پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم): براى شهادت حسین (علیه السلام)، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمى‌شود.

رسانه منجی - نمایش موارد بر اساس برچسب: انتظار

اشاره
بهار، پیام آور رویش وشادی است وامام زمان (عجل الله فرجه) بهار آشنای دل ها وسبزی روزگاران است.
بررسی روایات نشان می دهد، که عصر ظهور سرشار از جلوه های بهاری است.
این مقاله در پی تبیین برخی شباهت های حضرت مهدی (عجل الله فرجه) وبهار است.
«السلام علی ربیع الانام ونضرة الایام»۱
سلام بر بهار مردم، خرّمی دوران

پس همی گویند هر نقش ونگار * * * مژده مژده نک همی آید بهار۲

مقدمه:
بهار، همیشه با تحفهِ سرسبزی وشادابی ونشاط همراه است. بنابراین، طبیعت وتمام موجودات به بهار عشق می ورزند.
بررسی روایات نشان می دهد، ترسیمی که از امام مهدی (عجل الله فرجه) ودستاوردهای آن بزرگمرد، صورت گرفته است؛ مملو از جلوه های بهاری است. حتی، از امام(ع)، به عنوان بهار نام برده شده است.
این مقاله نه تنها به دنبال تبیین برخی شباهت های حضرت مهدی (عجل الله فرجه) وبهار است بلکه با توجه به این که امام احیاگر جان هاست وهیچ امری به اهمیت احیای جان ها نمی رسد؛ چنین ندا سر می دهد:

شاد از وی شو، مشو از غیر وی * * * او بهار است ودگر ها ماه دی

یکم: یکی از ویژگی های بهار، باران فراوان، جوشش نهرها وچشمه ساران است:
۱. مهدی فاطمه، خود ابر باران خیز، باران بهاری وچشمه جوشان است:
الامام السحاب الماطر والغیث الماطل والشمس المضیئه والسماء الظلیله والارض البسیطه والعین الغریزه والغدیر والروضه.۳
امام، ابر بارنده، باران پیاپی، آسمان سایه افکن، زمین گسترده، چشمه جوشان، برکه وگلزار است.
۲. او بر جایی قدم نمی گذارد جز آن که بهاری شدن را به آن عرضه می کند:
اسماعیل وار، چشمه ها را جوشان می سازد، چشمه هایی که گرسنگان را سیر وعطش تشنگان را فرو می نشاند:

زو بخندد هم نهار وهم بهار * * * در هم آمیزد شکوفه وسبزه زار۴

فلا ینزل منزلاً الا ینبت منه عیون فمن کان جائعاً شبع ومن کان ظماناً روی.۵
در هیچ مکانی اقامت نمی گزیند جز آن که از مقدم او چشمه ها می جوشد، پس گرسنگان سیر وتشنگان را سیراب می گرداند.
۳. به برکت او، آسمان اشک شادی می ریزد: چشمه سارها سرازیر می شود وزمین چندین برابر محصول می دهد.
فعند ذلک... وتفیض العیون وتنبت الارض ضعف اکلها.۶
در آن هنگام چشمه سارها، سرازیر وزمین چندین برابر محصول خود می رویاند.
«تعطی السماء قطرها؛ آسمان، باران خویش را فرو می فرستد».۷
۴. فراوانی نهرها وچشمه ها از جلوه های دیگر این بهار زیباست:
«تزید المیاه فی دولته وتمد الانهار؛ آب ها در عهد او فراوان می شود، رودخانه ها پرآب می گردد».۸
وتعمر الارض وتصفو وتزهو بمهدیها وتجری به انهارها.۹
زمین به وسیلهِ مهدی (عجل الله فرجه) آباد، خرم وسرسبز می شود وبه وسیلهِ آن چشمه سارها روان می گردد.
دوم: ویژگی دیگر بهار، سرسبزی دشت ودمن است؛ هر کجا پا می گذاری، بوی طراوت وتازگی به مشام می خورد:
۱. هنگام ظهور، از کویرها، خشکی ها، سخنی نباید گفت: مسافت های طولانی، چون عراق تا شام، پای بر سبزه باید گذارد وقدم ها را با نوازش سبزه ها وگیاهان طراوت باید بخشید.
ولو قد قام قائمنا لانزلت السماء قطرها ولاخرجت الارض نباتها و... حتی تمشی المراة بین العراق الی شام لاتضع قدمیها الا علی النبات.۱۰
قائم ما که قیام کند، آسمان باران خویش را فرو می فرستد وزمین، گیاهان خویش بیرون می فرستد و... تا جایی که زن از عراق تا شام برود وپای خود را جز بر روی گیاه نگذارد.
آری، خداوند با باران رحمتش، بهار مردمان، مهدی زهرا(ع) را سیراب می سازد، زمین گیاه خویش را بیرون می فرستد، دامها فراوان می شوند.
یسقیه الله الغیث وتخرج الارض نباتاتها وتکثر الماشیه.۱۱
خداوند با باران رحمتش، او را سیراب می سازد، زمین گیاه خود را بیرون می فرستد، دام ها فراوان می شوند.
تخرج الارض نباتها وتنزل السماء برکاتها وتظهر له الکنوز.۱۲
زمین گیاهان خود را خارج می کند، آسمان برکاتش را فرو می فرستد، گنج های نهفته در دل زمین برای او آشکار می شود.
امام صادق(ع):
ینتج الله فی هذه الامة رجلاً منی وانا منه یسوق الله به برکات السماوات والارض فتنزل السماء قطرها ویخرج الارض بذرها وتأ من وحوشها وسباعها.۱۳
خداوند به این امت، مردی عطا می کند که از من است ومن از اویم. به برکت او، برکات آسمان وزمین را عنایت می کند، آسمان، باران خویش را فرو می فرستد وزمین، بذر خویش را بیرون می فرستد.
۲. زمین برای اهل خود، چون عروسی زینت می بندد وزیبا می شود:
تعطی السماء قطرها والشجر ثمرها والارض نباتها وتزین لاهلها.۱۴
آسمان باران هایش را فرو ریزد، درختان میوه های خود را آشکار می سازد. زمین گیاهان خود را بیرون می فرستد وبرای ساکنان خود آرایش می کند.
سوم: تازگی، نو وجدید شدن از دیگر ویژگی های بهار است، که جان را صفا می بخشد:
بهار جان ها، مهدی زهرا نیز، با تازگی توا م است، جاهلیت ها را زدوده واسلام را از نو بنا می نهد.
امام صادق(ع):
یصنع کما صنع رسول الله یهدم ما کان قبله کما هدم رسول الله امر الجاهلیة ویستأ نف الاسلام جدیدا بعد ان یهدم ما کان قبله.۱۵
او چون پیامبر عمل می کند، چنان که پیامبر آن چه در قبل بوده را از بین برده، جاهلیت را نابود ساخته واسلام را بنا نهاد، او نیز گذشته را نابود وپس از ریشه کن ساختن بدعت ها، اسلام را از نو پیاده می کند.
امام جواد(ع):
یقوم بامر جدید وسنة جدیده وقضاء جدید.۱۶
امر، سنت وقضای جدیدی را اقامه می سازد.
چهارم: بهار یعنی رفتن تمام مظاهر سردی، خشکی ومردگی وفرج وگشایش برای تمام آن ها که آرزوی روییدن را به سر داشته اند.
پیش از ظهور بهار، سوز سرما، رنج آور وتلخ است؛ ﴿ظهر الفساد فی البر والبحر بما کسبت ایدی الناس﴾.۱۷
بی عدالتی، ظلم وستم، دوری از معنویات ورخت بر بستن حیا وامانت و... این اوضاع یخبندان چنان خواهد بود که آروزی بهار به فریاد وناله می کشد؛ واشتد الطلب.

بر هر دیاری بگذری، بر هر گروهی بنگری * * * با صد بیان با صد زبان در ذکر او غوغا بود۱۸

این المعد لقطع دابر الظلمه، این المنتظر لاقامة الامت والعوج، این المرتجی لازالة الجور والعدوان.۱۹
کجاست آن که برای برکندن ریشهِ ظالمان وستمگران عالم مهیا گردیده است. کجاست آن که منتظر[یم] اختلاف وکج رفتاری ها را به راستی اصلاح کند؟ کجاست آن که امید [داریم] اساس ظلم وعدوان را از عالم براندازد؟
این قاصم شوکة المعتدین، این هادم ابنیة الشرک والنفاق این مبید اهل الفسوق والعصیان والطغیان، این حاصد فروع الغیّ والشقاق، این طامس آثار الزیغ والاهواء این قاطع حبائل الکذب والفتراء.۲۰
کجاست آن که شوکت ستمکاران را در هم شکند؟ کجاست آن که بنا وسازمان های شرک ونفاق را ویران می سازد؟ کجاست آن که اهل فسوق وعصیان وظلم وطغیان را نابود می گرداند؟ کجاست آن که نهال [شاخه های] گمراهی ودشمنی وعناد را از زمین برمی کند؟ کجاست آن که آثار اندیشهِ باطل وهواهای نفسانی را محو ونابود می سازد؟ کجاست آن که حبل ودسیسه های دروغ وافترا را از ریشه قطع خواهد کرد؟
بهار رخ می نماید، سردی ها را می زداید. آنان که به سردی ها خو کرده واز عادات زشت سرما جدایی ناپذیرند، سرنوشت سرما را خواهند داشت وآنان که در اوج سرما، روح خویش را به گرمای انتظار، تقوی وانجام وظیفه، زنده نگه داشته اند، به دیدن بهار خوشنود می گردند وبه یاری اش به جنگ سرما واهل سرما می روند. برای بشریّت، هیچ سوز سرمایی بدتر از ظلم، تبعیض وبی عدالتی نیست وبهار واقعی زمانی است که از این امور، خبری نباشد.
۱. عدالت برپا شده، احدی به دیگری ستم روا نمی دارد.
امام رضا(ع):
فاذا خرج اشرقت الارض بنور ربها وضوح المیزان بالعدل بین الناس فلا یظلم احدا احدا.۲۱
به هنگام ظهورش جهان با نور پروردگارش می درخشد. او میزان را به عدل در میان مردم قرار می دهد. دیگر کسی در حق کسی ستم نمی کند.
«یبید الظلم واهله؛ ستم وستمگران را نابود می سازد».۲۲
«فتستبشر الارض بالعدل؛ جهان با پیاده شدن عدالت، خوشحال می شود».۲۳
لا یقرع احداً فی ولایته بسوطٍ الا فی حد.۲۴
در تمام دوران حکومتش، جز به هنگام اجرای حدود الهی، کسی را مورد ضرب قرار نمی دهد.
۲. حق بر قرار وباطل نابود می گردد
هو الذی یجمع الکلم ویتم النعمه ویحق الله به الحق ویزهق الباطل وهو مهدیکم المنتظر.۲۵
اوست که سخن ها را یکی می کند (وحدت کلمه ایجاد می کند) نعمت ها را کامل می گرداند. خداوند به وسیلهِ او حق را تحقق می بخشد وباطل را ریشه کن می سازد. او مهدی منتظر شماست.
۳. زدودن بدعت ها وباطل ها با کمک یاران بهاری
هذه لال محمد الی آخر الائمه والمهدی واصحابه یملکهم الله مشارق الارض ومغاربها ویظهر الدین یمیت الله عزوجل وباصحابه البدع والباطل کما امات السفهة الحق حتی لایری اثر من الظلم یامرون بالمعروف وینهون عن المنکر.۲۶
امام باقر(ع) در ذیل آیهِ ﴿الذین ان مکناهم فی الارض...﴾
«آنان که اگر آن ها را در روی زمین امکانات بدهیم، نماز را به پای دارند وزکات را می پردازند وامر به معروف ونهی از منکر می کنند وعاقبت امور از آنِ خداست»، فرمود:
این آیه در حق آل محمد(ص) است. در حق امامان معصوم وحضرت مهدی(ع) ویاران اوست که خداوند آن ها را مالک شرق وغرب جهان نموده، آیین اسلام را پیروز کرده، بدعت ها وباطل ها را به دست او ویارانش نابود می سازد، چنان که سفیهان حق را لگدمال کرده باشند. دیگر از ستم ها وبدعت ها نشانه ای نمی ماند.۲۷
۴. زمان سختی ها سپری می گردد
رسول گرامی اسلام: «به یفرج الله عن الامه؛ خداوند به وسیلهِ او از امت، رفع گرفتاری می نماید».۲۸
به یمحق الله الکذب ویذهب الزمان الکلب ویخرج ذل الرق من اعناقکم.۲۹
خداوند به وسیله او، دروغ ودروغ گویی را نابود می سازد، روح درندگی وستیزه جویی را از بین می برد وذلّت بردگی را از گردن آن ها برمی دارد.
۵. فتنه ها وغارت ها رخت برمی بندد
امام باقر(ع): «وتعدم الفتن والغارات؛ فتنه ها وچپاولگری ها از بین می رود.»۳۰
۶. زمین از هرگونه آلودگی پاک وپاکیزه می گردد
«وتکون الارض کفاتور الفضه؛ زمین همانند نقره از هرگونه تیرگی پیراسته خواهد بود».۳۱
پنجم: بهار به همراه خویش، خیر وبرکت ارزانی می کند، به هنگام حلول بهار اهل بیت، نیز چنین خواهد شد:
فحینئذٍ تظهر الارض کنوزها وتبدی برکاتها.۳۲
آن هنگام، زمین گنج های خود را نمایان وبرکات خویش را آشکار می سازد.
«یکثر الخیر والبرکات؛ خیرات وبرکات بسیار می شود».۳۳
ششم: چنان که بهار، عصر فراوانی سرسبزی هاست وبی حد وحساب گیاهان است. بهار آن چه از زیبایی در درون دارد، عرضه، می دارد، همه چیز در خدمت امام قرار می گیرد وامام بی حد وحساب بخشش می کند تا آن جا که غنا وبی نیازی رخ می نماید.
۱. همه چیز در خدمت امام
تجمع الیه اموال الدنیا کلها من بطن الارض وظهرها.۳۴
تمام اموال دنیا، از برون ودرون زمین، در اختیار او گرد می آیند.
«تظهر له کنوز الارض؛ گنج های زمین، برای او نمایان می گردد».۳۵
«یستخرج الکنوز؛ گنج ها را استخراج می کند».۳۶
حضرت علی(ع):
السماوات والارض عند الامام کیده من راحته، یعرف ظاهرها من باطنها ویعلم برها من فاجرها.۳۷
آسمان ها وزمین در نزد امام(ع) هم چون کف دست اوست ظاهر وباطن آن ها را می فهمد. نیک وبد آنان را می شناسد.
ان الدنیا لمتمثّل للامام مثل فلقة الجوز فلا یعزب عنه منها شی وانه لیتناولُها من اطرافها کما یتناول احدکم من فوق مائدتهِ ما یشاء.۳۸
همه دنیا مثل حبه گردو در برابر امام نمایان می شود؛ چیزی از آن برای او پوشیده نمی باشد. از هر طرف بخواهد در آن تصرف می کند. آن چنان که یکی از شما در سفره ای که در برابرتان گسترده است از هر طرف بخواهد دست می برد واز آن بهره می گیرد.
ینزل له من السماء قطرها وتخرج له الارض بذرها.۳۹
به خاطر او از آسمان باران می بارد وزمین برای او، بذرهای خویش را عرضه می داد.
تفی الارض افلاذ کبدها امثال الاسطوان من الذهب والفضه.۴۰
زمین جگرپاره های خود را چون قطعات طلا ونقره بیرون می ریزد.
۲. بهار سرسبز آروزها، بی حساب می بخشد
فیعطیکم فی السنة عطاءین ویرزقکم فی الشهر رزقین.۴۱
سالی دوبار وماهی دو مرتبه، عطایایش شامل حالتان می شود.
پیامبر اسلام(ص):
ثم یبعث الله رجلاً منی ومن عترتی....یحثوالمال حثوا لایعده عداً وذلک حین یضرب الاسلام بجرانه.۴۲
اموال را چون سیل می ریزد، ثروت را کلان کلان می بخشد وآن را نمی شمارد ؛ این هنگامی است که اسلام به طور کامل اجرا شود.
۳. چنان می بخشد که تا حال چنین نعمتی ندیده اند
تنعم امتی فی زمانه نعیماً لم ینعموا مثله قط البر منهم والفاجر، یرسل السماء علیهم مدراراً ولاتحبس الارض شیئاً من نباتها والمال کدوس یاتیه الرجل فیسأ له فیحثوله.۴۳
در دولت او مردم آن چنان در رفاه وآسایش به سر می برند که هرگز نظیر آن دیده نشده، مال به قدری فراوان می شود که هر کس نزد او بیاید، درخواست کند، اموال فراوانی زیر پایش می ریزد.
یفیض المال فیضاً؛ ویحثو المال حثواً ولایَعدُّهُ عَدّا.۴۴
اموال را چنان سیل می ریزد، ثروت را کلان کلان می بخشد وآن را نمی شمارد.
امام صادق(ع):
المهدی سمح بالمال، شدید علی العمال رحیم بالمساکین.۴۵
مهدی، بخشنده ایست که مال را به وفور می بخشد، بر مسئو لین کشوری بسیار سخت می گیرد وبر بی نوایان بسیار رئوف ومهربانست.
فیعطی شیئاً لم یعطه احد کان قبله.۴۶
آن گاه آن چنان عطایای کلان به آن ها می دهد که هرگز در تاریخ بشری سابقه نداشته است.
«یکون عطایاه هنیئاً؛عطایایش گوارا می باشد».۴۷
۴. بی نیازی
این بی نیازی، گاه در اثر غنای مالی است ورفع فقر واز این مهم تر، روح بی نیازی است که در اثر رشد عقلی، رخ می نماید:
فحینئذٍ تظهر الارض کنوزها وتبدی برکاتها فلا یجد الرجل منکم یومئذٍ موضعاً لصدقته ولالبره لشمول الغنی جمیع المؤ منین.۴۸
در آن هنگام، زمین گنجینه های خود را برای او آشکار می سازد وبرکت هایش را بیرون می فرستد، دیگر انسان برای صدقه وبخشش محلّی پیدا نمی کند؛ زیرا بی نیازی همهِ مومنان را زیر پَر می گیرد.
رسول اسلام(ص):
یفیض فیهم المال حتی یَهمّ الرجل بماله من یقبَلُهُ حتی یتصدق فیقول الذی یعرضه علیه لا ارب لی به.۴۹
ثروت را در میان آن ها به فراوانی می بخشد. کسی که درصدد صدقه دادن باشد، اموالی را برمی دارد وبه مردم عرضه می کند. به هر کس عرضه کند می گوید: من نیازی ندارم.
یَقسِم المال صحاحاً ویملاُ قلوب اُمّة محمد غنی ویسعهم عدلُهُ.۵۰
مال را علی السویه تقسیم می کند ودل های امت محمدی(ص) را بابی نیازی پر می کند وعدالتش همهِ آن ها را فرا می گیرد.
امام صادق(ع):
یامرُ منادیاً فیقول: من کان له فی المال حاجة فلیقم. فما یقوم من الناس الارجل واحد فیقول: انا فیقول القائم: ائتِ السادن فقل له: ان المهدی یامرک ان تعطینی مالا فیقول السادن: اُحثُ ویحثو له فی ثوبه حثوا حتی اذا جعله فی حجره وابرزه ندم وقال: کنتُ اَجشَعَ اُمّة محمدٍ نفساً او عجز عَنّی ما وسعهم ثم یَرُدُّ المال الی الخازن فلا یُقبَل منه ویقول المهدی: انا لاناخذ شیئاً اعطیناه.۵۱
به منادی دستور می دهد که در میان مردم اعلام کند که هر کس نیازی به مال دنیا دارد برخیزد. از میان همهِ مردم فقط یک نفر برمی خیزد ومی گوید: من. حضرت قائم(ع) به او می فرماید: برو پیش کلیددار وبگو: مهدی (عجل الله فرجه) به تو دستور می دهد که مالی به من بدهی. کلیددار می گوید: جامه ات را بیاور. جامه اش را پهن می کند ووسط آن را پر می کند. هنگامی که آن را بر دوش گیرد پشیمان می شود که چرا در میان امت محمدی(ص) من از همه آزمندتر باشم؟ چرا آن عفّت نفس عمومی را من دارا نباشم؟! آن گاه مال را به کلیددار می دهد وپذیرفته نمی شود وحضرت مهدی (عجل الله فرجه) می فرماید: ما آن چه عطا کردیم هرگز باز پس نمی گیریم.
هفتم: باران های حیاتبخش بهاری، زمین مرده را پس از مدت ها خواب ومرگ حیات می بخشد. استعدادها شکوفا می شود. بذر خشک مرده که باور نمی شد، چیزی را در درون داشته باشد. شکوفا شده، گیاه زیبایی می گردد. زمین خشک ونفوذناپذیر با بارش پیاپی باران، رام گشته وآن چه در درون دارد، به وزش باد بهاری می سپارد. بذرهایی که سالم به خاک سر سپرده اند، رجعتی دوباره می یابند وبه روی بهار لبخند می زنند ودر سرسبزی طبیعت، به یاری اش بر می خیزند، بهار زیبای پیامبر(ص) نیز چنین می کند.
۱. ویژگی بهار، حیات بخشیدن است
مهدی برترین حیات بخشی است که آرزوی تمام انبیاء واوصیاء را به هدف اجابت می رساند:
امام صادق(ع) در تفسیر آیهِ شریفه ﴿اعلموا ان الله یحیی الارض بعد موتها﴾۵۲؛ «بدانید که خداوند زمین را پس از مرگش زنده می سازد». فرمود: «کُفر اهلها فیحیها الله بالقائم؛ پس از مرگ زمین به وسیلهِ کافر شدن مردمان، خداوند آن را به وسیلهِ قائم (عجل الله فرجه) زنده می کند.»۵۳
امام باقر(ع) درتفسیر همین آیه فرمود:
یحییها بالقائم(ع) فیعدل فیها، فیحیی الارض بعد موتها بالظلم.۵۴
خداوند آن را به وسیلهِ قائم(ع) زنده می کند. پس عدالت را در آن به اجرا درمیآورد وزمین را زنده می سازد. پس از آن که به وسیلهِ ستم مرده باشد.
جعلهم حیاة للانام ومصابیح للظلام.۵۵
خداوند آنان را مایه حیات مردم، ومشعل های هدایت در گمراهی ها قرار داد.

این دم ابدال باشد ز آن بهار * * * در دل وجان روید از وی سبزه زار۵۶

۲. حیات، راه، فرایض وسنن الهی
امام، قلب ها را زنده می سازد، دین وسنت پیامبر که به خمودی گراییده را زنده می سازد:
«احیی به مناهج سبیله وفرائضه وحدوده؛ خداوند به وسیلهِ او راه های هدایت وفرایض وحدود خویش را زنده می سازد».۵۷
«احیی بهم دینه واتم بهم نوره؛ به وسیله آنان دین خود را زنده کرد ونور خود را به اتمام رسانید».۵۸
«... یمحو کل ضلالة ویحیی کل سنة؛ [خداوند به وسیلهِ او] گمراهی ها را از بین می برد وسنّت ها را زنده می سازد».۵۹
«یُعزّ الله به الاسلام بعد ذله ویحیه بعد موته؛خداوند به وسیلهِ او اسلام را پس از ذلّت به عزت می رساند وپس از افسردنش زنده می سازد.»۶۰
۳. حضرت، استعدادها را شکوفا می کند
عقل های به خواب رفته را بیداری می بخشد، زمین ها را حیات وزمینه ها واستعدادها را شکوفا می گرداند؛ مگر نه این است که تمام انبیا واوصیا آمده اند تا گنج های عقول را استخراج نمایند.
«ویثیروا لهم دفائن العقول؛ تا بر ایشان گنج های اندیشه وعقل را استخراج نموده، نمایان سازند.»۶۱

آن خزان نزد خدا نفس وهواست * * * عقل وجان عین بهار است وبقاست۶۲

فجمع به عقولهم وکملت به احلامهم ثم مد الله فی ابصارهم واسماعهم.۶۳
خردهای آنان را گرد آورد، رشدهای آنان را کامل گرداند وخداوند بر وسعت بینایی وشنوایی آنان می افزاید.
اذا هز رایته اضاء لها ما بین المشرق والمغرب ووضع الله یده علی روِوس العباد.۶۴
چون پرچم او به اهتزاز درآید، میان مشرق ومغرب با نور آن روشن می شود وخداوند دستش را بر سربندگان می گذارد.
هشتم: شادمانی، مسرت وشادمانی دستاورد دیگر بهار است.
بهار دل ها، مهدی زهرا، نیز غم واندوه را می زداید وشادی ونشاط را نه تنها به انسان که به پرندگان وآبزیان وهمه وهمه هدیه می دهد.
آن روز مردگان نیز خرسند می گردند وبه هم مژده ظهور می دهند:

وقت پژمردگی وغمزدگی آخر شد * * * روز آویختن از دامن یار آمد باز
مردگی ها وفروریختگی ها بشدند * * * زندگی ها به دو صد نقش ونگار آمد باز۶۵

۱. زدودن رنج ها وغم ها وبیماری ها
انسان را از هر نوع بیماری جسمی، روحی نجات می یابد:
من ادرک قائم اهل بیتی من ذی عاهة بری ومن ذی ضعف قوی.۶۶
هر کس که قائم اهلبیت مرا درک کند. اگر بیمار باشد، بهبودی می یابد واگر ناتوان باشد، نیرومند می شود.
ونزول کل عاهة عن معتقدی الحقِ من شیعة المهدی.۶۷
هر بیماری که از معتقدین به حق از شیعیان مهدی (ع) باشد، بهبودی می یابد.
یشفی الله قلوب اهل الاسلام.۶۸
خداوند به دست او دل های مسلمین را تسکین می بخشد.
آخر رجل منهم انجی به من الهلکة واهدی به من الضلاله وابری به من العمی واشفی به المریض ولاطهرن الارض باخرهم من اعدائی.۶۹
[خداوند به پیامبر فرمود] آخرین آن ها مردی است که به دست او از هلاکت نجات می بخشم وبه وسیلهِ او از گمراهی هدایت می نمایم وبه دست او کور را بینا وبیمار را شفا می دهم وزمین را به وسیلهِ او از دشمنانم پاک می سازم.
اذا قام قائمنا وضع یده علی روِ وس العباد فجمع به عقولهم وکملت به احلامهم ثم مد الله فی ابصارهم واسماعهم۷۰
هنگامی که قائم ما قیام کند، دست شریفش را بر سر بندگان گذارد وخردهای آنان را گرد آورد، رشدهای آنان را کامل گرداند وخداوند بر وسعت بینایی وشنوایی آنان می افزاید.
۲. شادمانی
۱ – ۲. شادمانی زندگان؛ مسلمانان ومؤمنان:
«اذا ادرکت ذلک الزمان قرت عینک؛ چون آن روز را درک کنی، چشمانت روشن می شود».۷۱
امام صادق(ع):
المهدی اذا خرج یفرج به جمیع المسلمین خاصتهم وعامتهم.۷۲
مهدی که قیام نماید، همهِ مسلمانان از خواص وعوام به وسیلهِ آن، خوشحال می شوند.
امام کاظم(ع):
یفرج بخروجه المومنون واهل السماوات ولایبقی کافر ولامشرک الا کره خروجه.۷۳
مؤمنان واهل آسمان ها با ظهور او خوشحال وشاداب می شوند، ولی هیچ کافر ویا مشرکی نمی ماند جز این که ظهور او را ناخوش دارد.
۲ – ۲. شادمانی مسلمانان ومؤ منان درگذشته
لا یبقی مؤمن الا دخلت علیه تلک الفرحة فی قبره وذلک حیث یتزاورون فی قبورهم ویتباشرون بقیام القائم.۷۴
مؤمنی نیست جز آن که، این شادمانی در قبر او نیز وارد آید، هنگامی که در قبرها به دیدار هم می روند وقیام قائم را به هم بشارت می دهند.
۳ – ۲. شادمانی همگانی
یفرح بخروجه اهل السماوات وسکانها.۷۵
به قیام او، اهل آسمان ها وساکنین آن ها شادمانی کردند.
امام صادق(ع):
یفرح به اهل السماء واهل الارض والطیر فی الهواء والحیتان فی البحر.۷۶
اهل آسمان وزمین به وسیلهِ ظهور او خوشحال می شوند، پرندگان هوا وماهیان دریا نیز با ظهور او شادی می کنند.
فعند ذلک تفرح الطیور فی اوکارها والحیتان فی بحارها وتفیضُ العیون وتنبت الارضُ ضعفَ اُکُلها.۷۷
در آن هنگام پرندگان در آشیانه های خود شادمان می شوند وماهیان در قعر دریاها شادمانی می کنند وچشمه ها سرازیر می شوند وزمین چندین برابر محصول خود، می رویاند.
امام حسن عسکری(ع) به امام زمان (عجل الله فرجه الشریف) فرمود:
یود الطفل فی المهد لواستطاع الیک نهوضا ونواشطُ الوحشُ لو وجد نحوک مجازاً تهتز بک اطرافُ الدنیا بهجة وتهتز بک اعطاف العِزِّ نُضرة.۷۸
کودکی که در گهواره آرمیده، آرزو می کند که بتواند به سوی تو بشتابد وحشیان صحرا آرزو می کنند که بتوانند به سوی تو راهی یابند. اقطار واکناف جهان سبز وخرم می شود، چهرهِ دنیا خندان وقله های شرف وعظمت از تو شاداب وخرامان می گردد.
نهم: بهار، خیر وبرکت، طراوت و... همه وهمه زمینهِ محبت را فراهم می آورد، نفرت ها از بین می روند، گویی الفت ومهربانی وصمیمیت ارمغانی جدا ناشدنی از بهار است.
۱. زدودن نفرت ها وکینه توزی ها
وتذهب الشحناء من قلوب العباد ویذهب الشر ویبقی الخیر.۷۹
کینه ها از دل مردم بیرون رود وشرّ از جهان رخت بربندد وتنها خیر باقی بماند.
۲. الفت
الفت، یکی از نعمت هایی است که قرآن بر آن تأ کید فراوان دارد:
﴿واعتصموا بحبل الله جمیعاً ولا تفرقوا واذکروا نعمت الله علیکم اذ کنتم اعداءً فالّف بین قلوبکم فاصبحتم بنعمته اخوانا وکنتم علی شفا حفرة من النار فانقذکم منها...﴾۸۰
همگی به ریسمان خدا چنگ زنید وپراکنده نشوید ونعمتِ (بزرگ) خدا را برخود، به یاد آرید که چگونه دشمن یکدیگر بودید واو میان دل های شما الفت ایجاد کرد وبه برکت نعمت او، برادر شدید وشما بر لب حفره ای از آتش بودید، خدا شما را از آن نجات داد....
ذریهِ پیامبر(ص)، چون رسول خدا(ص) که بهار یتیمان (ربیع الایتام)۸۱ وبهار خیر (ربیع الخیر)۸۲ بود، مظهر رحمت الهی اند. مهدی فاطمه (عجل الله فرجه الشریف) که رحمت واسعهِ الهی۸۳ است کمال رحمت، الفت ومهربانی را هدیه می آورد:
بنا یؤلف الله بین قلوبکم بعد عداوة الفتنه کما الف بین قلوبهم بعد عداوة الشرک وبنا یصبحون بعد عداوة الفتنه اخوانا کما اصبحوا بعد عداوة الشرک اخوانا فی دینهم.۸۴
خداوند به دست ما در میان آن ها الفت وصمیمیت ایجاد می کند؛ چنان که پس از کینه توزی های شرک به دست ما در میانشان صفا وصمیمیّت ایجاد نمود. بعد از عداوت روزگار فتنه، به وسیلهِ ما برادری خود را باز یابند، چنان که بعد از عداوت شرک، به دست ما برادر ایمانی گشتند.
۳. صمیمیّت
اذا قام القائم جاءت المزامله ویاتی الرجل الی کیس اخیه فیأ خذ حاجته لا یمنعه.۸۵
هنگامی که قائم قیام کند، دوستی واقعی وصمیمیت حقیقی پیاده می شود. هر نیازمندی دست می برد واز صندوق برادر ایمانی خویش، به مقدار نیاز برمی دارد وصاحب صندوق هم او را منع نمی کند.
دهم: برترین بهار، محبوب ترین یار؛

شاد از وی شو مشو از غیر وی * * * او بهار است ودگرها ماه دی۸۶

بهار، اگر سرسبزی ونشاط طبیعت را به همراه خویش به ارمغان می آورد، امام، سرسبزی، طراوت وزندگی را به روح جان ها می بخشد. انسان را فراتر از طبیعت می سازد واو را از خاکدان طبیعت می رهاند وبه اوج می رساند این جاست که او از هر بهاری، بهارتر واز هر چیزی مهربان تر است.
۱. دلسوز ومهربان
امام صادق(ع):
المهدی سمح بالمال شدید علی العمال رحیم بالمساکین.۸۷
مهدی بخشنده ایست که مال را به وفور می بخشد، بر مسِو لین کشوری سخت می گیرد وبر بی نوایان بسیار رئوف ومهربان است.
۲. پناه مردمان
«اوسعکم کهفا؛ او از همه آغوش پناهش برایتان گشاده تر است.»۸۸
«مفزع العباد؛ پناهگاه بندگان است.»۸۹
۳. رفیقی صمیمی، پدری مهربان، از مادر مهربان تر
الامام الانیس الرفیق والوالد الشفیق والاخ الشقیق والام البره بالولد الصغیر.۹۰
امام انیسی رفیق، پدری شفیق وبرادری همزاد است، همانند مادری نکوکار نسبت به فرزند خردسال است.
۴. این بهار، دوست داشتنی ترین بهار است
«المهدی محبوب فی الخلائق؛ مهدی در میان همه مخلوقات، محبوب است».۹۱
۵. محبوب آسمانیان وزمینیان
یحبه ساکن الارض وساکن السماء؛ ساکنان زمین وآسمان به او عشق می ورزند.۹۲

بی زبان گویند سرو وسبزه زار * * * شکر آب وشکر عدل نوبهار۹۳

۶. عشق وصف ناشدنی امت
یاوی الی المهدی امته کما تاوی النحل الی یعسوبها.۹۴
امت اسلامی به مهدی (عج الله فرجه الشریف) مهر می ورزند وبه سویش پناه می برند. آن چنان که زنبوران عسل به سوی ملکهِ خود پناه می برند.
عاشقان، چنان او را دوست دارند که چون حضرت سخن می گویند، آن قدر گریه می کنند که نمی فهمند حضرت چه می گوید:
یدخل المهدی الی الکوفه و... فیدخل حتی یاتی المنبر ویخطُبُ فلا یدری الناس ما قال من البکاء.۹۵
... مهدی داخل کوفه می شود.... برفراز منبر قرار می گیرد وخطبه آغاز می کند (آن قدر مردم اشک شوق می ریزند که) از شدت گریه نمی فهمند که او چه می گوید؟!
تلک عشرة کامله؛۹۶

آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست * * * هر کجا هست خدایا به سلامت دارش۹۷.

 

نویسنده: محمد صابر جعفری

فصلنامه انتظار 1383- شماره 11 و 1

پى نوشت ها:

۱. بحار الانوار، ج ۹۹ ص ۱۰۱ باب ۷؛ مفاتیح الجنان به نقل از سید بن طاووس، بلد الامین ص ۲۸۶؛ با تعبیر «ربیع الیتام ونضرة الایتام»؛ مصباح کفعمی ص ۴۹۷ با کمی تغییر.
۲. مثنوی معنوی، دفتر اول، ۱۳۱.
۳. کافی، ج ۱، ص ۱۹۸؛ تحف العقول، ۴۳۹.
۴. مثنوی معنوی، دفتر دوم، ۲۴۶.
۵. کمال الدین، ۲، ۶۷، باب ۵۸؛ غیبت نعمانی، ص ۲۳۸، باب ۱۳.
۶. ینابیع الموده، ج ۳، ص ۱۳۶؛ روزگار رهایی، ۶۰۱.
۷. بحار الانوار، ۵۳، ص ۸۵ باب ۲۹.
۸. منتخب الاثر، ص ۴۷۲.
۹. ینابیع الموده، ج ۳، ص ۷۸ و۱۳۲.
۱۰. خصال / ۲ / ۶۲۶.
۱۱. مستدرک علی الصحیحین؛ ج ۴، ص ۵۵۷، کتاب الفتن والملاحم؛ منتخب الاثر، ص ۵۹۱.
۱۲. احتجاج، ۲، ۲۹۰.
۱۳. غیبت طوسی، ص ۱۸۸.
۱۴. بشارة الاسلام، ص ۷۱؛ روزگار رهایی، ص ۶۳۹.
۱۵. غیبت نعمانی، باب ۱۳، ص ۲۳۰.
۱۶. غیبت نعمانی، باب ۱۳، ۲۳۴.
۱۷. روم / ۴۱.
۱۸. دیوان امام خمینی (ره)، ص ۱۰۳.
۱۹. دعای ندبه، مفاتیح الجنان، ترجمه الهی قمشه ای.
۲۰. همان.
۲۱. اعلام الوری، فصل ثانی، ۴۳۴؛ کمال الدین ج ۲، باب ۳۵، ۳۷۲.
۲۲. بشارة الاسلام، ۲۹۷؛ روزگار رهایی، ص ۵۲۴.
۲۳. بشارة الاسلام، ص ۷۱؛ روزگار رهایی، ص ۶۳۹.
۲۴. الملاحم والفتن، ۶۶؛ روزگار رهایی، ۶۰۳.
۲۵. ینابیع الموده، ص ۹۲؛ روزگار رهایی، ص ۵۰۰.
۲۶. بحار الانوار، ۵۱، ۴۷؛ الزام الناصب، ص ۲۵ و۲۳۷.
۲۷. حج / ۴۱.
۲۸. غیبت طوسی، ۱۸۷.
۲۹. همان.
۳۰. ینابیع المودّة، ۳، ۷۸.
۳۱. الملاحم والفتن، ۶۶؛ روزگار رهایی، ۶۰۳.
۳۲. ارشاد/۲/۳۸۴.
۳۳. ینابیع المودة، ۳، ۷۸؛ روزگار رهایی، ۶۰۲.
۳۴. علل الشرایع، ۱، ۱۶۱ باب ۱۲۹.
۳۵. خرائج، ۳، ۱۱۶۵.
۳۶. کشف الغمه، ج ۲، ۴۷۰.
۳۷. الزام الناصب، ص ۱۱.
۳۸. اختصاص مفید، ص ۲۱۷.
۳۹. غیبت طوسی، ۱۸۰.
۴۰. ینابیع الموده، ج ۳، ص ۸۶؛ روزگار رهایی، ۶۰۱.
۴۱. غیبت نعمانی، باب ۱۳، ۳۳۸.
۴۲. امالی طوسی، باب ۱۸، ۵۱۲.
۴۳. روضة الواعظین، ۲، ۴۸۵.
۴۴. کشف الغمه، ۲، ۴۷۰.
۴۵. الملاحم والفتن، ص ۱۳۷؛ روزگار رهایی ۵۹۸.
۴۶. غیبت، نعمانی، باب ۱۳، ۲۳۷.
۴۷. کشف الغمه، ج ۳، ۲۶۲؛ روزگار رهایی، ۵۹۶.
۴۸. ارشاد، ۲، ۳۸۴.
۴۹. مسند احمد، ج ۲، ۵۳۰؛ روزگار رهایی، ۵۹۷.
۵۰. کشف الغمة، ج ۳، ۲۶۱؛ روزگار رهایی ۵۹۷.
۵۱. الصواعق المحرقه، ۱۶۴؛ روزگار رهایی، ص ۶۴۲.
۵۲. حدید: ۱۷.
۵۳. الزام الناصب، ص ۲۴۴؛ روزگار رهایی ص ۶۳۶.
۵۴. الامام المهدی ص ۵۷، روزگار رهایی ص ۶۳۶.
۵۵. غیبت نعمانی، ۲۳۲.
۵۶. مثنوی مولوی / دفتر اول / ۹۲.
۵۷. غیبت نعمانی، ۲۳۳.
۵۸. الزام الناصب، ص ۱۲۸؛ روزگار رهایی، ۱۰۶.
۵۹. اصول کافی، ج ۱، ص ۴۱۲؛ روزگار رهایی، ص ۱۰۹.
۶۰. بشارة الاسلام، ۲۹۷؛ روزگار رهایی، ۵۱۴.
۶۱. شرح نهج البلاغه / ۱/ ۱۱۳.
۶۲. مثنوی، دفتر اول، ۹۳.
۶۳. بشارة الاسلام، ۲۵۴؛ روزگار رهایی، ۶۲۲.
۶۴. اعلام الوری، ۴۳۵؛ روزگار رهایی، ۴۶۲.
۶۵. دیوان امام، ۱۲۵.
۶۶. بشارة الاسلام، ۲۴۳؛ روزگار رهایی ۴۲۱.
۶۷. الزام الناصب، ۱۸۵؛ روزگار رهایی، ۴۲۱.
۶۸. الزام الناصب، ۲۲۸؛ روزگار رهایی، ۴۷۵.
۶۹. ینابیع الموده، ۳، ۱۶۰، روزگار رهایی ۷۸.
۷۰. بشارة الاسلام، ۲۵۴؛ روزگار رهایی ۶۲۲.
۷۱. نعمانی ۱۵۲/.
۷۲. المهدی ۲۲۱؛ روزگار رهایی ۵۲۶.
۷۳. روزگار رهایی، ۵۲۶ نقل از منتخب الاثر ۴۳۹.
۷۴. غیبت نعمانی، ۳۲۳.
۷۵. نعمانی / ۲۲۳.
۷۶. المهدی، ۲۲۱؛ روزگار رهایی ۵۲۶.
۷۷. ینابیع المودة، ج ۳، ۱۳۶؛ روزگار رهایی، ۶۰۱.
۷۸. وفات العسکری ۴۹؛ روزگار رهایی، ۵۳۱.
۷۹. بشارة الاسلام، ۲۴۹؛ روزگار رهایی ۶۴۰.
۸۰. آل عمران، ۱۰۳.
۸۱. بحار الانوار، ج ۸، ص۳۲.
۸۲. بحار الانوار، ج ۱۵، ص ۳۹۲.
۸۳. زیارت آل یس (رحمة الواسعه)
۸۴. البیان، ۸۶؛ روزگار رهایی ۵۹۴.
۸۵. اختصاص مفید، ۲۴؛ روزگار رهایی، ۶۳۱.
۸۶. مثنوی، مولوی، دفتر سوم، ۳۶۵.
۸۷. الملاحم والفتن ۱۳۷، روزگار رهایی ۵۹۸.
۸۸. غیبت، نعمانی، ۲۱۲.
۸۹. تحف العقول، ص ۵۱۶؛ کافی، ج ۱، ص ۱۹۸.
۹۰. تحف العقول، ص ۵۱۶؛ کافی، ج ۱، ص ۱۹۸.
۹۱. بشارة الاسلام، ص ۱۸۵، روزگار رهایی، ص ۶۴۰.
۹۲. بشارة الاسلام، ص ۲۸ و۲۸۰؛ روزگار رهایی، ص۶۰۱.
۹۳. مثنوی مولوی، دفتر ششم، ص ۱۱۲۳.
۹۴. الحاوی للفتاوی، ج ۲، ص ۱۵۳؛ روزگار رهایی ۵۹۹.
۹۵. کشف الغمه، ج ۳، ص ۳۲۴؛ روزگار رهایی ۴۹۹.
۹۶. بقره / ۱۹۶.
۹۷. حافظ.


 

%ب ظ، %09 %019 %1396 ساعت %23:%مرداد

چكیده :

در عصر غیبت كه دوره پنهان زیستی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است، معتقدان به مهدویت برای زمینه سازی و نیل به جامعه موعود جهانی، دارای رسالت‌ها و مسئولیت‌های خطیری هستند كه با پای بندی و اجرای آنها می‌توانند زمینه‌ساز ظهور آن حضرت باشند.

در این میان، نقش زنان كه پنجاه درصد جمعیت بشر را به خود اختصاص داده‌اند، نقشی مهم و تأثیرگذار است، زیرا زنان منتظر، علاوه بر این كه نسبت به خویشتن مسئولیت دارند و باید خود را جزء منتظران واقعی قرار دهند، هم چنین باید به دیگرسازی، یعنی تربیت و تعالی نسل منتظر نیز همت گمارند. از این رو زنان دارای دو مسئولیت، جهت زمینه سازی ظهور (خودسازی و دیگرسازی) می‌باشند. بر این اساس در این نوشتار به مسئولیت زنان منتظر در دو حوزة فردی و اجتماعی پرداخته شده است.

الف: حوزه فردی؛ در حوزه فردی، زنان منتظر با پاك‌سازی روح و روان خود از پلیدی‌های اخلاقی و مزین شدن به شاخصه نیك، آمادگی لازم جهت یاری رساندن به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را پیدا می‌كنند.

و در مرحله بعد با شناخت دین و دین داری كامل نسبت به امام و مقتدای خود ابراز علاقه و معرفت می‌كنند و خود را در صف منتظران واقعی قرار می‌دهند.

ب: حوزه اجتماعی؛ در حوزه اجتماعی زنان منتظر، دارای رسالت‌های خطیری نظیر تربیت نسل منتظر، امر به معروف و نهی از منكر، ورود در عرصه‌های جامعه، نظیر: مدرسه، خانواده و پرورش یاران خاص امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و ترویج عدالت در میان جامعه منتظران می‌باشند كه به صورت تفصیل در این نوشتار، آمده است.

مقدمه :

جامعة منتظر با شاخصه‌های خدا محوری، عدالت محوری، دین محوری، و در یك كلام، معنویت محوری، از جوامع دیگر متمایز می‌شود. در جامعه منتظر، برای اجرایی شدن شاخصه‌های فوق، همة آحاد مردم، اعم از زن و مرد، رسالت خطیری دارند؛ زیرا هر چه، جامعه منتظِر، خود را در راستای جامعة منتظَر قرار دهد، بیشتر به مقصود و هدف، نزدیك می‌شود. از این رو باید زن و مرد، با مشاركت، و هم سویی، به اجرای شاخصه‌های جامعة منتظَر، در جامعة منتظِر همت گمارند. دو مسئولیت خطیر، بر دوش زنان منتظِر كه باید به انجام آنها مبادرت ورزند: نخست، خودسازی؛ افرادی كه می‌خواهند در جامعة منتظران، مثمر ثمر باشند و دیگران را در راستای اهداف جامعة منتظر بسازند، ابتدا باید خودساخته و مزین به شاخصه‌های نیكو باشند. از این رو مسئولیت دوم زنان منتظر، مشخص می‌شود كه همان دیگرسازی است كه در این رسالت، زنان، مسئولیت بس خطیری بر دوش دارند؛ زیرا در نقش سازنده و مفید آنان در خانواده، یعنی پدر و فرزندان، جای هیچ گونه، شكی نیست؛ بنابراین می‌توان نتیجه گرفت كه مردان بیشتر تك مسئولیتی بوده، یعنی تنها به ساختن خویشتن می‌پردازند، ولی زنان علاوه بر خودسازی به دگرسازی كه همان پرورش فرزندان و نسل منتظر باشد، نیز می‌پردازند.

در این نوشتار سعی شده است تا به برخی از وظایف و رسالت‌های زنان در دوران غیبت، در جامعة منتظر اشاره شود تا زنان با آگاهی و شناخت كامل به انجام مسئولیت‌های خود بپردازند.

با توجه به آیات و روایات فراوانی كه به جایگاه و مقام زن پرداخته است[1]، به ارزش زن در اسلام پی می‌بریم و می‌فهمیم كه اسلام از زن به منزلة یك انسان، توقع پیشرفت فردی و اجتماعی دارد و از او به عنوان یك مكلّف در جامعه، انتظار مسئولیت پذیری دارد. درجامعة كنونی، كه جامعه‌ای منتظر است می‌خواهد خود را برای آمدن منتظر و حكومت جهانی او آماده كند؛ بنابراین وظایف خطیر و سنگینی دارد، كه با توكل به خداوند و با تلاش و همّت خود می‌تواند به انجام آن بپردازد. از جمله مسئولیت‌های زنان، وظایف فردی و اجتماعی است كه به ترتیب به شرح آن پرداخته می‌شود:

الف: وظایف

1.پاك‌سازی درون از صفات پلید و زیور دادن آن به اخلاق نیك؛ این امر در هر زمان واجب است، اما در زمان غیبت حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد؛ چون درك فضیلت و قرار گرفتن در عداد اصحاب آن حضرت، بستگی به این خصوصیات اخلاقی (خودسازی) دارد.

تهذیب نفس و خودسازی از مسائلی است كه یك سالك الی الله باید به آن توجه داشته باشد؛ چرا كه اهمیت و ارزش آن به قدری زیاد است كه خداوند می‌فرماید:

هركس نفس خود را تزكیه كند، به یقین رستگار شده است و نومید و محروم گشت آن كه نفس خود را به گناه آلوده ساخت.[2]

امام صادق علیه السلام در همین سوره به مردم دوران غیبت، اعم از زن و مرد می‌فرماید: «هركس دوست می‌دارد كه از اصحاب حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد باید منتظر باشد و دراین حال (انتظار) به پرهیزكاری و اخلاق نیكو رفتار نماید.»[3]

پس یكی از چیزهایی كه هر انسانی، اعم از زن و مرد را به رستگاری و كمال حقیقی می‌رساند، پاك‌سازی روح و جان از صفات رذیله و جای‌گزین نمودن صفات پسندیده است. پس یك زن اولاً، به عنوان یك شخصیت انسانی (زن)، ثانیاً، به منزلة یك مادر و همسر و ثالثاً، به مثابه تربیت كننده و منتظرساز، روحی سلحشور و جهادگر می‌خواهد. منتظر مسلح، وقتی می‌تواند در ركاب امام، نقش‌آفرینی كند كه برای او پیروزی یا شهادت یكسان باشد و این روح مجاهدت وسلحشوری، مربوط به تمام افراد، از جمله زنان بوده كه از ابتدا تا كنون، اثرات زیادی از خود به جا گذاشته‌اند.

2.آمادگی؛ آمادگی همیشگی، جوهر اصلی انتظار و وظیفة حتمی منتظران است. كسی كه منتظر ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است، باید آمادگی داشته باشد، نظیر: پیراستگی و پاك زندگی كردن، صادق بودن در اعتقاد وعمل، توانایی روحی و جسمی برای جهاد و مبارزه در ركاب مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف. كسی كه بخواهد جزء یاران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد، باید روح جهاد و مبارزه با باطل را در زمان غیبت تجربه كند. در احادیث، منتظر و یاور امام عجل الله تعالی فرجه الشریف كسی است، كه در زندگی منتظرانة خود، آماده و به مرتبة ایثار جان و مال در راه خدا رسیده باشد. هم چنین، در راه استقرار دین و نجات مظلومان، گام بردارد و برای یاری كردن نهضتی كه می‌خواهد ریشة ظلم را در جهان بر كند و عدل را جای‌گزین كند، بی صبرانه منتظر جهاد باشد.

امام صادق علیه السلام می‌فرماید:

باید هر یك از شما برای خروج قائم، اسلحه آماده كند. چون وقتی خداوند ببیند كسی به نیت یاری مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، اسلحه تهیه كرده است، امید می‌رود خداوند عمر او را دراز كند، تا ظهور را درك كند، و از یاوران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد.[4]

بنابراین همه عاشقان (زن و مرد) باید خود را آمادة ظهورش كنند و دیگران را نیز آماده پذیرش دولت او كنند، و این مسئولیت خطیر و بزرگ بر دوش همة عاشقان، از جمله زنان است. طبق آن چه كه خداوند از زن سخن گفته و در روایات به میان آمده است، او می‌تواند با حفظ ارزش‌های دینی و اخلاقی، خود را برای حضور در دولت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، مهیا سازد و با نقش خود در خانه و جامعه، تمام انسان‌های عاشق را آماده و مهیا برای ظهور دولت یار كند.

3. دین داری؛ پیامبر اكرم صل الله علیه و آله و سلم فرمودند:‌ای علی بدان كه شگفت انگیزترین مردم از جهت ایمان و عظیم‌ترین آنها از روی یقین مردمی اند كه در آخرالزمان خواهند بود. پیامبر صل الله علیه و آله و سلم را ندیده اند و محبت امام عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز از آنان محجوب است، اما به سیاهی كه بر سفیدی رقم خورده است، ایمان آورده‌اند.[5]

موفقیت در این آزمایش، احتیاج به بینشی دارد كه انسان دین دار می‌تواند در پرتو آن در برابر تحریف‌ها و شبهه‌ها و تردیدها، خود را حفظ نماید و با هیچ یك از عوامل منحرف كننده خلوص در دین و دین داری به بیراهه نرود.

پایداری در دین، در روزگار غیبت، فقط در سختی‌های جسمی و فشارهای مادی، خلاصه نمی‌شود، بلكه فشارهای روحی و معنوی را هم، باید تحمل كرد تا بتوان جزء منتظران واقعی آن امام شد. در انتظار، زیستن و منتظرانه دین داشتن، وظیفه‌ای است كه شریعت اسلام از مؤمنان خواسته است. چشم داشتن به ظهور منجی و حاكمیت دوازدهمین امام، باور به قوام امامت و غیبت رهبری دینی، در پایان زندگی است.

عالمان دین بر پایه احادیث معصومین علیهم السلام، انتظار فرج را شاخص بزرگ انسان دین دار، در عصر غیبت دانسته اند و همواره دین داران را به داشتن و دانستن این مهم فرا خوانده‌اند.

امام صادق علیه السلام می‌فرماید:

خبر دهم شما را به چیزی كه خداوند، عمل بندگان را جز با آن نمی‌پذیرد؟ گفتم آری. امام فرمود: باور به خدای یكتا و بندگی و پیامبری محمّد صل الله علیه و آله و سلم.....و چشم داشتن به ظهور قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف.[6]

دین و دین داری در عصر غیبت به گونه‌ای است كه دین داران در این روزگار به مقام والایی می‌رسند؛ چون انسان دین دار، در صدر اسلام، عقاید و باورهای دینی را از پیامبر صل الله علیه و آله و سلم می‌گرفت، و تعالیم خالص دین را مستقیماً از مفسّر واقعی وحی، دریافت می‌كرد.

رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم را می‌دید، و از راه و روش او الهام می‌گرفت و حق را به آسانی می‌پذیرفت، اما انسان دین دار در این عصر (غیبت) از تمامی دریافت‌های حسّی به دور است و تنها براساس درك عقلی و تاریخی، پیامبر صل الله علیه و آله و سلم و امامان علیهم السلام را می‌شناسد و به رسالت آنها ایمان می‌آورد.

پیامبر صل الله علیه و آله و سلم می‌فرماید:

برادران من كسانی هستند كه پس از شما [اصحاب] زندگی می‌كنند. به من ایمان می‌آورند و مرا دوست می‌دارند و یاری می‌رسانند و مرا تصدیق می‌كنند؛ درحالی كه مرا ندیده‌اند.[7]

پس دین دار بودن در روزگار غیبت، ایمان بیشتری می‌خواهد؛ همان طور كه ایمان به مبدأ و معاد، نیازمند تعقّل و تفكّر است. باور این بصیرت، براساس آیات و روایات، مخصوص افراد به خصوصی نیست، بلكه شامل تمام انسان ها، اعم از زن و مرد است كه در این میان، زنان هم می‌توانند در پرتو بینشی كه از دین و ایمان به غیب دارند، در برابر تحریف ها، و شبهه‌ها و سركوفت‌ها از درون و بیرون حوزه دین، هم چنان دین خود را نگاه دارند و با هیچ یك از این عوامل، خلوص دینی و دین داری در فكر و عمل خود را از دست ندهند.

4. معرفت به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ؛ آشكار است كه اقبال قلبی، از شناخت و احساس محبّت، مایه می‌گیرد؛ از این رو مهم‌ترین وظیفه‌ای كه هر شیعة منتظری بر عهده دارد، كسب معرفت نسبت به وجود مقدّس امام و حجّت زمان خویش است. و در روایات تأكید فراوانی شده است كه باید معرفت امام را جدّی گرفت.

امام صادق علیه السلام فرمودند: خداوند، زمین را لحظه‌ای خالی از حجت قرار نداد.

به سبب حضور حجت است كه انسان، مكلف به شناخت امام است و به همین دلیل در حدیث آمده است كه: هركس بمیرد و امام زمانش را نشناخته باشد، به مرگ جاهلیت مرده است.[8]

و این نشان‌گر اهمیت شناخت امام است. پس هر انسانی اعم از زن و مرد با شناخت خود از امام، و منزلت و هدف او، خود را مقید می‌سازد؛ به تربیت در راه آن امام و رسیدن به كمال نهایی، یعنی یاری آن امام و ساختن یاران واقعی.

یك زن به منزلة یك فرد مسلمان و انسانی كه در تربیت و ساختن انسان‌های با معرفت، مؤثر است، باید در شناخت، حضرت زهرا علیها السلام را الگوی خود قرار دهد؛ چرا كه بالاترین و بهترین زن نمونه ـ كه تمام زن‌ها و شخصیت‌های مسلمان باید از او درس بگیرند ـ فاطمه زهرا علیها السلام است. از نظر معرفت، شخصیتی آگاه است نه عامی.

پس اگر یك زن در شناخت امام و هدف و راه او مستحكم باشد و به معرفت اصلی رسیده باشد، در شناخت و معرفت فرزند و جامعه تأثیرگذار خواهد بود و می‌تواند یكی از رسالت‌های خود را به انجام رساند. پیمودن جادة انتظار برای یك فرد، بدون شناخت امام منتظر، ممكن نیست. استقامت و پایداری، در وادی انتظار، وابسته به درك صحیح از پیشوای موعود است.

اگر معرفت امام برای منتظر حاصل شود، او خود را در جبهة امام می‌بیند و احساس می‌كند كه در خیمة امام و كنار او قرار گرفته است؛ بنابراین لحظه‌ای در تلاش برای تقویت جبهة امام خویش كوتاهی نمی‌كند.

5. محبّت به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف؛ محبّت، حالتی است، میان محبّ و محبوب كه سرچشمة آن، قلب و درون است، لكن نمود آن، در ظاهر و در افعال و اعمال محبّ، به روشنی پیداست؛ محبتی كه جلوة عینی پیدا می‌كند و به محب جهت می‌بخشد؛ محبت، امری طرفینی است، محب می‌سوزد و محبوب جذب می‌كند. محب، تمنّا می‌كند و محبوب، دامان خویش را برای تمنّای محب می‌گستراند.

انسان، فطرتاً كمال جو است و همواره در پی یافتن فرد اكمل می‌باشد و سعی در نزدیك شدن به او دارد. محبت انسان در پی شناخت دقیق او از محبوب است. خداوند، حجتی برای ما و در سر راه زندگی مان نهاده كه وجودش، مطابق با خواست‌ها و نیازهای فطری ماست. اگر طالب جمالیم و صاحبان جمال را دوست می‌داریم و می‌خواهیم دیگران را نیز در پی شناخت و محبت جمال قرار دهیم و یاوران جمال را افزون كنیم، جلوة جمال حق، اوست كه همه زیبایی‌ها را در خود جمع كرده است. همان طور كه جدّ گرامی اش فرمود: مهدی، طاووس اهل بهشت است.[9]

چهرة مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مثل ماه تابان است.[10]

چهرة مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مثل ستاره درخشان است. [11]

هنگامی كه قلب، مملو ازعشق می‌شود، همّت عاشق به تمامی در جهت دیدار معشوق است و از هر فرصتی، استفاده می‌كند تا زمینة دیدار و حضورش را فراهم نماید. پس تمام انسان‌ها چه زن و چه مرد، وقتی محبت واقعی در قلب شان رسوخ كند، در انجام رسالت، كوشا خواهند بود. یك زن به منزلة حامی و یاور فرزند و همسر خود، با شناختی كه از امام خود دارد و محبتی كه از او بر دلش مانده است، سعی دارد تا در تربیت فرزندان و كمك به همسر خود در جهت رسیدن به اهداف الهی – كه همان ساختن یاوران راستین مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و زمینه سازان ظهور است – تلاش كند تا بتواند رسالت الهی خود را به خوبی انجام دهد؛ زیرا حكومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، یارانی با صلابت، باایمان و شجاع می‌خواهد و این مهیا نمی‌شود، مگر با وجود مادران و همسران شجاع، فداكار، باایمان و خودساخته كه هدف اصلی آنها رضای حق و رسیدن به كمال مطلوب است.

6. اخلاق اسلامی؛ خُلق، عبارت است از سیمای باطنی و هیئت راسخ نفسانی كه به موجب آن، افعال نیك و بد، اختیاری و بدون تكلّف و تأمّل از انسان صادر می‌شود كه این حالت بر اثر تعلیم و تربیت و تمرین برای نفس پدید می‌آید؛ به گونه‌ای كه رفتارهای پسندیده و یا ناپسند به طور طبیعی و بدون آن كه به فكر كردن، نیاز باشد از انسان سرمی زند. پس باید سعی كرد كه در حالت نفسانی، اخلاق و رفتار اسلامی شود و رفتارهای پسندیده، همراه با تأمّل ازانسان سر زند؛ چون پرورش فضایل اخلاقی، یكی از مهم‌ترین اهداف رسالت پیامبران خدا بوده است تا انسان در مسیر كمال كه علّت غایی آفرینش است، قرار گیرد و پیامبر صل الله علیه و آله و سلم با اشاره به فلسفة بعثت خویش، در حدیث معروف: همانا مبعوث شدم تا تمام كنم مكارم اخلاق را.[12] بدان تصریح فرموده‌اند.

اخلاق اسلامی با ویژگی خاص و بُعد متعالی خود، تضمین كنندة سعادت انسان‌ها در همة عصرها، و ره توشة همة ره پویان راه كمال است. رعایت اخلاق نیك نسبت به یك دیگر در برخوردها و تمام ابعاد زندگی و رعایت حقوق جانی و مالی و...كه عالی‌ترین نقش را در جذب دیگران و نفوذ در دل‌ها دارد، از عوامل مهم گسترش اسلام، بوده است.

انسان جزء اصلی تشكیل جامعة صالح و سالم است. انسان برای اصلاح جامعه و تشكیل اجتماعی سالم، نخست باید اصلاحات و تحولات را از درون خود، آغاز كند؛ زیرا مسائل اجتماعی، زشتی، فساد و...در اجتماع، مربوط به انسان است.

پس او می‌تواند با ایجاد انقلابی در درون خود، در جامعه نیز انقلاب و تحول به وجود آورد و سمت و سوی همه چیز را به سوی هدف و مقصود اصلی، یعنی خداوند قرار دهد؛ امری كه خلقت جهان براساس آن بنا شده است. و این انسان شامل همه می‌شود (زن و مرد). زن هم در این امر اصلاحی شركت دارد و با اصلاح درون خود و داشتن اخلاق اسلامی، می‌تواند به منزلة یك منتظر در دوران انتظار، نقش مهمی را در سازندگی جامعه و منتظران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ایفا كند.

روایات مختلفی به خصوص حدیث «اكمل به اخلاقهم» دلالت بر اهمیت و محوریت اخلاق، كمال و رشد معنوی انسان‌ها در دولت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف دارد.

امام باقر علیه السلام می‌فرماید: «چون قائم ما قیام كند دستش را بر سر بندگان می‌گذارد و عقول آنها را متحرك می‌سازد و اخلاق شان را به كمال می‌رساند.»[13]

دولت اخلاقی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بدین معنا است كه هم خود، جامعِ تمام فضایل و محاسن اخلاقی و عقلی است و هم در مقام عمل و اجرا، همة آنها را در جامعه محقق می‌سازد. پس با داشتن چنین روایاتی و دانستن، وجود حكومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بر مبنای اخلاق اسلامی متوجه می‌شود كه زنان در جامعة فعلی بیش از هر دوره ای، در معرض آزمایش هستند و بیش از هر عصری، امكان سازندگی خود و نسل جامعة منتظر را دارا هستند.

امروز، روزی است كه زن به مثابة یك منتظر می‌تواند به تكوین شخصیت اخلاقی خود بپردازد. او باید بداند كه افتخار در وجود شخصیت اوست كه دارای شعور، شناخت، آگاهی و تقوا باشد. افتخار در وجود صفات مثبت و فضایل انسانی و شرم و حیای اسلامی اوست كه به منزلة مسئولیتی بزرگ در زمان غیبت، در جامعة منتظر بر دوش اوست. او وظیفه دارد بكوشد كه خود را براساس مكتب بسازد و شخصیت خود را براساس آن رنگ دهد تا بتواند در سازندگی نسل منتظر، سهم بزرگی داشته باشد. چون یك منتظر واقعی، باید خود را چنان آماده كند كه لیاقت حضور در حكومت منتظر را كه شاخصة آن بر مبنای اخلاق اسلامی و دینی است، داشته باشد.

همان طور كه امام صادق علیه السلام فرمودند: هركس از این كه جزء یاران حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد، شاد و خوشحال می‌شود، باید منتظر باشد و در حال انتظار، اهل ورع و عمل به نیكی‌های اخلاقی باشد.[14]

پس زنان با انتقال اخلاق اسلامی به فرزندان و آماده كردن آنان برای حضور در دولت یار، بهترین زمینه‌ساز معنوی برای ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف خواهند بود.

ب: وظایف اجتماعی

تا این جا سخن از وظایف و رسالت فردی زنان در جامعة منتظر بود، اما چون زنان جزء گروهی از منتظران حكومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند، و زمینه سازان ظهور علاوه بر رسالت فردی، در جامعه رسالتی دیگر نیز دارند باید در جهت دگرسازی تلاش كنند. آنها با تبلیغ دین و اصلاح جامعه و با ترویج اخلاق و فضایل درصدد مهیا كردن یك جامعة ایده آل مهدی پسند می‌باشند و با دعوت به دین خدا، و توجه دادن به مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و انجام وظایفی كه در ذیل خواهد آمد، روح امید را در جامعة بشری، زنده می‌كنند.

1. تربیت نسل منتظر؛ در مسیر تربیت نسل منتظر، زنان كه نیمی از جامعه را تشكیل می‌دهند، باید نقش سازنده ای، داشته باشند و بدانند كه آنها نیز موظفند دوش به دوش مردان برای تربیت زمینه سازان ظهور، تلاشی خستگی ناپذیر داشته باشند.

هیچ انقلاب و نهضتی، بدون مقدمه و زمینه سازی به پیروزی نخواهد رسید. انقلاب جهانی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز از این قانون مستثنا نیست؛ چون انقلاب جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مهم‌ترین و عمیق‌ترین انقلاب‌ها جهانی است، و مربوط به همة جهان می‌باشد. یكی از موارد زمینه سازی برای این نهضت عظیم، تربیت نسل منتظر است كه مهم‌ترین وظیفه بر دوش زنان باایمان است؛ زنانی كه تنها به آماده شدن خود برای استقبال از امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف راضی نمی‌شوند، بلكه خود را موظف می‌دانند كه این آمادگی را در سایرین هم ایجاد كنند و به تربیت منتظران واقعی بپردازند و در این مسیر حساس و بزرگ، نسبت به این وظیفة عظیم، احساس تكلیف كنند و از زیر مسئولیت شانه، خالی نكنند. منتظران راستین با ادای چنین تكلیفی ـ كه همان پرورش نسل منتظر است ـ راهی برای یاری رساندن به امام خویش در زمان غیبت پیدا می‌كنند. اگر همة انسان‌ها در انجام چنین هدفی، كوشا و پرتلاش باشند، علاوه بر اینكه خود جزء یاران امام علیه السلام قرار می‌گیرند، بلكه صف یاران امام علیه السلام را هم افزایش می‌دهند.

در دعای منسوب به امام رضا علیه السلام به این مطلب اشاره شده است:

و ما را از كسانی قرار ده كه دین خود را به وسیلة آنها غلبه می‌دهی و به سبب ایشان یاری ولی خود را عزّت می‌بخشی و غیر ما را «در این مقام» جای گزین ما قرار مده كه همانا جای گزین كردن غیر ما به جای ما بر تو آسان است، ولی بر ما سخت (ناگوار) می‌باشد.[15]

كسانی كه به نحوی در مسیر تربیت منتظران راستین امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف قدم برمی دارند، اگر با نیت خالص و برای جلب رضای الهی، عمل كنند، جزء تقویت كنندگان سلطة ایشان قرار می‌گیرند و در قیامت در زمرة ایشان محشور می‌شوند.

و در همین دعا فرمود: و ما را جزء حزب ایشان قرار ده....تا آن جا كه ما را در قیامت در زمرة یاران و یاوران و تقویت كنندگان سلطة ایشان محشور فرمایی.[16]

پس زنان باید این مقام را به منزلة یك رسالت الهی ـ كه خداوند بر دوش آنها قرار داده است ـ حفظ كنند و از خداوند در انجام چنین مسئولیت خطیری، كمك و یاری بخواهند و با تربیت و آماده كردن نسل منتظر، زمینه را برای ظهور و حكومت امام عجل الله تعالی فرجه الشریف آماده كنند و بر نیروهای توان مند امام علیه السلام بیفزایند و خود نیز با انجام چنین امر بزرگی در زمرة یاران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، در زمان غیبت، و رزمندگان راه او در زمان ظهور باشند.

2. امربه معروف و نهی از منكر؛ عظمت و ارزش بی بدیل امربه معروف و نهی از منكر به اندازه‌ای است كه خدای تعالی خود را نیز امركنندة به معروف و نهی كنندة از منكر می‌شمارد و با تعبیر ویژه در قرآن كریم، امربه معروف و نهی از منكر را صفت مستمر و مداوم خود ذكر می‌كند.

همانا خداوند به عدالت و نیكوكاری و رسیدگی مالی به خویشاوندان فرمان می‌دهد و از كار زشت و ناپسند و ستم گری بازمی دارد. به شما اندرز می‌دهد، باشد كه متذكر شوید.[17]

پس هر بنده‌ای به هر میزان كه در مسیر امر به معروف و نهی از منكر، تلاش پی گیر داشته باشد، می‌تواند درجه‌ای از درجات بی پایان تخلق به اخلاق الله را كسب نماید.

در حقیقت، راز خدا گونگی انسان‌های پیش از ظهور و عصر ظهور در ویژگی‌های آنان نهفته است.در قرآن كریم نیز امر به معروف و نهی ازمنكر، رمز رستگاری شمرده شده و دلیل برتری و شرافت امت پیامبر صل الله علیه و آله و سلم به شمار آمده است.

شما بهترین امتی هستید كه برای مردم پدید آمده اید؛ (از آن رو) كه امر به معروف و نهی ازمنكرمی كنید و ایمان به خدا دارید.[18]

در عصر غیبت به سبب حاضر نبودن امام علیه السلام، باید شرایط امربه معروف تحقق یابد.

امام سجاد علیه السلام می‌فرماید: «معتقدان به مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و منتظران ظهور او در عصر غیبت....در پنهان و آشكار، مردمان را به دین خدا فرا می‌خوانند.»[19]

انتظار، باوری نیست كه با آن تعهد انسان منتظر، نفی شود. تكلیف و تعهد دینی، در هر زمانی، باقی و جاوید است. پس در دوران غیبت كبری، داشتن روحیة اصلاح گری، در سطح جامعه از وظایف مهم زنان و مردان است.

امام باقر علیه السلام می‌فرماید: «امر به معروف و نهی از منكر، واجبی است كه به سبب آن همة واجبات اقامه می‌گردد.»[20]

اگر این امر مهم، كنار گذاشته شود، باعث هلاكت و نابودی خوبی‌ها و رشد زیاد بدی‌ها در جامعه می‌شود. از مهم‌ترین و ارزش مندترین مراتب امربه معروف و نهی ازمنكر، آن است كه رئیس حكومت و كارگزاران او امركنندة به خوبی‌ها و نهی كنندة از بدی‌ها و زشتی‌ها هستند.

امام باقر علیه السلام فرمود: مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و یاران او...امر به معروف و نهی از منكر می‌كنند.[21]

3. مسئولیت پذیری در عرصه‌های مختلف اجتماعی؛ قرآن كریم، زن نمونه را انسان نمونه برشمرده است كه با مسئولیت پذیری در عرصه‌های مختلف اجتماعی می‌تواند مقتدای مردان و زنان در جامعه باشد؛ همان گونه كه مرد نمونه، انسان نمونه، برای مردان و زنان است. همان گونه كه انسان در زندگی خود از مردان نمونه، الگو می‌گیرد و در رفتار و گفتار خود و اجتماع به آن اقتدا می‌كند، زنان نمونه و دارای مسئولیت اجتماعی نیز دارای چنین جایگاهی هستند. سخنان آنان برای مردان حجت است؛ زیرا در رسیدن به مقام عصمت، پاكی، اجتناب از لغزش و خطا و انجام رسالت‌های اجتماعی، فرقی میان زن و مرد نیست.

طبری ضمن ذكر حدیثی از امام باقر علیه السلام می‌فرماید: فرمان بری از حضرت زهرا علیها السلام بر همة مخلوقات خدا از جن و انس و پرنده و پیامبران و فرشتگان واجب بود.[22]

عرصه‌هایی كه زنان در آنها ایفای نقش كرده اند و قابلیت خدا دادی خود را به منصة ظهور رسانده اند به شرح ذیل است:

الف: خانواده؛ اگر بنا باشد كه مردم به حال خود رها شوند وهركس به دنبال خواسته‌ها و هوس‌های خود برود، اجتماع به صورت ناموزون و ناهم‌آهنگ درمی آید كه هرج و مرج و بی بند و باری برآن حاكم خواهد شد؛ چون اجتماع، وابسته به خانواده و تربیت خانواده است و تربیت خانواده هم مرهون زحمات و تلاش و فداكاری ما در و زن خانواده است كه بتواند رسالت خود را به عنوان یك مادر به سرانجام برساند. از آن جا كه اصلاح جامعه، به اصلاح فرد وابسته است؛ تا فرد، اصلاح نشود جامعه هم اصلاح نمی‌شود و در این اصلاح، نقش خانواده و زن، اهمیت بسزایی دارد. به طور كلی، اجتماع همان خصوصیاتی را به خود می‌گیرد كه افراد آن را دارند و وقتی محیط، سالم می‌شود كه افراد آن جامعه، مردمانی متقی و پرهیزگار باشند و پیوسته در راه اصلاح قدم بردارند. این حركت تربیتی و اخلاقی در جامعه نشان گر وجود زنان و مادرانی است كه مردانی باایمان و باتقوا را در خانواده و در دامان پر مهر خود پرورش می‌دهند.

بنابراین، انسان موجودی فوق العاده توانا است، و دارای چنان اراده‌ای كه به وسیلة آن به آن چه می‌خواهد، دست می‌یابد. قدرت اراده در او اساس و پایة هر ترقی و تكامل است. هر جا اراده قوی باشد، در آن جا نشاط، زندگی عالی و با سعادت نیز وجود دارد. اراده به منزلة آبشاری است كه راه خود را، از میان سنگلاخ‌ها و كوهستان‌های بسیار صعب العبور باز می‌كند و به جلو می‌راند. همان طور كه در قرآن كریم آمده است:

این كه هیچ نتیجه‌ای برای انسان نیست مگر آن چه را به كوشش و تلاش خود به دست آورده است.[23]

پس هركس در هر راهی كوشش و جدیت نماید و هدفی را دنبال كند، دیر یا زود به مقصد خود خواهد رسید. و یك زن به منزلة موجودی كه خداوند او را بدون هدف خلق نكرده و در آفریدنش هدفی را دنبال كرده است، از ابتدا در كانون گرم خانواده با تأسی از حضرت زهرا علیها السلام نمونه‌های اخلاقی و دینی را تحویل جامعه می‌دهد تا به هدف اصلی خود كه پرورش نسل منتظر است، برسد.

زن، ركن اساسی و عنصر اصلی خانواده است و اسلام برای نقش زن در خانواده، اهمیت فراوانی قائل است؛ زیرا با پای بندی زن به خانواده و تربیت فرزندان در آغوش پر مهر مادر، نسل‌ها در آن جامعه، بالنده و رشید خواهند شد.

زنان مسلمان در زندگی شخصی و اجتماعی، باید فاطمه زهرا علیها السلام را از جهت خردمندی، فرزانگی و معرفت، الگو و سرمشق خود قرار دهند و از بُعد عبادت، مجاهدت، حضور در صحنه، تصمیم گیری‌های عظیم اجتماعی، خانه داری و تربیت فرزندان صالح، از زهرای اطهر علیها السلام پیروی كنند.

جنبة مادری یك زن طوری است كه شخصیت فرزندان نمی‌تواند جدا از شخصیت مادر باشد. همة زن‌ها باید به دنبال چنین ارزش‌هایی حركت كنند كه فرزندانی صالح و با شخصیت و منتظران راستین، تحویل جامعه دهند. زن به منزلة مادر باید در محیط خانه، مایة آرامش و آسایش محیط خانواده باشد و در دامان پر مهر و عطوفت خود با سخنان پر نكته و پندآموز، فرزندان صالحی را از لحاظ روانی، تربیت كند و انسان‌هایی پاك و سالم را پرورش دهد.

مادر از هر سازنده ای، سازنده‌تر و باارزش‌تر است؛ چون می‌تواند یك انسان والا و با روحیه و ایمانی پاك، تحویل جامعه دهد، ولی دیگران قابلیت چنین كاری را ندارند. مادر می‌تواند با رعایت و دقت در تربیت، موجودی را تحویل جامعه دهد كه از لحاظ روحی، یك انسان سالم و بدون عقده باشد.

همان طور كه در زمان پیامبر صل الله علیه و آله و سلم، زنانی شجاع، با تشویق فرزندان خود به جنگ و شهادت، آنها را برای یاری پیامبر صل الله علیه و آله و سلم آماده می‌كردند.

امروزه اندیشوران مسائل انسانی به اهمیت خانواده و نقش آن در سلامت جامعه، پی برده‌اند. آنها معتقدند كه اجتماع سالم، تنها با داشتن خانوادة سالم، امكان پذیر است؛ چرا كه شخصیت روحی انسان، در دامان مادر به رشد و بالندگی می‌رسد. چون رابطة صمیمی بین مادر و فرزندان، محیط خانه را به پناه‌گاهی امن تبدیل می‌كند كه فرزندان در آن به آرامش می‌رسند و احساس امنیت می‌كنند. و اگر چنین رابطه و پناه‌گاهی نباشد، باعث دوستی‌های نامناسب و از بین رفتن امنیت خانواده و جامعه می‌شود و رسالت زنان در دوران انتظار برای زمینه سازی ظهور نیمه تمام می‌ماند.

ب: مدرسه؛ این مرحله از سن انسان، زمانی است كه تربیت و پرورش به دست والدین و مربیان است. یك زن به منزلة مادر نمونه در مرحلة اول و حال به عنوان معلم و مربی نمونه و در مرحلة دوم، مسئولیت خطیری برعهده دارد تا بتواند رسالت خود را به نحو احسن به انجام برساند. در این سن، فرزند (كودك) آن قدر رشد كرده است، كه بتواند مفاهیم را درك كند و برای یادگیری مطالب از هر جهت آمادگی دارد. پس به او مفاهیم خوب بیاموزیم و آینده‌ای روشن، همراه با حركت صحیح به او نشان دهیم. به سبب همین اسلام مقرر می‌دارد كه برای تربیت و پرورش افراد در جهت شكوفایی استعدادها و جلوگیری از هرز رفتن توانایی هایشان بایستی محیطی سالم به وجود آید و این محیط سالم ایجاد نمی‌شود مگر با افرادی، چون زنان و مردان باایمان، و باتقوا كه در زندگی، فرزندانی صالح پرورش می‌دهند و در جامعه و محیط مدرسه، آینده سازانی صالح و زمینه سازان ظهور می‌سازند.

در قرآن مجید آمده است:

ای كسانی كه ایمان آورده اید خود و فرزندان تان را از (عذاب) آتش حفظ كنید، یعنی برای فرزندان و وابستگان خود محیطی سالم به وجود آورید تا از فساد و تبهكاری بركنار باشند و در نتیجه از آثار آن كه عذاب الهی است حفظ شوید.[24]

پس بر زنان است كه كودكان و فرزندان جامعه را در محیط سالم مدرسه، با روحی پاك و اخلاقی نیكو پرورش دهند تا با تربیت و آمادگی این انسان‌های پاك، در آینده بر یاران و زمینه سازان ظهور افزوده گردد.

ج: جامعه؛ زن، سازندة زیربنای اخلاقی جامعه است. زن، پایه‌های اخلاقی را در ذهن فرزندان، استوار می‌سازد و با تربیت اخلاقی خود، انسان‌هایی را تحویل جامعه می‌دهد كه بتوانند در آیندة جامعه، نقش مهمی را ایفا كنند و جزء گروه منتظران راستین باشند.

پس یك زن، یا یك مادر واقعی در جامعه ریاست می‌كند و پایه‌های خوشبختی یا بدبختی مردان دنیا را بنا می‌گذارد. او رئیس اصلی جامعه است. سرنوشت جامعه به دست او رقم می‌خورد. او می‌تواند جامعه‌ای پاك با افرادی صالح پدید آورد. زن در نظام اجتماعی با پذیرش پایگاه اجتماعی یا مشاغل اعتباری، نقش‌های گوناگونی را برعهده می‌گیرد كه اگر تمامی این نقش‌ها در مجموع، یك مفهوم را داشته باشند و آن كمك به انسانیت انسان باشد فرد، آماده برای كمك به ظهور می‌شود.

از جمله مسئولیت‌های زنان در جامعه ی اسلامی و منتظر، ایجاد انگیزه و امید در جوان منتظر است كه زمینة تلاش و ایثارگری را در او به وجود خواهد آورد؛ ایجاد زمینه برای خودسازی و رشد معنوی جوانان است. زنان می‌توانند با برنامه‌های مناسبی كه ایجاد می‌كنند سمبلی برای ایجاد تحول فرهنگ، اتحاد، پایداری در زمان، اتصال به رهبر و حضور در صحنه‌های اجتماعی برای جوانان در جامعه باشند. زنان باحجاب اسلامی خود – كه نمونة بارز یك زن مسلمان و باایمان است – می‌توانند در جامعه، الگویی برای دختران، زنان و منتظران ظهور باشند. چون انتظار به منزلة دیدگاهی جامع و فراگیر می‌تواند تمامی انگیزه‌های افراد را تحت پوشش قرار دهد و زمینة رشد آنها را فراهم سازد. حجاب یك زن مسلمان، لباس این انتظار است كه او با انتخاب ظاهری معنوی، هم‌چون سربازی لبیك گو به ندای مذهب پاسخ می‌دهد و با این كار خود و جامعه را در تحولی بزرگ، سهیم و آماده می‌داند.

حركت زنان در توسعة تفكر دینی، نقش تعیین كننده‌ای دارد؛ به گونه‌ای كه قدرت تصمیم گیری فرهنگی آنان در درجة بالاتری از مردان مؤمن قرار دارد. زن مسلمان، علاوه بر خانه و مدرسه، در جامعه هم نقش عظیمی بر عهده دارد. از جمله نقش‌های او حجاب اسلامی است كه در این راه، با تحكیم بخشیدن به این امر مهم و امربه معروف و نهی از منكر می‌تواند جامعه را به بهترین نحو، آمادة ظهور كند.

چون معنای امربه معروف و نهی ازمنكر این است كه:

ای انسان، تو تنها از نظر شخصی و فردی در برابر ذات پروردگار، مسئول و متعهّد نیستی؛ تو در مقابل اجتماع خود هم مسئولیت و تعهد داری.

پس حركت‌های زنان در عصر غیبت، در حقیقت به مفهوم آماده سازی جامعه برای تحول آفرینی و نشانه‌های قدرت فرهنگی زنان منتظر است.[25]

رسول اكرم صل الله علیه و آله و سلم فرمودند: افراد باایمان نسبت به یك دیگر همانند اجزای یك ساختمان هستند كه هر جزئی از آن، جزء دیگر را محكم نگه می‌دارد.[26]

 پس در دوران غیبت، یاران و منتظران امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از جمله زنان منتظر، باید بدانند كه همیشه و در همه حال در صحنه‌های اجتماعی حضور داشته باشند و در راه اصلاح جامعه بكوشند.

4. پرورش یاران خاص؛ كلیة قیام‌ها و نهضت‌ها به دلیل ایجاد حركت بنیادین و نو در سطح جامعه، نیاز به نیروی فعال، كارآمد و پرانرژی دارند و بدون نیروی انسانی، خصوصاً نیروی جوان – كه دارای نیرویی متراكم و قوی است – حركت و سیر نهضت، كند و در نهایت به ركود می‌انجامد. پس در میان عوامل حركت آفرین، نیروی جوان در مرتبة اول قرار دارد. چون:

الف: در حركت رو بنایی، جوان دارای قدرت بدنی و صلابت جسمی است كه از پس كارهای سخت و مهم برمی آید.

ب: در حركت زیربنایی، جوان دارای روح لطیف و صیقل داده شده است كه به منزلة آیینة بدون زنگار است. حق را بدون درنگ می‌پذیرد، تبعیت و فرمان برداری او از رهبر و مولای خود بیشتر است و این شاخصه، رمز موفقیت هر قیام و نهضتی شمرده می‌شود.

نهضت مهدوی نیز با مؤلفه‌های یاد شده، از این قاعده، مستثنا نیست، بلكه به نیروی كارآمد و جوان در آن بیشتر احساس می‌شود و این نیروی فعال و كارآمد و جوان، فقط تحت تأثیر حضور مادرانی، پرشور و فعال و مسئولیت پذیر مهیا می‌شود.

حكومت و قیام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، یارانی خاص می‌خواهد كه بتوانند در زمان ظهور امام عجل الله تعالی فرجه الشریف در ركابش جان فشانی، و در اعتدال حكومت مهدوی عجل الله تعالی فرجه الشریف تلاش كنند. پرورش این یاران، نیاز به زنانی پاك و سلحشور دارد كه فرزندانی بپرورانند؛ پاك و دارای قدرت بدنی و صلابت جسمی و تابع رهبر و مولای خود. كه با این كار، سهم بسزایی در تجلی حكومت عدل الهی و قیام آن حضرت عجل الله تعالی فرجه الشریف خواهند داشت. به همین دلیل در روایات مختلف به جوان بودن اكثریت یاران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اشاره شده است.

امام علی علیه السلام فرمود: یاران قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف، همه جوان هستند. در میان آنها پیرمرد، یافت نمی‌شود، مگر به مثل سرمه در چشم و نمك در طعام كه كمتر از هر ماده‌ای در طعام، نمك است.[27]

پس هر جنبش و انقلابی به یاران و همراهانی نیاز دارد كه ستون‌های انقلاب‌اند و سنگینی آن را به دوش می‌كشند. سستی و استواری هر یك از این دو با یك دیگر ارتباط دارد، یعنی هر اندازه حجم بنای انقلاب كمتر باشد، (یاران خاص كمتر باشند) پایه‌های آن از استحكام كمتری برخوردار خواهد بود و به هر میزان كه بنا بلندتر و گسترده‌تر باشد به ستون‌های محكم تری نیاز خواهد داشت؛ یارانی خاص، استوار و شجاع. كه این یاران خاص، بیشتر جوانان هستند؛ چون از فطرت‌هایی پاك و بی آلایش برخوردارند و وابستگی‌ها و تعلقات در عمق جان شان ریشه دوانده است. پرورش این یاران خاص بر عهدة بانوانی جسور و شجاع و با ایمان است كه در دامان پاك خود، چنین یارانی را برای انقلاب جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف پرورش می‌دهند و زمینه را برای ظهور فراهم می‌سازند.

5. ترویج عدالت و عدالت خواهی در جامعه؛ در ابتدا وقتی به جهان كنونی و مردم ستم دیده و مظلوم می‌نگریم، چنین به نظر می‌رسد كه پاك ساختن زمین از ظلم و ستم و برچیدن بساط طاغوت، ناممكن است و مظلومان عالم، فریادرسی ندارند تا حق آنان را از طاغوتیان بگیرد. و از سویی دیگر حكمت خداوند بر این تعلق گرفته كه زندگانی انسان براساس فطرت خدادادی جاری شده و شالودة آن كه عدالت و عدالت خواهی و ظلم ستیزی است، بدون پاسخ نماند. و از طرفی دیگر، مسئله عدل در اسلام از روز نخست در تمام زمینه‌ها از بُعد عقیدتی و دینی گرفته تا بُعد فقهی و اجتماعی، مورد توجه و عنایت بوده است.

آیات و روایات رسیده در مورد عدل، نشان از پسندیده بودن آن در نزد خداوند است و این وقتی میسّر می‌شود كه مردم از نظر رشد معنوی و كمال روحی به درجة بالایی برسند و خود، خواهان عدل و اجرای آن باشند.

قرآن كریم می‌فرماید: ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم و با آنها كتاب (آسمانی) و میزان (شناسایی حق و قوانین عادلانه) نازل كردیم تا مردم قیام به عدالت كنند.[28]

این آیه نشان گر این است كه از گذشته، پیامبران می‌خواستند مردم به گونه‌ای تربیت و تعلیم شوند كه بتوانند خود، قیام به قسط نمایند و عدل را اجرا كنند.

بشر در طول زمان، همیشه منتظر روزی بوده است كه عدالت در جوامع حاكم گردد و هم‌چنان در آرزوی آن لحظه شماری می‌كند تا آن رؤیای دیرینة بشر با ظهور عدل مشتهر به وقوع بپیوندد.

رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم می‌فرماید: مژده می‌دهم شما را به مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف كه او در امت من به هنگام اختلاف و سختی‌ها برانگیخته می‌شود. پس زمین را پر از قسط و عدل می‌سازد؛ همان طور كه از جور و ستم پر شده باشد. ساكنان آسمان و زمین از او راضی می‌شوند...[29]

با رستاخیز مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ظلم و ستم به دیار عدم سفر می‌كند و جای خود را به عدل و داد می‌سپارد و عدالت اجتماعی فراگیر می‌شود و ثمرة تلاش و كوشش انبیا و اولیا به پا می‌نشیند و همه طعم شیرین عدالت را می‌چشند.

بنابر آن‌چه كه در این نوشتار ذكر شد، می‌توان چنین نتیجه گرفت كه زنان در برپایی عدل و قسط و بركناری ظلم و ستم می‌توانند با شناساندن امام و موقعیت ایشان برای فرزندان در خانواده و جوانان و نوجوانان در مدرسه و جامعه نقش بسزایی را ایفا كنند.

حضور زنان در اولین روز ظهور به همراه 313 نفر از مردان بزرگ عالم در مكه در كنار امام علیه السلام نشان از نقش عظیمی است كه زنان در انقلاب جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف دارند. همان طور كه در انقلاب اسلامی ایران، نمونه‌های فراوانی از زنان بافضیلت را داشتیم كه در كنار همسران و فرزندان خود، سربلند ایستادند. آنان جوانانی را تحویل جامعه دادند كه از طفولیت تا جوانی با ارزش‌ها و معیارهای دینی آشنا شده بودند و در نظام خانواده، اجتماع و جامعه، با گفتار و رفتار نیك و پسندیده با لفظ شیرین عدالت مأنوس شده بودند.

نتیجه گیری :

منتظران، اعم از زن و مرد در دوران غیبت كبری كه دوران پنهان زیستی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است، به دلیل عدم ظهور امام و رهبر جامعه، مسئولیت‌های خطیر و سنگینی دارند. از یك سو باید دغدغه‌های خودسازی و خود اندیشی، جهت اصلاح خویشتن داشته باشند تا از جمله منتظران راستین و واقعی امام علیه السلام باشند و از طرف دیگر، نسبت به افراد جامعه، احساس مسئولیت كنند، یعنی دگراندیشی و دگرسازی داشته باشند تا آحاد مردم به صورت كلی و فراگیر در راستای ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تلاش نمایند.

در عرصه زمینه سازی برای ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، همة مردم (اعم از زن و مرد) دارای مسئولیت و رسالت می‌باشند و شاید با یك نگاه دقیق‌تر در این عرصه، زنان را پرمسئولیت‌تر ببینیم؛ زیرا برای شركت در رخداد مهم ظهور؛ پرورش و تربیت نسل منتظر و نیز یاران خاص و عام امام علیه السلام را برعهده دارند.

صحنه‌های جامعه، خانواده، مدرسه و… عرصه‌هایی هستند كه زنان در آنها نقش سازنده‌ای دارند و قابلیت و توان مندی آنان در آن عرصه‌ها به منصة ظهور می‌رسد.

 

پی نوشت ها :

[1]. عبدا... جوادی آملی، زن در آئینه جمال و جلال (قم: نشرأسراء)، ص26.

[2].  (قَدْ اَفْلَحَ مَنْ زكّیها، وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا ) شمس، آیات 10 و9.

[3]. «من سرهُ اَن یكون من أصحاب القائم فلینتظر والیعمل بالورع و محاسن الاخلاق،...».محمد بن ابراهیم نعمانی، الغیبة، ترجمه جواد غفاری (تهران: كتابخانه صدوق، 1363) ص292، ب11، ج16؛ لطف الله صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، (قم: مؤسسه سیدة المعصومه، 1419ق) ص210.

[4]. «لیعدَّنَّ أَحدكُم لخروج القائم ولو سهماً فَانَّ الله إذا علِم ذلكَ من نیته رجوتُ لأن ینسی فی عمره حتّی یدركه و یكونَ من اعوانه و أنصاره. محمد باقر، مجلسی، بحارالانوار، (بیروت: دارالمعارف للمطبوعات، 1421ق). ج52، ص366.

[5]. یا علی واعلم اَنَّ اَعجب النّاس ایماناً و اعظمهُم یقیناً قَومُ یكونون فی آخرالزّمان لَم یلحقُوا النّبی وحجب عنهم الحجّة فآمنوا بسوادٍ علی بیاضٍ. مجلسی، پیشین، ج21، ص366؛ شیخ صدوق، كمال الدین و تمام النعمه (تهران: كتاب فروشی اسلامیه، 1377)، ج1، ص288، باب26، ح8.

[6]. اَلا أخبركم بما لا یقبل الله عزوجل من العباد عملاً الاّ به؟ فقلت بلی، فقال: «شهادة ان لا اِله اِلاّ الله و انّ محمداً عبده و رسوله....والانتظار للقائم عجل الله تعالی فرجه الشریف». نعمانی، پیشین، ص200، باب11، ج16؛ صافی گلپایگانی، پیشین، ج3، ص210.

[7]. «ولكن إخوانی الّذین یأتون مِنْ بَعدكم یؤمنون بی و یحبّونی و ینصرونی و یصّدقُونی و ما رأونی؛ مجلسی، پیشین، ج52، ص132.

[8]. «من مات ولا یعرف امامه مات میتةً جاهلیة». محمد كلینی، اصول كافی، ترجمه سید جواد مصطفوی، انتشارات گلگشت، ص377، روایت 3؛ نعمانی، پیشین، ص130: از امام صادق علیه السلام به نقل از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم.

[9]. «المهدی طاووس اهل الجنّه». صافی گلپایگانی، پیشین، منتخب الاثر، ص185.

[10]. وَجهه كالقمر الدّری. معجم احادیث الامام مهدی (قم: مؤسسة معارف اسلامی 1411ق)، ج1، ش72.

[11]. كاَنَّ وجهه الكوكب الدّری. صافی گلپایگانی، پیشین، ص185.

[12]. «انَّما بُعثت لأتمّم مكارم الاخلاق. شیخ فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، (قم: ناصرخسرو، 1376) ج10، ص333.

[13]. «اذ اقام قائمنا، وضع یده علی رؤوس العباد فجمع به عقولهم واكمل به اخلاقهم. مجلسی، پیشین، ج52، ص336؛ صافی گلپایگانی، پیشین، ص482.

[14]. «مَنْ سَرَّه اَن یكونَ مِن اَصحابِ القائم عجل الله تعالی فرجه الشریف فَلینتظرْ وَلْیعملْ بِالوَرَعِ وَ مَحاسِنِ الاَخلاقِ. نعمانی، پیشین، باب11، ج16.

[15]. «وَاجعلنا مِمّن تنتصر به لدینك و تعِزُّ به نَصْر‍ ولیكَ. ولا تَسْتَبْدل بنا غیرَنَا فَاِنَّ استبدالك بِنا غَیرَ نَا عَلیكَ یسیرُ وَ هُوَ عَلَینَا عَسیرُ.

[16] . «وَاجعْلنا فی حزبه....حَتّی تَحشُرنَا یوْمَ القیامة فی انصاره و اعوانِهِ ومقوّیة سلطانِهِ، همان.

[17].  (اِنَّ اللهَ یأمُرُ بالعدلِ والإحسان وَایتاءِ ذِی القُربی وَینْهَی عَنِ الْفَحْشاءِ والمُنْكَرِ وَالبَغْی یعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ) نحل، آیه 90.

[18].  (كُنْتُمْ خَیرَ اُمَّةٍ اُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأمُرُونَ بِالمَعْروُفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَر و تُؤمِنُونَ بِااللهِ ). آل عمران، آیه 110.

[19]. «اِنَّ اهل زمان غیبته، القائلین بِإمامته والمنتظرین لظهوره....الدّعاة الی دین الله ع‍‍َزّوجل سرّاً وجهراً». شیخ صدوق، ص320.

[20]. اِنّ الامر بالمعروف والنّهی عن المنكر....فریضة عظیمة بها تقام الفرائض. محمدی ری شهری محمد، میزان الحكمة، ترجمة حمیدرضا شیخی (قم: دارالحدیث، 1377) جلد8، ص3706.

[21].اَلمهدی واصحابُهُ...یأمروُنَ بالمعروف و ینْهونَ عَنِ المنكر. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج51، ص47.

[22]. «وَلقد كانت طاعتُها مفروضة علی جمیع من خلق الله من الجنّ والانس والطّیر والبهائم والأنبیاء والملائكة...». محمد طبری، دلائل‌الامامة (قم: موسسة البعثه، 1412ق)، ص106، ج34.

[23].  (وَاَنْ لَیسَ لِلاِنْسانِ إِلاّ ما سَعَی ).  نجم، آیه 30.

[24].  (یا اَیهَا الَّذینَ آمَنُوا قُواَنْفُسَكُمْ وَ اَهْلیكُمْ نَاراً ) تحریم، آیه 6.

[25]. مرتضی مطهری، حماسة حسینی، جلد2، انتشارات صدرا، صص45 و 76.

[26]. المومن للمومن كالبنیان یشید بعضه بعضاً.

[27]. اَصحاب القائم شباب لاكهول فیهم اِلاّ مثل الكُحْل فی الْعین والملح فی الزّاد واقلُّ الزّاد اَلملح؛ نعمانی، پیشین، ص170 و مجلسی، پیشین، ج52، ص333.

[28].  (وَلَقَدْ اَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیناتِ وَاَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمیزَانَ لِیقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ ) . حدید، آیه 25.

[29]. «اُبشركم بالمهدی یبعث فی اُمّتی عَلَی اختلافٍ من النّاس و زلازلِ فَیملأ الارضَ قسطاً و عدلاً كما ملئت جوراً و ظلماً، یرضی عنه ساكن السّماء و ساكن الاَرض....». معجم احادیث امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، جلد 1، ص92، ح53.

  نویسنده: فاطمه زهرا ستار

منبع : انتظار زمستان 1386 شماره 22

%ق ظ، %13 %378 %1395 ساعت %08:%اسفند

چكیده
مسأله «انتظار ظهور» و «جهانی شدن» از موضوعاتی است كه امروزه مورد توجه اندیشمندان درحوزه مطالعات دینی- سیاسی است؛ به همین دلیل، در فرهنگ و ادبیات معاصر، از این عصر، با عنوان «عصر انتظار» و «عصر جهانی شدن» تعبیر می‌شود.
بررسی رابطه انتظار ظهور منجی موعود با مسأله جهانی شدن، موضوعی است كه این مقاله به طرح و بررسی آن پرداخته است. نگارنده، ضمن تبیین ماهیت، ویژگی‌ها و آثار كاربردی اندیشه انتظار، ضرورت جهانی‌سازی نظریه مهدویت و انتظار را مطرح كرده است. سپس با اشاره به بایسته‌های جهانی‌سازی اندیشه انتظار، به بررسی مقوله جهانی شدن و تعامل و همسازی آن با موضوع مهدویت پرداخته و برنقش راهبردی و بسترساز موضوع جهانی‌شدن در جهانی‌سازی نظریه مهدویت و انتظار، تأكید كرده است.

درآمد سخن
موضوع «انتظار منجی» و مسأله «جهانی‌شدن»، از مقولاتی است که در حوزه مباحث مربوط به آینده‌نگری و مطالعات راهبردی، مدت‌ها است توجه صاحب نظران معاصر را به خود جلب نموده است.
این بحث، قطع نظر از جنبه‌های عام و فراگیر آن که وجه مشترک میان پیروان همه ادیان است، در حوزه تفکر شیعی و مهدویت به طور خاص، دارای اهمیت ویژه است که بررسی جنبه‌های نظری و ابعاد کاربردی قضیه، می‌تواند در فهم و تبیین اهداف و چشم‌انداز آینده در نظریه مهدویت و انتظار ظهور، کمک كند و فضای فکری جهان معاصر را برای درک ابعاد این تفکر الهی مساعد سازد. آنچه در این خصوص بیش از همه حائز اهمیت است، تبیین رابطه بحث انتظار ظهور با موضوع جهانی‌شدن و بررسی آثار و پیامد‌های این بحث است.
پرسش اساسی که در این خصوص مطرح است این است که اندیشه انتظار ظهور، به حسب مفهوم و ماهیت، با موضوع جهانی‌شدن چه نسبتی دارد؟ آیا میان نظریه انتظار ظهور و آنچه امروزه از آن با عنوان پدیده جهانی‌شدن تعبیر می‌شود، قرابت و پیوندی وجود دارد یا نه؟ آیا میان این دو موضوع، رابطه تعاملی و همسویی بر قرار است یا این‌که با هم در تقابل و تعارض هستند؟ به عبارت دیگر، آیا می‌توان مسأله جهانی‌شدن را زمینه و راهبرد اندیشه ظهور تلقی كرد و جریان جهانی‌شدن را وسیله و بستر کارآمد برای جهانی‌سازی نظریه مهدویت دانست یا این‌که بحث جهانی‌شدن، اساساً در تضاد با این تفکر قرار دارد؟
در این مقاله، نگارنده باهدف کنکاش و دستیابی به پاسخ این پرسش مهم، كوشیده است ضمن تبیین ماهیت و ابعاد هرکدام از این دو مقوله، به بررسی رابطه میان این دو موضوع بپردازد و آثار کاربردی این بحث را به منظور شناخت وظایف امروز و تعیین راهبرد آینده، مورد توجه قرار دهد.

مفهوم انتظار
کلمه «انتظار» مصدر ثلاثی مزید از ریشه (ن ـ ظ ـ ر) است. این واژه و مشتقات آن در منابع لغت، به معنای چشم دوختن، با تأمل نگاه گردن(1) نظاره‌گر بودن، توقع امری را داشتن و مراقب بودن،(2) آمده است.
انتظار، به معنای مطلق چشمداشت و چشم به راه بودن، فی نفسه ارزش ذاتی ندارد؛ بلکه این چشم به راهی و انتظار، باید با توجه به موضوع آن مد نظر قرار گیرد که به تناسب متعلق خود، دارای ارزش متفاوتی خواهند بود.
در اصطلاح روایات منقول از امامان معصوم علیه السلام ، کار‌برد کلمات «انتظار» و «منتظر» نوعاً با واژه‌های «ظهور» و «فرج»، قرین و همراه است و مراد از آن، معنای اخص کلمه یعنی چشم به راه بودن و توقع داشتن ظهور منجی موعود حضرت مهدی علیه السلام ، در آخر الزمان است؛ انتظاری است که به وسعت همه تاریخ بوده و ریشه در جان همه انسان‌ها دارد و هیچ انتظار دیگری به خاک پای این انتظار سترگ نمی‌ارزد.

ماهیت
در فرهنگ شیعی، اصطلاح انتظار، دارای مفهوم و ماهیت کاربردی است که رفتار خاصی از آن نشأت می‌گیرد. در این تعریف، انتظار، صرفاً چشم به راهی ناشی از یک حالت روحی ـ روانی معمول و متعارف نیست؛ بلکه ناشی از یک اعتقاد درونی و برانگیزاننده است که به بیرون سرایت می‌کند و عمل می‌انجامد.
رابطه این باور قلبی با اقدام عملی، چنان استوار و مستحکم است که در روایات، این باورداشت درونی، یک رفتار و عمل معرفی شده و بلکه «افضل الاعمال» نام‌گذاری شده است. دلیل این امر، این است كه این باور درونی، چنان در انگیزش اراده و خواست انسان منتظر، کارساز و نقش‌آفرین است که ذهن او را به سوی آن هدف مورد انتظار، جهت می‌بخشد و باور او را در راستای تحقق آنچه در انتظار آن است، به عزم و اراده تبدیل می‌کند.
در فرهنگ شیعی، انتظار، یک مفهوم دینی و ارزشی است که نگرش انسان به شرایط گذشته و حال را به چشم انداز آینده پیوند می‌دهد. این مفهوم دینی و اسلامی، یک مفهوم هدایت‌بخش و برانگیزاننده است که رفتار‌های جهتمندی را در پی دارد و به تصمیمات و اقدامات عملی اصلاح گرایانه در عرصه‌های مختلف فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی می‌انجامد.
جوهره اصلی انتظار در تفکر شیعی، اعتقاد و ایمان قلبی، به حتمیت ظهور مصلح جهانی حضرت مهدی موعود علیه السلام  و دخالت مستقیم این باورداشت در نگرش‌ها و رفتار‌های فردی و اجتماعی انسان منتظر در رابطه با سرنوشت و آینده او است. تا هنگامی که ما دخالت مستقیم و نقش تأثیرگذار این اندیشه و باورداشت را در ساختار ذهنی، اسلوب اندیشه، شیوه زندگی وچگونگی حال و آینده خود، در جایگاه یک واقعیت نپذیریم و آن را در حیات فردی و اجتماعی خود به یک جریان فکری و رفتاری تبدیل نكنید، هرگز به آثار پربرکت این تفکر دست نخواهیم یافت؛ بنا‌براین، نخستین قدم در این راستا، آن است که درک درست و تصور صحیحی از این مفهوم ارزشی و اسلامی داشته باشیم، تا به اهمیت آن پی ببریم.
از تأمل در روایاتی که به موضوع انتظار و الزامات آن پرداخته است، به روشنی در می‌یابیم که در فرهنگ شیعی، انتظار، صرفاً یک مفهوم ذهنی و دانستنی نیست که در لغتنامه‌ها و کتابخانه‌ها، سراغ آن را بگیریم؛ بلکه یک مفهوم کاربردی و سازنده است که در متن زندگی سیاسی و اجتماعی خود ‌باید آن را جست و جو كرد. در اندیشه شیعی، انتظار، یک تفکر جریان ساز و هویت‌بخش است که چگونه بودن و چگونه زیستن را برای ما تعریف و جهت‌گیری کلی حرکت جامعه به سوی آینده را تعیین می‌کند. مهم آن است که با تأمل و نگرش صحیح به روایات و دستور‌العمل‌های عصر غیبت و انتظار، جنبه‌های کاربردی این تفکر را استخراج و در زندگی فردی و اجتماعی خویش به‌کار بندیم.
اگر می‌بینیم در احادیث و روایات، این همه از فضیلت و ارزش انتظار و ارج گذاری منتظران، سخن به میان آمده و از انتظار ظهور مهدی علیه السلام ، با عناوین و اوصافی چون برترین عمل،(3) بافضیلت‌ترین عبادت،(4) بالا‌ترین جهاد در راه خدا،(5) محبوب‌ترین عمل در پیشگاه الهی،(6) هم‌سنگ بودن با شهادت و به خون طپیدن در راه خدا،(7) در رکاب حضرت قائم  علیه السلام  بودن،(8) در حال پیکار با دشمنان و شمشیر زدن در محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله(9) و دیگر تعابیری که هرکدام، با عنایت و حکمت خاصی بیان شده است، همه و همه از ارتباط و پیوستگی این باور درونی با عملکرد بیرونی و رفتارهای سازمان یافته فردی و اجتماعی انسان منتظر، حکایت دارد.
دلیل این امر نیز روشن است؛ زیرا این تشبیهات ویکسان‌سازی- چه از نظر درجات ذاتی و چه از نظر دریافت اجر و پاداش- بدون وجه تشبیه و وجود سنخیت، حتی از نظر یک فرد عادی، معقول و موجه نمی‌باشد، تا چه رسد به پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و امامان معصوم علیه السلام ؛ بلکه به حکم عقل نیز، این همسانی و مشابهت، مستلزم نوعی یکسانی و همانندی است که باید در انسان منتظر پدید آید، تا در پرتو این مشابهت و سنخیت، چنین شخصی با آن سردار به خون‌طپیده راه خدا، همرنگ و همسان شود.

ویژگی‌ها
«انتظار» به معنای عام آن که ناشی از خوش‌بینی جریان کلی نظام طبیعت و سیر تکامل تاریخ و اطمینان به آینده است، امری فطری و همگانی است و برای هر قوم و پیروان هر آیینی وجود دارد؛ اما انتظار ظهور، با مفهوم و محتوای خاص شیعی آن، دارای ویژگی‌های منحصر به فردی است که آن را از سایر رویکرد‌ها، متمایز می‌كند. این ویژگی‌ها، متعدد و گوناگون است که هر کدام، از ابعاد مختلف، قابل بررسی است. این جا به سه ویژگی مهم و اساسی انتظار ظهور مهدی علیه السلام ، اشاره می‌كنم:
الف. گستره: انتظار ظهور منجی موعود، از نظر گستره زمانی، دامندار‌ترین آموزه دینی- تاریخی است که تمام قلمرو تاریخ را اعم از گذشته، حال و آینده، در برمی‌گیرد. آیات 105 سوره انبیأ،(10) و 55 سوره نور(11) شاهد این فراگیری تاریخی است.
ب. جذبه: ویژگی دیگر انتظار ظهور مهدی موعود علیه السلام ، جذبه روزافزون و کشش فوق‌العاده این آموزه الهی و قرآنی، در گذر زمان است. این ویژگی که متأسفانه تا حدی مغفول مانده و کمتر بدان توجه می‌شود، موجب شده است انتظار ظهور در فرایند تاریخ، چنان شورانگیز و عشق‌آفرین باشد که نه تنها مثل دیگر رویکرد‌های تاریخی، دچار روز‌مرگی، تکرار، ملالت، کهنگی و فرسودگی نمی‌شود؛ بلکه هر روز، بر افروخته‌تر، جذاب‌تر و تابنده‌تر از گذشته، جلوه‌گری می‌کند و صفوف مشتاقان و منتظران امروز و فردا، افزون‌تر و پر صلابت‌تر از دیروز و گذشته‌اند.
این جذبه و اشتیاق، به حدی است که حتی دوران حضور اولیای معصوم قبل از آن حضرت را نیز شامل می‌شود؛ لذا امامان معصوم علیه السلام  نیز ضمن این‌که نگاه مردم را به سوی یگانه دوران معطوف كرده‌اند، خود نیز این علاقه و اشیاق خود به آخرین ذخیره الهی را ابراز نموده‌اند. وقتی یکی از یاران امام صادق علیه السلام  از به دنیا آمدن حضرت قائم علیه السلام  می‌پرسد، حضرت، در پاسخ می‌فرماید: «نه»؛ سپس این جمله را می‌افزاید: «اگر او را درک می‌کردم، سراسر عمرم را به خدمت‌گذاری او می‌پرداختم»(12). در روایت دیگر، این جمله زیبا از زبان مبارک حضرت سید الشهدأ‌ علیه السلام  نیز نقل شده است.(13)
سرّ این همه شور و شیدایی، آن است که آن موعود الهی، همچنان که خود، تجسم همه انبیا و اولیای الهی است، ظهور او نیز تجلیگاه تمام نیکی‌ها و تحقق‌بخش همه آرمان‌ها و آرزو‌های دور دست بشریت است.
ج. عظمت: بشر در جریان زندگی، به طور طبیعی دارای انتظارات و اهداف گوناگون ‌است که در بسیاری از موارد، حیات فردی و اجتماعی، به تحقق و استمرار این انتظارات، وابسته است. در این میان، ویژگی انتظار ظهور مهدی علیه السلام ، این است که این انتظار، علاوه بر گستردگی و جذابیت آن، ماهیتاً چنان بزرگ و با عظمت است که سایر انتظارات بشری به هر اندازه که بزرگ و با اهمیت باشد، در مقایسه با آن، بسی ناچیز و بی مقدار است؛ زیرا این انتظار، چنان سترگ و فراگیر است که همه انتظارات مقدس و انسانی را در بر داشته و پوشش می‌دهد. انتظار ظهور مهدی، انتظاری است که در طول تاریخ، پیامبران الهی علیه السلام ، آن را نوید داده‌اند و بشریت، قرن‌ها و نسل‌ها، در آرزوی چنین روزی نشسته است، تا شاید وعده الهی فرا رسد و همه آرزو‌های بلند و دیرین انسانیت، به بار نشیند.
از نظر جایگاه اعتقادی نیز، انتظار ظهور مهدی علیه السلام  از چنان عظمتی بر خوردار است که در روایات، قرین اصول و قواعد اساسی دین، نظیر توحید و نبوت، ذکر شده است. وقتی یکی از اصحاب امام باقر علیه السلام ، از دیانتی می‌پرسد که مورد پذیرش خداوند متعال باشد، حضرت، پس از ذکر شهادت به توحید و ایمان به نبوت پیامبر صلی الله علیه و آله و اعتراف به وحیانی بودن قرآن و اقرار به ولایت امامان اطهار علیه السلام ، می‌فرماید: «و انتظار ظهور قائم ما اهل بیت علیه السلام ، که خداوند برای ما دولتی قرار داده است كه هر گاه بخواهد، آن را محقق خواهد كرد»(14).
در حدیث دیگر، ابو بصیر از امام صادق علیه السلام ، نقل می‌کند که فرمود: «آیا می‌خواهید شما را خبر دهم از آنچه که خداوند بدون آن، هیچ عملی را از بندگانش نمی‌پذیرد؟»(15)؛ بعد ضمن بر شمردن دیگر اصول و مبانی دین انتظار قائم علیه السلام  را برشمرد،(16) یعنی انتظار قائم علیه السلام  جزء مبانی دین و شرط پذیرش اعمال است.
تأکید بر قرابت و هم ردیفی انتظار قائم علیه السلام  با دیگر اصول اعتقادی دین اسلام، بیانگر عظمت و جایگاه رفیع مسأله انتظار، در ساختار اعتقادی دین است؛ همان گونه که به نص قرآن کریم،(17) دین و دیانت منهای ولایت، نا‌تمام است، همچنین دین و اسلام منهای انتظار مهدی  علیه السلام ، فاقد ارزش و مقبولیت خداوندی است.
انتظار مهدی علیه السلام ، انتظار تحقق همه خوبی‌ها است. در این انتظار، بشریت، چشم به راه است تا آنچه را که بر اساس فطرت پاک خدایی، در آرزوی آن بوده و هیچ‌گاه به صورت کامل به آن دست نیافته است، به دست آورد. چنین انتظاری، به همان میزان که بزرگ و عظیم است، اقتضائات و بایسته‌های متناسب خود را می‌طلبد.

عصرانتظار
امروزه در عصری زندگی می‌کنیم که در آن، نام مقدس مهدی، زیبا‌ترین و پر آوازه‌ترین نام در جهان، شناخته می‌شود و گفتمان ظهور آن حضرت علیه السلام ، جذاب ترین، شکوهمند‌ترین و شور انگیز‌ترین حدیثی است که روح انسان‌های پاک اندیش را، برافروخته می‌سازد و جان میلیون‌ها انسان تشنه عدالت و پاکی را، سرشار از امید و شادی می‌نماید.
امروزه میان تاریکی‌های جاهلیت مدرن معاصر، نام مقدس مهدی علیه السلام  و انتظار ظهور آن حضرت، چنان سترگ، درخشان و فراگیر است که تاریخ و زمانه را در خود فرو برده و این دوران با شناسنامه «انتظار»، شناخته می‌شود؛ چرا که حرکت تاریخ، منتظر آمدن صاحب این عصر است، چشم‌ها همه به سوی او دوخته شده، آرزوها همه به روز ظهور، نشانه رفته و این عصر را عصر انتظار می‌نامند.
در این دوره و زمان، بیش از هر مقطع تاریخی دیگر، نگاه‌ها به سوی آن منجی دوران، معطوف شده و علایق، انتظارات و توجهات، به آن وجود مقدس ـ ارواحنا فداه ـ و ظهور پر نور او، گره خورده است. از این نظر، «انتظار»، ویژگی بارز این عصر و زمان به شمار می‌رود؛ زیرا عطش و جوشش ناشی از انتظار، در هیچ دوره‌ای از تاریخ، تا این حد پر‌حجم و پر‌رنگ نبوده است.
از این نظر، این عصر را که روزنه‌هایی از شعاع ظهور، در افق آن هویدا است، می‌توان عصر ظهور صغرا نیز نامید.(18) مراد از ظهور صغرا، پدیدار شدن قرائن نزدیک شدن زمان به دوران ظهور آن حضرت است. این نشانه‌ها و قرائنِ بیانگر نزدیكی وعده الهی را از تدبر و تأمل در ورای آنچه در ظاهر جریان دارد، در سمت و سوی حرکت‌های کلی جامعه بشری ـ هرچند به صورت کمرنگ ـ می‌توان درک كرد.

کارکرد انتظار

منظور از کار‌کرد انتظار، توجه به نقش سازنده و کار‌آمد این تفکر، در اصلاح، تغییر، سازماندهی و مدیریت سیاسی اجتماعی است. اندیشه انتظار که نظام فکری و سیاسی شیعه را در عصر غیبت، سازماندهی و رهبری می‌کند، به دلیل استحکام مبانی اعتقادی آن از یکسو و برخورداری از مکانیسم پیچیده در مقابله با ظلم و نفی حاکمیت جور در هر زمان، از سوی دیگر، کارآمد‌ترین سیستمی است که در عرصه تغییر نظام سیاسی اجتماعی، تمام ساز و کارهای لازم برای اصلاح و تغییر، در درون آن تعبیه شده است.
از جمله می‌توان پیدایش انقلاب اسلامی را باز‌تاب عینی کارکرد اعتقادی سیاسی این تفکر دانست. بدون تردید، در بررسی و ارزیابی پدیده انقلاب اسلامی و استقرار اندیشه سیاسی شیعی در ایران، تحلیل درست و واقع‌بینانه، این خواهد بود که این پدیده مبارک، بیش از هر عامل دیگر، معلول مستقیم اندیشه انتظار و کار کرد فرهنگی، سیاسی، اجتماعی آن است.
فرضیه علمی قابل طرح درباره انقلاب اسلامی، این است كه عوامل مختلف اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، مذهبی در شروع و پیروزی انقلاب نقش داشته است. یكی از گزاره‌‏های اصلی و مورد قبول عده‏ای از نظریه‌پردازان انقلاب، عامل مذهب است كه نمود عینی آن، در اندیشه انتظار، به وضوح دیده می‏شود. نقش و تأثیر اساسی اندیشه انتظار در شكل‏گیری مبانی فكری و عقیدتی انقلاب اسلامی، غیر قابل انكار است.
در یك رهیافت توصیفی از ریشه‌‏ها و عوامل وقوع انقلاب اسلامی ایران، می‏توان به مؤلّفه‏‌ها و گزاره‏‌های مختلفی اشاره كرد؛ مانند اسلام‌ستیزی رژیم پهلوی، گسترش فساد، ظلم و بی‌عدالتی، توسعه و نوسازی ناقص و نامتناسب، استبداد و اختناق مداوم، استبداد و سركوبی آزادی‌خواهان، استحكام باورها و اعتقادات ارزشی مردم و…. در این میان، یك عامل فكری و عقیدتی كه از دید تیزبین نظریه‌پردازان و نویسندگان داخلی و خارجی پنهان نمانده، مسأله غیبت امام زمان علیه السلام  و انتظار ظهور منجی عالم بشری است. به نظر آنان، این باور و اعتقاد، زمینه‌‌ساز تغییر نگرش و رفتار‌های مردم ایران، تقویت بنیان‌های فكری و فرهنگی جامعه، گسترش روز‌افزون اندیشه‌‏های اصلاح‌طلبانه، تلاش و كوشش برای تغییر و تحوّل، عدم پذیرش حاكمیّت‌‏های سیاسی، داشتن امید و آرزو برای پیروزی و در نهایت، قیام و انقلاب بر ضد بی‌عدالتی‌‏ها و زمینه‌سازی برای انقلاب جهانی مهدی موعود، بوده است. با توجّه به مؤلّفه‌‏های ظلم ستیزی اندیشه انتظار، عدم مشروعیّت حاكمان سیاسی، نصب عام فقیهان برای نیابت از امام عصر  علیه السلام ، امید به اصلاح و تعالی جامعه و نابودی مظاهر ظلم و فساد، غصب حقّ حاكمیت امامان علیه السلام ، محرومیّت جامعه از فیض حضور امام، زمینه‌سازی برای تعجیل فرج و… می‏توان گفت: اندیشه انتظار- به طور مستقیم یا غیر مستقیم- محور هدایت فكری و رهبری انقلاب اسلامی بوده و نقش عمده ‏ای در آغاز و پیروزی آن داشته است.(19)
این تحلیل، در موارد مشابه نیز قابل استفاده است. هم اکنون، نمود‌های عینی تأثیرات و کارکرد این اندیشه نجات‌بخش را در گرایش جمعی به اندیشه انتظار و فراهم شدن تدریجی زمینه‌های گسترش این تفکر در جوامع اسلامی و شیعی، به خوبی می‌توان مشاهده كرد. نمونه دیگر این کارکرد را در تقابل تحسین برانگیز شیعیان لبنان با دشمنان، می‌توان احساس کرد. بدون شک آنچه امروزه، اراده و ایمان جوانان شیعه در لبنان را برابر دشمن قدرتمند آنان، این چنین فولادین و شکست‌نا‌پذیرنموده است، اتکا به این اعتقاد اصیل و هویت‌آفرین است.

انتظار و زمینه‌سازی
یکی از مسائل کلیدی که در بحث انتظار، لازم است مورد توجه مضاعف قرارگیرد، پیوند این بحث با مسأله زمینه‌سازی است. آنچه درعصر انتظار، ضرورت دارد و باید دردستوركار جامعه منتظر قرارگیرد، توجه به الزامات عقیدتی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی اندیشه انتظار و فراهم‌سازی زمینه‌های ظهور امام عصر علیه السلام  است.
اساساً مسأله زمینه‌سازی وتلاش برای رفع موانع ظهور، در متن معنا و ماهیت انتظار نهفته است و واژه انتظار، خود گویای حضور عینی و تلاش عملی برای تغییر وضع موجود با هدف بستر‌سازی یک تحول عظیم است؛ تحولی که به زمینه‌سازی و فراهم شدن شرایط، نیاز دارد. قوت و شدت چنین انتظاری نیز به میزان تمهیدات و دستمایه‌های لازم برای تحقق آنچه مورد انتظار است، وابسته خواهند بود. از این نظر، انتظار ظهور، همچنان که از لحاظ معنا و مفهوم، با عمل، تلازم دارد، در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی نیز، بحث انتظار، با مسأله زمینه‌سازی و تلاش برای فراهم كردن مقدمات حکوت مهدوی، کاملا عجین شده است، به گونه‌ای که سخن از انتظار و آرزوی رسیدن به آرمان ظهور، بدون توجه به مسأله زمینه سازی و بررسی عوامل بستر‌ساز رخداد ظهور، بی‌ثمر و بی‌معنا خواهند بود.
تمام تأکیدات و سفارشات پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و امامان معصوم علیه السلام ، بر اهتمام به مسأله انتظار ظهور نیز با هدف ایجاد انگیزه و تحریک و تقویت اراده‌های خدا‌جویی در انسان‌ها و کشاندن و وا‌داشتن آنان به حرکت و تلاش در راه خدا برای آماده‌سازی زمینه‌های اجرای کامل دین خدا در سراسر زمین و فرا رسیدن وعده الهی در تحقق ظهور است.
روشن است که این مهم، بدون توجه به عملکرد و شرایط موجود جامعه، قابل تفسیر نخواهد بود؛ زیرا معقول نیست جامعه‌ای دارای اهداف و تعلقات آرمانی باشند؛ اما درباره این اهداف، دغدغه‌مند نبوده و سلوک منتظرانه نداشته باشد. در غیر این صورت، بدون شک چنین قومی که در ساختار ذهنی آنان، هدفی فراتر از نیازهای روزمره نمی‌گنجد و چیزی مهم‌تر و ارزشمند‌تر از مسکن، خوراک وپوشاک، برای آنان قابل درک نیست، این جامعه فاقد هویت وحیات هدفمند بوده و چنین مردمی هرگز نمی‌توانند خود را جامعه آرمان‌گرا بنامند.

انتظار و دولت اسلامی
امروزه بحث از انتظار ظهور و بررسی زمینه‌های آن، ارتباط تنگاتنگی با چگونگی نظام سیاسی اجتماعی حاکم در یک جامعه و جهت‌گیری‌های سازمان‌یافته جاری در قلمرو حاکمیت سیاسی آن دارد؛ به همین سبب بحث از انتظار در عرصه زمینه‌سازی، با موضوع دولت و حکومت با ساختار رسمی شناخته شده، رابطه مستقیم دارد. در این محور، به بررسی این ارتباط و تعامل، خواهیم پرداخت.
آنچه امروزه از آن، با عنوان «دولت» تعبیر می‌شود، بیشتر ناظر به معنای کلاسیک آن، یعنی ساختار سیاسی مرکب ازقوای سه گانه اجرایی، تقنینی و قضایی است؛ اما هنگامی که عنوان «دولت» با پسوند «اسلامی» به کار می‌رود، صرف ساختار سیاسی شناخته شده قدرت یا مطلق اقتدار سیاسی مد نظر نیست؛ بلکه ضمن آن، مشروعیت یک نظام سیاسی از نظر اسلام مد نظر است. مراد از دولت اسلامی، نظام سیاسی- حکومتی است که عنصر دین(اسلام)، هم منشأ مشروعیت آن است و هم تعریف‌کننده ساختار قدرت و وظایف اجرایی آن.
دولت‌ها و حکومت‌ها، بر حسب ماهیت و مصدر مشروعیت خویش، اهداف و مقاصد متفاوتی دارند که در جهت نیل به آن، تلاش می‏کنند و بالتبع آن وظایف و مسؤولیت‌ها را برای دولت، تعریف و تعیین می‌نمایند. مهم‌ترین هدف دولت‌ها و حکومت‌های غیر دینی، دفاع از حقوق و آزادی‌های فردی و اجتماعی شهروندان و تأمین نیازهای مادی و معیشتی آنان است و فرا‌تر از این، وظیفه و مسؤولیتی برای خود نمی‌بیند؛ اما دولت اسلامی مبتنی بر اندیشه حکومت دینی، علاوه بر تأمین نیاز‌های مادی و آسایش و سعادت دنیوی، تأمین نیاز‌های روحی و سعادت آخرتی از طریق احیای ارزش‌های معنوی و دینی در جامعه را نیز جزء وظایف، برنامه‌ها و دستورالعمل‌های خود می‌داند.
امیر المؤمنین علی علیه السلام ، وظایف حکومت و دولت اسلامی را تأمین و اصلاح امور مادی مردم و احیای ارزش‌های دینی، ذکر می‌کند. حضرت، در پیشگاه خداوند عرضه می‌دارد: خدایا! من هدفم از حکومت، آشکار ساختن و پیاده كردن آموزه‌ها و معارف دین تو و اصلاح امور شهرها و بلاد تو است، تا بندگان مظلومت در آن، احساس امنیت كنند و حدود و مقررات دینت به اجرا گذارده شود.(20)
حضرت، در این فراز از کلام خود، توجه به نیاز‌های مادی و معنوی، دنیوی و اخروی را توأمان ذکر می‌کند و اصلاح روابط اجتماعی، توسعه اقتصادی، احیای ارزش‌های دینی و اقامه حدود الهی را از مهم‌ترین وظایف حکومت و مأموریت دولت اسلامی ذکر می‌نماید. این جامع‌نگری و تلفیق و آمیختگی اهداف مادی و معنوی، مهم‌ترین وجه تمایز حکومت دینی و غیر دینی است.
مهم‌ترین وظیفه و رسالت دینی دولت اسلامی در عصر انتظار، فرهنگ سازی اندیشه انتظار و فراهم كردن بستر‌های لازم برای توسعه و گسترش اندیشه انتظار در جامعه است. ترویج نهادینه‌شدن اندیشه انتظار نیز بدون تحکیم دیگر مبانی فکری و دینی، ممکن نمی‌باشد.
از این رو، بهترین راهکار برای نهادینه شدن این تفکر در جامعه، کارکرد فرهنگی به صورت جامع و فراگیر است؛ زیرا کارکرد فرهنگی در الگو‌پردازی نماد‌های مذهبی و دینی، مؤثر‌ترین رویکردی است که نقش بی‌بدیل آن در تحکیم و توسعه آموزه‌های دینی و ارزشی، باید مورد عنایت مضاعف قرار گیرد.
در این راستا، دولت اسلامی با استفاده از امکاناتی که در اختیار دارد، باید سیاست‌گذاری‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی جامعه را به‌گونه‌ای مدیریت و سازمان‌دهی کند که به اصلاح و تغییر نگرش‌های غیر‌دینی بینجامد و با برنامه‌ریزی و به‌کار‌گیری ساز‌وکار‌های لازم، فضای فکری حاکم برجامعه را به گونه‌ای طراحی و مهندسی كند که انگیزه‌های مذهبی در جامعه تحکیم یابد و مردم به سوی ارزش‌های دینی سوق داده شوند.
در چنین فضایی، زمینه برای شکوفایی اندیشه انتظار فراهم می‌شود و مردم با رغبت و اشتیاق بدین سو حرکت می‌کنند. آن وقت است که تفکر انتظار، به صورت یک فرهنگ، وارد زندگی فردی و اجتماعی خواهد شد و نگرش‌های عمومی در عرصه‌های مختلف، متناسب با این رویکرد، شکل خواهند گرفت.
بدیهی است تا زمانی که اندیشه انتظار ظهور، از حالت اعتقاد و باور ذهنی، به یک جریان اجتماعی و تفکر غالب در جامعه تبدیل نشود و رنگ و بوی انتظار، در تربیت و فرهنگ و سلوک عمومی جامعه، مشهود نباشد، آثار و برکات آن نیز در جامعه پدیدار نخواهند شد؛ زیرا جوشش این اعتقاد، با عملکرد و فرهنگ جاری میان مردم، لازمه قطعی باور مندی به انتظار ظهور حضرت مهدی علیه السلام  است، اعتقاد و باوری که در شرایط غیبت، اطاعت منتظرانه را همراه دارد.
همان چیزی که پیامبراکرم صلی الله علیه و آله، در توصیف منتظران ظهور فرزندش مهدی علیه السلام  فرمود:
خوشا به حال کسی که زمان قائم اهل بیت من را درک كند، در حالی که قبل از فرا رسیدن قیام او در زمان غیبتش، پیرو او بوده و دوستانش را دوست داشته و با دشمنانش به دشمنی برخاسته باشند. چنین كسی )در بهشت( جزء رفیقان و همراهان من و مورد مهر و محبت من هستند و روز قیامت نزد من، گرامی‌ترین افراد من خواهند بود.(21)
براساس این حدیث شریف، وقتی فرهنگ عمومی جامعه، براساس آموزه‌های دینی تعریف و نهادینه شود، طبیعی است که سایر جهت‌گیری‌های اجتماعی و سیاسی جامعه نیز صبغه دینی به خود می‌گیرد و کارکرد‌ها و عکس العمل‌های جاری در جامعه، بر اساس معیار‌های دینی، سامان می‌یابد. آن‌وقت است که تولی و تبری، دشمن‌شناسی، حمایت از حق، یکپارچگی برابر باطل و… در رفتار‌های اجتماعی مردم به صورت هدفمند، تثبیت می‌شود.
بدیهی است تحقق این مهم، بدون اهتمام و سیاست‌گذاری‌های کلان که در حوزه اختیارات دستگاه حکومت و جزء وظایف کارگزاران دولت اسلامی است، ممکن و میسر نخواهند بود.

انتظار، اندیشه جهانی

خاستگاه اصلی ایدۀ مهدویت و انتظار، اندیشۀ امامت است و تفكر شیعی طراحی و تبیین این ایده را برعهده دارد؛ اما این ایده، ذاتاً یك ایدۀ جهانی است که متعلق به نوع انسان و همه نژاد‌ها و فرقه‌ها است و دارای گستره و ابعاد فرامرزی و جهان شمول است. چه این‌که مهدی موعود علیه السلام  نیز صرفاً منجی جهان تشیع یا جهان اسلام نیست؛ بلكه منجی و رهبر نوع بشریت و مصلح جهانی است، انتظار ظهور او نیز انتظار عدل جهانی و انتظار نجات وآقایی و سعادت همه انسان‌های روی زمین است.
از این نظر، اندیشه مهدویت و انتظار، از نظر ماهیت، یک اندیشه جهانی و فراملیتی است که همه قلمروهای جغرافیایی و انسانی را در برمی‌گیرد و در فرجام تاریخ، نوع بشریت از برکات و دستاورد‌های سترگ آن، بهره‌مند خواهند شد؛ به همین سبب می‌طلبد که این تفکر به دلیل جامعیت و فراگیر بودن آن در جایگاه یک نظریه غالب، جهانی‌سازی شود.

ضرورت جهانی‌سازی اندیشه انتظار
یکی از نکات مهم و کاربردی در حوزه مباحث مهدویت و انتظار، بحث از ضرورت جهانی‌سازی اندیشه ظهور و بررسی بایسته‌ها و راهکارهای تحقق این مهم است. امروزه ضرورت دارد که جهانی‌سازی و طرح بین المللی این تفکر و تبدیل شدن آن به مهم‌ترین گفتمان جهانی، در دستور کار اندیشمندان اسلامی و شیعی و نهاد‌های دینی قرار گیرد، تا این ایده، به صورت یك جریان فكری زنده و مرتبط با حیات اجتماعی از سوی افکار عمومی مورد توجه قرار گیرد و آثار الهام‌بخش آن تدریجاً پدیدار شود.
امروزه شرایط جهانی به‌گونه‌ای است كه خوشبختانه زمینه‌های این تأثیر گذاری تا حد زیادی مهیا است؛ زیرا بشر به طور فطری، میل شدید به وجود یك ایده نجات بخش را در درون خود احساس می‌كند؛ هرچند در بسیاری از موارد، این احساس، ناخود‌آگاه است. اگر چنین اندیشه نابی که برخاسته ازجانمایه‌های انسانی وفطری است، با روش منطقی وفرمول نظام‌مند و منطبق با فاكتورهای هویتی و آرمانی، بر خردها عرضه شود، بدون شك ازهمه پوسته‌ها و مرزهای تصنعی، عبورخواهد كرد و انگیزه‌های نهادی و درونی بشرمعاصر را برخواهد انگیخت و یك‌باره همه توجهات و نگاه‌ها را به سوی خود معطوف خواهد نمود.
این انگاره، نه یك خوش‌بینی صرف، بلكه اقتضای سنت و قانون تبدُّل و تغییرنظام‌مند حاكم برشرایط اجتماعی است. براساس این اصل(تبدُّل و تغییر نظام مند)، اندیشه‌های باطل و بی‌ریشه، برخلاف جولان‌های زودگذر آن، محكوم به زوال ونابودی است و ثبات و پایداری، ازآنِ اندیشه اصیل فطری است كه وارث تاریخ بشرخواهند بود؛ زیرا معیار اصالت یك اندیشه و فرهنگ نیز برتری قدرت مادی یا گسترۀ جغرافیائی آن نیست. هرگز نباید شوكت ظاهری یا پهنای جغرافیایی وكثرت طرفداران یك اندیشه و مكتب را ملاك سنجش قرار داد؛ زیرا این فاكتورها، مقطعی و درحال نوسان است، چون بیش از هرچیز، معلول شرایط حاصل از نوع تعامل انسان‌ها است؛ بلکه اصالت و جاودانگی یك تفكر و فرهنگ را می‌باید در هماهنگی و هم‌خوانی آن با آرمان‌های فطری و گرایش‌های جاودانه انسانی آن دانست. این اهداف و انتظارات، به بهترین وجه در اندیشه مهدویت، مد نظر قرار گرفته است و اساساً رمز پویایی و برتری اندیشه مهدویت در این است كه اهداف و برنامه‌های آن، براساس اصول انسانی و نیازهای جاودانه و ماندگار تنظیم شده است. این هم‌خوانی و هماهنگی، موجب جاودانگی، سرزندگی و پویایی این اندیشه متعالی شده است.
هم اکنون نگاه عموم، به چشم‌انداز آینده تمدن بشری، یک نگاه امیدوارانه و مثبت است. این نگاهِ آمیخته با دغدغه و امید، امروزه شرایط جهانی را تاحد زیادی برای ایجاد یک دگرگونی بنیادین درگفتمان كنونی، ازحالت متورم انفجاری به سوی یك اندیشه اصیل الهی و جهانی، مساعد كرده است؛ زیرا از یك‌سو، رشد چشمگیر تكنولوژی ارتباطات، امكان انتقال پیام را باسرعت فوق العاده‌ای در گستره‌ای جهانی، میسر كرده است و از سوی دیگر، روند جهانی شدن، ایده‌ها، فرهنگ‌ها، دغدغه‌ها و نیازها، زمینه رقابت عقیدتی مكاتب و اندیشه‌ها را برای رسیدن به آرمان مورد انتظار بشر، فراهم ساخته است؛ همان آرمان دیرینی كه پا به پای انسان تا پایان تاریخ، با او همگام و همراه خواهند بود. بدیهی است که این روند، تدریجاً بشرمعاصر را به گزینش راه آینده و انتخاب نوع فرهنگ و ایده‌ای که به خلق تمدن آرمانی او بینجامد، ناگزیر خواهد كرد.
آنچه در بحث جهانی شدن اندیشه ظهور، حائز اهمیت است، تكیه بر اصول، مبانی و هویت اصیل تشیع از یك‌سو، شناخت و به‌كارگیری روش‌های تأثیرگذار، برای عرضه این تفكرالهی بر افكار جهانی برای تسخیر ذهن‌ها و قلب‌ها است.
این مهم، در بدو امر ممكن است قدری دشوار به نظر آید؛ امّا با اندك تأملی در ادبیات و محتوای نظریه‌های مطرح درگفتمان معاصر، آسیب‌پذیری و شكنند‌گی این وضعیت و امكان ایجاد یك چرخش عظیم در افكارعمومی، به خوبی آشكار می‌شود. كافی است بشرمعاصر به این باور برسد كه حتی آنچه آنان ازآن به نام«منافع» یاد می‌كنند و با چنگ و دندان دورآن حلقه زده‌اند، با راه و رسم دیگری به بهترین وجه قابل حصول است.
بدیهی است که دست‌یابی به چنین رهیافت سترگی، راهکارها و چاره اندیشی شیوه‌های خاص خود را می‌طلبد که لازم است اندیشوران دیانت و سیاست درباره ساز وکارها و راهبرد تحقق این رسالت بزرگ، با خرد و تدبیر، چاره‌اندیشی كنند.

رسالت شیعه در جهانی‌سازی اندیشه انتظار
یکی از نکات مهم در این راستا، توجه به رسالت جهانی شیعه در جهانی‌سازی این اندیشه الهی است. بدون شک، اندیشه شیعی، در جایگاه خاستگاه ایده مهدویت و ظهور، رسالت طرح و ترویج جهانی این اندیشه رهایی‌بخش را برعهده دارند و امروزه بیش از هر زمان دیگر، ضرورت بسط و گسترش اندیشۀ ظهور منجی موعود در جایگاه یك ایدۀ جهانی و نجات‌بخش، احساس می‌شود.
این وظیفه دراین عصر- باتوجه به عطش فزاینده افكار عمومی به یك اندیشه نجات‌بخش و آینده‌ساز ـ بیش از هر زمان دیگر، بردوش نخبگان فكری و اندیشه‌سازان متفكر شیعی، سنگینی می‌كند.
این بار مسؤولیت، ناشی از تغییر شرایط حاكم بر جامعۀ شیعی و تفاوت وضعیت امروز باگذشته است. در گذشته، موضوع انتظار ظهور و پایان یافتن غیبت حضرت مهدی علیه السلام ، كه از مختصات اندیشۀ شیعی است، بیشتر یك موضوع اعتقادی و باور مذهبی تلقی می‌شد كه آثار امید‌بخش آن، جایگاه اعتقادی شیعه را تحكیم بخشیده و تا حد زیادی از آسیب پذیری آنان كاسته و شیعه را مقابل سیاست‌های حذفی و سركوب‌گرایانۀ حكام جور در طول تاریخ، مقاوم نگه داشته بود. درگذشته، لزوم حفظ هویت مذهبی شیعه مقابل چالش‌ها و برخورد حذفی مذاهب دیگر و حكام وقت، جامعه شیعی را به رویكرد درون‌گرا و جدلی، سوق داده بود و این بینش اعتقادی، یعنی انتظار و چشم به راهی شیعه، همواره با یك منش سیاسی و اجتماعی همراه بوده. دیگران، شیعه را گروهی همیشه مخالف و ناسازگار با حُكّام و سلاطین وقت و نافی مشروعیت حكومت آنان، مطرح كرده بود.
امروزه، با توجه به موقعیت جاافتاده و تأثیرات اعتقادی تفكر شیعی درجهان، وضعیت كاملاً تغییر كرده است. امروزه این باور در جامعۀ شیعی، از حالت اعتقاد ذهنی به یك رویكرد سیاسی ـ اجتماعی تبدیل شده است و جامعۀ شیعی بر این حقیقت اذعان دارند كه می‌توانند در راستای تغییر وضعیت موجود و فراهم‌سازی شرایط جهانی برای ظهور مصلح موعود علیه السلام ، دارای نقش تأثیرگذار باشند؛ چه این‌كه درچند دهه اخیر، این رویكرد مبارك، میان بسیاری از اندیشوران شیعی با توجه به مقتضیات شرایط فعلی، به خوبی مشهود بوه است.
جامعه شیعی، به دلیل این‌كه رسالت تبیین و ترویج اندیشه انتظار و طرح حكومت جهانی مهدوی را برعهده دارند، باید خود در این عرصه پیشگام و آماده باشند. این آمادگی، مستلزم حضور تأثیرگذار شیعه در عرصه‌های فكری، فرهنگی و سیاسی نظامی است، تا بتواند در بسط و توسعه تفكر مهدویت درجهان، به رسالت خطیر و الهی خویش عمل نمایند.
به نظر می‌رسد، با توجه به شرایط مساعد نسبی موجود، جامعه شیعی می‌تواند با درک صحیح ضرورت‌ها از یک‌سو و نقش‌آفرینی و مدیریت تأثیرگذار در عرصه افکار جهانی ازسوی دیگر، شرایط مساعد کنونی را به یک فرصت تبدیل كند؛ سپس با تبیین جاذبه‌ها و ویژگی‌های ایده مهدویت و نظریه حكومت عدل جهانی اسلام، در جایگاه عنوان تنها نظریه نجات‌بخش، زمینه فراگیری این اندیشه الهی را در جهان، فراهم سازند و با ارائه الگوی حكومتی نوینی، افق نگاه مردم دنیا را به ایده مهدویت و ظهور، روشن كند.
این‌كه در روایات، برنقش كلیدی شیعه در هنگام ظهور برای تحقق حكومت عدل جهانی، تأكید شده، برای آن است که جامعه شیعی، درعصرانتظار، رسالت زمینه‌سازی چنین حكومتی را بر عهده دارند؛ لذا هنگام ظهور نیز شیعیان و پیروان آن حضرت، در جایگاه پیشگامان نهضت جهانی امام مهدی علیه السلام  بار سنگین اجرای دستورات امام مهدی علیه السلام  را برعهده خواهند داشت.
امام صادق علیه السلام  می‌فرماید: هنگامی كه قائم ما قیام كند خداوند برتوان شنیدن و دیدن شیعیان ما می‌افزاید؛ به‌گونه‌ای كه بین آنان و امامشان، واسطه و پیام رسانی نیست. امام، با آنان گفت‌وگو می‌كند و آنان، به امامشان می‌نگرند؛ در حالی‌كه او در مقر خود حضور دارد.(22)
این روایت بر دستیابی شیعه به امكانات فوق العاده شنیداری و دیداری، در عصر ظهور دلالت دارد؛ نكتۀ قابل تأمل در این روایت این است كه در آن، سخن از ارتباط تنگاتنگ و گفت‌وگو و تصمیم‌گیری امام زمان علیه السلام  با شیعیان مطرح است، نه كسانی دیگر و این، حاكی از آن است كه مسؤولیت‌های اصلی در تحقق حكومت مهدوی در عصرظهور نیز بر عهدۀ شیعیان و زمینه‌سازان ظهور‌ است.
در جای دیگر نیزحضرت به ابوبصیر می‌فرماید:
«خوشا به حال شیعیان قائم ما كه درغیبت او منتظرظهور اویند و هنگام ظهورش نیز فرمانبر امام خود هستند».(23)
ازاین روایات به خوبی استفاده می‌شود كه میان شرایط عصرغیبت و انتظار، با شرایط ظهور، پیوند و هماهنگی وجود دارد. طبق این روایات، منتظران و زمینه سازان ظهور در عصر انتظار، وارثان عصرظهورند.
این نوع روایات، بر رسالت سنگین شیعه در عصر انتظار تأكید دارد؛ زیرا همچنان‌كه عصرظهور، عصراجرای احكام دینی وعملیاتی‌شدن برنامه‌ها و اهداف وحیانی اسلام در تحقق جامعه توحیدی جهانی است، عصرانتظار نیز، عصر ایجاد استعداد و تمرین آمادگی جامعه شیعی و توسعه این آمادگی، برای ورود به عصرظهوراست. عصرانتظار، عصر تمهید و مقدمه‌چینی سلطنت و حاکمیت نظام مهدوی است.
در این عصر، مهم‌ترین مأموریت شیعیان و یاوران حضرت، پافشاری برهویت دینی و مقابله با انحرافات و تأکید بر اجرای عدالت و ترویج و گسترش آن است؛ چنانکه در عصر ظهور، نیز، مأموریت اصلی یاران حضرت، پاکسازی جامعه از فتنه ظلم و جور و اجرای سیاست‌های عدالت‌محور امام علیه السلام  است. حضرت، آنان را به شرق و غرب عالم اعزام می‌كند، تا عدالت و قسط را به اجرا بگذارند. «یارانش را به سراسرجهان اعزام می‌كند و با دستور به اجرای عدالت و نیكی، آنان را فرمانروایان كشورها قرار می‌دهد».(24)
این نوع روایات، بر ضرورت نقش‌آفرینی شیعه در عصر انتظار برای فراهم كردن زمینه‌های ظهور تأكید دارد؛ از این نظر، رسالت شیعه، یك رسالت جهانی است؛ چون درپی دگرگونی جهانی است و انجام این رسالت خطیر، بدون حضور مؤثر در عرصه گفتمان جهانی و تأثیرگذاری جدی درنگرش‌های عمومی، میسر و ممكن نخواهد بود.
در این عصر كه عصر جهانی‌شدن است، طرح نظریه «حکومت واحد جهانی اسلام» در قالب «مهدویت»، با توجه به برتری و برجستگی‌های ذاتی آن، شاخص استوار و گزینه مطمئن و بی‌بدیلی است که می‌تواند انتظارات بشر در شرایط جهانی‌شدن و جهان‌گرایی را به بهترین شکل برآورد.

جهانی‌شدن راهبرد جهانی‌سازی اندیشه انتظار
محور مهم دیگر در موضوع بحث که در این مقاله مورد عنایت است، مسأله «جهانی‌شدن» و رابطه آن با موضوع انتظار ظهور و نظریه حکومت جهانی مهدوی است. این عصر هم چنان‌که در فرهنگ شیعه به نام «عصر انتظار» موسوم است، در اصطلاحات سیاسی از آن با عنوان «عصرجهانی‌شدن» نیز یاد می‌شود.
پرسش‌هایی که در این خصوص مطرح است، این است که ماهیت آنچه به نام «جهانی‌شدن» یاد می‌شود چیست؟ آیا دیدگاه واقع‌بینانه و تفسیر صحیحی در این‌باره وجود دارد؟ رابطه این بحث با نظریه مهدویت و انتظار چگونه است؟ آیا نسبت تقابل و تعارض میان این دو حاکم است یا سازگاری و هماهنگی؟ نقش شیعه به طور عام و دولت اسلامی به طور خاص در این رابطه چیست؟
این پرسش‌ها که هرکدام ممکن است سؤالات فرعی متعددی را در پی داشته باشد، اهمیت و ضرورت طرح و بررسی این موضوع را مشخص می‌كند. در قسمت‌های پیشین، وظیفه و رسالت خطیر شیعه به طور عام و دولت اسلامی به طور خاص، در این‌باره گوشزد شد. آنچه در این قسمت لازم است به طرح و تبیین آن بپردازیم، نقش جهانی‌شدن در جهانی‌سازی گفتمان ظهور است. چیزی که بر خلاف اهمیت و نقش راهبردی آن، معمولاً مورد غفلت قرار می‌گیرد.
در این قسمت، سعی بر این است كه جنبه‌های تعاملی این بحث و نقش تمهیدی موضوع جهانی شدن در راستای جهانی سازی اندیشه انتظار ظهور منجی موعود، با نگرش تحلیلی و رویکرد رهیافت‌شناسانه، مورد توجه قرار گیرد. بدین منظور، لازم است ابتدا تعریف‌ها و دیدگاهای مطرح درباره مورد این اصطلاح، به طورگذرا مورد اشاره قرار گیرد، تا ماهیت و جوهر واقعی این مسأله به خوبی روشن شود؛ سپس به ارزیابی رابطه آن با جهانی‌سازی نظریه مهدویت، پرداخته شود، تا روشن گردد آیا مقوله جهانی‌شدن، با ایده جهانی مهدویت در تعارض و تقابل قرار دارد یا میان این دو تعامل و هم‌سویی برقرار است؟

مفهوم جهانی‌شدن
اصطلاح «جهانی شدن» تاحدی نوظهور بوده و در چند دهه اخیر بر سر زبان‌‌ها رایج شده و با تعابیری چون «جهانی‌شدن»، «جهان گرایی»، «جهان شمولی»، «دهکده جهانی»، از آن یاد می‌شود. این اصطلاحات دهان پرکن که در گفتمان‌های سیاسی و میان اصحاب رسانه، کاربرد بیشتری دارد، از اواخر نیمه دوم قرن بیستم میلادی پس از ارائه نظریه «دهکده جهانی» مارشال ‌مک ‌لوهان در سال 1960م مورد توجه قرار گرفت و پیش از آن، به صورت یک اصطلاح جا افتاده علمی، کاربرد چندانی نداشت. این اصطلاح، به تدریج از نیمه دهه 1980م بر سر زبان‌ها افتاد؛(25) ولی امروزه اصطلاح «جهانی‌شدن» کلید‌واژه غالب نظریات مطرح در جهان معاصر محسوب می‌شود.
حقیقت این است که این موضوع، به دلیل نوظهور بودن و کامل نشدن آن، از یک‌سو و پیچیدگی و گستردگی ابعاد و خصوصیات آن از سوی دیگر، هنوز تصویر روشن و شفافی از خود نشان نداده است؛ لذا تا کنون تعریف قانونمندی که مورد اتفاق نظر باشد، درباره آن یافت نمی‌شود.
در تعریف‌هایی که تاکنون ارائه شده است، هر کس بر اساس برداشت خاص از ویژگی‌های جهانی‌شدن، آن را تعریف كرده و در هر تعریف، یکی از ویژگی‌های آن، بیشتر مورد عنایت بوده است.
با این حال، شاید ساده‌ترین تعریفی که می‌تواند وجه مشترک تعاریف موجود و اقوال مطرح در این زمینه به شمار آید، این باشد که بگوییم: «جهانی‌شدن، عبارت است از محلی‌شدن عرصه‌ها، یکپارچگی و یکسان‌سازی ساختارها، نهادها و فرهنگ‌ها در اثر گسترش ارتباطات، همگانی شدن اطلاعات و برداشته شدن موانع اقلیمی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و …». این تعریف را شاید بتوان حاصل تلفیق تعاریف موجود و خصوصیات موضوع جهانی‌شدن، بیان كرد.

ماهیت جهانی‌شدن
آمیختگی طبیعی موضوع جهانی‌شدن با مقوله سیاست و امکان دست مایه قرار گرفتن آن، برای اهداف و مقاصد خاص سیاسی، سؤالات و ابهامات زیادی را درباره اهداف طرح این بحث و پیامدهای مترتب بر آن، پدید آورده است؛ به همین سبب بسیاری از صاحب نظران درباره بحث ماهوی این مسأله، به شدت اختلاف نظر دارند.

نظرگاه‌ها درباره ماهیت جهانی‌شدن
در این خصوص به طور عمده، سه دیدگاه متفاوت با سه رویکرد متفاوت به چشم می‌خورد كه این‌جا صرفاً در حد طرح بحث، بدان اشاره می‌شود:(26)
1. دیدگاه پروژه: عده‌ای به این مسأله، نگاه بد‌بینانه دارند و دست كم درباره اهداف طراحان این بحث، با بدگمانی می‌نگرند. این عده، بحث جهانی‌شدن را طرحی سیاسی می‌دانند که به صورت برنامه‌‌ای سازمان‌یافته و غیر علنی، از سوی اراده‌های پنهانی قدرت‌های سلطه، برای اهداف استعماری در سطح جهانی طراحی شده است. از نظر آنان، این بحث، ماهیتاً ساختگی است که راهبرد اعلام نشده قدرت‌های بزرگ، در پس آن، نهفته است. براساس این تحلیل، در ظاهر، آنچه مطرح می‌شود، صحبت از یکپارچگی جهانی و سهولت تعامل و ارتباطات است؛ ولی واقع مسأله، این است که این موضوع پوششی، برای اجرایی شدن برنامه «جهانی‌سازی» با هدف «آمریکایی سازی» یا دست کم «غربی سازی» از سوی نظریه‌پردازان غربی برای تحمیل سلطه سیاسی ـ فرهنگی غرب بر جهان، طراحی شده است. در این نگاه، «جهانی‌شدن» یک عنوان صوری است که ماهیتاً ابزار کارآمد برای اهداف راهبردی جهان غرب تلقی می‌شود.
2. دیدگاه پروسه: در مقابل، جمعی دیگر، به موضوع «جهانی‌شدن» با نگاه مثبت می‌‌نگرند و آن را یک فرایند طبیعی رو به تکامل جامعه بشری می‌دانند. از نظر آنان، این روند، یک سیر طبیعی و قهری است که خارج از اختیار و انتخاب افراد است. در این روند، کشورها و ملت‌ها به تدریج به سوی هم‌گرایی و وحدت قطب‌ها و تمرکز تصمیم‌گیری‌‌ها به پیش می‌روند. سرعت تحولات در این روند از یک‌سو و تنوع نیازها و گستردگی حوزه تعاملات اجتماعی از سوی دیگر و رشد تکنولوژی و صنعت از سوی سوم، همه و همه چنین رویکردی را اجتناب‌ناپذیر می‌نماید به گونه‌ا‌ی که حرکت بر خلاف آن یا نادیده‌انگاشتن آن، به معنای حرکت بر خلاف مسیر آب و مساوی با شکست تلقی می‌شود.
طبق این برداشت، «جهانی‌شدن» یک روند تدریجی دارای فرایند تاریخی است که سیر تحولات صنعتی و شهر‌نشینی و نیز پیشرفت تمدن رو به آینده، پیامدهای گریز‌ناپذیر خود را در پهنه حیات انسانی بر جای خواهد گذارد و در نتیجه، همه فاصله‌‌ها و دیوار‌ها و مرزهای جغرافیایی، زبانی، نژادی و… خواسته یا نخواسته برچیده خواهد شد.
3. دیدگاه میانه: دیدگاه مطرح در باب جهانی‌شدن، دو دیدگاه متضاد پیشین است و مقابل این دو دیدگاه (افراطی و تفریطی) دیدگاه سومی به نام دیدگاه میانه (دست‌كم از دید نگارنده) هنوز به طور روشن و شایسته تبیین نشده است؛ ولی می‌توان در این‌باره، دیدگاه وسط و واقع‌بینانه‌تری را مطرح كرد، با این تحلیل که جهانی‌شدن نه یک فرایند صرفاً طبیعی است و نه یک پروژه صرفاً سیاسی و تصنعی؛ بلکه جهانی‌شدن یک پدیده است در عین این‌که ماهیتاً یک روند فراگیر طبیعی تدریجی توقف‌ناپذیر است؛ اما این روند طبیعی در همراهی و تداوم راه خود، از عوامل بیرونی، عمیقاً تأثیر می‌پذیرد؛ لذا نقش عوامل سیاست، فرهنگ و اقتصاد را، در نحوه شکل‌گیری، سرعت و کندی و استقامت و انحراف این روند، نمی‌توان نادیده انگاشت.

تحلیل رهیافت‌شناسانه بحث
در یك نگاه واقع‌گرایانه و رهیافت‌شناسانه، می‌توان نگرش سوم را درست و منصفانه تلقی كرد. با این تحلیل كه «جهانی‌شدن» ماهیتاً و ذاتاً یک روند طبیعی تدریجی برگشت‌ناپذیر است؛ ولی در این روند، آنچه تعیین‌كننده و نقش‌آفرین است، اراده‌‌های سازمان‌یافته انسانی است كه در نحوه سیر این فرایند و جهت‌بخشی سمت و سوی آن، بسیار تأثیر‌گذار و بلکه تعیین‌کننده است.
توجه به ویژگی‌ها و اقتضائات و نمودهای عینی این روند نیز گویای واقع‌بینانه بودن این رویكرد درباره ماهیت جهانی‌شدن است؛ زیرا آنچه در متن جریان طبیعت و تاریخ مشاهده می‌شود، سیر طبیعی به سوی وحدت و تمرکز تدریجی عرصه‌های گوناگون حیات بشری است که با سیر شتابان به سوی پیوستگی و فشردگی عرصه‌ها و فضاها به پیش می‌رود و بیانگر آن است كه آنچه در عرصه حیات اجتماعی جریان دارد، روند «جهانی‌شدن» و «جهان گرایی» است که دامنه آن، بسی فراگیر و جهان‌شمول می‌باشد.
در این میان، اگر احیاناً صحبت از پروژه «جهانی‌سازی» و یا «غربی‌سازی» و امثال آن مطرح می‌شود، این سخن با طبیعی بودن روند جهانی‌شدن، منافات نخواهند داشت؛ زیرا ماهیت مسأله یک چیز است و تأثیر‌‌پذیری آن از عوامل بیرونی، چیز دیگری است؛ لذا برفرض صحت دخالت اراده‌های سیاسی در این امر، ماهیت قضیه عوض نخواهند شد؛ بلکه این مسأله به بعد آسیب‌‌شناسی قضیه مربوط می‌شود. به همین سبب، به نظر می‌رسد طرح بحث جهانی‌شدن ‌باید همواره با نگرش آسیب‌‌شناسانه مورد توجه قرار گیرد و این تذکر و هشدار همواره مد نظر باشد که اراده و انتخاب جامعه بشری و موضع‌گیری مجامع جهانی، خود در سلسله علل اجتماعی این پدیده قرار دارد و نوع رویکرد‌های سیاسی اجتماعی در قبال این روند، در کندی یا سرعت بخشیدن و نیز تبعات مثبت یا منفی آن، بی‌تاثیر نمی‌باشد.
از این رو اگر در ورای بحث «جهانی‌شدن»، اهداف «جهانی‌سازی» نیز در کار باشد، باید آن را یک حرکت سود جویانه و فرصت طلبانه قلمداد کرد، نه این‌که آن را یک گزینه جانشین دانست ـ چنان‌که در برخی تحلیل‌ها چنین غفلتی به چشم می‌خورد ـ زیرا بررسی صحیح قضیه نشان می‌دهد که به موازات حرکت هماهنگ جهانی به سوی پیوستگی و انسجام، تلاش‌های جدی و دست‌های نیرومندی نیز در کار است، تا این جریان طبیعی را در حد امكان در راستای اهداف مورد نظر خود سوق دهد، تا با کمترین هزینه، بیشترین بهره‌های سیاسی و اقتصادی را از آن خود كنند و استعدادها و امکانات جهانی را یک‌جا به نفع خود مصادره نمایند.
دقیقاً به همین دلیل است که قدرت‌های استعماری به منظور تحقق رؤیاهای سلطه‌جویانه خود، بیش از دیگران به این بحث دامن زده و به نتایج آن چشم طمع دوخته‌اند؛ لذا قدرت‌‌های افزون‌طلبی چون آمریکا، هر ازگاهی با تأکید بر شعار جهان‌گرایی، آن را مطابق بخشنامه «نظم نوین جهانی» مورد نظر خود، تعریف و جهانیان را ناگزیر از پذیرش آن می‌دانند.
اما حقیقت این است که تحقق چنین رؤیاهایی در شرایط کنونی بسیار بعید و بلکه غیر ممکن می‌باشد؛ زیرا در جهان پر از آگاهی کنونی، دسترسی به اطلاعات، امکان غافلگیر كردن را دشوار ساخته و شامّه سیاسی جوامع امروزی، بوی توطئه را از ترفندهای دیپلماتیک و شعارهای به ظاهر دلچسب، از فاصله‌های دور استشمام می‌نمایند. بدون تردید این شعور سیاسی و افزایش قدرت تحلیل در افکار عمومی، مهم‌ترین عامل بازدارنده‌ای است که هرگونه تلاش‌ راهزنانه را عقیم و بی‌نتیجه خواهند كرد؛ چنان‌که قدرت‌های استکباری و دست اندرکاران جهانی‌سازی نیز به عدم کارایی اهرم تظاهر و فریب، به خوبی واقفند.
بنابراین، موفقیت یا بی اثر ماندن تلاش‌ اراده‌های تمامیت‌خواه قدرت‌های سلطه، به میزان هوشیاری و سهم‌گیری مؤثر ما در این روند تاریخی، وابسته است. ما نمی‌توانیم اصل این روند را متوقف سازیم و از صحنه زندگی خارج كنیم یا به آن بی‌تفاوت باشیم؛ ولی می‌توانیم با نقش‌آفرینی به موقع در جهت حفظ تعادل این روند، از چالش‌طلبی‌های مراکز زیاده‌‌خواه که در صدد یک‌سویه نمودن این حرکت می‌باشند، جلوگیری كنیم؛ زیرا وضعیت تعاملی شرایط جهانی،‌ پیوستگی و در‌هم‌تنیدگی نیازها که از مظاهر بارز حرکت به سوی جهانی‌شدن می‌باشد، به‌گونه‌ای است که هرگونه ابتکار عمل را از دست سردمداران پروژه‌سازی خواهد ربود و ضرورت رویکرد به یک نظام نوین عدل محور را پدید خواهد آورد.
براساس این تحلیل، می‌توان مساله «جهانی‌شدن» را یک روند طبیعی، در راستای نزدیک شدن به نظریه حکومت واحد جهانی اسلام، تفسیر كرد و بلکه بالاتر، این روند را راهبرد جهانی‌شدن نظریه مهدویت دانست و این ایده مقدس و مترقی را با استفاده از ظرفیت‌های حاصل از این روند، جهانی كرد؛ زیرا در عصر جهانی‌شدن، طرح نظریه «حکومت واحد جهانی اسلام» در قالب «مهدویت»، شاخص استوار و گزینه مطمئن و بی‌بدیلی است که می‌تواند انتظارات بشر در شرایط جهانی‌شدن و جهان‌گرایی را به بهترین شکل برآورده سازد.
نگاهی از روی تدبر و تفکر در شرایط و اوضاع جهان معاصر نشان می‌دهد که هسته‌های آغازین چنین حرکتی، درحال شکل‌گیری است و سمت و سوی حوادث و آهنگ تحولات جهانی، به گونه‌ای است که گویا رخداد عظیمی با ابعاد وسیع و پیامدهای شگرفی درحال نزدیک شدن است و هم‌اکنون نیز امواج سهمگین و لرزش خفیف آن، کاملاً قابل لمس می‌باشد. امروزه دیده می‌شود که مراکز قدرت با این‌که خود را محور تصمیم‌گیری‌های جهانی و بین‌المللی می‌دانند، به شدت در تکاپوی عِدّه و عُدّه، و جست و خیز افتاده‌اند و با اضطراب بیشتری، نگران ظهور قدرت اسلام و جایگزین شدن آن هستند؛ و لذا تمام كوشش خود را در مقابله با اسلام و جلوگیری از معرفی و نفوذ اندیشه نجات‌بخش انتظار ظهور، به‌کار می‌بندد، تا شرایط را به نفع خود تغییر دهند یا دست كم از آسیب‌های احتمالی آن بکاهند. همه این تلاش‌های هیجان‌آلود، بیانگر آن است که جهان معاصر ـ هرچند ناخود آگاه ـ خود را مخاطب این پیام رهایی‌بخش می‌داند.
از این نظر، می‌توان مسأله «جهانی‌شدن» را زمنیه تسهیل کننده برای درک نظریه انتظار ظهور منجی جهانی مهدی موعود علیه السلام ، تحلیل و ارزیابی كرد. به این معنا که در بستر «جهانی‌شدن»، تفکر سیاسی اسلام «ایده مهدویت» دیر یا زود تاثیرات بنیادین خود را در اذهان مردم جهان برجای خواهد گذاشت.
شرط این مهم، آن است که جهان اسلام عموماً و جامعه شیعی خصوصاً و دولت اسلامی به طور اخص، در راستای ترویج اندیشه ظهور و ضرورت تشکیل حکومت عدل جهانی، به رسالت دینی و سیاسی خود عمل کنند و به‌گونه‌ای مؤثر در هدایت و جهت‌گیری حرکت جهانی‌شدن، ایفای نقش نمایند.

بایسته‌های جهانی‌سازی اندیشه ظهور

آنچه مطرح شد، نگرش تحلیلی به ظرفیت‌های بحث جهانی‌شدن برای جهانی‌سازی اندیشه ظهور در نگاه کلان بود؛ اما با توجه به نقش جوامع انسانی در نحوه شکل‌گیری و جهت‌دهی این فرایند، تحقق این مهم، روش‌ها و بایسته‌های خاص خود را می‌طلبد که در جای خود، به بررسی بیشتری نیاز دارد. این‌جا به چند مورد مهم اشاره می‌كنیم:
1. معرفی هویت دینی و تبیین اصالت فکری فرهنگی و اندیشه شیعی درجهان.
2. درک توانایی‌ها و قابلیت‌های جهانی اندیشه مهدویت و تفکر شیعی.
3. توجه کافی به ضرورت‌ها و شناخت راهکارهای جهانی‌شدنِ این تفکر الهی.
4. موقعیت‌شناسی با توجه به شرایط زمان و مکان.
5. نقش‌آفرینی جهان تشیع به‌ویژه حوزه‌ها و مراکز علمی در بازشناسی و ترویج اندیشه انتظار ظهور.
6. دشمن‌شناسی و برآورد دقیق ضعف‌ها و بن‌بست‌های موجود .
7. استفاده از روش‌ها و تکنیک‌های جنگ روانی و علمی فرهنگی، متناسب با امکانات و اقتضائات زمان.
8. طرح بین المللی گفتمان ظهور منجی، با اهدافی این‌چنین:
الف. بررسی ویژگی‌های جامعه آرمانی موعود.
ب. بررسی ویژگی‌های منجی موعود.
 ج. بررسی دیدگاه ادیان مختلف در رابطه با موضوع منجی‌گرایی و   موعود‌شناسی.
د. معرفی و تبیین ویژگی و برتری‌های اندیشه مهدویت در مقایسه با دیگر نظریات.
این‌ها، موضوعاتی است که توجه کافی به آن‌ها در عصر جهانی‌شدن، زمینه را برای جهانی‌سازی و درک اندیشه نجات‌بخش مهدویت هموار می‌كند. آنچه ضرورت دارد، این است که اولاً، مبانی و اصالت این تفکر، بازشناسی و تبیین شود. ثانیا، ابعاد، جامعیت وجذابیت اندیشه ظهور منجی در تفکر شیعی، برای جهانیان معرفی گردد.
اندیشه مهدویت، در جایگاه هسته مرکزی تفکرشیعی، این مکتب را- دست كم در عرصه مباحث نظری و معرفتی- در موقعیت فوق العاده ممتازی قرارداده و به دلیل کارآمدی و برخورداری از چنین پشتوانه غنی فکری، قدرت مانوردهی تفکر شیعی را در مصاف با فرآورده‌های فکری دشمنان، به شدت افزایش داده و تفوق و برتری آن را تضمین كرده است.
شناسایی عنصر رهبری (منجی موعود) ولزوم مدیریت معصومانه جامعه بشری، مهم‌ترین شاخصه اندیشه ظهور منجی است؛ به همین دلیل، تا زمانی که بشر معاصر، خسارات جبران‌ناپذیر خلأ حضور رهبری الهی از صحنه تصمیم گیری را درک نكند و عمیقاً به این باور نرسد، هیچ راهبرد سعادت‌آفرین دیگری را فرا‌روی خود، نخواهد یافت.
در چنین وضعیتی به نظر می‌رسد، عملیاتی كردن اندیشه «ظهور» و طرح جهانی این ایده مبنی برضرورت شکل‌گیری«حكومت عدل جهانی مهدوی» در جایگاه اساسی‌ترین نیاز انسان معاصر، می‌تواند پاسخگوی خلأ كنونی باشد؛ زیرا قرار دادن این طرح در مدار گفتمان جهانی، زمینه‌های فکری ضرورت چنین تبدُّلی را، در اذهان پدید خواهند آورد و انظار عمومی را از اندیشه‌های متزلزل و نامتوازن، به سوی یك اندیشه عقلانی، فطری و جامع‌نگر، سوق خواهد داد.
 بدون شک اگر این تفکر الهی با روش‌های کارشناسانه و علمی در اختیار انسان‌های تشنه حقیقت، قرار داده شود، خرد جمعی انسان‌های پاک‌اندیش را به سوی خود معطوف خواهد كرد و تأثیرات عمیق و ثمر‌بخشی را به دنبال خواهد داشت.
 این تحلیل، بر این بُن‌مایه و استدلال استوار است که اصولاً شاخص‌های مطرح در این طرح، همچون «عدالت جهانی»، «صلح جهانی»، «امنیت همگانی»، «رفاه عمومی»، «رشد و بلوغ فکری»، «تعالی وكرامت انسانی» و… اصول و آرمان‌های گم‌شده‌ای است که همواره وجدان‌های بشری طالب آنند. به راستی كدامین انسان را می‌توان یافت كه تشنۀ عدالت و امنیت نباشد یا آرزوی رفاه وآسایش را در دل نپروراند یا در پی رشد و بالندگی نباشد یا به ترقی و کمال و سعادت، عشق نورزد؟ به همین دلیل، در شرایط مساعد فکری، خرد جمعی نمی‌تواند به گزینش آنچه با سرنوشت حال و آینده انسان‌ها تعلق دارد، دغدغه مند نباشد. .

نتیجه
1. موضوع «جهانی‌شدن» ماهیتاً یک جریان طبیعی است که روند تدریجی اجتناب‌ناپذیری را می‌پیماید.
2. عوامل بیرونی (اراده‌های جمعی) در چگونگی این روند، نقش جدی دارد، به همین دلیل، راهزنانی در کمین آن، طمع‌ها و آرزوها پرورده‌اند.
3. توجه به ضرورت‌ها و آسیب‌های این روند و نیز نقش‌آفرینی به موقع در جهت هدایت صحیح آن، از مهم‌ترین وظایف شیعه و به طور خاص، دولت اسلامی است.
4. باید رویکرد به مسأله «جهانی‌شدن»، نه با عنوان تهدید بلکه؛ عنوان یک فرصت کلان تمهید‌ساز، مورد اقبال جهان تشیع قرار گیرد، تا بتوان با استفاده از سیر جهانی‌شدن، آهنگ حرکت به سوی ایده حکومت واحد جهانی اسلام را سرعت بخشید و نظریه سیاسی شیعه را به نظریه برتر جهانی تبدیل كرد.

پی نوشت ها :
1. «النظر، الانتظار: تأمل الشئ بالعین»، (صحاح الجوهری، ج2، ص830).
2. «یقال: نظرته وانتظرته إذا ارتقبت حضوره» (تاج العروس، ج7، ص539).
3. «افضل اعمال امتی انتظار الفرج»؛ الامامه و التبصره، ص21؛ کمال الدین، ص644؛ مناقب آل ابی طالب، ج3، ص344. (در برخی از احادیث، در صدر این جمله، عبارت: «افضل اعمال شیعتنا…» ذکر شده است. ر.ک: کمال الدین، ص377).
4. «افضل العباده انتظار الفرج»؛ کمال الدین، ص287؛ بحار الانوار، ج52، ص125.
5. «‌افضل جهاد امتی انتظار الفرج‌»؛ تحف العقول، ص38؛ بحار الانوار، ج74، ص141.
6. «احب الاعمال الی اللّه عزّ وجلّ انتظار الفرج»؛ عیون الحکم و المواعظ، ص93.
7. «المنتظر لأمرنا کالمتشحّط بدمه فی سبیل اللّه»؛ الخصال، 626؛ کمال الدین، ص645؛ شرح الاخبار، ج3، ص560؛ تحف العقول، ص115؛ معجم احادیث الامام المهدی  عجل الله تعالی فرج الشریف ، ج3، ص75.
8. «کمن کان فی فسطاط القائم عجل الله تعالی فرج الشریف ‌»؛ المحاسن، ج1، ص173؛ کمال الدین، ص644؛ بحار الانوار، ج74، ص126.
9. «المنتظر للثانی عشر منهم کالشاهر سیفه بین یدی رسول الله صلی الله علیه و آله یذب عنه»؛ الغیبه النعمانی، ص92؛ کمال الدین، ص335- 647؛ الصراط المستقیم، ج2، ص228.
10. (وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ)؛ ما در کتاب زبور بعد از ذکر ‌=‌تورات‌ نوشتیم: که حتما بندگان شایسته‌‏ام را وراثت و حکومت بر زمین خواهم داد».
11. (وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُم فِی الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَیُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَى لَهُمْ وَلَیُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا یَعْبُدُونَنِی لَا یُشْرِكُونَ بِی شَیْئًا وَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ)؛ خداوند به کسانى از شما که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام دادند، وعده مى‏دهد که قطعاً آنان را حکمران روى زمین خواهد کرد، همان گونه که به پیشینیان آن‌ها خلافت روى زمین را بخشید، و دین و آیینى را که براى آنان پسندیده، پا برجا و ریشه‌‌دار خواهد ساخت و ترس آن‌ها را به امنیّت و آرامش مبدّل مى‏کند؛ آنچنان که تنها مرا پرستیده و چیزى را شریک من نخواهند ساخت. و کسانى که پس از آن، کافر شوند، آن‌ها فاسقانند».
12. «ولو ادرکته لخدمته ایام حیاتی»؛ الغیبه النعمانی، ص 252؛ بحار الانوار، ج51، ص148؛ معجم احادیث الامام المهدی، ج3، ص385.
13. موسوعه کلمات الأمام الحسین علیه السلام ، ص786؛ شرح احقاق الحق، ص589.
14. «…و انتظار قائمنا فان لنا دوله اذا شاء الله جاء بها»؛ الکافی، ج2، ص23؛ الأمالی الصدوق، ص179؛ جامع احادیث الشیعه، ج1، ص430.
15 . «اَلا اخبرکم بما لا یقبل اللّه عزّ وجلّ من العباد عملاً اِلاّ به».
16. «…والأنتظار للقائم عجل الله تعالی فرج الشریف »؛ الغیبه، ص207؛ بحار الانوار، ج52، ص140؛ معجم احادیث الامام المهدی، ج3، ص417.
17 (الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِینًا)؛ امروز روز ابلاغ امامت امیرالمؤمنین علی علیه السلام درغدیرخم، دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را آیین شما پذیرفتم». (مائده (5): آیه 3).
18. از كسانی كه از این عصر با عنوان «ظهور صغری» یاد كرده است آیه‌الله مكارم شیرازی است. ر.ك: فصلنامه انتظار، شماره5، ص19، «ظهور صغرا و ظهور كبرا».
19. رحیم کارگر، فصلنامه انتظار، شماره 2، ص126.
20. «… و لکن لنرد المعالم من دینک و نظهر الأصلاح فی بلادک فیأمن المظلومون من عبادک وتقام المعطله من حدودک»؛ نهج البلاغه (با شرح عبده)، ج2، ص13؛ بحار الانوار، ج34، ص111؛ میزان الحکمه، ج1، ص132.
21. «‌طوبی لمن ادرک قائم اهل بیتی و هو یأتمّ به فی غیبته قبل قیامه و یتولیّ اولیائه و یعادی أعدائه ذاک من رفقائی و ذوی مودّتی و اکرم أمّتی علی یوم القیامه»؛ کمال‌الدین، ص286؛ غایه المرام، ج7، ص132؛ نورالثقلین، ج2، ص505؛ ینابیع الموده، ج3، ص396؛ بحار الانوار، ج51، ص72؛ معجم احادیث الامام المهدی عجل الله تعالی فرج الشریف ، ج1، ص263.
22. ان قائمنا اذا قام مدالله عزوجلّ لشیعتنافی اسماعهم وابصارهم حتی لایكون بینهم و بین القائم برید، یكلمهم فیسمعون وینظرون الیه وهوفی مكانه؛ كافی، ج8، ص241؛ بحارالانوار، ج52، ص336، معجم احادیث الامام المهدی، ج4، ص 57.
23. « طوبی لشیعه قائمناالمنتظرین لظهوره فی غیبته والمطیعین له فی ظهوره»؛ شیخ صدوق، كمال الدین، همان، ص357؛ بحارالانوار، ج52، ص149؛ معجم احادیث الامام المهدی، ج5، ص108.
24. «یفرق المهدی اصحابه فی جمیع البلدان ویأمرهم بالعدل و الاحسان ویجعلهم حكامافی الآقالیم»؛ روزگار رهائی، ج2، ص63.
25ر.ك: دین و جهانی شدن، فرصت‌ها و چالش‌ها، ص319.
26. برای آگاهی بیشتر از نظریات مطرح در باب جهانی شدن، ر.ك: «جهانی شدن و دین، فرصت‌ها و چالش‌

نویسنده: قنبر علی صمدی
منبع : فصلنامه انتظار- شماره 25 و 26

%ق ظ، %12 %431 %1395 ساعت %09:%بهمن

فرضیه تحقیق یک حکومت عادله انسانی‏ در جهان از دیر زماین در اندیشه حکما و دانشمندان جود داشته-و افلاطون آن را در جمهوریت معروف خود امری مسلم‏ دانسته و چنین حکومتی را نیازمند یک تحول‏ و تغییر اخلاقی و علمی و مغزی در بشریت‏ میداند دار مستتر کتاب در مهدویت تالیف‏ نموده که ترجمه آن هم چندی قبل بچاپ‏ رسیده.
بعضی از مردم چنین گمان کردند که‏ اذعان و ایمان بوجود مهدی موعود از معتقدات‏ خاصه دوازده امامی است تصور میکنند سایر فرق از مسلمین و سایر مذاهب در آرزو و انتظار مصلحی نمیباشند-با مراجعه بکتب و تألیفات سایر مذاهب مسلمین همان مشخصاتی‏ را که شیعه درباره امام دوازدهم قائلند سایر فرق مسلمین هم قائل بوده و احادیث مربوطه‏ باین موضوع در کتب آنها فراوان است- محی الدین عربی که یکی از علمای بزرگ قرن‏ هفتم اهل سنت و جماعت است درباره وجود مقدس ولی عصر عجل الله فرجه در کتاب‏ فتوحات مکی-میگوید:
اعلمو انه لابد من خروج المهدی علیه السلام‏ لکن لا یخرج حتی تمتلی الارض جورا و ظلما فیملاها قسطا و عدلا و لو لم یکن من الدنیا الایوم واحد طول الله تعالی ذلک الیوم حتی‏ یلی ذلک الخلیفه و هو من عترة رسول الله‏ صلی الله علیه و اله-من ولد فاطمه رضی الله عنها جده الحسین بن علی ابن ابی طالب والده حسن‏ العسکری رضی اله عنها یواطی اسمه اسم‏ رسول الله صلی الله علیه و اله و سلم و یبایعه‏ المسلمون بین الرکن و المقام.
بدانید خروج و ظهور مهدی علیه السلام‏ از طرف پروردگار امری است حتمی ولی‏ ظهور نمی‏فرماید تا زمانیکه پر شود عالم از ظلم و جور ستمکاران پس آن بزرگوار پر میکند زمین را از عدل و داد اگرچه از این‏ دنیا یک روز باقی نمانده باشد خداوند همان‏ یک روز را طولانی میفرماید تا اینکه برگردد در زمین این خلیفه که از عترة رسول خداست‏ صلی الله علیه و اله و از اولاد فاطمه سلام الله‏ علیها و جد او حضرت حسین ابن علی ابن‏ ابیطالب است و پدر او حضرت امام حسن‏ عسکری است نام او را مرادف با نام رسول‏ خداست صلی الله علیه و آله بیعت میکنند مسلمانها با آن بزرگوار بین رکن و مقام.
قطع نظر از روایات معتبره عامه و خاصه که در اثبات وجود و زندگانی امام منتظر وارد شده.
دلائلی عقلی بر اثبات این مطلب وجود دارد که باختصار ذکر میشود دانشمندان سلف‏ مانند شیخ الرئیس و علماء طب امروزی‏ معتقدند که اگر راه حفظ تعادل مزاج‏ بدست آید میتوان بر کلیه امراض فائق گشته‏ و مدت‏های مدید زندگی انسان ادامه یابد و برای عمر طبیعی معیاری قائل نگشته جز آنکه گفته‏اند:
«معیار عمر طبیعی رهائی از عوامل‏ مرگ‏خیز بیماریهای روحی و جسمی است» و دیگر آنکه امروز فلسفه جوان کردن پیران‏ بمیان آمده و دانشمندانی در این رشته مطالعات‏ و تجربیاتی مثبت بدست آورده و معتقدند که‏ این موضوع عملی است و امکان وقوع دارد و بهمین دلیل موضوع بیمه عمر را پیش‏ کشیده و اکنون آنرا در اکثر کشورها و شهرستانها بمرحله اثبات و عمل رسانیده‏اند.
موضوع خواب و استراحت قوا مؤید دیگری است بر طول عمر و نیز ثابت گشته که‏ استهلاک قوای انسانی در حالت خواب بسیار کمتر از آنمقداری است که در حال بیداری از دست رفته و فرسوده میشود و با این‏ کشف،قضیه خواب اصحاب‏ کهف نیز از حالت استبعاد خارج و بقبول‏ عقل نزدیک گشته و نیز امروز احصائیه‏هائی‏ از معمرین دنیا بدست آمده که افرادی صاحب‏ عمر طویل بوده‏ اند و بنا بگفته طنطاوی یکتن عمر او به ششصد سال رسیده.
دلائل عقلی دیگری را مانند قاعده‏ لطف و وجود اشرف میتوان بر اثبات مطلب‏ اقامه نمود ولی همین مقدار کافی بنظر میرسد.
صاحب هر عقیده و پیرو هر مذهبی‏ در انتظار روزی هستند که یکنفر مصلح‏ نیرومند ظهور نماید و جهان را بعدل و داد بیاراید و دنیا را از این سرگردانی و بی‏سر و سامانی نجات بخشد و زمام امور اجتماع را در دست گیرد و آنها را صالح ترتیب کند و صفحه خاک را از عقائد و اعمال پلید پاک سازد و بهمه ستم‏ها و خلاف‏کاریها خاتمه‏ دهد تمام ملیون عالم معترفند در آخر الزمان یک فرد کامل و رجل روحانی‏ انجمنی بر پا میکند و با ندای رسا و حیات‏بخش‏ خود افسردگان گوشه و کنار اجتماع را که‏ در حال بیداری هستند حیات جدید میبخشد و روح و روان آنها را با این آیه مبارکه‏ قرآن:
و اعلمو ان الله یحیی الارض بعد موتها
امیدوار میسازد و نوید حیات میدهد و با نغمه(ان الارض یرثها عبادی الصالحون) بشارت میدهد که ای آرزومندان سعادت زمان‏ جور و ستم در گذشت-در سراسر زمین‏ پرچم عدل و داد باهتزاز درآمد-مادیون‏ بحکم فلسفه نشو و ارتقاء و قانون تکامل معتقدند که بشر یک زمان از تهیه آتش و احتیاجات اولیه خود عاجز بود.
حال بحکم قانون تکامل به راز نهانی‏ اجسام راه یافته و درون اتم را شکافته و عناصر ذره‏بینی را تحت اختیار خویش درآورده و بر طبیعت حکومت میکند-وقتی هم خواهد رسید که نردبان تکامل آدمی را بجائی‏ برساند که از خوی حیوانی باوج کمال انسانی‏ برسد در آن وقت است که خودخواهی و خودسری و کینه‏ورزی و ریا و تقلب و کلاه‏ گذاری و هر خوی ناپسند مبدل بعاطفه و ایمان و احسان و محبت خواهد شد در آن‏ هنگام ناموس طبیعت کاملترین افراد را بانتخاب اصلح مربی و مصلح کل قرار خواهد داد پس تمام اقوام و ملل بظهور مصلح بزرگ‏ در آخر الزمان عقیده دارند فقط اختلاف در مصداق او میباشد.
آن شخص مقتدری که در پرتو روح‏ بزرگ و مقدسش دنیای سرگردان و تاریک‏ در آن موقع سر و سامانی پیدا میکند بعقیده‏ تمام شیعیان جهان و مسلمین جز عده معدودی‏ حضرت ولی عصر مهدی موعود وصی‏ دوازدهم پیغمبر فرزند امام حسن عسکری‏ که مادرش نرجس خاتوت میباشد که در پانزدهم‏ شعبان 255 هجری در سرمن رای متولد شد و در پنجسالگی بمنصب امامت رسید بعد از 74 سال غیبت صغری و انقضاء مدت نیابت‏ خاصه در پس پرده غیبت کبری پنهان گردیده‏ است تا هر زمان که خدا بخواهد ظاهر گردد. (بامید آن روز فرخنده).

منبع : پیک اسلام دی 1341 شماره

%ب ظ، %14 %746 %1395 ساعت %16:%آذر

اندیشه‌ انتظار و دست‌یابی به جامعه‌ای با ارزش‌های والای انسانی و برقراری یک‌ حکومت جهانی،زیر لوای یک دین واحد،و حاکم عادل از سوی خالق هستی و شکل‌گیری مدینه‌ فاضله با دستان توانای یک منجی بزرگ، تفکری است که‌ تمام ادیان توحیدی خصوصا اسلام متوجه‌ آن بوده و این تفکر در ادیان به‌ عنوان اصلی اساسی و لاینفک از اعتقادات دینی مطرح می‌باشد.

اعتقاد به آخر الزمان و انتظار مصلح بزرگ جهان در اصطلاح غربی به نام‌ فوتوریسم مطرح می‌باشد و این موضوع یکی از موضوعاتی است که در تمام‌ ایان توحیدی و مذاهب اعم از یهودی و مسیحی(کاتولیک- پروتستان- ارتدوکس) و اسلام وجود دارد. تمام مدعیان نبوت این مسأله را به عنوان اصل مهم در اعتقادات دینی‌شان‌ متذکر شده‌اند و در کتاب‌های آسمانی خود بر آن بشارت داده‌اند.

دانلود مقاله

%ب ظ، %12 %675 %1395 ساعت %15:%آذر

 چکیده :
موضوع زمینه‌سازی ظهور، ارتباط محکمی با نحوه نگرش ما به مفهوم و ماهیت اندیشه انتظار و نیز رابطه این آموزه دینی با شرایط، رفتار و تکالیف سیاسی ـ اجتماعی جامعه منتظر دارد. در این نوشتار، ضمن تبیین ماهیت و خاستگاه آموزه انتظار در فرهنگ شیعی، به بررسی رابطه اندیشه انتظار با مسئلۀ زمینه‌سازی و مهم‌ترین ضرورت‌ها و الزامات آن و نیز ظرفیت‌های جهانی‌سازی اندیشۀ انتظار، پرداخته شده است.

مقدمه :
عصر غیبت در فرهنگ شیعی، با عنوان عصر انتظار شناخته می‌شود. این عصر به دلیل شرایط استثنایی ناشی از عدم دست‌رسی مردم به رهبری معصوم، دشواری‌ها، اقتضائات و الزامات خاص خود را دارد. در این زمینه، بررسی چگونگی تعامل مردم با امام غایب و شناخت تکالیف دینی ـ سیاسی جامعه منتظر، به‌ویژه گفت‌وگو درباره نقش و رسالت مردم در زمینه‌سازی ظهور، از مهم‌ترین اولویت‌های این دوران است که آثار و تبعات فراوانی را در پی دارد.
با وجود اهمیت و انعکاس وسیع این موضوع در منابع روایی شیعه، به دلیل نگرش‌های متفاوت در مورد مفاد و ماهیت این آموزه دینی و اعتقادی، هنوز هم برخی از زوایای این بحث، به‌ویژه جنبه‌های كاربردی و سازوكارهای عملیاتی شدن آن به خوبی شكافته نشده و به بازكاوی و تأمل بیشتری نیاز دارد.
در این زمینه، به نظر می‌رسد، تبیین صحیح ماهیت و مفهوم انتظار در اندیشه شیعی و ارتباط آن با مسئلۀ زمینه‌سازی و نیز بررسی الزامات عملی و كارکرد انتظار زمینه‌ساز، از اولویت‌های مهم این موضوع محسوب می‌شود. به همین جهت، لازم است ابتدا به چیستی‌شناسی اندیشه انتظار در فرهنگ شیعی توجه گردد؛ سپس رابطه انتظار و زمینه‌سازی بررسی شود تا خاستگاه واقعی انتظار زمینه‌ساز، به خوبی روشن گردد. آن‌گاه روی ضرورت‌ها و الزامات انتظار زمینه‌ساز و رسالت دینی جامعه منتظر در بستر‌سازی و تقویت بنیان‌های فكری ـ فرهنگی اندیشه انتظار ظهور و گسترش آن در سطح جهانی و بین‌المللی تأمل شود. اینها مهم‌ترین محور‌هایی است كه در این نوشتار بدان خواهیم پرداخت.

مشاهده و دانلود مقاله

%ب ظ، %05 %683 %1395 ساعت %15:%آذر

در اندیشه‌ی شیعه، انتظار موعود به عنوان یک اصل مسلم اعتقادی مطرح بوده و در بسیاری از روایات بر ضرورت انتظار قائم آل محمد ‌(علیهم السلام) تصریح شده‌است. برای تأیید این سخن می‌توان به روایات زیر اشاره نمود:

1- روزی امام صادق (علیه السلام) خطاب به اصحاب خود فرمودند:

«ألا أخبرکم بما لا یقبَلُ الله عزَّ و جلّ، مِن العباد عَمَلاً إلّا به؟ فقُلتُ: بَلی، فقال: شهادةُ أن لاإله‌ألاالله و أنّ محمّداً عَبده و رسولُه، والإقرار بما أمر الله و الولایة لَنا، والبرائة مِن أعدائنا – یعنی الأئمّة خاصّة – و التَّسلیم لهم، والوَرَع، والإجتهاد، والطّمأنینةُ، والإنتظار للقائم (علیه السلام) »؛[1]

«آیا شما را خبر دهم به آن‌چه خدای صاحب عزت و جلال هیچ عملی را جز به آن از بندگان نمی‌‌پذیرد؟ یکی از ایشان در پاسخ گفت: بله، ایشان فرمودند: گواهی دادن به این‌که هیچ کس جز خداوند شایسته‌ی پرستش نیست و این‌که محمد(صلی الله علیه و آله وسلم) بنده و فرستاده‌ی اوست و اقرار کردن به آن‌چه خداوند به آن امر فرموده و ولایت ما و بیزاری از دشمنانمان ـ یعنی خصوص امامان ـ و تسلیم شدن به آنان و پرهیزگاری و تلاش و مجاهدت و اطمینان و انتظار قائم (علیه السلام).»

2- از حضرت جوادالائمه (علیه السلام) نقل شده‌است که فرمودند:

«إنّ القائم منّا هو المهدی الذی یجب أن یُنتَظَرَ فی غیبته.» [2]

«همانا قیام کننده‌ی از ما اهل‌بیت‌ (علیهم السلام) همان مهدی (علیه السلام) است که انتظار او در (زمان) غیبتش واجب است».

تعبیر وجوب در فرمایش امام جواد (علیه السلام) نشان‌دهنده‌ی ضرورت حال انتظار در زمان غیبت امام (علیه السلام) است؛ در ضمن باید توجه داشت که انتظار همانند افعالی چون خوردن و آشامیدن برای انسان اختیاری نیست و اگر کسی طالب ایجاد این حالت است باید مقدمات آن را در خودش فراهم کند و در صورت تحقق آن مقدمات، انتظار حاصل می‌شود، پس امر به «انتظار» و وجوب آن در حقیقت به ایجاد مقدمات آن برمی‌گردد. در مورد انتظار امام عصر (علیه السلام) نیز مقدماتی است که حال انتظار را در فرد به درجه‌ی قابل توجه و مؤثری می‌رساند. مهم‌ترین این مقدمات را در چهار عامل زیر خلاصه می‌کنیم. [3]

اول: یقین به ظهور حضرت:

هر قدر علم و یقین شخص به ظهور امام عصر (علیه السلام) بیشتر و عمیق‌تر باشد، انتظارش نسبت به ایشان بیشتر است.

دوم: نزدیک دانستن امر ظهور:

ممکن است کسی به اصل ظهور حضرت یقین داشته باشد ولی وقوع آن را در آینده‌ای دور ببیند در این صورت انتظارش نسبت به آن سست و ضعیف می‌شود. همان‌گونه که در دعای عهد آمده است: «إنّهم یَرَونَهُ بعیداً و نراهُ قریباً»؛ «آن‌ها (کافران و ناباوران) ظهور امام عصر (علیه السلام) را دور می‌بینند. ولی ما آن را نزدیک می‌بینیم.»

چنین اعتقادی خود به خود درجه‌ی انتظار را در انسان بالاتر می‌برد البته لازمه‌ی نزدیک دانستن ظهور پیش‌بینی در مورد ظهور نیست و با «استعجال» نیز که در روایات مذمّت شده کاملاً متفاوت است. [4]

سوم: دوست داشتن ظهور امام (علیه السلام):

کسی که به ظهور امام زمان (علیه السلام) صددرصد معتقد است و وقوع آن را هم نزدیک می‌بیند, هر قدر آن وضعیت موعود را بیشتر دوست بدارد انتظارش برای تحقق آن بیشتر خواهد بود. البته این دوست داشتن تنها زمانی به وجود می‌آید که مؤمنان تصویر روشنی از زمان ظهور حضرت داشته باشند تا نه تنها از آن نترسند بلکه برای وقوعش لحظه‌شماری کنند.

چهارم: دوست داشتن خود امام عصر (علیه السلام):

هر کس محبت و علاقه‌اش به امام زمان (علیه السلام) بیشتر باشد، ظهور ایشان را بیشتر دوست می‌دارد و قهراً انتظارش نسبت به ظهور ایشان بیشتر و قوی‌تر خواهد بود.

 

پی‌نوشت:

[1] . نعمانی، غیبت، ص 200 .

[2] . شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج 2، ص 377 .

[3]. سید محمد بنی هاشمی، سلوک منتظران، ص 27 .

[4] . برای توضیح بیشتر ر.ک سید محمّد بنی هاشمی، معرفت امام عصر (علیه السلام)، ص350 .

بخش مهدویت تبیان

%ب ظ، %31 %741 %1395 ساعت %16:%شهریور

یکی از سؤالهایی که همواره ذهن شیعیان و عاشقان امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را به خود مشغول نموده، این است که چطور مي‌توان فاصله خود را با آن خورشید عالم تاب کم کرد و از پرتو نور و رحمت وجودی وی بهتر بهره گرفت؟

لذا تصميم گرفتم تا با بهره‌گیری از قرآن، احادیث و روایات، و مجموعه اعمالی را که باعث نزدیک شدن قدم به قدم ما به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می‌شود در قالب ده عنوان و تحت نام « ده گام تا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)  تقدیم شما عزیزان نمائیم، باشد که با برداشتن این «ده گام»، از گروه ياران ويژه و خالصش قرار گيريم. (ان‌ شاء الله)

فقط کافیست خود امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بخواهد، چرا که مي‌فرماید: «دلهای ما (خاندان رسالت) جایگاه مشیّت الهی است. پس هرگاه او بخواهد، ما هم مي‌خواهیم. و (خداوند در این باره) مي‌فرماید: شما نمی‌خواهید، مگر این که خدا بخواهد».[1]

گام اول : شناخت

سؤال : امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) کیست؟

وجودش چه فایده ای برای ما دارد؟

به راستی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) کیست ؟ آیا با یادگیری نامها و القاب و تاریخ ولادت و غیبت و نام پدر و مادر آن امام همام به شناخت حقیقی وی خواهیم رسید؟ یا باید در حکمت این نامها و نشانها اندیشه کرد و در شگفتی‌های ولادت و حیات او تأمل نمود.

آیا نباید برای شناخت صحیح و کامل، علت غیبت پر رمز و راز او را بررسی و اهداف غیبت و ظهور او را جستجو و درک کرد؟ و در سخنان و فرمان‌های وی انديشه كرد؟

او مي‌فرماید: «من موجب آسایش و آرامش (امنیت) اهل زمین هستم، هم‌ چنان‌ که ستارگان سبب آرامش و آسایش (امنیت) اهل آسمان هستند».[2] چه مفهوم قابل تأملی در عمق آن وجود دارد؟

چرا نشناختن امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مساوي جاهلیت است و گمراهی در دین را به دنبال دارد؟ همان‌ طور که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرموده‌اند :« کسی که بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است».[3]

و همچنین در دعای معرفت مي‌خوانیم و اعتراف و تقاضا می‌کنیم که :« بار خدایا، حجت خویش را بر من بشناسان که اگر حجت خود را به من نشناسانی، از دینم گمراه خواهم شد».[4]

گاهی برای اقتدا به یک امام جماعت چنان وسواس و حساسیتی به خرج مي‌دهیم که حتماً باید وی را بشناسیم، آن هم برای یک عمل عبادی. حال برای شناخت میزان حق، راه هدایت، منشـاء هـمه اعـمال عـبادی، اخـلاقی و... و دلیل وجـود هستی و حجت خدا که امیرالمؤمنین (علیه السلام) مي‌فرماید:

« اگر زمین حتی یک ساعت از حجت خدا خالی بماند، اهلش را در خود فرو مي‌برد».[5]

و یا خود وجود مقدسش مي‌فرماید: «زمین هیچ‌ گاه از حجت خداوند ـ چه آشکار باشد یا نهان ـ خالی نمی‌ماند».[6] چقدر حساسیت و وسواس داشته و در راه این شناخت تلاش مي‌کنیم؟

تلاشی که لازمه آن درک فایده وجودی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. فایده‌ای که تمام موجودات به طور مستقیم و غیرمستقیم از آن بهره مي‌برند، چرا که خود، منبع همه فايده‌ها و محور خلقت و دلیل هستی است. همان‌ طور که در حدیث امیرالمؤمنین (علیه السلام) گذشت به بركت وجود ایشان است که ما در این دنیا زندگـی مي‌کنیم، روزی مي‌خوریم، عنایات خداوند متعال شـامل حالمان مي‌شود وآسمان و زمین ثابت و پا برجاست.

امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ولی خدا و سرپرست ما در این عالم هستی است که هم‌واره به یاد ماست و دایره عنایات وتوجهاتش همچون حصاری ما را احاطه کرده است، چنان که خود فرموده:

«در نقطه‌ای دور و پنهان از دیـده‌ها به سـر مي‌بریم، ولی از حـوادث و مـاجراهـایی که بر شـما مي‌گذرد مطّلع هستیم و هیچ چیز بر ما پوشیده نیست».[7]

«همانا ما شما را بی سرپرست نگذاشته و مراعاتتان را مي‌کنیم و به یاد شما هستیم. اگر عنایات و توجهات ما نبود، مصائب و حـوادث زندگی، شـما را در بر مي‌گرفت و دشمنانتان شـما را از بین مي‌بردند» [8]

پس برای شناخت سرپرست خود و امام زمانمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) باید ویژگی‌های او را دوباره و با دیدی عمیق‌تر بررسی کرد و در گستره ای وسیع‌تر پیرامون امامت و نقش وی تدّبر، تأمل و اندیشه نمود. این نوع شناخت خود مقدمه‌ای است برای یک اقتدا و پيروي آگاهانه که اطاعتی تعبد آمیز از امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را در پی خواهد داشت که عین اطاعت از خدا و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است.

نويسنده:علی سرائی

منبع:ماهنامه موعود

 

 

پی‌نوشت‌ها :

[1]. الغیبه شیخ طوسی، ص 51 ـ 52

[2]. کمال الدین، ج 2، ص 485 ـ منتخب الاثر، ص 267

[3]. میزان الحکمه، جلد 1، ص 171

[4]. اصول کافی، جلد 1، ص 337 ـ صحیفه مهدیه، ص 356 و ص 366

[5]. بحارالانوار، جلد 51 ، ص 113

[6]. کمال الدین، ج 2، ص 115

[7]. بحارالانوار، جلد 53، ص 175

[8]. همان

%ب ظ، %26 %562 %1395 ساعت %12:%ارديبهشت

منتظران حضرت مهدي (عليه السلام) کسانی هستند که در دوران انتظار شكوهمند خود از ابعاد عقيدتي و عملي انتظار غافل نیستند. در اينجا به بيان این ابعاد می‌پردازیم.

ابعاد عقيدتي‏

1. بُعد توحيد

انسان منتظر همواره چشم به راه فرجي است كه به قدرت مطلقه الهي تحقق خواهد يافت. منتظران بايد هميشه متوجّه درگاه كبرياي الهي‏باشند و روي دل به سوي خدا كنند و از پيشگاه لايزال طلب گشايش و فرج نمايند. نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) در روایتی می‌فرمایند: «افضل اعمال امتي انتظار الفرج من اللَّه؛ [1] بهترين اعمال امّت من، انتظار فرج است از نزد خداي عزيز و جليل».

2. بُعد نبوّت‏

امام مهدي (عليه السلام) از اهل بيت پيامبراکرم (صلي الله عليه و آله) است، او دوازدهمين وصي و جانشين پيامبراکرم (صلي الله عليه و آله) است آنگاه كه ظاهر گردد و پرچم پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) را در دست گيرد و به سنّت پيامبراکرم (صلي الله عليه و آله) عمل كند و شخص منتظر خود را مسئول عمل به سنّت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) از طريق اهل بيت (عليهم السلام) مي‏داند و در حاكميّت سنّت رسول الله (صلي الله عليه و آله) تلاش مي‏كند.

امام صادق (عليه السلام) مي‏فرمايد: هر كسي از شما در حال انتظار ظهور حاكميّت دين خدا درگذرد، مانند كسي است كه خدمت قائم باشد و در خيمه او... نه بلكه مانند كسي است كه در ركاب قائم بجنگد نه به خدا سوگند بلكه مانند كسي كه در ركاب پيامبراکرم (صلي الله عليه و آله) شهيد شده باشد. [2]

3. بُعد قرآن‏

امر مهم ديگري كه هر منتظري بايد متوجّه آن باشد، كتاب خدا، قرآن كريم است. امام  مهدي (عليه السلام) زنده كننده همه احكام قرآن است و منتظران در احياء احكام قرآن و علوم قرآني در ابعاد مختلف آن، تلاش کرده و خود عمل كننده به آن هستند.

4. بُعد امامت‏

در احاديث و تعاليم ائمه طاهرين (عليهم السلام) تأكيد شده است بر اين كه در عصر غيبت راه امامان را بپيمائيد و از تعاليم و احكام آنان پيروي كنيد و از قرار گرفتن در خط مخالفان آنان، تبری و بيزاري جوييد و اصل تولي و تبري را در شئون زندگي خود، حاكم كنيد تا از منتظران واقعي باشيد.

5. بُعد عدل‏

انتظار يعني چشم به راه امامي داشتن كه تصميم دارد جهان را از عدل و داد، مملو سازد. پس از آن كه ظلم و جور همه امور را فرا گرفته است و شخصي كه در انتظار عدل است، به عدل روي مي‏آورد و به رعايت آن مقيّد بوده و براي حاكميّت آن جهاد مي‏كند.

6. بُعد معاد

انتظار موعود روابطي بسيار عميق با اصل اعتقادي معاد دارد و بدينسان مي‏نگريم كه انتظار شاخص منوّر ابعاد عقايد حقّه است تا او نيايد و حكومت عدل را در جهان برپا ندارد، عمر جهان به سرنمي‏رسد و قيامت برپا نمي‏گردد.

ابعاد عملي مكتب‏

1. بُعد دينداري‏

از ويژگيهاي انسان منتظر، دينداري است. انسان در دوران غيبت بايد مواظب دين خود و دينداري و صحت اعمال خود باشد.

امام صادق (عليه السلام) مي‏فرمايد: براي صاحب‏الامر غيبتي طولاني است در اين دوران هر كسي بايد تقوي پيشه سازد و به دين حق تمسک بجويد. [3]

2. بُعد پارسايي‏

منتظر علاوه بر تدين و تقوي بايد پارسا باشد و خود را چنان كه آن پيشوا دوست دارد بسازد.

امام صادق (عليه السلام) مي‏فرمايد: هر كس در شمار اصحاب قائم باشد، بايد چشم به راه باشد و پارسايي پيش گيرد و كردار با ورع داشته باشد. [4]

3. بُعد تقيّد مكتبي‏

انسانيّت و رعايت ارزش انسان تنها و تنها در تعاليم امام علي (عليه السلام) و آل علي (عليهم السلام) جلوه‏گر است. پيامبراکرم (صلي الله عليه و آله) مي‏فرمايد: خوشا به حال منتظراني كه به حضور قائم برسند آنان كه پيش از قيام او نيز پيرو اويند با دوست او عاشقانه دوستند و موافق و با دشمن او خصمانه دشمنند و مخالف. [5]

4. بُعد امر به معروف و نهي از منكر

يكي از تكاليف عمده ديني امر به معروف و نهي از منكر است با اين دو عمل است كه احكام و فرائض الهي برقرار مي‏ماند. انسان منتظر نمي‏تواند در اين باره بي‏تفاوت باشد. در حديثي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرموده است: «طوبي لمن ادرک قائم اهل بيتي و هو مقتدٍ به قبل قيامه» شاخص مهم اين اقتداء انجام فريضه امر به معروف و نهي از منكر است.

5. بُعد اخلاق اسلامي‏

انسان منتظر بايد داراي اخلاق اسلامي باشد و جامعه اسلامي بايد مظهر اخلاق اسلامي باشد امام صادق (عليه السلام) فرموده است: هر كس خوش دارد در شمار اصحاب قائم باشد بايد در عصر انتظار مظهر اخلاق نيک اسلامي باشد چنين كسي اگر پيش از قيام قائم (عليه السلام) از دنیا رود، پاداش او مانند كساني باشد كه قائم را درک كنند و به حضور او برسند؛ پس در دينداري و تخلق به اخلاق اسلامي بكوشيد و در حال انتظار ظهور حق به سر بريد اين (كردار پاک و افكار تابناک) گوارا باد بر شما اي گروهي كه رحمت خدا شامل حال شماست. [6]

6. بُعد آمادگي نظامي‏

مسلمان بايد هميشه آمادگي نظامي و نيروي سلحشوري داشته باشد تا به هنگام طلايع حق به صف پيكار گران مهدي (عليه السلام) بپيوندد.

امام صادق (عليه السلام) فرموده است: هر كه از شما براي خروج قائم، اسلحه تهيه كنيد اگر چه يک نيزه چون وقتي كه خداوند متعال ببيند كسي به نيّت ياري مهدي (عليه السلام) اسلحه تهيه كرده است، اميد است عمر او را دراز كند تا ظهور را درک نمايد و از ياوران مهدي (عليه السلام) باشد. [6]

7. نگهبان ايمان‏

در روزگار غيبت امام (عليه السلام) و طولاني شدن عصر انتظار، ممكن است شبهه‏هائي در ذهن برخي بيايد با شياطين پنهان و آشكار به سست كردن پايه‏هاي اعتقادي كساني به ويژه جوانان برخيزند انسان منتظر بايد در رفع شبهات و روشن كردن پوچي آنها بكوشد. در احاديث و تعاليم از اهميّت ايمان در عصر غيبت به گونه‏هايي عجيب ياد شده است و منتظران مؤمن داراي مقام و منزلت شمشير زنان در ركاب پيامبراکرم (صلي الله عليه و آله) دانسته شده‏اند از اين بالاتر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) آنان را برادران خود خوانده است.

8. انتظار، تمرين و رياضت‏

منتظران با اخلاص در مرحله تربيت نفس و خودسازي به امر ديگر پرداخته و آن دور بودن از رفاه و تن پروري است امام صادق (عليه السلام) مي‏فرمايد: درباره خروج قائم خيلي عجله داريد هان! به خدا سوگند او جامه مويين مي‏پوشد و نان جوين مي‏خورد و روزگار قيام او روزگار به كار بردن شمشير است و (جنگ با فاسدان و مفسدان و جباران) و نيز مرگ در سايه شمشير. او شبانگاهان به دردمندان و نيازمندان سرمي‏زند و روزها به نبرد در راه دين مي‏پردازد. [8]

9. انتظار عدل و احسان‏

انسان منتظر بايد در گسترش عدل و احسان بكوشد و در معاملات و حقوق و قوانين خود عدالت را عملي سازد اگر چنين نباشد صدق اينگونه مردم در انتظار از كجا نمودار خواهد گشت؟

10. انتظار شناخت و موضع‏

 هر عقيده‏اي كه انسان در هر باره‏اي دارد بايد از روي شناخت و بصيرت باشد اين مسئله در عصر غيبت بيشتر از وقتهاي ديگر اهميّت پيدا مي‏كند.

دختر رُشيد هَجَري شيعه معروف مي‏گويد: به پدرم گفتم: اي پدر، چه بسيار در عبادت خدا رنج مي‏بري و كوشش مي‏كني؟ در پاسخ گفت: دخترم، بعد از ما مردمي مي‏آيند كه بصيرت و شناختي كه در دين دارند از اين كوششها و رنجها افضل است. [9]

11. تحمّل و پايداري‏

انسانی که به درستي حق و راه حق را بشناسد، در راه آن پايداري مي‏كند. امام جعفر صادق (عليه السلام) از پيامبراكرم (صلي الله عليه و آله) روايت كرده: پس از شما مردمي خواهند آمد كه به يک تن از آنان اجر پنجاه تن از شما را خواهند داد، اصحاب گفتند: اي پيامبر! ما در جنگ‌هاي بدر و اُحُد و حُنيَن با تو بوده‏ايم و درباره ما آياتي نازل شده است؛ اين چگونه خواهد بود؟ پيامبراکرم (صلي الله عليه و آله) فرمود: شما اگر در شرايطي كه آنان قرار مي‏گيرند، قرار بگيريد آن تحمّل و شكيبائي را كه آنان دارند نخواهيد داشت. [10]

انسان در عصر غيبت بايد داراي شناختي درست و بصيرتي درخشان باشد تا بتواند اعتقاد حق را حفظ كند.

12. پيروي از خط رهبر

هنگام غيبت امام، بايد از آداب و احكام امامان پيشين پيروي كرد و راه را چنانكه آنان فرموده‏اند پیمود.

امام صادق (عليه السلام) مي‏فرمايد: هرگاه زمان غيبت فرا رسيد به دستور امامان پيشين چنگ زنيد تا امام آخرين ظهور كند هرگاه روزي رسيد كه امامي از آل محمّد (صلي الله عليه و آله) در ميان خود نداشتيد، همان اماماني را كه دوست مي‏داشتيد، دوست بداريد و همان كسان را كه دشمن مي‏داشتيد، دشن بداريد و همواره در خط رهبري و ولايت حقه، جاي داشته باشيد و صبح و شام در حالت انتظار به سر ببريد تا خداوند ستاره هدايت شما را طالع سازد؛ تا خداوند صاحب دين را برساند. [11]

13. انتظار، بسيج عمومي‏

انتظار، يک بسيج عمومي است. مكتب تشيع علوي در عصر انتظار، پيرواني مي‏خواهد که از نظر قدرتهاي ايماني و روحي و نيروهاي بدني و سلاحي و تمرينهاي عملي و نظامي و پرورشهاي اخلاقي و اجتماعي و سازماندهي‌هاي سياسي همواره هميشه آماده باشند.

14. انتظار و ضد انتظار

نمي‏توان پذيرفت كه دين اسلام و ائمه طاهرين (عليهم السلام)، صبر بر ظلم و ترک امر به معروف و نهي از منكر را براي مسلمين تجويز كرده باشند. ديني كه مي‏گويد همه كارهاي خير و جنگ در راه خدا در مقايسه با امر به معروف و نهي از منكر مانند آب دهاني است در برابر دريايي موج خيز. امر به معروف و نهي از منكر كردن نه اجل كسي را نزديک مي‏كند و نه روزي كسي را مي‏كاهد و از همه اينها افضل و برتر گفتن سخن درباره عدل است در نزد حاكم جابر و ستمگر.

15. نقش نيروهاي مردمي‏

حضور نيروهاي مردمي در تشكيل حكومت امام مهدي (عليه السلام) از احاديث و تعاليم دين گرفته شده است و اين امر قابل توجّه است و منتظران در تلاشند تا نيروهاي مردمي را براي حاكميّت حكومت حضرت مهدي (عليه السلام)، آماده كرده و خود در صف مقدّم مبارزه باشند.

امام مهدي (عليه السلام) از مردم ياري مي‏طلبد. يكي از ياران خود را مي‏خواهد و به او مي‏فرمايد: به نزد مردم مكّه برو و بگو: اي مكيان؛ من فرستاده مهدي‏ هستم. مهدي مي‏گويد: ما خاندان رحمت هستيم. ما ذريه محمّد (صلي الله عليه و آله) و از سلاله پيامبرانيم. ظالمان به ما ستم كردند و بر ما جفا روا داشتند و از هنگام درگذشت پيامبر تا امروز حق ما را از ما ستاندند؛ اكنون من از شما ياري مي‏طلبم. به ياري من بشتابيد. [12]

16. حضور شيعه در صحنه‏

شيعه بايد همواره حضور اعتقادي و اجتماعي خويش را تشكيلات سياسي و نظامي يعني در واقع حضور شيعي خويش را در صحنه تاريخ نگاه دارد تا سرانجام به هنگام ظهور در محل جريان اصلي خود قرار گيرد.

هنگامي كه قائم قيام كند، خداوند شيعيان را از همه شهرها نزد او گرد مي‏آورد. [13]

هنگامي كه قائم قيام كند، خداوند هر عيبي و نقصي را از شيعيان برطرف مي‏كند و دلهاي آنان را همچون پاره‏هاي فولاد مي‏گرداند و قدرت هر مرد از آنان را به اندازه قدرت چهل مرد قرار مي‏دهد و آنگاه آنان حاكمان و فرمانروايان زمين و سران بزرگوار جهان خواهند بود. [14]

17. پرهيز از يأس و مبارزه با آن‏

لازم است كه منتظران حكومت توحيد و عدل از هيچ امري و عاملي به ويژه از طول كشيدن عصر غيبت و فزون شدن قدرت كاذب قدرتمندان جهان يأس به دل راه ندهند. «انتظروا الفرج و لاتياسوا من روح اللَّه فان احب الاعمال الي اللَّه انتظار الفرج؛ [15] چشم به راهِ رسيدن فرج باشيد و از كاركشايي و آسايش رساني الهي ‏نوميد مباشيد زيرا كه بهترين اعمال انتظار رسيدن فرج و گشايش است از سوي خدا».

18. استقامت و شكيبائي‏

توصيه به صبر براي انسان منتظر به معناي لزوم شكيبائي است در مورد غيبت امام و براي رفع دغدغه خاطر و نفي تزلزل است. [16] «انتظار الفرج بالصبر عبادة؛ [17] چشم به راه فرج داشتن با صبر و بردباري عبادت است».

 

 

 

منابع

[1]. مجلسی، بحارالانوار، ج52، ص128.

[2]. مجلسی، بحارالانوار، ج52، ص126.

[3]. مجلسی، بحارالانوار، ج52، ص135.

[4]. مجلسی، بحارالانوار، ج52، ص140.

[5]. مجلسی، بحارالانوار، ج52، ص130.

[6]. مجلسی، بحارالانوار، ج52، ص140.

[7]. مجلسی، بحارالانوار، ج52، ص366.

[8]. مجلسی، بحارالانوار، ج52، ص354.

[9]. مجلسی، بحارالانوار، ج52، ص130.

[10]. مجلسی، بحارالانوار، ج52، ص131.

[11]. مجلسی، بحارالانوار، ج52، ص133.

[12]. مجلسی، بحارالانوار، ج52، ص307.

[13]. مجلسی، بحارالانوار، ج52، ص291.

[14]. مجلسی، بحارالانوار، ج52، ص37.

[15]. مجلسی، بحارالانوار، ج52، ص122.

[16]. خلاصه‏اي از كتاب «خورشيد مغرب» اثر محمد رضا حکیمی، از ص 338 تا 398.

[17]. مجلسی، بحارالانوار، ج52، ص145.

%ب ظ، %08 %746 %1395 ساعت %16:%فروردين

امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، دارای دو غیبت هستند؛ یکی غیبت صغری و دیگری غیبت کبری. در این مقاله به شرح و بیان این دو دوره خواهیم پرداخت.

دوره غیبت صغری:

امام حسن عسکری (علیه السلام) در هشتم ربیع الاول سال 260 ق؛ یعنی در زمانی که حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، پنج سال بیشتر نداشت، به دست معتمد، خلیفه عباسی به شهادت رسید و امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، بر پیکر پدر بزرگوار خویش نماز گزارد.[1] از این پس بود که دوره جدیدی از زندگی امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، که به غیبت صغری معروف است، آغاز شد.

بنا به گفته بسیاری از صاحب نظران، دوران غیبت کوتاه مدتِ آن امام که از آن به «غیبت صغرا» تعبیر می‌شود، از همین زمان؛ یعنی سال 260 ق آغاز گردید. برخی از اهل تحقیق برآنند که غیبت صغرا از همان زمان تولد حضرت؛ یعنی سال 255 ه.ق آغاز شده است.[2]

دوران غیبت صغرا تا سال 329 ه.ق ادامه داشت که بدین ترتیب، بنابر دیدگاه اول، طول این دوران، 69 سال و بنا بر دیدگاه دوم، طول این دوران 74 سال خواهد بود.

گرچه در این مدت به دلیل برخی مصالح، از جمله در امان ماندن از خطراتی که جان آن حضرت را از سوی دشمنان تهدید می‌کرد، امام از نظرها پنهان بودند، اما حضرت تعدادی افراد وارسته و با تقوا را به عنوان نائب خاص خود به مردم معرفی کردند تا هر یک از ایشان سؤالات و مشکلات خود را به وسیله آنان به امام برسانند و از طریق امام پاسخ دریافت نمایند.

نوّاب خاص امام عصر

در طول دوران 69 ساله یا 74 ساله غیبت صغرا، چهار تن از بزرگان شیعه عهده دار مقام نیابت یا سفارت خاص امام عصر (علیه السلام) بودند که نام آنها بدین قرار است:

1. ابو عمرو، عثمان بن سعید، که از سن یازده سالگی در حضور ائمه قبلی مشغول خدمت بوده است و از اصحاب مورد اعتماد امام هادی و امام عسکری (علیهما السلام) محسوب می‌شود. وی از سال 260 تا 267 ه.ق منصب نیابت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، را عهده دار بود.

2. ابوجعفر محمد بن عثمان: وی فرزند نائب اول امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، است که از سال 267 تا 305 ه.ق عهده دار منصب نیابت خاص بود.

همان گونه که هیچ امری در نظام هستی بدون علت نیست، غیبت امام زمان هم برای خود علل و ادله‌ای دارد و برای آن چندین دلیل در روایات ذکر شده است. از جمله، امتحان و آزمایش مردم، حفظ وجود امام از خطراتی که او را تهدید می‌کرد، فراهم شدن زمینه آمادگی فکری و فرهنگی و روانی در مردم برای تشکیل حکومت جهانی و...

3. ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی: این عالم بزرگوار از سال 305 ه.ق تا 326 ه.ق یعنی حدود بیست و یک سال نیابت امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، را عهده دار بود.

4. ابوالحسن علی بن محمد سیمری: وی حدود سه سال یعنی از سال 326 تا 329 ه.ق به عنوان نایب خاص امام (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، به انجام وظیفه مشغول بود.

نواب خاص دوره غیبت صغری در غیاب امام به انجام برخی وظایف مشغول بودند که از جمله آن ها، زدودن شک و حیرت مردم درباره تولد امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، حفظ امام از خطراتی که او را تهدید می‌کند از راه پنهان داشتن مکان او، پاسخگویی به پرسشهای فقهی و اعتقادی مردم، مبارزه با مدعیان دروغین نیابت، آماده‌سازی مردم برای پذیرش غیبت کبری، کمک به نیازمندان و توزیع وجوه شرعی و... را می‌توان نام برد.

دوره غیبت کبری:

در سال 329 ه.ق و به دنبال رحلت چهارمین نائب خاص امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، دوره غیبت صغری به پایان رسید و از این پس دوره غیبت کبری، که در آن نائب خاصی از سوی امام تعیین نشده است، آغاز گشت. این دوره یکی از برهه‌های سخت زندگی شیعیان است. اولا، طول مدت این دوره بر کسی مشخص نیست. به علاوه، در این دوره وقایع بسیار سخت و دشواری به وقوع پیوست که حفظ اعتقادات و پایبندی به احکام و مقررات دینی را مشکل ساخت. در این دوره از تاریخ حیات بشری، فقهای عظام از سوی ائمه اطهار (علیهم السلام) و از جمله امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، به عنوان نائبان عام مسئولیت رهبری سیاسی و پاسخگویی به مسائل فکری و اعتقادی مردم را عهده‌دار هستند و همین مساله منشاء و ریشه «ولایت فقیه» در نظام سیاسی و اجتماعی جامعه اسلامی محسوب می‌شود.

اگر به حقیقت معنای امامت در جهان بینی مکتب اهل بیت (علیهم السلام) توجه شود، به خوبی این نکته روشن خواهد شد که امام علاوه بر وظیفه راهنمایی و ارشاد و رهبری مردم، در حفظ نظام هستی نیز مؤثر است. در روایت آمده است که اگر لحظه‌ای زمین از امام و حجت الهی خالی بماند، اهلش را در کام خود فرو می‌برد.

امام سجاد (علیه السلام) در این باره فرمودند:

«همان گونه که ستارگان و سیارات وسیله حفظ نظام کیهانی هستند، ما هم وسیله حفظ اهل زمین هستیم. به برکت وجود ماست که آسمان بر زمین فرود نمی‌آید. اگر ما نبودیم زمین اهلش را فرو می برد... آن گاه در ضمن یک تشبیه بسیار زیبا می‌فرمایند: استفاده مردم از امام غائب همانند استفاده آنان از خورشید در پشت ابر است...» [3]

 

 

منبع:

گروه دین و اندیشه تبیان

[1]. ر.ک: سیره معصومان، ص 259.

[2]. همان، ص 272.

[3]. مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 92

%ب ظ، %09 %756 %1394 ساعت %17:%اسفند
صفحه1 از2

برترین مطالب