پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم): براى شهادت حسین (علیه السلام)، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمى‌شود.

8- نواب اربعه و سفراء

آیا نواب عام مورد تایید حضرت مهدی (علیه السلام) هستند؟

پرسش:

آیا نواب عام، مورد تایید امام زمان (علیه السلام) هستند؟

پاسخ:

حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در توقیعی (نامه‌ای) امر فرموده‌اند که ما به علما رجوع کنیم؛1 زیرا آنان حجت حضرت در میان مردم می‌باشند. بر این اساس آیا می‌شود حضرت، مردم را به علما ارجاع دهد، ولی توجه خاصی به آنان نداشته باشد، آیا امر به رجوع به علما به معنای تایید آنان توسط حضرت نیست؟

بنابراین می‌توان گفت: نایبان عام که همان علما هستند نیز مورد توجه حضرت بوده و هستند.

 


[1]. (فاما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی روات احادیثنا ...)

%ب ظ، %24 %755 %1395 ساعت %17:%مهر

توقيعات امام مهدي ـ عليه السلام ـ به شيخ مفيد (ره) را بنويسد؟

توقيعات امام مهدي ـ عليه السلام ـ به شيخ مفيد (ره) را بنويسد؟

پاسخ: 

مرحوم شيخ طبرسي در كتاب «احتجاج» دو نامه را كه امام مهدي ـ عليه السلام ـ به شيخ مفيد نوشته است روايت نموده است.(1) در اين مقاله به هر دو نامه اشاره مي شود: 

1- «به برادر استوار و درست كردار و دوست رشيد و هدايت يافته، شيخ مفيد، ابوعبدالله محمد بن محمد بن نعمان، كه خداوند عزّت و احترامش را پايدار بدارد، از سوي آنكه خزانة عهد و پيماني است كه خداوند از بندگان گرفته است. «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» اما بعد، سلام براي تو اي دوست با اخلاص در دين، كه در اعتقاد به ما از روي علم و يقين، امتياز داري. در منظر تو خداوندي را كه جز او خدايي نيست سپاس گذارده و از او، درود و رحمت بر آقا و مولا و پيامبرمان حضرت محمد و نيز خاندان پاكش را خواستاريم. 

وبه تو، كه پروردگار، توفيقت را براي ياري حق دوام بخشد و پاداشت را به خاطر سخناني كه با صداقت از جانب ما مي گويي افزون گرداند، را اعلام مي كنيم كه به ما اجازه داده شده كه تو را به شرافت و افتخار مكاتبه مفتخر سازيم و موظّف كنيم كه آن چه به تو مي نويسيم به دوستان ما كه نزد تو مي باشند برساني. دوستاني كه خداوند به اطاعت از خود گراميشان بدارد و با حراست و عنايت خود امورشان را كفايت بنمايد و مشكلاتشان را برطرف سازد. پس تو كه خداوند با ياريش در برابر دشمنانش كه از دينش خارج شده اند تأييدت بنمايد، به آن چه كه يادآور و متذكر مي شويم متوجه و آگاه باش و در رسانيدن و ابلاغ آن به كساني كه اعتماد به آنها داري بر طبق آن چه كه براي تو اگر خداوند بخواهد ترسيم و تعيين مي كنيم، عمل نما. ما اگرچه هم اكنون در مكاني دور از جايگاه ستمگران سكني گزيده ايم ـ كه خداوند صلاح ما و شيعيان با ايمان ما را مادامي كه حكومت دنيا به دست تبهكاران مي باشد در اين كار به ما ارائه فرموده است ـ ولي در عين حال بر اخبار و احوال شما آگاهيم و هيچ چيز از اوضاع شما بر ما پوشيده و مخفي نيست. از خواري و مذلّتي كه دچارش شده ايد باخبريم. از آن زمان كه بسياري از شما به برخي كارهاي ناشايستي ميل كردند كه ـ پيشينيان صالح شما از آنها دوري مي جستند، و عهد و ميثاق مأخوذ خدايي را چنان پشت سر انداختند كه گويا به آن پيمان آگاه نيستند.وانگاه (به كيفرگناه) به اين شرايط غم باروخفت انگيز گرفتار گشتيد . 

ما از رسيدگي و سرپرستي شما كوتاهي و اهمال نكرده و ياد شما را از خاطر نبرده ايم. كه اگر جز اين بود، دشواري ها و مصائب بر شما فرود مي آمد، و دشمنان شما را ريشه كن مي نمودند. 

پس تقواي الهي پيشه كرده و ما را ياري دهيد، تا از فتنه اي كه به شما روي آورده، شما را نجات بخشيم. فتنه و آشوبي كه هر كس مرگش فرا رسيده باشد، در آن هلاك مي گردد، و آن كس كه به آرزوي خود رسيده باشد از آن دور ماند. و آن فتنه، نشانة نزديك شدن حركت و جنبش ما و آگاه كردن شما به امر و نهي ما است (يا: اظهار و پخش كردن شما امر و نهي ما را است) و خداوند نور خود را تمام خواهد كرد، گرچه مشركان را خوش نيايد. 

به سپردفاعي تقيه پناه برده وبدان چنگ زنيد ،چه هر كه آتش جاهليت را برافروزد، گروههايي اموي آن را شعله ور ساخته، با آن گروهي هدايت شده را بهراسانند. (معاني ديگري نيز براي عبارت اخير محتمل است) من عهده دار نجات كسي هستم كه در آن فتنه براي خود مقام و جايگاهي نجويد، و در عيبجويي از آن به راهي پسنديده گام گذارد. 

از حادثه اي كه به هنگام فرا رسيدن ماه جمادي الاولي همين سال روي خواهد داد، عبرت گيريد، و از خوابي كه شما را فرا گرفته، براي حوادث بعدي بيدار شويد. به زودي از آسمان نشانه اي روشن و آشكار و از زمين نيز علامتي همانند آن براي شما پديدار مي شود. در مشرق زمين، حوادثي غمبار و نابسامان كننده اي روي خواهد داد، و بعد از آن گروههايي كه از اسلام روي گردانيده و خروج كرده اند، بر عراق سلطه پيدا خواهند كرد. و بر اثر بدكاري و سوء اعمال آنان، اهل عراق دچار ضيق معيشت مي گردند. و پس از مدتي با هلاكت و نابودي فرمانروائي بدكار، ناراحتي ها برطرف مي شود، و سپس پرهيزكاران نيكوكار از هلاكت و نابودي او شاد مي گردند. كساني كه از گوشه و كنار دنيا به حجّ مي روند، به تمام آرزوها و اهداف خود مي رسند، و هرچه مي خواهند در دسترس آنها وجود خواهد داشت و ما را در آسان نمودن حجّ آنان بر طبق دلخواهشان برنامه اي است كه با انسجام و نظم ظاهر مي گردد. بنابراين هر يك از شما بايد كاري بكند كه وي را به محبت و دوستي ما نزديك مي نمايد، و از آن چه كه خوش آيند ما نبوده و باعث كراهت و خشم ما است، دوري گزينيد، زيرا امر ما ناگهان فرا مي رسد، در هنگامي كه توبه و بازگشت براي او سودي ندارد و پشيماني او از گناه، از كيفر ما نجاتش نمي بخشد. و خداوند راه رشد و هدايت را به شما نشان دهد و به رحمت خود و سائل توفيق را به آساني برايتان فراهم فرمايد.»(2) گواهي و امضاء امام نيز در انتهاء نامه مندرج است. 

2- «سلام و درود خدا بر تو ياور حق، و اي كسي كه با گفتار راستين، مردم را به سوي حق فرا مي خواني. ما خدا را در منظر تو سپاس مي گذاريم، خداوندي كه جز او خدايي نبوده و خداي ما و نياكان ما است. و درود بر آقا و مولايمان حضرت محمد خاتم پيامبران و بر خاندان پاكش را از او خواهانيم. و بعد: ما شاهد و ناظر مناجات تو ـ كه خداوند با آن وسيله اي كه به سبب اولياء خويش به تو بخشيده، تو را حفظ مي فرمايد و از مكر دشمنانش در امان دارد ـ بوديم، و برآورده شدن آن را از خدا خواستيم، در حالي كه در جايگاه مان درفراز قلّه اي در مكاني ناشناخته، سكونت داريم كه اخيراً به خاطر افرادي بي ايمان به ناچار از منطقه اي پُر درخت به اينجا آمده ايم و به همين زودي از اين محل به دشتي هموار كه چندان از آبادي دور نباشد، فرود آئيم. و از حالات آيندة خود آگاهت سازيم، تا به اين وسيله از اعمالي كه موجب تقرّب به ما مي گردد آگاه گردي. و خداوند تو را به رحمت خود براي اين كار توفيق بخشد. پس تو ـ كه خداوند با چشم عنايت خويش كه هرگز آن را خواب نگيرد نگهداريت كند ـ به سبب آن (آشنايي با اعمال مزبور) بايد كه رو در روي آشوبي كه مردمي را كه بيهوده و باطل را در دل كاشته اند به هلاكت خواهد افكند، بايستي تا باطل انديشان و بيهوده كاران را بترساني كه از سركوبي آنان، مؤمنان شاد گشته و تبهكاران اندوهگين مي گردند. و نشانة جنبش ما از اين راه تنگ حادثه اي است كه در مكّه معظّمه روي خواهد داد، از سوي پليدي منافق و نكوهيده كه خون ريزي را مباح دانسته، و با كيد و نيرنگ خود آهنگ جان مؤمنان كرده، ولي به هدف ظالمانة ـ خود نخواهد رسيد. زيرا كه ما پشت سر مؤمنان ايستاده و با دعايي كه از سوي پادشاه آسمان و زمين استجابتش به تأخير نمي افتد، آنان را نگهداري مي كنيم. پس دلهاي ـ دوستان ما به آن اطمينان يابد و بدانند كه از آسيب و زيان او را در امان خواهند بود ـ گرچه دشواري ها و درگيري هاي هولناك آنان را بترساند ـ و فرجام كار براي آنان با دخالت و كار نيكوي خداوند، مادامي كه شيعيان از گناهان دوري گزينند، پسنديده و نيكو خواهد بود. 

هان اي دوست با اخلاص كه همواره در راه ما با ستمگران در ستيز و پيكاري، خداوند تو را به همانگونه كه دوستان شايستة پيشين ما را تأييد فرموده است، تأييد نمايد. ما به تو گوشزد مي كنيم كه هر يك از برادران ديني تو كه تقواي خدا پيشه كرده و آنچه را كه به گردن دارد به مستحقّانش برساند، در فتنة ويرانگر وبر باددهنده و گرفتاري و آشفتگي هاي تاريك و تيره كنندة آن در امان خواهد بود. و آن كس كه در دادن نعمت هايي كه خداوند به او كرامت فرموده به كساني كه فرمان رسيدگي به آنها را داده، بخل ورزد، بدين سبب در دنيا و آخرتش زيان كار خواهد بود. 

و اگر چنانچه شيعيان ما ـ كه خداوند توفيق طاعتشان دهد ـ در راه ايفاي پيماني كه بر دوش دارند. همدل مي شدند، هرگزخجستگي ملاقات ما از ايشان به تأخير نمي افتاد و سعادت ديدار ما زودتر نصيب آنان مي گشت. ديداري بر مبناي معرفت راستين و صداقتي از آنان نسبت به ما. پس ما را از ايشان دور نمي دارد، مگر آن دسته از كردارهاي آنان كه ما را ناپسند و ناخوشايند است و از آنان روا نمي دانيم. و خداوند ياري كننده است، و ما را كفايت كرده و وكيل خوبي است. و درود او بر آقاي بشارت دهنده و بيم دهندة ما، محمّد و خاندان پاك او باد. 

اين نامه در اول ماه شوال سال چهارصد و دوازده نوشته شد. دست خط مبارك كه درود خدا بر نويسندة آن باد. اين است نامة ما به تو اي دوستي كه به حقيقت والائي الهام يافته اي كه به املاء و تقرير ما و خطّ يكي از افراد مورد اطمينان ما نوشته شده است پس آن را از همگان پنهان بدار و آن را در هم پيچ و به هيچ كس منماي. و نسخه اي از روي آن بردار، و آن عدّه از دوستان مان را كه به امانت شان اطمينان داري، بر آن آگاه كن. ان شاء الله خداوند آنان را به بركت ما، مشمول بگرداند. «و الحمدلله، و الصلاة علي سيدنا محمد النبي و اله الطاهرين»(3) 

 

 

پاورقی:

 

1. ر.ك. مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، بيروت، مؤسسة الوفاء، ج53.

2. نامة اول در اواخر ماه صفر سال 410 ـ سه سال به اخر عمر شيخ مفيد و نامة دوم در سال 412 ـ يكسال به آخر عمر ايشان به او رسيده است.

3. صدر، سيد محمد، تاريخ غيبت كبرا، ترجمه از سيدحسن افتخار زاده، نشر نيك معارف، بهار 1371ش، ص74 و 196.

 

%ب ظ، %29 %823 %1395 ساعت %18:%مرداد

سفیر اول امام زمان که بود و چه موقعیتی داشت؟

پاسخ:

سفير اول امام مهدي (عليه السلام)، ابو عمرو عثمان بن سعيد عمروي نام داشت. او به جهت شناخته نشدن به شغل روغن فروشي روي آورد. در مصادر تاريخي سخن از سال ولادت و وفات او به ميان نيامده است و تنها اسم او براي اولين بار به عنوان وكيل خاص امام هادي (عليه السلام) برده شده است .

او بعد از شهادت امام هادي (عليه السلام) وكيل خاص از طرف امام عسكري (عليه السلام) شد. آن حضرت نيز او را در مناسبت‌هاي مختلف مورد مدح و ستايش خود قرار مي‌داد. از جمله آن كه در حق او فرمود: «هذا ابو عمرو الثقة الامين، ثقة الماضي و ثقتي في المحيي و الممات، فما قاله لكم فعني يقوله و ما ادي اليكم فعني يوديه»

اين ابو عمرو ثقه و امين و مورد اطمينان گذشتگان و مورد اطمينان من در حيات و بعد از حيات من است، هر آن چه براي شما مي‌گويد و آنچه به شما مي‌رساند از جانب من مي‌باشد.» [1]

در مجلسي كه او با چهل نفر از شيعيان امام عسكري (عليه السلام) بودند، حضرت فرزند خود مهدي را به او نشان داد و بر امامت و غيبت او تصريح نمود، و درباره وكالت او فرمود: «هر آن چه عثمان (بن سعيد) مي‌گويد، قبول كنيد ...» [2]

هنگام شهادت امام عسكري (عليه السلام) در سال 260 هجري، در تغسيل حضرت حاضر بود و تمام امور ايشان را به عهده داشت. [3]

ممكن است كه اين عمل را اين گونه توجيه نماييم كه او در ظاهر، عمل تغسيل را انجام داده تا امر بر حاكمان ظلم مشتبه گردد و گر نه مطابق برخي روايات امر تغسيل و تكفين امام بر عهده امام است.

عثمان بن سعيد بعد از شهادت امام عسكري (عليه السلام) به تصريح آن حضرت و نص امام مهدي (عليه السلام) هنگام ورود قمي‌ها به سامرا، سفير اول آن حضرت شد و از آن موقع به انجام وظايف خود پرداخت، تا آنكه وقت وفاتش رسيد. فرزندش ابو جعفر محمد بن عثمان متولي تجهيز او شد و در جانب غربي بغداد به خاک سپرده شد. [4]

بعد از وفات عثمان بن سعيد از ناحيه مقدسه نامه‌اي صادر شد و حضرت در آن نامه با تسليت به فرزندش محمد او را به سفارت خود منصوب گردانيد. [5]

 

 

پي‌نوشتها:

[1]. الغيبة، طوسي، ص 354؛ مجلسی، بحارالانوار، ج51 ، ص344.

[2]. مجلسی، بحارالانوار، ج 51، ص 346، ح1.

[3]. الغيبة، طوسي، ص356.

[4]. مجلسی، بحارالانوار، ج51، ص350، ح3.

[5]. الغيبة، طوسي، ص361؛ كمال الدين، ص510؛ مجلسی، بحارالانوار، ج51، ص348.

منبع: موعود شناسي و پاسخ به شبهات، علي اصغر رضواني، انتشارات مسجد مقدس جمكران

%ق ظ، %18 %349 %1394 ساعت %07:%آذر

آیا موضوع غیبت امام زمان ساخته دست عثمان بن سعید است؟

پاسخ:

برخي مي‌گويند موضوع غيبت امام زمان (عليه السلام) ساخته برخي از اصحاب خصوصا عثمان بن سعيد (نايب اول امام زمان عليه السلام) است

در حالی که بر اساس روایات شیعه، اولین كسانی كه به موضوع غيبت امام زمان (عليه السلام) اشاره كرده‌اند، شخص رسول گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله) و سپس امير المومنين (عليه السلام) و ساير امامان بوده‌اند. آنان غيبت حضرت مهدی را پيش بيني كرده و وقوع آن را به مردم گوشزد كرده‌اند.

به عنوان نمونه، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در این باره می‌فرمایند:

«سوگند به خدايي كه مرا براي بشارت برانگيخت، قائم فرزندان من بر طبق عهدي كه به او مي‌رسد غايب مي‌شود، به طوري كه بيشتر مردم خواهند گفت: خداوند به آل محمد نيازي ندارد و ديگران در اصل تولد او شک مي‌كنند، پس هر كس زمان غيبت را درک كرد بايد دينش را نگهداري كند ...» [1]

اصبغ بن نباته نیز از اميرالمومنين (عليه السلام) نقل كرده كه فرمود:

«آگاه باشيد كه آن جناب به طوري غايب مي‌شود كه شخص نادان خواهد گفت: خدا به آل محمد احتياجي ندارد. [2]

امام صادق (عليه السلام) هم می‌فرمایند:

«اگر خبر غيبت امام خود را شنيديد، انكار نكنيد.» [3]

لذا موضوع غيبت امام زمان (عليه السلام) آن چنان بين شيعيان شايع و رايج بود كه شعرا در شعرهايشان و مولفان در كتاب‌های خود، به آن پرداخته‌اند. از جمله كساني كه قبل از ولادت امام زمان (عليه السلام) در مورد غيبت حضرت مهدي (عليه السلام) تاليف داشته‌اند عبارتند از:

1- علي بن حسن بن محمد طائي طاطري از اصحاب موسي بن جعفر (عليهماالسلام) [4]

2- علي بن عمر اعرج كوفي از اصحاب موسي بن جعفر (عليهما السلام) [5]

3- ابراهيم بن صالح از اصحاب موسي بن جعفر (عليهما السلام) [6]

4- حسن بن علي بن ابي حمزه معاصر امام رضا (عليه السلام) [7]

5- عباس بن هشام ناشري اسدي از اصحاب امام رضا (عليه السلام ) [8]

6- علي بن حسن بن فضال از اصحاب امام هادي و عسكري (عليهماالسلام) [9]

7- فضل بن شاذان نيشابوري از اصحاب آن دو امام (عليهماالسلام) [10]

 

پي‌نوشتها:

[1]. اثباة الهداية، ج 6، ص386.

[2]. اثباة الهداية، ج 6، ص393.

[3]. اثباة الهداية، ج 6، ص350.

[4]. رجال نجاشي، ص193.

[5]. رجال نجاشي، ص194.

[6]. رجال نجاشي، ص28.

[7]. رجال نجاشي، ص28.

[8]. رجال نجاشي، ص215.

[9]. رجال نجاشي، ص195.

[10]. همان.

منبع: موعود شناسي و پاسخ به شبهات، علي اصغر رضواني، انتشارات مسجد مقدس جمكران

%ق ظ، %18 %339 %1394 ساعت %07:%آذر

برترین مطالب