق اِلاّ ما خَرَجَ مِنّا اهلِ البَیتِ واذا تَشَعبت بهم الاموُرُ کانَ الخَطاء مِنهُم والصوابُ مِن عَلیٍ(ع)»۴۴
«در نزد هیچ کس از مردم، حق وراستی نیست وهیچ کس به حقّ قضاوت نمی کند، مگر این که از طریق ما اهل بیت باشد واگر امور ولایت وامامت بر شما مشتبه شد، بدانید که خطا از دیگران وحق با علی(ع) است:»
گرچه در گذشته، قدر ومنزلت شما را ندانستند واستعداد تحقق حق واجرای آن را نداشتند، ولی با ظهور تو، چهرهِ هستی دگرگون خواهد شد وتو، حقّ را حاکمیّت می بخشی وداد وعدالت را می گستری وبرکات زمین وآسمان را به نمایش می گذاری.
«ومبطل کُلٍّ باطل»
وتو در هم کوبندهِ تمامی باطل ها خواهی شد:
(وقُل جاءَ الحَقُّ وزَهَقَ الباطِلَ اِنّ الباطل کان زهوقاً)۴۵
وبگو حق آمد وباطل نابود شد، همانا باطل، نابود شدنی است.
حق، آن چنان بر باطل هجوم می برد که جایی برای آن باقی نمی گذارد ونابودش می سازد:
(نَقذِفُ بِالحِقٍّ عَلَی الباطِلِ فَیَدمغه)۴۶. باطل، کفِ روی آب آست که از آرامش وسکون حق فرصت می گیرد تا روی آن خود می نماید. اگر آب زُلال، قدرت خود را به کار گیرد وجریان توفنده وهجوم خود را به راه اندازد، آن را در هم می کوبد، به حاشیه می راند. وهمیشه، با غروب حق، باطل جرئت جلوه وطلوع یافته است ودر خلا حقّ، جسارتِ رجز خوانی وبروز را می یابد.
آن گاه که جلوهِ حقّ وخود حقّ، از سفر باز آید وطلوع کند، غروب باطل ها را به تماشا می نشینیم: «عن ابی جعفر(ع)، فی قوله تعالی: «وقل جاء الحق وزهق الباطل»، قال: «اذا قام القائم ذهبت دوله الباطل.»۴۷ امام باقر(ع)، در تفسیر این آیهِ شریف می فرماید:
«زمانی که حضرت قائم قیام کند وظهور فرماید، دولت های باطل نابود خواهند شد.».
رَضُیتک یا مَولایَ اِماماً وهادیاً وولیًّا ومُرشداً، لا اَبتَغی بِکَ بَدَلاً ولا اتخِذُ مِن دوُنِکَ وَلیًّا؛
خشنود از آن ام که ای سرور من! تو، امام وهدایت کننده وسرپرست من هستی ومرشد وجهت سازمی وهرگز جایگزینی برای تو نتوان جست وغیر از تو سرپرستی را نگزینم.
چه ابتهاج وسُروری برتر از این که سَروری مانند تو دارم؛ تو، مظهر وجلوه گاه صفات آفریدگاری ؛ تو، همان اسمای حسنی وبرترین نام ها وزیباترین آن هستی؛ تو، کانون صفات واسمای خدا هستی.
من چه بگویم؟ اگر سکوت کنم، با طوفان عشق ام به تو، چه سازم؟ اگر لب بگشایم، ناتوان ام! من، از تبار عشق ام وآواره ای در جست وجوی او، کوبه کو، نشان اش می گیرم وزمزمه های «یا ابن الحسن! یابن الحسن!» را با آبشار چشمان ام ضرب آهنگ می سازم. تو، امام وجلودار زمانه ای! همه وهمه چیز چشم نیاز به دستان تو دوخته اند؛ چون محدود ومحروم هستند وتو به بیکرانه ها معنا وجلوه می بخشی.
وتو، هادی ورهبری؛ این، تو هستی که من را با خود آشنا می سازی وآشتی می دهی وعظمت وجودی مرا به من بازخوانی می کنی وآیه های کرامت وقدر ومنزلت من را بر جان ودل ام تلاوت می کنی واز هندسهِ «قدر واستمرار وروابط» سخن می گویی تا خود را بیابم وادامهِ خویش را ببینم وبا روابط، خود را با خودم وبا دیگران وبا هستی هماهنگ وهمراه سازم.
تو، ولی وسرپرست من هستی ومرا در چتر حمایت وعنایت خویش پوشش داده ای وفقط به راهنمایی وراه نشان دادن کفایت نکرده ای. تو، سرپرست منی وتمامی حوزه های وجودی من را تحت نظر داری، سرپرستی می کنی، پوشش می دهی، ومن خود را با تو هماهنگ وهمراه می کنم.
تو «مُرشد» وجهت ساز من هستی، بعد از هدایتِ هندسهِ «قدر واستمرار وروابط»، من را در مسیر قرب ورضوان اکبر به جریان می اندازی وجهت می دهی ودر این صورت است که با اعمال وکردارم، خودم، رفعت وجودی می یابم، وخودم، زیاد می شوم، نه علم ام ، نه ذهن ام، نه جسم ام...
«لا اَبتَغی بِکَ بَدَلا»؛ ومن، چه گونه می توانم دل بِکنَم؟!
بر فرض که چنین شود، به کجا می توان رو کرد؟ کی وکجا؟ همه، محتاج اند وگرفتار! البته لاف هایی زرّین وبزک شده، بسیار است، امّا دل های خسته که به دنبال حرکتی هستند واز تنوع ها ودر جا زدن های فریبنده، دیگر آرام نمی یابند. نمی توان به اینان دل خوش ودل مشغول داشت. من چه گونه می توانم از «تنها راه» نجات، چشم بپوشم؟ من، با تمام وجودم، یافته ام که «مَن ا تاکم نجی»۴۸
هر که به آستانهِ شما در آید، راهیاب می شود ونجات می یابد.
آخر، به غیر از این آستانه، به کجا می توانم رو کنم؟! آیا راهی هست؟ تو کدامین زیبایی را نداری که من می خواهم؟ ودیگران، کدامین از آن ها را می توانند داشته باشند؟!
«ولا اَتخِذُ مِن دُونِکَ وَلیًّا؛
ومن، هرگز، غیر تو را سرپرست خود برنمی گزینم.
تو، آگاه بر تمام راه هستی وآزاد از تمامی جلوه ها وکشش ها هستی. تو، ما را برای خودت نمی خواهی، همانند دیگران که خود خواه هستند. تو،خدا خواهی وما را برای خدا می خواهی.
من، هرگز، نمی توانم از آستان عشق تو نشان دیگری را بجویم! هرگز!۴۹
از اوجِ «سلام» که زبان معرفت ومحبّت وطاعت تو است به عروج «شهود» وحضورِ در معرفت ومحبت وطاعت تو راهیاب می شویم، ودر این حضور، خود را همدل وهماهنگ وهمراه با سنّت های حاکم بر هستی یافته، ودر حزب غالب تو واز دوستان فوز یافته وسرافراز تو می گردیم، وبا این عشق سرشار، از مولای خود وامام وهادی وولیّ ومرشدِ خویش، هرگز نمی توانیم از «تنها راه» چشم بپوشیم وجایگزین دیگر؛ برگزینیم.
 

نویسنده: صادق سهرابی- فصلنامه انتظار شماره (۸-۹)

پى نوشت ها:
۱. دعای ندبه.
۲. دشمن چهار گانهِ انسان ها؛ نفس، دنیا، شیطان، مردم.ر.ک صراط، استاد صفایی، ص ۴۷ و۴۸ و۴۹ و۶۴ و۶۵.
۳. دعای ندبه. «این السبب المتصل بین الارض والسماء».
۴. الرحمهً الموصوله. زیارت جامعه کبیره.
۵. دعای حضرت صاحب الامر. مفاتیح.
۶. دعاهای هر روز ماه رجب، مفاتیح.
۷. همان.
۸. المختصربصایر الدرجات، حلی، ص ۱۲۹. حدیث از امام صادق(ع) است.
۹. زیارت جامعه کبیره.
۱۰. دعای حضرت صاحب الامر، فصل نامهِ انتظار، ش ۷، مقالهِ تنها راه.
۱۱. نمل، ۱۴.
۱۲. نور الثقلین، ج ۱، ص ۹۹، ح ۲۷۷.
۱۳. بقره، ۱۴۶.
۱۴. فتح، ۲۹.
۱۵. بقره: ۸۹.
۱۶. بقره: ۸۹.
۱۷. نورالثقلین، ج ۱، ص ۹۹ – ۱۰۰، ح ۲۷۸.
۱۸. زیارت جامعهِ کبیره.
۱۹. المستدرک، حاکم نیشابوری، ج ۱، ص ۳۰۶.
۲۰. بحارالانوار، ج ۳۹، ص ۸۴.
۲۱. شرح زیارت جامعه، عبدالله شبّر، ص ۱۷۵.
۲۲. اصول کافی، ج ۱، ص ۲۸۷.
۲۳. تنها راه، (فصلنامهِ انتظار، ش ۳، ص ۲۴۸).
۲۴. ان هذا القران یهدی للتی هی ا قوم.
۲۵. زیارت جامعه کبیره.
۲۶. زیارت جامعهِ کبیره.
۲۷. مائده، ۵۶.
۲۸. مائده، ۵۶.
۲۹. بصائر الدرجات، ص ۴۸۹، ح ۸.
۳۰. فصلنامهِ انتظار، ش ۷، مقالهِ «تنها راه».
۳۱. دعا برای امام زمان (عجل الله فرجه).
۳۲. بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۲۸، ح ۴۷؛ اصول کافی، ج ۱، ص ۲۵، وج ۲، ص۳۹۲.
۳۳. بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۹۱، ح ۲۱۳.
۳۴. از بیانات مقام معظم رهبری برای گروه مهدویت استفاده شده است.
۳۵. بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۳۶، ح ۷۳.
۳۶. زیارت جامعهِ کبیره.
۳۷. کافی، کتاب الحجه، راسخون فی العلم.
۳۸. کافی، ج ۱، کتاب الحُجّه، باب راسخون فی العلم.
۳۹. عنکبوت، ۴۹.
۴۰. کافی، ج ۱، باب ان الائمّه قد اوتواالعلم واثبت فی صدورهم.
۴۱. همان.
۴۲. شرح زیارت جامعه کبیره، شبّر، ص ۵۸ – ۵۹.
۴۳. دعای افتتاح.
۴۴. کافی، ج ۲، ص ۲۵، ح ۱.
۴۵. اسراء، ۸۱.
۴۶. انبیاء ۱۸.
۴۷. نور الثقلین، ج ۳، ص۲۱۲، ح ۴۰۷.
۴۸. زیارت جامعه کبیره.
۴۹. همان.

%ب ظ، %20 %660 %1396 ساعت %14:%مرداد

موضوع بحث, اثبات وجود مقدس حضرت بقیت الله الاعظم, امام عصرـ ارواحنافداه ـ بر اساس دلایل عقلی است. روشی را كه برای اثبات این مطلب از نظر عقل برگزیده ایم, روش معروف منطقی به نام روش (سبر و تقسیم) است كه آن را روش (تردید) نیز گفته اند. از این روش, متكلمان امامیه در كتاب های كلامی خود بهره برده اند; از جمله شیخ طوسی, در كتاب الغیبه بر اساس این روش, بر وجود حضرت امام عصر ـ ارواحنافداه ـ استدلال كرده است. قبل از ایشان, سید مرتضی در كتاب الذخیره و دیگر كتاب های مربوط به مسئله ی امامت این روش را به كار گرفته است و قبل از سید مرتضی, شیخ مفید در آثار مربوط به مسئله ی مهدویت و امام عصر(عجل الله فرجه) از این روش استفاده كرده است.
در این جا چند نكته را به عنوان پیش درآمد بحث یادآور می شوم:
نكته ی اول
نكته ی اول این است كه از دیدگاه شیعه, مسئله ی امامت از مسائل كلامی است و تحت عنوان (وجوب علی الله) مطرح می شود; مانند مسئله ی نبوت از دیدگاه متكلمانی كه به حسن و قبح عقلی اعتقاد دارند. قائلان به حسن و قبح عقلی متكلمان امامیه, معتزله و (ماتریدیه)اند. متكلمان (ماتریدیه) از نظر فقهی, حنفی مذهب اند و از نظر كلامی, پیرو ابومنصور ماتریدی(2) می باشند و به قاعده یحسن و قبح عقلی اعتقاد دارند.(3) اشاعره چنین اعتقادی ندارند; به (وجوب علی الله) معتقد نیستند; به استثنای بعضی از متفكرانشان مانند شیخ عبده. امامیه معتقداند كه امامت از صغریات حسن و قبح عقلی و وجوب علی الله است. نزاع بین امامیه و معتزله و طرف داران حسن و قبح عقلی, نزاع كبروی نیست, نزاع صغروی است. آن ها قبول دارند كه نبوت از مصادیق آن قاعده است, اما امامت را از مصادیق آن نمی دانند. ما فعلا از دیدگاه شیعه سخن می گوییم. بنابراین نكته ی اول این شد كه امامت از دیدگاه شیعه, مسئله ای كلامی و تحت عنوان (وجوب علی الله) است و از مصادیق حسن و قبح عقلی می باشد.
نكته ی دوم
نكته ی دوم این كه همان گونه كه نبوت به دو گونه ی: نبوت عامه و نبوت خاصه تقسیم شده است. امامت نیز به امامت عامه و امامت خاصه تقسیم می شود. مقصود از امامت عامه بحث های كلان و كلی امامت است; این كه امامت امری است بایستنی و لازم, حسن امامت, چیستی و یا فلسفه ی امامت, غایات امامت و صفات و بایستگی هایی كه امام باید داشته باشد و راه شناخت امام, این ها مباحث مربوط به امامت عامه است. اما این كه مصادیق و اشخاص و كسانی كه منصب امامت در آن ها تعین و تجلی پیدا می كند چه كسانی اند این می شود بحث امامت خاصه; همان گونه كه در نبوت نیز نبوت خاصه به این مسئله یعنی مصادیق و موارد می پردازد.
همه ی مذاهب اسلامی در اصل وجوب امام و امامت اتفاق نظر دارند; جز یك قول شاذ و نادری كه به برخی از خوارج و معتزله نسبت داده شده است; فرقه ی اباضیه (خوارج امروزی) به چنین مطلبی اعتقاد ندارند. كتاب های آن ها را من نگاه كرده ام و با علمای آن ها از نزدیك تماس داشته ام, آن ها به وجوب امامت معتقدند. به قول سید مرتضی در كتاب الذخیره هر چند نخستین فرقه خوارج یعنی محكمه به لحاظ تئوری اصل امامت و لزوم امامت را منكر شدند, اما در زندگی خود عملا بدون رهبر و امام زندگی نكرده اند. بنابراین هیچ یك از مذاهب منكر اصل وجوب امامت نیست. اختلافی كه بین شیعه و سایر مذاهب اسلامی است, در صفات امام است. عصمت یكی از صفات مهم یا مهم ترین صفت در مسئله ی امامت است كه شیعه به آن عقیده دارد و دیگران آن را لازم نمی دانند.
نكته ی سوم
نكته ی سوم این كه اگر ما بخواهیم از زاویه ی ابزار و راه شناخت, یك بحث معرفت شناختی به مسئله ی امامت بنگریم, باید بگوییم امامت مسئله ای است عقلی و نقلی; یعنی هم می توانیم از ابزار عقلی استفاده كنیم و هم ابزار نقلی.
اصولا مسائل اعتقادی سه دسته اند: یك دسته مسائل عقلی محض اند و از راه نقل نمی توان آن ها را اثبات كرد مانند وجود خداوند, علم خداوند, حكمت خداوند و مانند هر عقیده ای كه مبنای شریعت و وحی باشد. این گونه عقاید را نمی توان از راه شرع اثبات كرد; زیرا به دور و مصادره ی به مطلوب می انجامد. دسته ای از عقاید, نقلی محض اند و عقل در آن جا هیچ راهی ندارد; مانند مسائل جزئی مربوط به معاد. به قول ابن سینا در مسئله ی معاد جسمانی, یعنی جزئیات و مسائل مربوط به این قسم معاد, دست عقل كوتاه است. چگونگی عذاب, نعمت های بهشتی, صراط, میزان و مانند آن, مسائلی است كه از راه نقل به ما رسیده و عقل تنها می تواند مبنای نقلی را اثبات كند كه همان وحی باشد.
دسته ی سوم, مسائل اعتقادی است كه هم از راه عقل و هم از راه نقل قابل اثبات است. توحید و اصل یگانگی خداوند از این گونه مسائل است. مسئله ی امامت از آن دسته مسائل اعتقادی است كه هم با عقل می توان آن را بررسی كرد و هم از طریق نقل.
نكته ی چهارم
بحث دیگر این است كه ما وقتی می خواهیم با كسانی كه در مسئله ی امام عصر(عجل الله فرجه) سخن دارند گفت وگو كنیم, باید جایگاه مخاطب خود را از نظر ایدئولوژیكی و از نظر مكتبی و مذهبی بیابیم. با همه نمی توان یك سان سخن گفت.
در مسئله ی مهدویت و وجود مقدس امام عصر(عجل الله فرجه) اگر بخواهیم با یك ماتریالیست بحث كنیم, باید به شیوه ای وارد بحث شویم كه با مبانی كلی عقلی از ره گذر اثبات دین, وجود خدا و نبوت, راه را برای بحث مربوط به امام عصر(عجل الله فرجه) هموار كنیم; زیرا این یكی از مسائل اعتقادی است كه متفرع بر اصل امامت و توحید است.
با هر فرقه ای باید مطابق عقاید و تفكراتشان سخن را آغاز كنیم. من الان با مسلم گرفتن اصل اعتقاد به خدا سخن می گویم. اگر كسی این اعتقاد را نمی پذیرد, حاضریم برگردیم و آن بحث را از نو شروع كنیم. من به عنوان یك مسلمان و با جهان بینی اسلامی سخن می گویم و می خواهم وجود امام عصر(عجل الله فرجه) را از راه عقلی اثبات كنم.
ضرورت وجود امام
وجود امام و خلیفه ی پیغمبر و امام مسلمین, مورد قبول همه ی مذاهب اسلامی اعم از شیعه و سنی و اشعری و ماتریدیه و ... است. این مسئله به قدری اهمیت دارد كه وقتی به اهل سنت درباره ی ماجرای سقیفه اعتراض شود كه چرا عده ای از صحابه و از جمله خلیفه ی اول و دوم هنوز بدن پیامبر(صلى الله علیه وآله) را غسل و كفن و دفن نكرده, به مسئله ی جانشینی پرداختند, می گویند به دلیل اهمیت امامت و رهبری. مسئله ی امت اسلامی, مهم تر از تجهیز و كفن و دفن پیامبر است.
پس مسئله ی ضرورت امامت, مسئله ای بسیار جدی است. اهل سنت در این كه امامت امری لازم و قطعی است, گاهی به دلیل عقلی استدلال می كنند و گاهی به دلیل نقلی. حدیث معروف نبوی: (... من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه);(4) مشهور بین فریقین است.
در كتاب های كلامی مثل شرح عقاید نسفیه, شرح مقاصد و جاهای دیگر, بر ضرورت امامت به همین حدیث استدلال و استناد كرده اند. اصل وجود امام ضروری است و مقید به قید زمان هم نیست. اصل ضرورت وجود امام, اگر عقلی است تخصیصی ندارد. ملاك حكم عقلی عام است و اگر مستندش این حدیث و مانند آن باشد, عموم و اطلاق دارد; مقید به زمان نیست; پس زمان ما را هم شامل می شود.
صفات امام
اكنون سخن در این است كه امامی كه باید وجود داشته باشد, چه كسی است و چه صفاتی باید داشته باشد.؟
امام باید معصوم باشد. ادله ی عصمت, عقلی و نقلی است. در كتاب های كشف المراد, نهج الحق و دیگر كتاب های كلامی شیعه به طور مفصل به این مسئله پرداخته اند. بنابراین, اصل ضرورت عصمت را به عنوان یكی از مبانی اعتقادی پذیرفته ایم. اگر كسی در این مسئله سخنی دارد, باید برگردیم به مباحث عمومی امامت و در باب عصمت بحث كنیم. یكی از ادله ی نقلی اش این آیه ی شریفه است:
(و اذ ابتلی ابراهیم ربه بكلمـت فإتمهن قال انی جاعلك للناس اماما قال و من ذریتی قال لا ینال عهدی الظــلمین);(5)
(ای پیامبر به خاطر آور) هنگامی كه خداوند, ابراهیم(علیه السلام) را با وسایل گوناگونی آزمود; و او به خوبی از عهده ی این آزمایش ها بر آمد. خداوند به او فرمود: (من تو را امام و پیشوای مردم قرار دادم.) ابراهیم عرض كرد: (از دودمان من (نیز امامانی قرار بده.) خداوند فرمود: (پیمان من, به ستم كاران نمی رسد (و تنها آن دسته از فرزندان تو كه پاك و معصوم باشند, شایسته ی این مقامند).
بررسی مذاهب موجود
با توجه به این مقدمات, باید مذاهب موجود در جهان اسلام را بر مبنای قانون سیر و تقسیم بررسی كنیم و دیدگاه های آن ها را درباره ی امام و خلیفه ی پیامبر مطالعه كنیم.
الف: فرقه های اهل سنت
جمعی از مسلمانان قائل به امامت اند; اما قائل به امامت معصوم نیستند. اصل لزوم عصمت این نظریه را باطل می كند; البته جای این سخن هست كه برگردیم و درباره ی ادله ی عصمت بحث كنیم; ولی بحث مربوط به امام غایب و امام عصر, از مباحث امامت خاصه است. همان گونه كه گفتیم مباحث امامت عامه بر مباحث امامت خاصه تقدم دارد. اگر در باب نبوت پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) یا حضرت موسی یا حضرت عیسی(علیهماالسلام) كه نبوت خاصه است سخن بگوییم, اصل ضرورت نبوت را قبلا پذیرفته ایم. اگر كسی نپذیرفت, باید یك قدم به عقب برگردیم و نبوت عامه را بحث بكنیم. پس همه ی مذاهب اهل سنت كه به امامت غیر معصوم قائل اند, بر اساس اصل عصمت امامت, آن اشخاص نمی توانند مصداق آن امامی باشند كه باید ویژگی عصمت داشته باشد.
ب: فرقه های تشیع
در درون مذهب شیعه و در خانواده ی تشیع مذاهبی به وجود آمده است; كیسانیه, زیدیه, ناووسیه, واقفیه, اسماعیلیه و اثنا عشریه. البته من فقط مذاهب عمده را برشمردم. برخی از صاحبان ملل و نحل فرقه های بسیاری برای شیعه ذكر كرده اند ولی این اقوال مبنای استواری ندارد. مرحوم علامه ی طباطبایی در كتاب شیعه در اسلام می فرماید: اگر خواسته باشیم مذاهب یك آیین را بررسی كنیم, باید محور را ببینیم. امامت محور تشیع است. مذاهب و فرق شیعی اگر در محور امامت اختلافی دارند, ملاك مذهب خاص و فرقه ی خاص می شود.
كیسانیه كسانی اند كه به امامت محمد حنفیه قائل شدند و امامت امام زین العابدین(علیه السلام) بعد از شهادت امام حسین(علیه السلام) را نپذیرفتند و معتقدند كه محمد حنفیه زنده است و این همان امام موعود است كه زمانی قیام خواهد كرد. از نظر ما, عقیده ی كیسانیه باطل است; چرا كه اولا, محمد حنفیه معصوم نیست; بنابراین شرط عصمت را كه برای امامت لازم است, ندارد و تخصصا از امامت خارج می شود. ثانیا محمد حنفیه ادعای امامت نكرده است.
فرقه ی كیسانیه خود را منسوب به محمد حنفیه می كنند; گرچه داستانی به نام احتجاج نقل شده كه محمد حنفیه و امام زین العابدین(علیه السلام) در كنار حجرالاسود احتجاج كردند و حجرالاسود بر امامت زین العابدین(علیه السلام) شهادت داد; ولی به نظر می رسد این صحنه, تدبیری بود برای نشان دادن بطلان عقیده ی كسانی كه گمان می كردند محمد حنفیه امام است. خود محمد حنفیه چنین ادعایی نداشت. شخصیتی است كه امام حسین(علیه السلام) او را معتمد خود در مدینه قرار می دهد و به سفر مكه می رود. وانگهی نصوصی كه خلفای دوازده گانه را مشخص كرده است, باطل كننده ی این عقیده خواهد بود. بنابراین, كیسانیه از جرگه ی شیعه امامیه خارج شدند.
زیدیه نیز گروهی اند كه زید فرزند امام زین العابدین(علیه السلام) را امام می دانند. عقیده ی آن ها اجمالا این است كه امام باید زاهد باشد, هاشمی و فاطمی باشد, شجاع, عالم و مشهر بالسیف باشد; یعنی اهل تقیه نباشد. بر این اساس امام زین العابدین(علیه السلام) را امام علم و زهد می دانند; نه امام جهاد.
گفتنی است كه اینان, امامت را به جناب زید نسبت داده اند. زیدی كه امام صادق(علیه السلام) برای او دعا می كند و در شهادت او گریه می كند, چنین شخصیتی امكان ندارد ادعای امامت كرده باشد. در این صورت, مورد عنایت امام صادق و امام باقر(علیهماالسلام) قرار نمی گرفت. با توجه به این دو دلیل, مذهب زیدیه نیز باطل است.
ناووسیه نیز كسانی بودند كه امام جعفر صادق(علیه السلام) را آخرین امام می دانستند و معتقد بودند كه ایشان از دنیا نرفته و زنده است و زمانی بازخواهد گشت و در واقع, مهدی موعود اوست. اینان شخصی را امام می دانند كه معصوم است. از این نظر موقعیت شان با زیدیه و كیسانیه متفاوت است. اما ادله و شواهد روشن مربوط به شهادت و وفات امام جعفر صادق(علیه السلام) به عنوان یك واقعیت مسلم تاریخی و هم چنین احادیثی كه درباره ی امامان دوازده گانه است, این عقیده را باطل می كند.
واقفیه نیز كسانی اند كه امام موسی كاظم(علیه السلام) را آخرین امام می دانستند. اینان نیز همانند ناووسیه اند.
اسماعیلیه كسانی اند كه اسماعیل فرزند بزرگ امام صادق(علیه السلام) را امام می دانند. مسئله بر این ها مشتبه شده; چون اسماعیل بر خلاف چیزهایی كه بعضی وقت ها گفته می شود و نسبت هایی كه به ایشان داده شده, شخصیت پرهیزگار و شایسته ای بوده است. احترام امام جعفر صادق(علیه السلام) به ایشان و بزرگی سن ایشان باعث این شبهه شد و عده ای گمان كردند كه اسماعیل جانشین امام صادق(علیه السلام) است; ولی اسماعیل در زمان خود امام صادق(علیه السلام) از دنیا رفت و بعد هم امام صادق(علیه السلام) برای این كه شبهه زدایی كند, چند بار تابوت و جنازه را زمین گذاشت و روی جنازه را كنار زد و به مردم نشان داد كه او از دنیا رفته است.
البته عده ای هم مرگ اسماعیل را قبول كردند و گفتند امامت به فرزندش محمد بن اسماعیل منتقل شده است. بهره, مستعلیه, دروزیه, فرقه های باقی مانده از اسماعیلیه در عصر ما هستند. نه اسماعیل, نه محمد بن اسماعیل و نه افراد دیگر, معصوم نبودند و بنا به دلایل پیش گفته, از فرقه های باطل اند; وانگهی مرگ اسماعیل یك واقعیت تاریخی است.
نتیجه ی بررسی
بنابراین با استفاده از قاعده ی سبر و تقسیم, فقط شیعه ی دوازده امامی باقی می ماند كه عقیده دارد در عصر ما امام لازم است; آن هم امام معصوم كه مصداق آن حضرت حجت بن الحسن العسكری(علیهماالسلام) است.
مسلمانان اجماع دارند بر این كه حقیقت و حق از امت اسلامی خارج نیست; نه در مسیحیت است و نه در یهودیت و نه در فرقه ها و آیین های دیگر. و این حقیقت, نمی تواند در مذاهب دیگری غیر از شیعه باشد; چرا كه این مذاهب با توجه به مواردی كه یاد شد, در مسئله ی امامت راه صواب را نپیموده اند.
غیر از شیعیان دوازده امامی, عقاید دیگر مذاهب اسلامی با ضوابط و معیارهایی كه در امامت عامه گفتیم مطابقت ندارد. باز هم تإكید می كنم كه بحث ما در امامت خاصه است و امامت خاصه متفرع بر امامت عامه است. ما در امامت خاصه سخن می گوئیم; امامت عامه مفروغ عنه است و در این مسئله, اصل موضوع ما حساب می شود. با توجه به مباحث امامت عامه كه گفتیم و با توجه به این قاعده كه حق, از امت اسلامی خارج نیست, نتیجه می گیریم كه حق منحصر در شیعه ی دوازده امامی است.
برهان سبر و تقسیم می گوید در مذهب تشیع این امامت با این ویژگی های خاص وجود دارد. در مذهب تشیع ادله و شواهدی وجود دارد بر این كه مصداق امام را معین می كند. اخبار تولد و ولادت حضرت(عجل الله فرجه), مشاهده شدن آن حضرت در زمان پدر, مشاهده و ملاقات آن حضرت توسط افراد بسیاری بعد از شهادت امام حسن عسكری(علیه السلام) در عصر غیبت صغرا, و ملاقات ها و مشاهداتی كه در عصر غیبت كبرا صورت گرفته, مجموعه ی شواهدی هستند كه مصداق معین را نشان می دهند كه وجود مقدس حضرت مهدی ـ ارواحنا فداه ـ خواهد بود.
سخن پایانی
پایان بخش سخنم جمله ای از امیرمومنان است كه فرمودند:
اللهم بلی! لا تخلو الارض من قائم لله بحجه اما ظاهرا مشهورا و اما خائفا مغمورا لئلا تبطل حجج الله و بیناته ... ;(6)
خدایا آری! زمین از برپا كننده ای كه جانشینی خدا را به دست گرفته است, خالی نمی ماند كه این حجت یا نمایان و آشكار است و یا ترسیده و پنهان. مبادا كه حجج و گواهی های خدا تعطیل شوند... .
تا خدا خدایی می كند, تا این زمین برپاست و بشر در آن زندگی می كند, حجت خدا باید باشد. این حجت یا ظاهر و شناخته شده است یا خائف و مغمور. برای این كه حجت های الهی و بینات احكام الهی باطل نشود.
این, اصلی است كه مقتضای الوهیت الله است. منظور امام علی(علیه السلام) این است كه ظلم باعث می شود حجت خدا پنهان شود. ابن ابی الحدید درباره ی این عبارت می گوید:
... هذا یكاد یكون تصریحا بمذهب الامامیه ... الا ان اصحابنا یحملونه علی ان المراد به الابدال ... الذین وردت الاخبار النبویه عنهم انهم فی الارض سائحون ... ;(7)
... این جمله ای كه امیرالمومنین(علیه السلام) فرموده است تصریح به مذهب امامیه دارد ... اما اصحاب معتزلی ما این جمله ی امام را حمل می كنند بر ابدال ...(8) اخبار نبویه داریم كه این ها در زمین در حال گشت و گذارند و وجود دارند... .
... فمنهم من یعرف و منهم من لا یعرف و انهم لا یموتون حتی یودعوا السر و هو العرفان عند قوم آخرین ... ;(9)
... برخی شناخته می شوند و برخی دیگر شناخته نمی شوند, و آنان از دنیا نمی روند مگر این كه راز را كه همان شناخت است, پیش مردمی دیگر می سپارند ... .
ما هم قبول داریم این را كه كسی هست و باید باشد, ولی مقام او مقام قیادت و امامت و خلافت به آن معنای مصطلح كلامی نیست; بلكه مقام ابدال است.
این سخن ابن ابی الحدید یك اشكال دارد و آن این است كه همان گونه كه امام علی(علیه السلام) فرمود: برخی از قرآن برخی دیگر را بیان می كند:
... ینطق بعضه ببعض و یشهد بعضه علی بعض ... ;(10)
... (قرآن) بخشی از بخش دیگر سخن می گوید و به هم دیگر گواهی می دهد ... .
نهج البلاغه نیز همین گونه است. باید ببینیم مراد حضرت از این حجت چیست؟ رجوع می كنیم به خطبه ی اول نهج البلاغه امام(علیه السلام) در این جا فرموده است:
... و لم یخل الله سبحانه خلقه من نبی مرسل او كتاب منزل او حجه لازمه او محجه قائمه ... ;(11)
... خدای سبحان, خلق خود را از پیامبری فرستاده یا كتابی فرود آمده یا حجتی لازم شده و یا راه راست بر پا شده, خالی نگذاشته است ... .
بحث, مربوط به نبوت است. این حجتی كه امام مطرح می كند, در حد و ردیف نبوت است. نه آن چه به عنوان قلب و مرشد از آن یاد می شود.
حال سوال این می شود كه اگر فلسفه ی وجود امام این است كه حجت ها و بینات باطل نشود كه مشعل هدایت برای جامعه باشد, پس فلسفه ی غیبت امام چیست؟ باید بگوییم این سوال بعد از اثبات وجود امام معصوم مطرح می شود, بحث كنونی ما درباره ی اثبات وجود امام معصوم است. حال كه ضرورت وجود امام معصوم ثابت شد, مسئله ی فلسفه ی غیبت امام مطرح می شود. كه باید در نوبت و مناسبتی دیگر به آن بپردازیم.
والسلام علیكم و رحمت الله و بركاته

 

پی نوشت ها:
رسیدگی به كار مردم
ارخص نفسك و اجعل مجلسك فی الدهلیز واقض حوائج الناس;
خودت را (برای خدمت) در اختیار مردم بگذار ومحل نشستن خویش را در ورودی خانه قرار بده , و حوایج مردم را برآور.
از سخنان امام زمان (عجل الله فرجه)
كتاب فرمایشات حضرت بقیت الله, ص 170.
. استاد حوزه, نویسنده و محقق.
. متوفای سال 333 ه 39; . ق.
. ر.ك: علی ربانی گلپایگانی, القواعد الكلامیه.
. شیخ حر عاملی, وسائل الشیعه, ج 16, ص ;246 شیخ طوسی, كمال الدین, ج 2, ص 409. ... كسی كه از دنیا برود در حالی كه امام زمان خود را نشناخته است, هم چون اهل جاهلیت از دنیا رفته است.
. سوره ی بقره(2), آیه ی 124.
. نهج البلاغه, كلمات قصار, شماره 147, فراز 11.
. ابن ابی الحدید, شرح نهج البلاغه, ج 18, ص 350.
. ابدال یعنی همان قطب ها یعنی پیش آهنگان, پیشوایان معرفت كه برای اهل تصوف و معرفت مطرح هستند.
. پیشین, ص 350 ـ 346.
. نهج البلاغه, ص 193.
. نهج البلاغه, ص 43, خطبه ی اول; شرح نهج البلاغه, ج 18, ص 346.

 

%ب ظ، %08 %758 %1396 ساعت %17:%خرداد

مقدمه:
با غیبت امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف،شیعیان،مسلمانان و همه جهانیان دچار محرومیتی جانکاه و عمیق شدند. شیعه در این عصر با پذیرش مسئولیت تاریخی خود برای خروج از این محرومیت ،چشم به راه موعود و عصر ظهور ،به انتظار ایستاد؛انتظاری که بار سنگین رسالت زمینه سازی برای ظهور را با خود به همراه داشت؛چرا که انتظار عمل است و برترین عمل ها(افضل الاعمال انتظار الفرج)(1)،جهاد است و بهترین جهادها (افضل جهاد امتی انتظار الفرج)(2).انتظار آمادگی است و زمینه سازی (من انتظر امراً تهیأ له )(3)؛آمادگی و زمینه سازی برای همه خوبی ها و زیبایی ها و رهایی از همه حرمان ها و محرومیت ها . انتظار تعهد است و مسئولیت (المنتظر لامرنا کالمتشحّط بدمه فی سبیل الله )(4)و این همه یعنی رسالت بزرگ شیعه و میثاق تاریخی او در غیبت امام در هر صبح و شام (و انتظر الفرج صباحاً و مساءاً)(5).رسالت منتظران در عصر غیبت ،زمنیه سازی برای ظهور است ؛«یخرج ناسٌ من المشرق فیوطّئون للمهدی یعنی سلطانه»(6)،«لِیعدنّ احدُکم لخروج القائم و لو سهماً»(7)،«من ارتبط دابه متوقعاً به امرنا....»(8)
زمینه سازی کلمه نیست ،روح است و معنا ،حرکت است و پویایی ،شور است و نشاط.
زمینه سازی همراهی با امام و هم افق شدن با اهداف بلند و میثاق با آرمان های بالنده اوست.

ادامه مقاله را در لینک زیر مطالعه فرمایید


 

%ب ظ، %04 %769 %1395 ساعت %17:%بهمن

چکیده:

شاید بتوان گفت، جامع‌ترین بیان برای تعریف دعا، «طلب به معنای عام» است كه طلب تکوینی و سؤال و درخواست فطری را شامل می‌شود. در واقع دعا، طلب خلق از خالق هستی و ایجاد ارتباط با او از طریق زبان سر، زبان قلب و زبان تکوین است.

در نظام هستی، توجه خاصّ خداوند متعال بر بندگان، زمانی است که آنها از آمادگی، قابلیت و استعداد لازم برخوردار باشند. استعداد پذیرش عنایت خاص الهی، وقتی شکل می‌گیرد که آدمی به جایگاه فقر و نیازمندی خویش آگاهی یابد و خالق هستی و غنای محض را به خوبی بشناسد. قرآن كریم می‌فرماید: «یا أَیهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّـهِ وَاللَّـهُ هُوَ الْغَنِی الْحـَمِیدُ»؛
اى مردم! شما به خدا نیازمندید، و خداوند بى‏نیازِ ستوده است.

شناخت مقام فقر خود و مقام غنای او، بسترهای لازم را برای ایجاد قابلیت و استعداد پذیرش عنایت خاصّ الهی، فراهم می‌سازد. از این‌رو، دعا زبان گویای فقر و افتقار آدمی و زبان گویای عبودیت و فلسفه خلقت و آفرینش است. به همین دلیل، پیامبر اکرم(ص) سرافرازانه صلا می‌زند: «الفقر فخری و به أفتخر»؛ و فقر خویش را ملاک افتخار می‌نامد. شناخت فقر و افتقار، به آدمی درجه افتخارآفرین می‌بخشد و قابلیت و عیار او را ارتقا می‌دهد؛ هم‌چنان‌که امام حسین(علیه السلام) در روز عرفه نجوا می‌نمود: ها أنا أتوسل إلیك بفقری إلیك؛
اکنون به نیاز و فقرم، به تو متوسل شده‌ام.

از همین‌رو، قرآن می‌فرماید: قُلْ مَا یعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّی لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ؛
[ای پیامبر] بگو: اگر دعاى شما نباشد، پروردگارم هیچ اعتنایى به شما نمى‏كند.
دعا، مرکز و ثقل کانونی توجه و عنایت حضرت حق به بندگان است.

ادامه مقاله را از لینک زیر دریافت نمایید.


 

%ب ظ، %04 %763 %1395 ساعت %17:%بهمن

ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان امام حسین علیه‌السلام بر تمام مسلمین جهان تسلیت باد.ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان امام حسین علیه‌السلام بر تمام مسلمین جهان تسلیت باد.ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان امام حسین علیه‌السلام بر تمام مسلمین جهان تسلیت باد.ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان امام حسین علیه‌السلام بر تمام مسلمین جهان تسلیت باد.ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان امام حسین علیه‌السلام بر تمام مسلمین جهان تسلیت باد.ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان امام حسین علیه‌السلام بر تمام مسلمین جهان تسلیت باد.ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان امام حسین علیه‌السلام بر تمام مسلمین جهان تسلیت باد.ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان امام حسین علیه‌السلام بر تمام مسلمین جهان تسلیت باد.ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان امام حسین علیه‌السلام بر تمام مسلمین جهان تسلیت باد.ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان امام حسین علیه‌السلام بر تمام مسلمین جهان تسلیت باد.ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان امام حسین علیه‌السلام بر تمام مسلمین جهان تسلیت باد.ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان امام حسین علیه‌السلام بر تمام مسلمین جهان تسلیت باد.ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان امام حسین علیه‌السلام بر تمام مسلمین جهان تسلیت باد.ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان امام حسین علیه‌السلام بر تمام مسلمین جهان تسلیت باد.ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان امام حسین علیه‌السلام بر تمام مسلمین جهان تسلیت باد.ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان امام حسین علیه‌السلام بر تمام مسلمین جهان تسلیت باد.ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان امام حسین علیه‌السلام بر تمام مسلمین جهان تسلیت باد.ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان امام حسین علیه‌السلام بر تمام مسلمین جهان تسلیت باد.ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان امام حسین علیه‌السلام بر تمام مسلمین جهان تسلیت باد.ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان امام حسین علیه‌السلام بر تمام مسلمین جهان تسلیت باد.ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان امام حسین علیه‌السلام بر تمام مسلمین جهان تسلیت باد.ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان امام حسین علیه‌السلام بر تمام مسلمین جهان تسلیت باد.ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان امام حسین علیه‌السلام بر تمام مسلمین جهان تسلیت باد.ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان امام حسین علیه‌السلام بر تمام مسلمین جهان تسلیت باد.ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان امام حسین علیه‌السلام بر تمام مسلمین جهان تسلیت باد.ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان امام حسین علیه‌السلام بر تمام مسلمین جهان تسلیت باد.ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان امام حسین علیه‌السلام بر تمام مسلمین جهان تسلیت باد.ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان امام حسین علیه‌السلام بر تمام مسلمین جهان تسلیت باد.ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان امام حسین علیه‌السلام بر تمام مسلمین جهان تسلیت باد.ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان امام حسین علیه‌السلام بر تمام مسلمین جهان تسلیت باد.ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان امام حسین علیه‌السلام بر تمام مسلمین جهان تسلیت باد.ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان امام حسین علیه‌السلام بر تمام مسلمین جهان تسلیت باد.ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان امام حسین علیه‌السلام بر تمام مسلمین جهان تسلیت باد.ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان امام حسین علیه‌السلام بر تمام مسلمین جهان تسلیت باد.ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان امام حسین علیه‌السلام بر تمام مسلمین جهان تسلیت باد.ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان امام حسین علیه‌السلام بر تمام مسلمین جهان تسلیت باد.

%ق ظ، %12 %265 %1394 ساعت %05:%خرداد

به مناسبت فرارسیدن سال روز شهادت امام حسین علیه‌السلام.به مناسبت فرارسیدن سال روز شهادت امام حسین علیه‌السلام.به مناسبت فرارسیدن سال روز شهادت امام حسین علیه‌السلام.به مناسبت فرارسیدن سال روز شهادت امام حسین علیه‌السلام.به مناسبت فرارسیدن سال روز شهادت امام حسین علیه‌السلام.به مناسبت فرارسیدن سال روز شهادت امام حسین علیه‌السلام.به مناسبت فرارسیدن سال روز شهادت امام حسین علیه‌السلام.به مناسبت فرارسیدن سال روز شهادت امام حسین علیه‌السلام.به مناسبت فرارسیدن سال روز شهادت امام حسین علیه‌السلام.به مناسبت فرارسیدن سال روز شهادت امام حسین علیه‌السلام.به مناسبت فرارسیدن سال روز شهادت امام حسین علیه‌السلام.به مناسبت فرارسیدن سال روز شهادت امام حسین علیه‌السلام.به مناسبت فرارسیدن سال روز شهادت امام حسین علیه‌السلام.به مناسبت فرارسیدن سال روز شهادت امام حسین علیه‌السلام.به مناسبت فرارسیدن سال روز شهادت امام حسین علیه‌السلام.به مناسبت فرارسیدن سال روز شهادت امام حسین علیه‌السلام.به مناسبت فرارسیدن سال روز شهادت امام حسین علیه‌السلام.به مناسبت فرارسیدن سال روز شهادت امام حسین علیه‌السلام.به مناسبت فرارسیدن سال روز شهادت امام حسین علیه‌السلام.به مناسبت فرارسیدن سال روز شهادت امام حسین علیه‌السلام.به مناسبت فرارسیدن سال روز شهادت امام حسین علیه‌السلام.به مناسبت فرارسیدن سال روز شهادت امام حسین علیه‌السلام.به مناسبت فرارسیدن سال روز شهادت امام حسین علیه‌السلام.به مناسبت فرارسیدن سال روز شهادت امام حسین علیه‌السلام.به مناسبت فرارسیدن سال روز شهادت امام حسین علیه‌السلام.به مناسبت فرارسیدن سال روز شهادت امام حسین علیه‌السلام.به مناسبت فرارسیدن سال روز شهادت امام حسین علیه‌السلام.به مناسبت فرارسیدن سال روز شهادت امام حسین علیه‌السلام.به مناسبت فرارسیدن سال روز شهادت امام حسین علیه‌السلام.به مناسبت فرارسیدن سال روز شهادت امام حسین علیه‌السلام.به مناسبت فرارسیدن سال روز شهادت امام حسین علیه‌السلام.به مناسبت فرارسیدن سال روز شهادت امام حسین علیه‌السلام.به مناسبت فرارسیدن سال روز شهادت امام حسین علیه‌السلام.به مناسبت فرارسیدن سال روز شهادت امام حسین علیه‌السلام.به مناسبت فرارسیدن سال روز شهادت امام حسین علیه‌السلام.به مناسبت فرارسیدن سال روز شهادت امام حسین علیه‌السلام.به مناسبت فرارسیدن سال روز شهادت امام حسین علیه‌السلام.به مناسبت فرارسیدن سال روز شهادت امام حسین علیه‌السلام.به مناسبت فرارسیدن سال روز شهادت امام حسین علیه‌السلام.به مناسبت فرارسیدن سال روز شهادت امام حسین علیه‌السلام.به مناسبت فرارسیدن سال روز شهادت امام حسین علیه‌السلام.به مناسبت فرارسیدن سال روز شهادت امام حسین علیه‌السلام.به مناسبت فرارسیدن سال روز شهادت امام حسین علیه‌السلام.به مناسبت فرارسیدن سال روز شهادت امام حسین علیه‌السلام.به مناسبت فرارسیدن سال روز شهادت امام حسین علیه‌السلام.به مناسبت فرارسیدن سال روز شهادت امام حسین علیه‌السلام.به مناسبت فرارسیدن سال روز شهادت امام حسین علیه‌السلام.

%ق ظ، %12 %265 %1394 ساعت %05:%خرداد

اولی الی بیست دوم بهمن ماه 1393 - سالن همایش های بن المللی صداوسیما.اولی الی بیست دوم بهمن ماه 1393 - سالن همایش های بن المللی صداوسیما.اولی الی بیست دوم بهمن ماه 1393 - سالن همایش های بن المللی صداوسیما.اولی الی بیست دوم بهمن ماه 1393 - سالن همایش های بن المللی صداوسیما.اولی الی بیست دوم بهمن ماه 1393 - سالن همایش های بن المللی صداوسیما.اولی الی بیست دوم بهمن ماه 1393 - سالن همایش های بن المللی صداوسیما.اولی الی بیست دوم بهمن ماه 1393 - سالن همایش های بن المللی صداوسیما.اولی الی بیست دوم بهمن ماه 1393 - سالن همایش های بن المللی صداوسیما.اولی الی بیست دوم بهمن ماه 1393 - سالن همایش های بن المللی صداوسیما.اولی الی بیست دوم بهمن ماه 1393 - سالن همایش های بن المللی صداوسیما.اولی الی بیست دوم بهمن ماه 1393 - سالن همایش های بن المللی صداوسیما.اولی الی بیست دوم بهمن ماه 1393 - سالن همایش های بن المللی صداوسیما.اولی الی بیست دوم بهمن ماه 1393 - سالن همایش های بن المللی صداوسیما.اولی الی بیست دوم بهمن ماه 1393 - سالن همایش های بن المللی صداوسیما.اولی الی بیست دوم بهمن ماه 1393 - سالن همایش های بن المللی صداوسیما.اولی الی بیست دوم بهمن ماه 1393 - سالن همایش های بن المللی صداوسیما.اولی الی بیست دوم بهمن ماه 1393 - سالن همایش های بن المللی صداوسیما.اولی الی بیست دوم بهمن ماه 1393 - سالن همایش های بن المللی صداوسیما.اولی الی بیست دوم بهمن ماه 1393 - سالن همایش های بن المللی صداوسیما.اولی الی بیست دوم بهمن ماه 1393 - سالن همایش های بن المللی صداوسیما.اولی الی بیست دوم بهمن ماه 1393 - سالن همایش های بن المللی صداوسیما.اولی الی بیست دوم بهمن ماه 1393 - سالن همایش های بن المللی صداوسیما.اولی الی بیست دوم بهمن ماه 1393 - سالن همایش های بن المللی صداوسیما.اولی الی بیست دوم بهمن ماه 1393 - سالن همایش های بن المللی صداوسیما.اولی الی بیست دوم بهمن ماه 1393 - سالن همایش های بن المللی صداوسیما.اولی الی بیست دوم بهمن ماه 1393 - سالن همایش های بن المللی صداوسیما.اولی الی بیست دوم بهمن ماه 1393 - سالن همایش های بن المللی صداوسیما.اولی الی بیست دوم بهمن ماه 1393 - سالن همایش های بن المللی صداوسیما.اولی الی بیست دوم بهمن ماه 1393 - سالن همایش های بن المللی صداوسیما.

%ق ظ، %23 %276 %1394 ساعت %05:%تیر

برترین مطالب