پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم): براى شهادت حسین (علیه السلام)، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمى‌شود.

6- ظهور و علائم آن

آیا حدیثی که فاجعه منا را با ظهور مرتبط می داند، صحت دارد؟

همزمان با حادثه اسفناک جان باختن حجاج بیت‌الله الحرام، پیامی در شبکه‌های مجازی دست به دست شد که این حادثه دردناک را به علائم ظهور مرتبط می‌دانستند به گونه‌ای که در این رابطه به حدیثی از کتابی استناد می‌کنند.
به این مضمون: «قال رسول الله صلى الله علیه وآله: سیکون فی رمضان صوت وفی شوال معمعه وفی ذی‌القعده تحارب القبائل وعلامته نهب الحج وتکون ملحمه بمنى و یکثر فیها القتل وتسیل فیها الدماء حتى تسیل دماؤهم على الجمره»؛‌ بانگی در ماه رمضان شنیده می شود، آتش جنگی در ماه شوال بر افروخته می‌شود، قبیله‌ها در ماه ذی‌الحجه به جنگ بر می‌خیزند و نشانه آن این است که حجاج را غارت می‌کنند و فاجعه بزرگی در منا روی می‌دهد و افراد بی‌شماری کشته می‌شوند و خون‌ها روان می‌شود و بر جمرات می‌ریزد!

در این خصوص نکاتی قابل طرح است:
۱-چنین حدیثی در منابع شیعه نیست، بنابراین این روایت که در فضای مجازی منتشر شد و عکس کتاب است و در پاورقی نشان می‌دهد که این حدیث در بحار الانوار جلد ۵۱ صفحه ۸۱ آمده است، از اساس دروغ است. به بیان دیگر، کتاب بحار‌الانوار در این صفحه چنین حدیثی ندارد و در چند صفحه قبل و بعد آن، علامه مجلسی احادیثی در مورد امام زمان(عج) نقل کرده است که اشاره‌ای به این حدیث ندارد، نتیجه اینکه در منابع شیعی چنین حدیثی نقل نشده است.
۲- این حدیث در کتاب «الفتن» ابن حماد متوفی ۲۲۸ قمری نقل شده است، بعد از وی، حاکم نیشابوری در «المستدرک» این حدیث را به نقل از ابن حماد نقل کرده که او هم متوفی ۴۰۵ است.
۳- ابن حماد در «الفتن» در جلد اول صفحه۳۴۱ بیان کرده است که در ماه ذی‌القعده قبایل یارگیری می‌کنند و آن سال حاجیان غارت می‌شوند و جنگی در منا رخ می‌دهد، تعبیر روایت این است که کشته‌های بسیاری خواهد داشت و به قدری کشته می‌شوند که خون جاری می‌شود و از منا به جمره عقبه می‌رسد.
۴- همین حدیث را «مستدرک» حاکم در جلد ۴ صفحه ۵۴۹ از ابن حماد نقل کرده و در ادامه آن یک حدیث دیگر بیان کرده است که وقتی حاجیان در منا هستند، گویی که بیماری مثل هاری به آن‌ها دست می‌دهد، مردم هار می‌شوند، با هم می‌جنگند تا خون جاری می‌شود، حاجی‌ها به جان هم می‌افتند و کشته زیادی می‌دهند.
۵- این قبیل روایاتی است که در کتاب‌های اهل سنت آمده و خود اهل سنت هم بررسی کرده‌‌اند، مانند شیخ ناصرالدین آلبانی در کتاب «سلسله الاحادیث الضعیفه» گفته است که همه اسناد این روایت ضعیف هستند.
بنابراین در جمع‌بندی مطالب فوق باید گفت اولاً منبعی که در شبکه‌های اجتماعی با نشان دادن صفحه کتاب آمده، دروغ است و در منابع شیعی چنین روایاتی وجود ندارد، ثانیاً  این روایت به بررسی خود اهل سنت، اسنادش ضعیف است و اعتبار ندارد.
از این رو، شایسته است مخاطبان شبکه‌های مجازی از نقل مطالب دروغ بپرهیزند و با کسب صحت موضوع به انتشار آن اقدام کنند، چون نقل مطالب بدون سند می‌تواند آسیب‌های جدی را وارد سازد.

منبع :آیین و اندیشه خبرگزاری فارس

%ب ظ، %27 %670 %1395 ساعت %15:%آذر

علائم حتمی پیش از ظهور امام زمان کدام است؟

پرسش: علائم حتمی پیش از ظهور امام زمان کدام است؟

پاسخ:

علائم حتمی قبل از ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به دو دسته تقسیم می‌شوند.

الف: علائم حتمی و قطعی؛

ب: علائم غیر حتمی و غیر قطعی که البته در این علائم هم ممکن است اختلاف نظر وجود داشته باشد.

علائم غیر حتمی فراوان هستند و نوعاً بعضی از آنان به وقوع پیوسته است اما علائم حتمی و قطعی هنوز رخ نداده اند بعضی از این علائم قطعی عبارتند از:

1. خروج سفیانی:

پیش از ظهور مردی از نسل ابوسفیان در منطقه شام خروج می‌کند و با تظاهر به دینداری گروه زیادی از مسلمانان را می‌فریبد و به گرد خود می‌آورد و بخش گسترده‌ای از سرزمینهای اسلام را به تصرف خویش در می‌آورد و بر مناطق پنجگانه شام، حمص، فلسطین، اردن و قنسرین (نام شهری در نزدیکی حلب) و منطقة عراق سیطره می‌یابد و در کوفه و نجف به قتل عام شیعیان می‌پردازد و برای کشتن و یافتن آنان جایزه تعیین می‌کند آنگاه که از ظهور امام زمان باخبر می‌شود با سپاهی گران به جنگ وی می‌رود که در منطقه بیداد (بین مکه و مدینه) با سپاه امام (عجل الله تعالی فرجه الشریف) برخورد می‌کند و به امر خدا همه لشگریان وی به جز چند نفر در زمین فرو می‌روند و هلاک می‌شوند. [1]

 2. خسف در بیداء:

خسف یعنی فرو رفتن و پنهان شدن، و بیداء نام منطقه‌ای در مکه و مدینه است. ظاهراً لشگر سفیانی در این منطقه که به قصد جنگ با امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آمده است در زمین فرو می‌روند. [2]

3. خروج یمانی:

سرداری از یمن قیام می‌کند و مردم را به حق و عدل دعوت می‌کند این نشانه در منابع عامه نیست ولی در مصادر شیعه روایات فراوانی در این باره وجود دارد. امام صادق (علیه السلام)  فرمود: قیام‌های سه گانه خراسانی، سفیانی، یمانی در یک سال و یک ماه و یک روز خواهد بود و هیچ پرچمی به اندازه پرچم یمانی دعوت حق و هدایت نمی‌کند و هم فرمود که یمانی از علائم حتمی است. [3]

 4. قتل نفس زکیه:

زکیه یعنی فرد پاک و بی‌گناه و کسی که قتلی انجام نداده است و جرمی ندارد.  در آستانه ظهور مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در گیر و دار مبارزات زمینه‌ساز انقلاب حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) فردی پاکباخته و مخلص از اولاد حضرت امام حسن مجتبی (علیه السلام) در راه امام می‌کوشد و در این راه مظلومانه به قتل می‌رسد. روایات گاهی نفس زکیه و گاهی «سید حسنی» گفته‌اند امام باقر (علیه السلام) فرمود: بین ظهور مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و کشته شدن نفس زکیه بیش از پانزده شبانه روز فاصله نیست. [4]

5. صیحه آسمانی:

منظور از صیحه آسمانی صدایی است که در آستانه ظهور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در آسمان شنیده می‌شود و همه مردم آن را می‌شنوند در روایات تعبیر به «نداء» «فزعه» «صوت» نیز بکار رفته است که ظاهر آن نشان می‌دهد که هر یک از اینها نشانه جداگانه‌ای است که پیش از ظهور واقع می‌شود لکن به نظر می‌رسد که اینها تعبیر از یک واقعیت است و ممکن هم هست که از سه حادثه جدای از هم خبر داده باشند که اول صداهای هولناکی برآید و همه را به خود متوجه کند (صیحه) و به دنبال آن صدای مهیب و هولناکی شنیده شود که دلهای مردم را به وحشت اندازد. (فزعه) و آن گاه از آسمان صدایی شنیده می‌شود که مردم را به سوی مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) فرا می‌خواند. (نداء) روایاتی که از این معنا خبر داده‌اند از طریق شیعه و سنی فراوان هستند. امام باقر (علیه السلام) می‌فرماید: ندا کننده‌ای از آسمان نام قائم را ندا می‌کند پس هر که در شرق و غرب است آن را می‌شنود و از وحشت این صدا خوابیده‌ها بیدار و ایستادگان نشسته و نشستگان بر دو پای خویش می‌ایستند رحمت خدا بر کسی که از این صدا عبرت گیرد و ندای وی را اجابت کند زیرا صدای نخست، صدای جبرئیل روح الأمین است.
آنگاه می‌فرماید: این صدا در شب جمعه بیست و سوم ماه رمضان خواهد بود در این هیچ شک نکنید و بشنوید و فرمان برید، در آخر روز شیطان فریاد می‌زند که «فلانی مظلوم کشته شد» تا مردم را بفریبد و به شک اندازد. 

امام صادق (علیه السلام) نیز می‌فرماید: در ابتدای روز گوینده‌ای در آسمان ندا می‌دهد که آگاه باشید که حق با علی و شیعیان اوست. پس از آن در پایان روز شیطان که لعنت خدا بر او باد از روی زمین فریاد می‌زند که حق با عثمان و پیروان اوست پس در این هنگام باطل گرایان به شک می‌افتند هرگاه گوینده‌ای از آسمان نداء بزند که حق با اولاد محمد (صلی الله علیه و آلهم اجمعین) است در آن هنگام ظهور مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به سر زبانها می‌افتد به گونه‌ای که غیر از او یاد نمی‌کنند. [5]

6. خروج دجال:

این نشانه در کتب اهل سنت از علائم برپایی قیامت شناخته شده است [6]   ولی در منابع روایی شیعه از نشانه‌های ظهور است و اشکال ندارد که هم علامت ظهور و هم علامت معاد باشد. چون خود ظهور امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هم از علائم آخرالزمان می‌باشد.
دجال فردی است که در آخر الزمان و پیش از قیام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) خروج می‌کند و غیر عادی است و با انجام کارهای شگفت انگیز جمع زیادی از مردم را می‌فریبد و سرانجام به دست عیسی مسیح (علیه السلام) در منطقه شام به هلاکت می‌رسد. در مورد دجال نظریه‌های متعددی طرح شده است مثلا گروهی آن را فردی نامیده‌اند و دسته‌ای آن را جریانی می‌دانند و نه شخصی معین [7]

 


[1] کمال الدین، ص 651. و بحار الأنوار، ج 52، ص 215؛ و کنز العمال، ج 14، ص 272؛ تاریخ غیبت کبری، ص 518 الی 520.
[2] مراصد الاطلاع، ج1، ص239؛ وافی، ج2، ص 442؛ مسائل العشره چاپ شده در مجموع مصنفات شیخ مفید، ج 3، ص 122 و غیبت نعمانی، ص 252، منتخب الأثر، ص 459؛ کتاب الغیبه نعمانی ص 252، تاریخ غیبت کبری ص 499 ـ 520.
[3] تاریخ غیبت کبری، ص 525، کتاب غیبت  نعمانی 252.
[4] منتخب الأثر، 459، تاریخ الغیبه الکبری، ص 511؛ الارشاد، ج2، ص374؛ اعلام الوری، ص 427.
[5] تاریخ ما بعد الظهور/176 ـ کشف الغمه ج3،  ص 260 ، وافی، ج 2، ص 445 ـ 446، کتاب الغیبه، شیخ طوسی، ص 435 و454 و453 – ارشاد، ج2، ص 371؛ کمال الدین / 651 بحار الأنوار، ج52، ص204-288-290؛ منتخب الاثر، ص 459، غیبت نعمانی/254.
[6] سنن ترمذی، ج4، ص 507 ـ 519؛ سنن ابی داوود؛ ج4، ص 115؛ صحیح مسلم، ج 18، ص 46 و 81.
[7] بحارالأنوار، ج 52، ص 193و209؛ کمال الدین 525 و 526؛ کشف الغمه، ج 3، ص 281؛ المسائل العشر، چاپ شده در مصنفات شیخ طوسی، ج3، ص 122؛ ارشاد، ج2، ص 371، کنز العمال، ج 14، ص 198ـ200.

%ب ظ، %02 %700 %1395 ساعت %15:%آبان

مدعیان مهدویت، قادیانی

 «میرزا غلام احمد قادیانی» بنیانگذار فرقه‌ی «احمدیّه» یا «قادیانیه» بود. او مردی روحانی، اهل قصبه‌ی قادیان از شهرستان گرداس پور پنجاب بود که در سن پنجاه‌سالگی با استفاده از توجیه و تفسیر بعض احادیث شیعه -که زمان ظهور مهدی (عج) را در قرن چهاردهم هجری پیش‌بینی کرده است- دعوی نمود که مهدی موعود و مظهر رجعت، مسیح است. سپس در روز چهارم مارس ۱۸۸۹ م ادعا کرد که وحی بر او نازل شده و پیامبر است. چون مردی عالم و زبان‌دان بود، جمعی از مردم قادیان به او گرویدند که پیروان این مذهب نوپا را «قادیانی» یا «میرزایی» یا «احمدی» نام نهادند.

غلام احمد در اثبات ادعای خود کتاب‌های چندی تألیف کرد که اهم آن‌ها: قصاید احمدیّه (المسیح الموعود و المهدی موعود)، مواهب الرحمن، حمامة البشری إلی اهل مکة و صلحاء ام‌القری است. به‌علاوه یک مجله ماهیانه، به زبان انگلیسی از سال ۱۹۰۲ م در قادیان منتشر نمود که ارگان رسمی قادیان‌هاست و هنوز هم مرتباً انتشار می‌یابد. عقاید غلام احمد، کلاً مبتنی بر اصول اسلام و تشیع بود. فقط در سه اصل با سایر مسلمانان اختلاف داشت: جهاد، مسیح و مهدی.

او درباره‌ی مسیح معتقد است پس‌ازآنکه به صلیب کشیده شد نمرد، بلکه او را به هندوستان و ایالت کشمیر بردند و در آنجا به تبلیغ  کیش خود مشغول بود تا آنکه در صدوبیست سالگی درگذشت و در شهر «سرینگر» مدفون گشت.

درباره امام مهدی (عج) می‌گوید: او مظهر مسیح و محمد (صلی الله علیه و آله) و جلوه‌ای از کریشنا یکی از الهه‌های هندوان است و خود او همان مهدی موعود است که ظهور کرده است.

پس از فوت غلام احمد، میرزا احمد نورالدین به‌عنوان خلیفه اوّل او انتخاب گردید و بعد از او، میرزا بشیرالدین محمد احمد (پسر غلام احمد) با سمت خلیفه دوم به پیشوایی فرقه‌ی احمدیه برگزیده شد. بعد از مرگ نورالدین، بین فرقه‌ی احمدیه انشعاب پیدا شد.

گروهی به ریاست مولا محمدعلی عقیده پیدا کردند که غلام احمد، نبی یا مهدی یا مسیح نبوده، بلکه مبشر و مجدد اسلام بوده است.[1]

این گروه، انجمنی به نام «انجمن اشاعت اسلامی احمدیه» تشکیل دادند و به اعضای انجمن لاهور و مجدّدی، معروف گشتند. لیکن اکثریت قادیانی‌ها به ریاست میرزا بشیر الدین، بر عقیده‌ی نبوّت و مهدویّت و مسیحیت غلام احمد، باقی ماندند. هر گروه، مساجدی در نقاط مختلف بناکرده، تبلیغات دامنه‌داری را دنبال می‌کنند.[2]

 

پی‌نوشت:

 

[1] . حسيني دشتي، مصطفي، معارف و معاریف، ج۱، قم: موسسه تحقيقات و نشر معارف اهل‌البیت (ع)، ۱۳۸۵، ص ۶۰۷.

[2] . مجتبی تونه‌ای، الفبای مهدویت، نشر قم: میراث ماندگار، ۱۳۸۹، ص ۵۵۲.

جهت مطالعه بنگرید به: مجتبی تونه‌ای، الفبای مهدویت...

%ب ظ، %29 %725 %1395 ساعت %16:%خرداد

نحوه برخورد امام زمان هنگام ظهور با مردم با خشونت است یا رافت؟

شاید شما نیز این سخن و به عبارتی این شبهه را شنیده باشید كه می‌ گویند: وقتی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قیام كنند، مردمان بسیاری را می ‌كشند؛ به گونه‌‌ای كه سیل خون در زمین به ‌راه می‌‌افتد و حتی انسانهای به دنیا آمده از نسل قاتلان امام حسین (علیه السلام) را هم به عنوان انتقام خون آن حضرت به قتل می‌‌رسانند، آیا این سخن حقیقت دارد؟ آیا به راستی امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) با ظهور خود با مردمان این گونه رفتار می کند؟ اگر آری، پس چگونه است که می گویند امام با مردمان با رحمت و رأفت برخورد می کند؟ تناقض این دو مسئله چگونه حل می شود؟
باید توجه داشت که امام واسطه فیض خداوند است كه به بركت وجود او بركات الهی شامل حال مردم می‌‌شود. زمین به بركت وجود امام، نعمت‌‌های الهی مانند روییدنی ‌ها و میوه ‌ها و محصولاتش را در اختیار جهانیان قرار می‌‌دهد و آسمان، باران و سایر روزی‌‌ها را بر آن ها نازل می‌‌كند و اگر لحظه‌‌ای وجود امام از نظام آفرینش حذف شود، زمین اهل خود را هلاك می ‌سازد. [1]
بنابراین چنین شخصیتی نمی‌‌تواند نسبت به مردم سختگیر، خشن، بی‌‌رحم و... باشد؛ بلكه همان‌گونه كه امام رضا (علیه السلام) در توصیف امام می‌‌فرماید: «[امام] انیس و دوست مردم است و همانند پدری دلسوز و برادری مهربان و مادری پرعاطفه نسبت به فرزند كوچكش به آتها مهر می‌‌ورزد، امام به منزله یک پناهگاه امن برای مردم در هنگام وقوع پیشامدهای ناگوار است».[2]
بنابر روایات، آن حضرت در شرایطی ظهور می‌‌كند كه انسانها از جور و ستم حكومت‌های ظالم و مكاتب دروغین مدعی نجات بخشی بشریت، به تنگ آمده و در نتیجه به بیراهه رفتنهای جامعه جهانی، دچار انواع بلاهای اجتماعی شده‌اند. بحرانها و آشوب‌های مختلف اجتماعی، در مجموع شرایطی را فراهم می‌كنند كه وقتی حضرت به اذن پروردگار عالم ظهور کرده و مردم را به سوی خود فرا می‌خوانند در كمترین زمان ممكن از سرتاسر عالم انسان‌های عدالت‌ خواه و تشنه امنیت و آسایش خود را به نزد آن حضرت می‌رسانند و لحظه به لحظه بر تعداد یاران وی افزوده می‌شود تا به آنجا كه در كمتر از یک سال به كمك خود مردم، حكومت عدل جهانی در سراسر كره زمین استقرار پیدا می‌كند و بساط ستم و ظلم و تعدی برچیده می‌شود و بشریت به آرزوی دیرینه خود كه همانا صلح و امنیت و آسایش كامل است، دست می یابد
این كار به راحتی هم انجام نمی‌‌گیرد، چه بسیار افرادی كه منافع نامشروع خود را در خطر دیده و به مخالفت با آن حضرت برمی‌خیزند و در صدد جنگ برمی‌آیند كه امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) همانند همه اولیای الهی با شیوه‌‌های مختلف آنها را به راه راست فراخوانده، از وارد شدن به جنگ برحذر می ‌دارد. در حدیثی از امام صادق (علیه السلام) می‌خوانیم: «مهدی آنان را با كلامی حكیمانه به پذیرش حق دعوت می‌‌كند و با زیباترین و شیرین‌ترین سخنان، آنها را موعظه می‌‌كند كه بسیاری از آنها توجه كرده، به حق گردن می‌نهند و دست از مخالفت و ستمگری و تعدی بر می‌دارند».[3]
با این وجود باز افرادی خواهند بود كه بر عناد خویش اصرار ورزیده و بر موضع ظالمانه خود پافشاری می‌‌كنند؛ بنابراین امام در مقابل آنها به شیوه‌های قهرآمیز متوسل می‌شوند. همچنان که روایات بیانگر آن است كه آن حضرت از ظالمان و ستم ‌پیشگان انتقام می‌گیرد تا جور و ستم را از ریشه بركند؛ شوكت و عظمت پوشالی سركشان را درهم ‌شكند؛ كاخ شرک و نفاق را ویران سازد و شاخه‌‌های گمراهی و شقاوت و فسق و فجور را قطع كند.[4]
بررسی روایات در این زمینه بیانگر آن است که امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) پس از ظهور، هرگز خود آغاز كننده جنگی نخواهد بود؛ بلکه جنگ و خونریزی عظیمی كه مطرح می‌شود، قبل از ظهور و به ‌دست سران حكومت‌های ظالم و استكباری به وجود می‌آید. هر چند امام در نتیجه عناد اهل باطل مجبور به مبارزه قهرآمیز با آنها می‌‌شود، اما ابتدا با حكمت و موعظه نیكو آنان را به پذیرش حق دعوت می‌كند و از مقابله با خود برحذر می ‌دارد. آن گاه نیز که به جنگ می‌پردازد، تنها با طغیان‌گران و سركشان به مبارزه می‌پردازد تا دست از عناد بردارند و از هرگونه تعدی و ستم به دیگران خودداری كنند که این، همان روشی است كه همه انبیای الهی آن ‌را به كار بسته‌اند؛ بدون اینكه كوچك ترین صدمه ‌ای به انسان‌های بی‌‌گناه و مستضعف وارد شود.


پی‌نوشت‌ها:
[1]. کلینی، كافی، ج 4، ص 577.
[2]. همان، ج 1، ص 200.
[3]. مجلسی، بحارالانوار، ج 53، ص 11.
[4]. موسوی اصفهانی، محمدتقی، مكیال المكارم، ج 1، ص 49؛ فیومی اصفهانی، جواد، صحیفه المهدی، ص 139.

 

%ب ظ، %01 %685 %1395 ساعت %15:%ارديبهشت

برترین مطالب