پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم): براى شهادت حسین (علیه السلام)، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمى‌شود.

9- طول عمر امام زمان علیه السلام

سن امام زمان علیه السلام

بعد از غيبت صغري وقتي آقا امام زمان (عج) ديده شده در قيافة پيرمرد بوده اند و گذشته از اين به طريق اولي بعد از گذشت چندين قرن حتماً به صورت فرد پير مي باشد ولي افرادي كه امام را ديده اند و افراد ديگري گفته اند كه امام با قيافه تقريباً فرد سي ساله ظهور خواهند كرد. پس چگونه اين دو مسئله در مورد قيافة آقا امام زمان (عج) قابل قبول است؟

 

پاسخ: 

طول عمر و جواني سيماي آن حضرت از مشيت هاي الهي است چنان كه پيامبران الهي مانند حضرت نوح، خضر الياس، آدم و ادريس و .... عمري طولاني داشته اند، و خداوند قادر متعال كه انسان را از عدم خلق كرده است قادر است عمري دراز و چهره هميشه جوان به او عنايت فرمايد. امّا، امام زمان (عج) را هيچ كس با چهره و قيافه پير ملاقات نكرده است.

دربارة سيماي مبارك و نوراني آن حضرت نميتوان به گفتهها و نوشتههاي غير معتبر و يا اقوال و افواه مردم عادي و يا گاهاً مدعيان غير موثق اعتماد كرد، بايد دربارة سيماي نوراني آن حضرت به اخبار و احاديث مأثور از ائمه (ع) كه توسط علماي مورد وثوق به ما رسيده توجّه نمود. و از راههايي وارد شد كه اطمينان آور باشد مثلاً از طريق نواب اربعه و نواب خاص يا ملاقات كنندگان در دوران غيبت صغري و دوران غيبت كبري كه اطمينان كامل به آنها داريم مطلع شويم. روايات متواتري در اين باب وجود دارد كه حضرت مهدي(عج) با اينكه قرن ها از عمر شريفش مي گذرد ولي جوان است و چهره آن حضرت هرگز به مرور زمان پير نمي شود چنان كه در اين روايت امام رضا ـ عليه السّلام ـ فرمودهاند: «ان القائم اذا خرج كان في سن الشيوخ و منظر الشباب قوياً في بدنه، لو مدّ يده الي اعظم شجرةٍ علي وجه الارض لقلعها، ولو صاح بالجبال لقد دكت صُخُورها لا يَضَعُ يدهُ علي عبدٍ الاصار قَلبَهُ كزُبرُ الحديد»(1) ترجمه: «قائم (عج) هنگامي كه ظهور كند در سن كهولت خواهد بود ولي با سيماي جواني و نيروي عضلاني، آنچنان نيرومند خواهد بود كه اگر قويترين درخت روي زمين را با دست مباركش بكشد از بيخ بر ميكند و اگر به كوهها بانگ بزند، سنگهايش فرو ريزد اگر بندهاي را با دست مباركش نوازش كند قلبش چون قطعة آهني محكم و استوار ميگردد.» زيرا دعايش مستجاب است، و از ولايت تكويني برخوردار است چون خليفة الله است و مي‌تواند در تمامي هستي باذن الله تصرف كند.

در روايت ديگر سيماي آن حضرت را چنين توصيف مي كنند:

از نشانه هاي او سيماي جواني است در سن پيري، كه بيننده او را چهل ساله يا كمتر از آن تصور ميكند و از نشانه هايش اين است كه گذشت زمان در او اثر نكند و تا پايان عمرشان آثار پيري در او ظاهر نشود.(2) 

جوان ماندن سيماي ظاهري و نيروي باطني حضرت امري نا معقول نيست، زيرا اولاً: قدرت خداوند متعال مطلق است و بر انجام هر ممكن قادر و تواناست، ثانياً جوان ماندن انسان امري ممكن است و تا به حال بودهاند كساني كه از عمر طولاني برخوردار باشند و سيماي جوان داشته باشند ـ در تمام جوامع مخصوصاً در جوامعي كه انسان از زندگي سالم و بهداشتي و طبيعي برخوردار باشد ديرتر پير مي‌شود و از عمر زياد نيز برخوردار است لذا در منابع معتبر تاريخي آمده است كه انسانهاي اوليه عمري طولاني داشتند كه ميانگين عمر آنها بالاتر از چهارصد سال بوده است كه قرآن نيز براي نمونه به عمر طولاني حضرت نوح اشاره مي‌كند(3) و علت طولاني شدن عمر انسانها و دير پير شدن آنها را دانشمندان علم ژنتيك و زيستشناسان برخورداري از زندگي آرام و غذاهاي سالم و طبيعي ميدانند.

نتيجه: بنابراين امام عصر (عج) در سيماي جواني ظاهر مي‌شود و در دوران غيبت صغري و كبري هم هر كس به حضورش مشرف شده سن ايشان را در حدود چهل سال و كمتر و يا سي سال ذكر كرده است. فقط يك روايت آن حضرت را در سن شصت سال گزارش نموده است به نقل از سيد بن طاوس، اين روايت هم در مقابل ده ها روايت كه آن حضرت را سي ساله و چهل ساله معرفي كردهاند نادر بوده و قدرت مقابله ندارد و شايد استثنا شده كه حضرتش قادرند در برخي از موارد به چشم برخي پير ديده شوند ولي قطعاً طبق اسناد و روايات معتبر در هنگام ظهور چهرهاي جوان خواهند داشت و تا آخر عمرشان به همان چهره و سيما خواهند ماند چنان كه روايات اين مسئله گذشت.

 

پاورقی:

 

1. مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، چاپ انتشارات اسلاميه، 1372، ج52، ص322، و صافي گلپايگاني، لطف الله، منتخب الاثر، قم، انتشارات داوري، چاپ‌هفتم، بيتا، ص 221، و صدوق، كمال الدين، قم، (غفاري) جامعه مدرسين، چاپ سوّم، 1416، ج2، ص 376.

2. صافي گلپايگاني، لطف الله، منتخب الاثرفي الامام الثاني عشر، موسسه حضرت معصومه(س)، چاپ اول، 1419ه‍ ق، ص352.

3. «... فلبث فيهم الف سنة الاخمسين عاماً...» عنكبوت:14.

 

%ق ظ، %21 %044 %1395 ساعت %00:%مرداد

سوالی درباره طول عمر امام زمان

استناد به عمر نوح ـ عليه السلام ـ به نظر بنده موضوعيت ندارد چون بنابر نقل تورات از زمان آدم ـ عليه السلام ـ تا نوح و كمي بعد از وي عمر طبيعي حدود 800 تا 1000 سال بوده است. اينكه آدم ـ عليه السلام ـ 930 سال زيسته و رفته رفته عمر آدميان رو به نقصان نهاده و به چهارصد و حتي در زمان ابراهيم ـ عليه السلام ـ به حدود 200 تا 300 سال رسيده است؟ 

پاسخ: 

لازم است به هر بخش ازسوالات به طور خلاصه و جداگانه پاسخ داده شود:

الف: عمر انسان، مرز معيني ندارد كه تجاوز از آن حد، غير ممكن باشد. هيچ يك از دانشمندان، تا كنون نگفته اند كه فلان تعداد سال، نهايت درجه اي است كه انسان ها مي توانند به آن نائل گردند و هنگامي كه بدان پايه رسيدند، مرگ شان حتمي است. بلكه گروهي از دانشمندان شرق و غرب و جديد و قديم، تصريح كرده اند: عمر انسان، حدي ندارد و بشر در آينده مي تواند بر مرگ غلبه كند، يا مدت درازي، آنرا به تاخير بيندازد در نتيجه به عمر بسيار طولاني دست يابد. همين امكان علمي، اميد كاميابي است كه دانشمندان را به تلاش وا داشته، شب و روز به تحقيق و آزمايش اشتغال دارند و بيشتر آزمايش هاي انجام شده موفق بوده است. اين آزمايش ها ثابت مي كنند كه مرگ نيز مانند ساير بيماري ها، معلول علل و عوامل طبيعي است، كه اگر شناخته شوند و از تاثير آن جلوگيري گردد، مي توان مرگ را به تاخير افكند و بشر را تا مدت بسيار درازي از آن نجات داد(1).

بنا بر اين عمر طولاني و با بركت امام زمان عليه السلام را نبايد يك مشكل غير قابل حل و امري محال دانست چه آنكه عمر آن بزرگوار و حيات طولاني مدت او گذشته از اينكه يك معجزه ي مسلم و كرامت و موهبتي است كه خداي متعال به آن ولي و حجت و ذخيره ي خودش در زمين عطا فرموده است، از نظر علمي كاملا ممكن و عقلا نيز قابل توجيه و قبول مي باشد و اينكه در كتب و مقالات به عمر حضرت نوح و...اشاره شده اند صرفا جنبه ي استشهادي داشته و از باب ذكر نظائر است كه به عنوان دليل و مثبت عقلي و علمي، معروف است كه در ذكر تمثيل و بيان مثال جاي مناقشه نمي باشد.

 

پاورقی:

1. دادگستر جهان، آيت الله اميني، ص 196.

 

 

%ق ظ، %21 %041 %1395 ساعت %00:%مرداد

بررسی شباهت عمر طولانی امام عصر با انبیای پیشین

در روایات شیعی طولانی بودن عمر امام زمان (علیه السلام) را، به عمر انبیایی مثل نوح و خضر و الیاس  و عیسی مثال زده‌اند. اما برخی از مغرضان بر این روایات شیعه ایراد گرفته‌اند که؛ شیعه مدعی است که امام عصرش بیش از یازده قرن است که حاکم شرع است و قیم قرآن است و هدایت بشر جز از طریق او میسور نخواهد بود ... و آنچه مردم در دین و دنیا به آن نیاز دارند در دست اوست. پس مهدی آنان در برابر امت مسئول است. اما کسانی که مهدی به او تشبیه شده‌اند با او تفاوت دارند پیامبرانی که مهدی به آنان تشبیه شده رسالت خود را انجام دادند و بعد از میان مردم غایب شدند. همچنان که اساساً خضر و الیاس در هدایت و رهبری مردم مسئولیتی نداشته‌اند، در حالیکه مهدی آنان در برابر مسلمین مسئول است. [1]

در پاسخ به این مدعا باید گفت؛ این بیان مستلزم خبط و خلط مبحثی عجیب است؛ زیرا که معلوم نیست که انجام مسئولیت پیامبران با طولانی بودن عمر چه ارتباطی دارد؟! شیعه مدعی است که از نظر قرآن طولانی شدن عمر انسان امکان‌پذیر است، زیرا انبیایی مثل نوح، عیسی، الیاس و خضر که  در قرآن ذکر شده‌اند، عمری طولانی داشته‌اند. اما اینکه این بندگان صالح خدا در طول عمر خود چه کردند و چه خوردند و چه نوشیدند و چه گفتند و کجا رفتند و... مسائل دیگری که ربطی به وجه شبه مورد نظر (طول عمر) ندارند و اساساً این نکته بدیهی، عمدی یا غیرعمدی پنهان انگاشته شده‌است که برای تشبیه دو امر به یکدیگر مشابهت کامل میان مشبه و مشبه به لازم نیست. به عبارت دیگر اینکه اشکال در ابتدا متوجه طول عمر بوده ولی در انتها سر از مسئولیت امامت امام مهدی (علیه السلام) در آورده‌است این تغییر موضع نشانه آن است که اشکال گیرنده نتوانسته به استدلال شیعه در مورد شباهت طول عمر امام به انبیای سابق خدشه‌ای وارد سازد، بنابر این اشکال را متوجه مبحث دیگری ساخته‌است که  در جای خویش به آن پاسخ داده‌شده است. [2]

نویسنده مذکور در ادامه مدعی شده‌است که عمر امام مهدی (علیه السلام) از عمر نوح بیشتر است بنابراین از درازی عمر نوح (علیه السلام) نمی‌توان امکان طول عمر امام مهدی (علیه السلام) را استنباط کرد، چنانچه سایر درازعمرانی که شیعیان نام برده‌اند عمری بسیار کوتاه‌تر از عمر کنونی امام دارند. [3]

باید گفت؛ که اولاً به روایت برخی منابع اهل سنت نوح (علیه السلام) 1650 سال عمر کرد و آن‌چه در قرآن آمده تنها مدت تبلیغ ایشان بوده‌است. [4] از عمر حضرت عیسی (علیه السلام) نیز تاکنون بیش از دو هزار سال گذشته‌است. ثانیاً این اشکال از آن‌جا ناشی شده‌است که نویسنده مذکور عمق استدلال شیعه را درک نکرده یا نخواسته درک کند. زیرا دانشمندان شیعه در طول تاریخ در صدد اثبات این نکته بوده‌اند که وجود افراد دراز عمر در تاریخ، نشانگر این واقعیت است که زنده ماندن آدمی بیش از حد معمول امکان پذیراست و مرگ بشر پس از یک عمر معمولی ضرورت ندارد. و اگر با توجه به نمونه‌های تاریخی ثابت شد که مرگ انسان پس از طی یک عمر طبیعی یک ضرورت نیست، دیگر میان دویست سال و دو هزار سال تفاوتی نیست، زیرا آن‌چه درازعمری را نفی می‌کرد، ضرورت انگاشتن برخورداری آدمی از یک عمر طبیعی بود و با باطل شدن این اصل دیگر هیچ دلیلی بر نفی عمر طولانی نیست؛ چه آن عمر طولانی اندک باشد چه زیاد. بر این اساس اگر عمر نوح (علیه السلام) سیصد سال هم بود برای اثبات طول عمر امام زمان (علیه السلام) هم می‌شد به آن استناد کرد. [5]

و عجیب‌تر اصرار این نویسنده بر این ادعاست که داشتن عمر طولانی، مختص اقوام و امم قبل از اسلام بوده‌است و شامل امت اسلام نمی‌شود. [6] این سخن بسیار عجیب است؛ زیرا اگر انسان‌های عصرهای گذشته عمر طولانی داشته‌اند، یقیناً به علت کفرشان نبوده‌است، تا با آمدن اسلام عمر انسان کوتاه شود؛ بلکه این درازعمری معلول شرایط جسمی و محیطی و تغذیه‌ای و... بوده‌است که  با به وجود آمدن شرایط مشابه می‌توان همچون گذشتگان عمری طولانی داشت. و حتی اگر باورهای دینی و طرز تفکر انسان در طولانی شدن عمر او مؤثر باشد، چنانچه برخی دانشمندان معاصر گفته‌اند، مسلمانان به داشتن عمرهای طولانی از کفار شایسته‌ترند. پس نمی‌توان مدعی شد از آن‌جا که عمرهای طولانی در یهودیان و مسیحیان و بت‌پرستان وجود داشته‌است، مسلمانان نمی‌توانند عمری طولانی داشته‌باشند. البته برای خوانندگان بصیر به خوبی روشن است که این ادعای مضحک دلیلی جز تنگی عرصه استدلال برای این نویسنده ندارد زیرا وقتی وجود درازعمران زیادی در بین امم گذشته، که به تواتر در قرآن و روایات اهل سنت به اثبات رسیده‌است. امکان انکار این واقعیات را از او سلب می‌کند، چاره‌ای جز گشودن باب توجیه غیرمعقولی مثل مدعای مذکور و اختصاص دادن این امور به گذشتگان را باقی نمی‌گذارد.  

 

پی‌نوشت‌:

 

[1]. اصول مذهب شیعه، القفاری، انتشارات دارالرضاء، ص 1056، 1058

[2] دلیل روشن، آیتی، قم، موسسه آینده روشن، ص 296

[3]. اصول مذهب شیعه، همان

[4]. الکامل فی التاریخ، ابن اثیر، بیروت، دارصادر،ج 1، ص 68

[5]. دلیل روشن، آیتی، ص 298

[6]. اصول مذهب شیعه، همان

%ب ظ، %25 %691 %1395 ساعت %15:%خرداد

اگر خداوند می‌تواند هر زمان مصلحی بیافریند، چه ضرورتی دارد که فردی را هزار سال زنده نگه دارد؟

پاسخ:

اولاً، اعتقاد به امامت از ديد اسلام پس از اعتقاد به علم گسترده و غير محدود حكمت خداوند است و خداوند براساس حكمتي كه دارد امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را زنده نگاه داشته است و هر موقع صلاح بداند وي را ظاهر ساخته و حكومت عدل جهاني را به دست وي در جهان مستقر مي‏سازد.

ثانياً، اگر ظهور مصلح به گونه‏اي ديگر انجام شود، از آ«جا که ما به مصلحت الهي احاطه نداريم، باز هم ممكن است چنین گفته شود که چرا این مساله به صورت ديگري نيست.

ثالثاً: وجود امام صرفا به این خاطر نیست كه زماني خداوند وي را ظاهر سازد و جهان را پر عدل و داد كند بلكه در حال حاضر (حال غيبت) نيز امام نقش بزرگي را در جهان از نظر تكويني و تربيتی و معنوي نسبت به افراد مستعد و لايق به عهده دارد. چه اينكه او واسطه‏ فيض در جهان است و بر اساس برخی روایات اگر حجت خدا و امام در زمین نباشد، زمین با اهل آن یک لحظه هم باقی نخواهند ماند

حال اگر گفته شود چرا خداوند با اين روش به افرادي كه منتظر فرصت هستند ميدان داده است، يادآور مي‏شويم كه خداوند اين جهان را اصولاً وسيله‏ تكامل و آزمايش انسانها قرار داده است و تكامل انسانها از اين طريق به وجود مي‏آيد. بنابراين غيبت امام چنانكه در احاديث آمده وسيله‏اي براي امتحان و آزمايش الهي مي‏باشد.

%ق ظ، %18 %370 %1394 ساعت %07:%آذر

برترین مطالب