پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم): براى شهادت حسین (علیه السلام)، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمى‌شود.

3- علائم ظهور

زمزمه‌های ظهور

برخى حوادث ورويدادهايى كه در يكى دو سال گذشته در جهان رخ داده، بويژه انتشار اخبارى در زمينه انتظار مسيحيان براى بازگشت حضرت عيسى مسيح عليه السلام، در آغاز هزاره سوم ميلادى، شور وشوق ظهور مصلح آخرالزمان، حضرت بقية الله الاعظم ارواحنافداه، را در جامعه ما دامن زده است واين زمزمه را در ميان بسيارى از مشتاقان ومنتظران قدوم آن حضرت پديده آورده كه آيا ظهور نزديك نيست؟ آيا نبايد در آينده نزديك در انتظار وقوع واقعه خوش ظهور بود؟ و...
حتى عده اى در اين ميان به پيش بينى زمان ظهور پرداخته ومردم را به آمادگى براى استقبال از قدوم حضرت مهدى عليه السلام، در آينده اى بسيار نزديك فرا خوانده اند!
اگر چه گسترش شور وشوق عمومى براى ظهور حضرت حجت عليه السلام، پديده مباركى است وجاى اين دارد كه علاقه مندان آن حضرت اشتياق ظهور را بيش از پيش در جامعه ما گسترش دهند ومردم را براى ظهور آماده سازند; اما اگر اين پديده منجر به تعيين زمان براى ظهور واميدوار ساختن مردم به ظهور حضرت حجت عليه السلام، در زمانى معين گردد، جاى تامل بسيار دارد. زيرا بر اساس روايات نقل شده از ائمه اهل بيت عليهم السلام، هيچكس جز خداى تبارك وتعالى از زمان دقيق ظهور آگاهى ندارد ولذا تعيين وقت براى ظهور (توقيت) جايز نيست وهيچكس حق ندارد كه بر اساس برداشتهاى شخصى خود، به پيش بينى زمان رخداد عظيم ظهور بپردازد.
براى روشن شدن بيشتر موضوع ياد شده در اين مقاله در ضمن چند عنوان به بررسى جوانب مختلف موضوع تعيين زمان براى ظهور مى پردازيم.
۱. انتظار، رمز پايدارى وپويايى شيعيان
پيش از اين در باب مفهوم، فلسفه وكاركرد انتظار در عصر غيبت سخن گفته ايم(۱) ودر اينجا قصد تكرار مباحث پيشين را نداريم وتنها به ذكر خلاصه اى از اين مباحث بسنده مى كنيم.
انتظار منجى از سويى عاملى براى پايدارى وشكيبايى در برابر سختيها ومشكلات عصر غيبت واز سويى ديگر عاملى براى پويايى وتحرك شيعيان وآماده باش هميشگى آنان است. بر اساس تعاليم ائمه معصومين عليهم السلام، منتظر بايد هر لحظه آماده ظهور باشد وزندگى خود را چنان سامان دهد كه هر زمان كه اراده خدا به ظهور تعلق گرفت بتواند با سربلندى در پيشگاه حجت خدا ظاهر شود.
به عبارت ديگر انتظار ظهور حجت در آينده اى نامشخص هم بيم دهنده وهم نويدبخش است. بيم دهنده است; چرا كه منتظر با خود مى گويد شايد همين سال، همين ماه ويا همين روز ظهور رخ دهد ولذا بايد آماده حضور در پيشگاه جت خدا وارائه اعمال خود به آن حضرت باشم. واميدبخش است; چرا كه منتظر مى انديشد شايد در آينده اى نزديك ظهور رخ دهد وسختيها ومشكلات او به پايان برسد ولذا بايد پايدارى ومقاومت ورزيد وتسليم جريانهايى كه در پى غارت سرمايه هاى ايمانى واعتقادى اند نشد.
با توجه به مطالب ياد شده مى توان گفت كه تعيين زمان براى ظهور بر خلاف مفهوم وفلسفه انتظار است وچه بسا منتظر را به سستى ويا نااميدى بكشد. زيرا وقتى گفته شود كه تا فلان زمان مشخص، هر چند آينده اى نه چندان دور، ظهور به وقوع نخواهد پيوست، ما به طور طبيعى دچار سكون وركود مى شويم وبه اين بهانه كه هنوز تا ظهور فاصله داريم از به دست آوردن آمادگى لازم براى ظهور خوددارى مى كنيم.
از سويى ديگر اگر ظهور به هر دليل در زمانى كه به ما وعده داده شده رخ ندهد ما دچار نااميدى وياس مى شويم وچه بسا كه در اصل اعتقاد به ظهور منجى آخرالزمان نيز دچار ترديد شويم. اين نكته اى است كه در روايات نيز مورد توجه قرار گرفته است.
از جمله در روايتى كه فضيل بن يسار از امام محمد باقر عليه السلام، نقل كرده، آن حضرت در پاسخ اين پرسش كه (آيا براى اين امر (برخاستن قائم عليه السلام) وقت (مشخص) وجود دارد، فرمود:
كذب الوقاتون، كذب الوقاتون، كذب الوقاتون، ان موسى عليه السلام، لما خرج وافدا الى ربه واعدهم ثلاثين يوما، فلما زاده الله على الثلاثين عشرا قال قومه: قد اخلفنا موسى فصنعوا ما صنعوا...(۲)
كسانى كه براى اين امر وقت تعيين مى كنند، دروغ مى گويند (آن حضرت سه مرتبه اين سخن را تكرار كرد وآنگاه فرمود:) زمانى كه موسى عليه السلام، قومش را براى رفتن به قرارى كه با پروردگارش داشت ترك كرد، به آنها وعده داد كه تا سى روز ديگر برمى گردد، اما زمانى كه خداوند ده روز ديگر بر آن سى روز افزود، قومش گفتند: موسى خلاف وعده كرد پس آن كردند كه كردند...
داستان ارتداد قوم يهود وگوساله پرست شدن آنها در پى تاخير ده روزه حضرت موسى در تاريخ مشهور است واين هشدارى است به همه كسانى كه در پى تعيين وقت براى ظهورند.
آنچه در روايت امام باقر عليه السلام، در مورد فلسفه تعيين نشدن وقت ظهور آمده بود، به بيانى ديگر در روايتى كه از امام موسى كاظم عليه السلام، نقل شده، آمده است. آن حضرت در اين زمينه مى فرمايد:
فلو قيل لنا: ان هذا الامر لا يكون الى مائتى سنة او ثلاث مائة سنة لقست القلوب ولرجع عامة الناس عن الاسلام، ولكن قالوا: ما اسرعه وما اقربه تالفا لقلوب الناس وتقريبا للفرج.(۳)
اگر به ما گفته شود: اين امر (ظهور قائم) تا دويست سال ويا سيصد سال ديگر واقع نمى شود; دلها سخت مى شد وبيشتر مردم از اسلام برمى گشتند. اما گفته اند: اين امر چه باشتاب پيش مى آيد وچه نزديك است! تا دلهاى مردم الفت گيرد وفرج نزديك احساس شود.
بنابراين همه نويسندگان وگويندگانى كه به عشق امام عصر عليه السلام، قلم مى زنند وسخن مى رانند بايد تلاش خود را متوجه اصل قضيه انتظار فرج، منتظر نگه داشتن مردم، حفظ شادابى وسرزندگى انتظار در آنها ويادآورى وظايف منتظران كنند واز نوشته ها وسخنانى كه مردم را بدون دليل به وقوع ظهور در وقت مشخصى اميدوار مى كند، خوددارى نمايند.
۲. ظهور ناگهانى فرا مى رسد
در بسيارى از رواياتى كه از پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه وآله، وامامان معصوم عليهم السلام، نقل شده، اين نكته مورد تاكيد قرار گرفته كه ظهور نيز همانند قيامت، ناگهانى وغيرمنتظره فرا مى رسد وزمان آن را هيچكس جز خداوند حكيم نمى داند. از جمله در روايتى كه امام رضا عليه السلام، به واسطه پدران بزرگوارش از پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله، نقل مى كند چنين آمده است:
ان النبى صلى الله عليه وآله، قيل له: يا رسول الله متى يخرج القائم من ذريتك؟ فقال عليه السلام: مثله مثل الساعة التى (لا يجليها لوقتها الا هو ثقلت فى السموات والارض لا ياتيكم الا بغتة)(۴).(۵)
به پيامبر صلى الله عليه وآله، عرض شد: اى رسول خدا آن قائم كه از نسل شماست چه وقت ظهور مى كند؟ آن حضرت فرمود: ظهور او مانند قيامت است. (تنها خداوند است كه چون زمانش فرا رسد آشكارش مى سازد. فرارسيدن آن بر آسمانيان وزمينيان پوشيده است. جز به ناگهان بر شما نيايد).
امام باقر عليه السلام، نيز در تفسير اين آيه شريفه:
(هل ينظرون الا الساعة ان تاتيهم بغتة وهم لا يشعرون).(۶)
آيا چشم به راه چيزى جز آن ساعتند كه ناگاه وبى خبرشان بيايد؟
مى فرمايد:
هى ساعة القائم عليه السلام، تاتيهم بغتة.(۷)
مراد از ساعت، ساعت (قيام) قائم عليه السلام، است كه ناگهان برايشان بيايد.
حضرت صاحب الامر عليه السلام، نيز در يكى از توقيعات خود بر اين نكته تاكيد مى ورزند كه ظهور ناگهانى ودور از انتظار فرا مى رسد:
فان امرنا بغتة فجاة حين لا تنفعه توبة ولا ينجيه من عقابنا ندم على حوبة.(۸)
فرمان ما به يكباره وناگهانى فرا مى رسد ودر آن زمان توبه وبازگشت براى كسى سودى ندارد وپشيمانى از گناه كسى را از كيفر ما نجات نمى بخشد.
اين دسته از روايات از يك سو هشدارى است به شيعيان كه در هر لحظه آماده ظهور حجت حق باشند واز سويى ديگر تذكرى به همه كسانى كه در پى تعيين وقت براى ظهورند.
۳.نهى از تعيين وقت براى ظهور
چنانكه گفته شد تعيين وقت براى ظهور جايز نيست وبر اساس روايات معصومين عليهم السلام، ما وظيفه داريم كسانى را كه به تعيين وقت براى ظهور مى پردازند تكذيب كنيم. در اينجا براى آشنايى شما عزيزان به برخى از اين روايات اشاره مى كنيم.
امام صادق عليه السلام، در روايتى خطاب به محمدبن سلم مى فرمايد:
يا محمد، من اخبرك عنا توقيتا فلاتهابن ان تكذبه، فانا لانوقت لاحد وقتا.(۹)
اى محمد! هر كس براى تو خبرى از ما درباره تعيين وقت (ظهور) نقل كرد در تكذيب او درنگ نكن; زيرا ما (اهل بيت) براى هيچكس وقت ظهور را تعيين نكرده ايم.
در روايت ديگرى وقتى (مهزم) به امام صادق عليه السلام، عرض مى كند:
جعلت فداك، اخبرنى عن هذا الامر الذى ننتظر، متى هو؟
فدايت شوم، در مورد اين امرى كه ما در انتظار آنيم، مرا آگاه كنيد كه چه زمانى واقع مى شود؟
آن حضرت مى فرمايد:
يا مهزم كذب الوقاتون وهلك المستعجلون، ونجا المسلمون.(۱۰)
اى مهزم! آنان كه (براى اين امر) تعيين وقت مى كنند دروغ مى گويند وآنها كه (در اين امر) شتاب مى كنند نابود مى شوند وكسانى كه تسليم مى شوند نجات مى يابند.
همچنين در توقيعى كه از ناحيه مقدسه صاحب الزمان عليه السلام، در پاسخ به پرسشهاى (اسحاق بن يعقوب) وارد شده چنين مى خوانيم:
واما ظهور الفرج فانه الى الله تعالى ذكره، وكذب الوقاتون.(۱۱)
اما آشكار شدن فرج، به اراده خداوند است وآنان كه (براى ظهور) وقت تعيين مى كنند دروغ مى گويند.
توجه به روايات ياد شده بخوبى اين نكته را بر ما روشن مى سازد كه ما نه تنها حق نداريم به استناد برخى رويدادهاى اجتماعى ويا حوادث طبيعى به پيش بينى زمان ظهور وتعيين وقت براى آن بپردازيم. بلكه بر ما لازم است كه ادعاى كسانى را كه مدعى دانستن زمان ظهورند تكذيب كنيم وجلوى نشر اين گونه ادعاها را بگيريم.
فلسفه اين حكم نيز روشن است; شما تصور كنيد اگر هر از چند گاهى زمانى براى ظهور تعيين شود وظهور به وقوع نپيوندد چه پيش خواهد آمد. آيا مردم رفته رفته نااميد نمى شوند واعتقاد خود را نسبت به اصل انديشه مهدويت وظهور منجى از دست نمى دهند؟ بنابراين بايد بسيار مواظب بود واجازه نداد كه (انتظار فرج) به عنوان ارزشمندترين سرمايه اعتقادى شيعه در عصر غيبت بازيچه دست جاهلان ويا شهرت طلبان گردد.
۴. ظهور را از نزديك ببينيم
اگر چه ما از تعيين زمان براى ظهور نهى شده ايم اما اين بدان معنا نيست كه با موضوع ظهور به عنوان واقعه اى دور از دسترس كه در آينده اى دور ونامعلوم به وقوع مى پيوندد برخورد كنيم، بلكه بايد همواره خود را در چند قدمى ظهور ببينيم واميدوار باشيم كه در زمان حيات خود، ظهور حضرت حجت عليه السلام، را درك كنيم.
اين نكته اى است كه از مجموع رواياتى كه در اين زمينه از ائمه معصومين عليهم السلام، نقل شده استفاده مى شود; كه از جمله مى توان به بخشى از دعاى عهد كه از امام صادق عليه السلام، نقل شده، اشاره كرد. در بخشى از دعاى ياد شده چنين مى خوانيم:
اللهم اكشف هذه الغمة عن هذه الامة بحضوره وعجل لنا ظهوره انهم يرونه بعيدا ونريه قريبا...(۱۲)
بارخدايا! اندوه ودلتنگى اين امت را با حضور ولى خود برطرف ساز ودر ظهور او شتاب كن. ديگران ظهور او را دور مى بينند ولى ما آن را نزديك مى بينيم...
۵. توجه به نشانه هاى ظهور
بخش عمده اى از رواياتى كه در زمينه مهدويت وانتظار از پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه وآله، امامان معصوم عليهم السلام، نقل شده مربوط به نشانه هاى ظهور است. كه اين نشانه ها عبارتند از برخى رويدادهاى اجتماعى مانند جنگها، شورشها، كشته شدن افرادى خاص، زوال برخى حكومتها و...؛ برخى رويدادهاى طبيعى مانند، سيلهاى ويرانگر، قحطى، خشكسالى، خورشيدگرفتگى وماه گرفتگى غير عادى و... وهمچنين برخى حوادث غيرعادى مانند برخاستن ندايى در آسمان كه نام قائم عليه السلام، را در همه جا طنين انداز مى سازد.(۱۳)
چنانكه در روايات تصريح شده وقوع برخى از نشانه هاى ياد شده حتمى است وتا آنها واقع نشوند ظهور رخ نخواهد داد. برخى از آنها نيز غير حتمى بوده وچه بسا كه واقع نشوند. اين نشانه ها از يك سو هشدار وآماده باشى براى منتظران واز سويى راهى براى شناخت ادعاهاى بى اساس ومدعيان دروغين مهدويت وبه عبارت ديگر وسيله اى براى حفظ مردم از درافتادن در خطا واشتباه است. بنابراين همه ما وظيفه داريم كه نشانه هاى ظهور را بر اساس روايات صحيح وقابل اعتماد بشناسيم واز كم وكيف آنها بدرستى آگاه شويم تا هر ادعايى را بدون دليل نپذيريم.
۶. دعا براى تعجيل فرج
يكى از وظايف اصلى ما در دوران غيبت دعا واستغاثه به درگاه الهى براى تعجيل فرج است وهيچ چيز نبايد ما را از اين وظيفه باز دارد.
چنانكه در توقيعى كه از طرف وجود مقدس امام عصر عليه السلام، صادر شده مى خوانيم:
واكثروا الدعاء لتعجيل الفرج فان ذلك فرجكم.(۱۴)
براى تعجيل فرج بسيار دعا كنيد، كه فرج شما در همان است.
اين دعا واستغاثه ضمن اينكه اسباب نزديك شدن فرج مولايمان حضرت صاحب الامر عليهم السلام، را فراهم مى كند موجبات ارتباط مستمر وهميشگى ما با آن حجت الهى را فراهم آورده وجلوى ياس ونوميدى ما را در دوران طولانى غيبت مى گيرد.
بنابراين شايسته است كه همه منتظران امام عصر عليه السلام، كه اميدوارند در اين زمانها شاهد ظهور آن حضرت باشند، بيش از پيش به دعا وتوسل براى تعجيل فرج روى آورند وآتش سوزان سينه خود را با خنكاى دعاهاى دلنشينى همچون دعاى عهد، دعاى ندبه، زيارت آل ياسين وديگر ادعيه وتوسلات، آرامش بخشند. باشد تا خداوند رحمان بر همه ما ترحم كند وظهور پربركت آن امام انس وجان را نزديك سازد.
سخن خويش را با بيان بخشى از دعاهايى كه مرحوم سيد بن طاووس آن را در (جمال الاسبوع) نقل كرده ومرحوم شيخ عباس قمى نيز آن را با عنوان (دعا در غيبت امام زمان عليه السلام) در (مفاتيح الجنان) آورده است، به پايان مى بريم. با اميد به اينكه خداوند همه ما را در دوران غيبت ثابت قدم بدارد واز فتنه ها وآشوبهاى اين زمان حفظ كند.
اللهم فثبتنى على دينك واستعملنى بطاعتك ولين قلبى لولى امرك وعافنى مما امتحنت به خلقك وثبتنى على طاعة ولى امرك الذى سترته عن خلقك وباذنك غاب عن بريتك وامرك ينتظر وانت العالم غير المعلم بالوقت الذى فيه صلاح امر وليك فى الاذن له باظهار امره وكشف سره فصبرنى على ذلك حتى لا احب تعجيل ما اخرت ولا تاخير ما عجلت ولا كشف ما سترت ولا البحث عما كتمت ولا انازعك فى تدبيرك ولا اقول لم وكيف وما بال ولى الامر لا يظهر وقد امتلات الارض من الجور وافوض امورى كلها اليك.
خداوندا! بر دين خود پايدارم دار ومرا به طاعت خود وادار ساز. قلبم را براى ولى امرت نرم كن ومرا از آنچه آفريدگانت را با آن مى آزمايى معاف فرما ومرا به طاعت ولى امرت ثابت قدم بدار. همو كه از آفريدگانت نهانش داشتى وبه اذن تو از ديده ها پنهان شد وفرمان تو را انتظار مى كشد.
تو دانايى به وقتى كه به صلاح ولى امر توست تا اجازه اش دهى امرش را آشكار كند وپرده (غيبت)اش را بردارد، بى آنكه تو را معلمى باشد. پس مرا بر اين امر شكيبا ساز تا دوست ندارم تعجيل در آنچه را كه تو به تاخير انداخته اى وتاخير در آنچه تو تعجيلش را خواسته اى وپرده برداشتن از آنچه تو پوشيده اش داشته اى وكاوش در آنچه تو نهانش داشته اى وبه ستيز برنخيزم با تو در آنچه كه تدبير فرموده اى ونگويم: براى چه، چگونه وچرا ولى امر ظهور نمى كند، با اينكه زمين از ستم پر شده است؟ وهمه كارهايم را به تو واگذارم.

نویسنده: ابراهیم شفیعی سروستانی
پی‌نوشت ها:
(۱) ر.ك: نگارنده، (نقش انتظار در پويايى جامعه اسلامى)، موعود، پيش شماره ۲، آذر ۱۳۷۵; (چشم به راه حجت در آرزوى منجى)، موعود، ش ۱۵، مرداد وشهريور ۱۳۷۸.
(۲) الكلينى، محمد بن يعقوب، الكافى، ج ۱، ص ۵; النعمانى، محمد بن ابراهيم، الغيبة، ص ۲۹۴، ح ۱۳; الطوسى، محمدبن الحسن، الغيبة، ص ۲۶۱.
(۳) الكلينى، محمدبن يعقوب، همان، ص ۳۶۹، ح ۶; النعمانى، محمد بن ابراهيم، همان، ص ۲۹۵، ح ۱۴; الطوسى، محمدبن الحسن، همان، ص ۲۰۷.
(۴) سوره اعراف (۷)، آيه ۱۸۷.
(۵) الصدوق، محمدبن على بن الحسين، كمال الدين وتمام النعمة، ج ۲، ص ۳۷۲.
(۶) سوره زخرف (۴۳)، آيه ۶۶.
(۷) المجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۲۴، ص ۱۶۴، ح ۴.
(۸) همان، ج ۵۲، ص ۱۷۶.
(۹) النعمانى، محمد بن ابراهيم، همان، ص ۲۸۹، ج ۳; الطوسى، محمدبن الحسن، همان، ص ۲۶۲.
(۱۰) الكلينى، محمد بن يعقوب، همان، ص ۳۶۸، ح ۲; النعمانى، محمد بن ابراهيم، همان ص ۱۹۷ و۱۹۸، ح ۸; الطوسى، محمدبن الحسن، همان، ص ۲۶۲.
(۱۱) الصدوق، محمدبن على بن الحسين، كمال الدين وتمام النعمة، ج ۲، ص ۴۸۳، ح ۴; الطوسى، محمد بن الحسن، همان، ص ۱۷۶.
(۱۲) المجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۱۰۲، ص ۱۱۱.
(۱۳) ر.ك: المفيد، محمد بن محمد نعمان، الارشاد فى معرفة حجج الله على العباد، ص ۳۵۶-۳۶۱; الصدر، السيد محمد، تاريخ الغيبة الكبرى، ص ۴۴۲ به بعد.
(۱۴) المجلسى، محمدباقر، همان، ج ۵۳،

%ق ظ، %14 %500 %1396 ساعت %11:%تیر

صیحه آسمانی، نشانه حتمی ظهور

در این نوشتار به توضیحی مختصر پیرامون یکی از علائم حتمی ظهور یعنی ((صیحه آسمانی)) خواهیم پرداخت:

صیحه آسمانی و یا نداء آسمانی، از بارزترین نشانه‌ها و واضح‌ترین علائم و قوی‌ترین برهان‌ها برظهور حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ محسوب می‌شود. مانعی ندارد كه بگوئیم: صدای آسمانی به منزله اعتراف آسمان به مشروعیت قیام حضرت مهدی قائم ـ علیه السّلام ـ و اثبات حقیقتی است كه قرآن كریم و پیامبر بزرگوار و خاندان آن سرور ـ علیهم السّلام ـ به آن خبر داده‌اند. احادیث صراحت دارند در این‌كه نداء آسمانی از جبرئیل است و اوست كه در آسمان ندا درمی‌دهد و سخنی است كه معنایش واضح و نزد همه مردم قابل فهم است.

امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمودند: «آن را هر قومی به زبان خود خواهند شنید.»[1]

دقیقاً نمی‌دانیم كه چگونه این صدا به همه بشر خواهد رسید. در این مورد دو احتمال وجود دارد:

نخست: آن صدای آسمانی فقط به زبان عربی فصیح باشد و در عرض چند ثانیه واكنش آن صدا در سراسر جهان پخش شود. پس آنها كه زبان عربی را نیكو می‌دانند، این صدا را شنیده معنای آن را همان وقت می‌فهمند. اما آنان كه زبان عربی را نمی‌دانند، صدا را می‌شنوند ولی معنی آن را در همان وقت نمی‌فهمند؛ لذا درباره معنی صحیح آن تحقیق می‌نمایند.

بعید نیست كه خبرگزاری‌های دنیا این خبر را گرفته به تمام اقطار عالم ـ با همه اختلافاتشان در زبان و دین ـ پخش نمایند و در چند لحظه صدای آسمانی ترجمه شده هر قومی آن را از تلویزیون و یا رادیوی خود و یا از كسی كه آن را شنیده است بشنوند.

احتمال دوم اینكه، هر قوم صدا را به زبان خود بشنوند، به گونه‌ای كه همگان ندا را در همان وقت و به زبان خود بشنوند، بدون آنكه مترجمان و خبرگزاری‌ها آن صدا را ترجمه كنند. این احتمال، احتمال بعیدی نیست؛ زیرا خدا بر همه چیز قدرت دارد و ظهور حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ از این معجزات و خوارق عادات برخوردار است.

آنچه در احادیث ظهور دارد این است كه ندایی كه بیشترین اهمیت را داشته از نشانه‌های حتمی محسوب می‌گردد، همان ندایی است كه در ماه رمضان شنیده می‌شود. این صیحه و یا ندا برترین بشارتی است كه از آسمان به اهل زمین می‌رسد و بزرگترین تهدید و انذار برای طغیان‌گران ستمگر، یعنی كسانی كه در برابر حق هر چه باشد خضوع نمی‌نمایند.

ما را قدرت و توان آن نیست كه میزان تأثیر آن ندا را در اجتماعات بشری در آن روز تصور نمائیم. در آن روز شادی و سرور در چهره‌های مؤمنان هویداست و ترس و وحشت و اضطراب و هراس بر قلوب مجرمان استیلا می‌یابد، خصوصاً وقتی بدانند كه آنان را توان گریختن از سلطه آن حاكم قدرتمندی كه در یاری او اهل آسمان پیش از اهل زمین شركت داشته نیست و در برابر حكم وی تمام جنبه‌های طبیعت خاضعند، بلكه در ماوراء الطبیعه هم می‌تواند تصرف كند.

سلام خدا بر پیامبر او و ائمه طاهرین ـ علیهم السّلام ـ ! آنانكه دقیقاً مسائل را روشن نموده آنچه را كه مربوط به صیحه آسمانی از مجموعه نشانه‌های ظهور است ـ به مقداری كه عقل‌ها در آن زمان می‌توانستند دریابند ـ بیان فرمودند.

اینك برخی از آن احادیث:

امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمودند: «صیحه‌ای كه در ماه رمضان شنیده می‌شود در شب جمعه بیست و سوم این ماه است.» [2] در این هنگام باطل روندگان به شك می‌افتند. [3]

حضرت امام محمد باقر ـ علیه السّلام ـ فرمودند: ندا دهنده‌ای از آسمان به نام قائم، ندا در می‌دهد و هر كه در مشرق و در مغرب است آن را می‌شنود. خوابیده‌ای باقی نمی‌ماند مگر آنكه بیدار می‌شود و ایستاده‌ای نیست، مگر اینكه می‌نشیند و نشسته‌ای نیست، مگر آنكه ـ از شدت ترسی كه از شنیدن این صدا بر آنان مستولی می‌شود ـ بر روی دو پای خود می‌ایستد. پس خدا رحمت كند آن كس را كه از این صدا عبرت گیرد و جواب دهد [4] صدای اول صدای جبرئیل است.»

سپس فرمودند: «صدا در ماه رمضان در شب جمعه و درشب بیست و سوم خواهد بود. پس در آن شك نكنید. آن را بشنوید و اطاعت كنید. در پایان روز صدای ابلیس ملعون است كه ندا در می‌دهد آگاه باشید! فلان كس مظلوم كشته شد. [5] می‌خواهد با این صدا مردم را به تردید افكنده و آزمایششان كند.

چه بسیار افراد مردّد و متحیّری كه جنهمی می‌شوند! پس اگر صدا را در ماه رمضان شنیدید در آن تردید نكنید، زیرا كه صدای جبرئیل است و نشانه آن این است كه او به نام قائم و پدرش ندا درمی‌دهد؛ به نوعی كه دوشیزه در خانه نیز در پشت پرده آن صدا را می‌شنود و پدر و برادرش را به بیرون رفتن تشویق می‌كند. [6]

آنگاه فرمودند: «و این دو صدا قبل از خروج قائم حتماً شنیده خواهد شد.»[7]

و نیز از وجود مقدس حضرت باقر ـ علیه السّلام ـ نقل شده است كه فرمودند: «صدا در ماه رمضان در شب بیست و سوم است پس هیچ خلقِ جانداری باقی نمی‌ماند؛ مگر آنكه این صدا را می‌شنود. صدا چنان است كه خوابیده را بیدار می‌كند و به صحن منزلش می‌آید و دوشیزه نیز از پرده‌اش بیرون می‌آید.» [8]

افزون بر اینها، روایات دیگری نیز به همین مضمون وجود دارد که از مجموع آنها، می‏توان چند نکته را استفاده کرد:

۱. «صیحه»، از نشانه‏های حتمی ظهور شمرده شده است و شیخ طوسی، نعمانی، شیخ مفیدرحمه الله، شیخ صدوق‏رحمه الله، و... به حتمی بودن آن اشاره کرده‏اند. [9]

۲. این صدا از آسمان شنیده می‏شود؛ به گونه‏ای که همه مردم روی کره زمین - در شرق و غرب - آن را می‏شنوند و به خود می‏آیند. از برخی روایات استفاده می‏شود که هر جمعیتی آن صدا را به زبان خود خواهد شنید. [10]

۳. محتوای این پیام آسمانی، دعوت به حق و حمایت و بیعت با مهدی‏علیه السلام است؛ یا تعبیرهای:«اِنَّ الْحَقَ فِی عَلیٍّ وَشِیعَتِهِ» [11] و «اِنَّ الحَقَّ فِی آلِ مُحَمَّدٍ». [12]

 

۴. هم زمان با شنیده شدن این صدا از آسمان و یا کمی پس از آن، در روی زمین نیز صدایی شنیده می‏شود. ندا دهنده شیطان است که مردم را به گمراهی فرا می‏خواند و تلاش می‏کند با ایجاد تردید درمردم، آنان را از حمایت مهدی‏علیه السلام و اجابت دعوت آسمانی، باز دارد.

۵. جبرئیل، مردم را به حق فرا می‏خواند و شیطان و نیروهای شیطانی و پیروان سفیانی به باطل. ظاهر شدن این نشانه، هم زمان با خروج سفیانی و صیحه آسمانی است.[13]

از ظاهر روایات، با توجه به ویژگی‏هایی که برای آن بیان شده، فهمیده می‏شود که تحقّق آن، طبیعی نخواهد بود. خداوند، برای آنکه شروع این انقلاب جهانی را اعلان کند و به همگان برساند که انقلابی بزرگ در حال شکل‏گیری است و حق بودن حضرت مهدی‏علیه السلام را بنمایاند و به یاران و دوستان و علاقه‏مندان به چنین رستاخیزی خبر بدهد؛ صیحه آسمانی را معجزه آسا به گوش همگان می‏رساند. [14]

 

منابع:

[1]. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۵۲، ص۲۰۵، به نقل از «كمال الدّین».

[2]. صدوق، كمال الدّین، ج۲، ص۶۵۰.

[3]. شیخ طوسی، الغیبة، ص۲۶۶؛ صدوق، كمال الدّین، ج۲، ص۶۵۲.

[4]. یعنی همت گمارد و به حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ ملحق گردد.

[5]. ممكن است مراد از این كلمه فلان كس «عثمان» باشد آنگونه كه در برخی از احادیث آمده است.

[6]. یعنی به خارج شدن از منزل و ملحق شدن به حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ است.

[7]. غیبت نعمانی، ص۲۵۴، (باب ۱۴، حدیث۱۳) و نیز شافعی سلیمی در كتاب عقد الدرر ص۱۰۵ این حدیث را نقل می‌نماید.

[8]. نعمانی، الغیبة.

[9]. ر.ک: کتاب الغیبة، ص ۴۳۵، ح ۴۲۵؛ الارشاد، ج ۲، ص ۳۷۰.

[10]. کتاب الغیبة، ص ۲۶۶، ح ۵۴؛ کمال‏الدین و تمام النعمة، ج ۲، ص ۶۵۰، ح ۸.

[11]. کتاب الغیبة، ص ۴۳۵؛ کمال الدین و تمام النعمة، ج ۲، ص ۶۵۲، ح ۱۴.

[12]. الصراط المستقیم، ج ۲، ص ۲۵۹.

[13]. ر.ک: چشم به راه مهدی‏علیه السلام، ص ۲۸۶.

[14]. همچنین ر.ک: کنزالعمال، ح ۱۴، ص ۵۸۸، ح ۳۹۶۶۵.

 

منابع:

سایت اندیشه قم

سید محمد كاظم قزوینی ـ امام مهدی از ولادت تا ظهور، ص۴۳۹

پایگاه جامع اطلاع رسانی امام مهدی.

%ب ظ، %11 %751 %1395 ساعت %17:%مهر

فساد در آخر الزمان و قیام امام زمان

بعضي شبهه وارد مي كنند و با چند حديث از باب خروج در آخر الزمان، قيام حضرت امام(ره) را زير سؤال مي برند... مثلاً در مقدمه صحيفه سجاديه آمده كه هر كس كه در زمان غيبت قيام كند غير از آزار و اذيت ما اهل بيت ـ عليهم السلام ـ و بيشتر شدن فساد هيچ نتيجه اي ديگر نمي گيرند... و به اين مضمون احاديثي در باب خروج در كتاب كافي، غيبت نعماني و ملاحم سيد ابن طاووس آمده است! جواب اين شبهه چيست؟ بعضي علما جواب مي دهند كه منظور قيامي است كه به اسم حضرت بر پا شود... ولي علما اين قيد را از كجا مي آورند؟ مگر اصل اصاله الاطلاق نيست؟ پس قيد موضوعيتي ندارد... خواهشاً احاديثي كه مويد قيام امام خميني(ره) و اشاره به قيام امام دارد را برايم بفرستيد؟

پاسخ: 

در علم اصول فقه مشهور است كه: هر گاه دو دليل و يا چند روايت با هم اختلاف پيدا كردند به گونه اي كه جمع بين آن دلائل اعم از روايات و غير آن، امكان داشته باشد، جمع بهتر است از ترك يكي از آنها و يا همه آنها. «الجمع مهما امكن اولي من الطرح».

و نيز اين كه: هرگاه مطلبي و حكمي در كلام معصوم بيان بشود كه همراه با بيان ويژگي وصف و خصوصيتي باشد كه حكم تعليل را داشته باشد، بيان گر عليت آن وصف براي آن حكم مي باشد (تعليل الحكم باالوصف مشعر بالعلية).

با توجه به مطالب ياد شده در پاسخ به سئوال مورد نظر به دو نكته اشاره مي كنيم:

الف) درمنابع روائي دو قسم روايات نقل شده است: يك دسته رواياتي اند، نظير آن چه كه در سئوال به آن اشاره شده كه هر كس در زمان غيبت قيام كند، فقط موجب آزار و اذيت ما اهل بيت مي گردد، و يا اين كه: هر پرچمي قبل از قيام قائم ـ عليه السلام ـ برافراشته شود صاحب آن طاغوت بوده و منجر به پرستش غير خداي عزوجل مي گردد.(1) بنابراين قيام مردم عليه ستمگران و بذل جان و مال در اين راه نه تنها ايثار، فداكاري، شهادت به حساب نمي آيد بلكه مصداق القاي نفس در هلاكت است كه قرآن كريم از آن نهي فرموده است: و لا تلقوا بايديكم الي التهلكة(2) لذا در زمان غيبت جز سكوت و انتظار فرج و نشستن در خانه و دعا كردن راه ديگري وجود ندارد.

دسته ديگر رواياتي است كه در آن پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ و ائمه معصومين ـ عليهم السلام ـ خبر از قيام هايي داده اند كه زمينه ساز قيام حضرت مهدي ـ عليه السلام ـ است و در آن روايات از رهبران قيام و اطرافيان شان تجليل و تمجيد شده و كشته هاي آنها شهيد به حساب آمده اند. براساس اين روايات نمي توان هر قيامي را پيش از ظهور امام زمان ـ عليه السلام ـ موجب آزار و اذيت ائمه اطهار ـ عليهم السلام ـ و دوستان انان دانسته و محكوم به بطلان تلّقي نمود.

اين نوع روايات زياد است، در اين جا فقط به برخي از آنها اشاره مي شود: 

1. از رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ نقل شده كه فرمود: «يخرج ناس من المشرق فيوطئون للمهدي (عج) سلطانه»(3) از اين حديث شريف به روشني استفاده مي شود كه قومي و مردمي از مشرق زمين قيام مي كنند، زمينه انقلاب و ظهور حضرت مهدي ـ عليه السلام ـ را مهيّا و آماده مي سازند، پيداست كه لحن روايت مدح و ستايش است نه مذمت و نكوهش.

2. از امام باقر ـ عليه السلام ـ نقل شده كه فرمود: «كاني بقوم قد خرجوا بالمشرق يطلبون الحق فلا يعطونه ثم يطلبونه فلا يعطونه، فاذا رأوا ذالك وضعوا سيوفهم علي عواتقهم فيعطون ماسئلوه فلا يقبلونه حتي يقوموا و لا يدفعونها إلاّ إلي صاحبكم قتلاهم شهداء اما انّي لو ادركت ذالك لأسبقتٌ نفسي لصاحب هذالامر».(4)

گويا مي بينم قومي را كه از مشرق زمين خروج (قيام) مي كنند حق را مي جويند اما به آنان سپرده نمي شود، بار ديگر خواستار آن شوند، اما راه به جائي نبرند، با مشاهده اين وضع سلاح بر دوش گرفته، و به مبارزه روي آورند. آنگاه حقوق شان را به رسميت شناسند اما اين بار، آنها نپذيرند، تا دست به قيام زنند. و پرچم نهضت را رها نكنند تا به دست صاحب شما (يعني حضرت مهدي ـ عليه السلام ـ ) بسپارند. كشته هاي آنان شهيدند...

با توجه به آن چه در ابتداء توضيح داديم مبني بر اين كه در صورت اختلاف بين روايات در صورتي كه امكان جمع وجود داشته باشد، جمع اولي و بهتر از ترك است، گذشته از اين كه مقتضاي جمع بين اين دو دسته از روايات، اين است كه بگوئيم مقصود از دسته اول، قيام هايي است كه به نام مهدي موعود ـ عليه السلام ـ صورت گيرد نه هر قيامي، روايات دسته دوم حكم خاص پيدا نموده و دسته اول را از اطلاق مي اندازند. بنابراين نمي توان گفت كه هر قيامي پيش از ظهور محكوم به بطلان است، بلكه قيام هايي محكوم به بطالت است و منجر به اذيت و آزار ائمه ـ عليهم السلام ـ مي گردد كه به نام مهدويت باشد. اما قيام هايي كه در راستاي تحقق عدالت و بستر سازي حكومت مهدوي باشد، همان گونه كه در روايات دسته دوم به آن اشاره شده است و نيز ما در عصر حاضر به عيان مي بينيم انقلاب اسلامي ايران به رهبري فقيه جامع الشرائط نه تنها موجب اذيت و آزار مومنان و توسعه فساد و باطل نشده بلكه باعث آسايش مومنان و تحقق خيلي از حقوق و آرمان هاي حق طلبانه گرديده است.

ب) دقّت و تامل در روايات دسته اول نشان مي دهد كه قيام هائي مورد نهي و انكار قرار گرفته كه باعث به وجود آمدن محظوراتي از قبيل در تنگنا قرار گرفتن و اذيت و آزار ائمه و مومنان، و اشاعه فساد و پرستش غير خدا، گردد. يعني شبيه حرمتي است كه بر نوشيدن شراب مترتب است «لا تشرب الخمر لانه مسكر» شراب نخوريد چون كه مزيل عقل و مست كننده است. به اين معنا كه قيام و حركتي نكنيد كه نه تنها موجب تحقق عدالت و توسعه در امور دين و آسايش و رفاه در زندگي دنيوي تان نمي گردد بلكه منجر به توسعه طاغوت و افساد بيشتر و آزار مومنين و اولياء دين مي گردد و آن مصداقا منطبق بر قيام هايي است كه به نام اسلام و شيعه و مهدويت صورت مي گيرد ولي از نظر ماهيت هيچ سنخيتي بين اين قيام ها و قيام هاي حق طلبانه كه در راستاي تحقق اهداف عاليه اسلام و ظهور عدالت انجام مي گيرد نمي باشد.

ذكراوصافي مانند: اذيت، آزار و بيشتر شدن فساد، در روايات دسته اول، در حكم تعليل حكم به وصف است كه اشعار به عليت دارد. يعني علت منع از قيام پيش از ظهور، اين امور است. اما اگر قيامي چنين پي آمدهايي نداشته و موجب توسعه فساد و به وجود آمدن اذيت و آزار و در تنگنا قرار گرفتن مومنين و پرستش غير خدا نشود، بلكه باعث تحقق عدالت و آرمان هاي والاي اسلامي و زمينه ساز حكومت جهاني امام زمان ـ عليه السلام ـ گردد، نه تنها دليلي بر منع آن نداريم بلكه دلائل متعدد از عقل و نقل ـ مؤيد آن مي باشد.

اما در خصوص قيام امام خميني قدس سره الشريف روايتي خاصي نداريم ولي انقلاب اسلامي كه به رهبري آن بزرگوار و همكاري علماء مبارز و مردم مسلمان، صورت گرفت، مي تواند از مصاديق عام روايات دسته دوم باشد كه در راستاي تحقق اهداف حق طلبانه صورت گرفته و ادامه آن انشاء الله بستري براي تحقق ظهور امام زمان ـ عليه السلام ـ و جهاني سازي اسلام ناب باشد مانند اينروايت كه امام كاظم ـ عليه السلام ـ مي فرمايد:

«مردي از قم مردم را به حق دعوت كند. گروهي گرد او جمع شوند كه دل هايشان چون قطعه هاي آهن استوار و پولادين و در برابر تند بادها و طوفان هاي حوادث استوارند. از نبرد (و مبارزه) خسته وافسرده نشده و ترس و وحشت براي شان مفهومي ندارند، همواره بر خدا توكل كنند و فرجام نيكو از آن تقوا پيشگان است».(5)

در خصوص اين مسأله به كتاب عصر ظهور جناب شيخ علي كوراني كه سليقه خوب و تحسين برانگيزي در تطبيق روايات بر انقلاب اسلامي به كار گرفته است مراجعه نمائيد به ويژه صفحات: 31 ـ 32 ـ 33، اين كتاب.

 

پاورقی:

 

1. وسائل الشيعه، ابواب جهاد العدو، باب 13، ج11، ص37.

2. بقره : 195.

3. سيماي آفتاب، حبيب الله طاهري، ص152، به نقل از کنز العمال.

4. غيبت شيخ طوسي، طبع جديد، ص182.

5. سفينة البحار، ج2، ص646، بحار الانوار، ج60، ص216.

 

%ب ظ، %08 %802 %1395 ساعت %18:%شهریور

علم ما به ظهور و صبر شیعیان‌ ما

در زمان نزدیک به ظهور که ظلم فراگیر می‌شود و دین‌داری خیلی سخت می‌شود، به افراد ثابت‌قدم که با ایمان بودن خود را، تا نزدیک ظهور نگاه داشته‌اند، عنایات و الطاف خاصی می‌شود، تا از دین خارج نشوند، زیرا حضرت تکیه‌گاه مردم است و قطعاً کسانی‌که صبر کردند و از آزمایش‌ها و بلاها سربلند بیرون آمده‌اند، الطاف ویژه از ناحیه آن حضرت، شاملشان می‌گردد.

يكى از اصحاب امام صادق (عليه السّلام) روايت مى‏‌كند كه امام فرمود: «ما صابر هستيم، ولى شيعيان‏ ما، از ما صابرتر مى‏‌باشند، عرض كردم قربانت گردم، چگونه شيعيان شما از شما صابرتر هستند، فرمود: ما مى‌‏دانيم و صبر مى‌‏كنيم و آن‌ها صبر مى‏‌كنند و نمى‌دانند، چه خواهد شد.»[1]

حضرت مهدی صاحب الزمان (صلوات الله علیه) عجب صبری دارد، با این‌که از تمام آن‌چه که ما می‌دانیم یا نمی‌دانیم، اطلاع دارد و از همه امور و مشکلات و گرفتاری‌های ما باخبر است، خود حضرت هم، منتظر روز موعود است و خودش می‌داند که چه وقت ظهور می‌کند. این‌که گفته می‌شود،آن حضرت اصلاً وقت ظهورش را نمی‌داند، درست نیست، اراده کند می‌تواند بداند.[2]

خدا عجب صبری به حضرت ولی عصر (علیه السلام) داده است که هزار سال است، می‌بیند بلاها و مصیبت‌ها را و همه را تحمل می‌کند. امام زمان (روحی له الفداء) بیش از هر کس دیگری، با زیبایی دوران طلایی ظهور آشنا و آگاه است. آن بزرگوار به‌خوبی می‌داند، مردم در دوران ظهور، به رشد و تعالی بی‌نظیری دست می‌یابند، و جامعه انسانی به بهترین صورت ممکن، شکل گرفته، و آن‌گونه که شایسته و زیبنده زندگی بشری است، محقق می‌شود. او که بر بندگان و مخلوقات خدا، بسیار مهربان و دلسوز است، آرزو دارد، انسان‌ها به زندگی درخور خود رسیده، بتوانند درجات کمال را طی کنند. پس امام با آگاهی کامل از زمان ظهورش، آرزومند و منتظر روز موعود است.

مرا با رخ  ماه خود آشنا  کن       به‌دیدار خود، درد هجران دوا کن

قدم نه به‌چشمان چشم انتظارم       تو با این قدم، دیده‌ام با  صفا  کن

پی‌نوشت:

[1]. كلينى، محمد بن يعقوب‏ کلینی، الکافی، محقق / مصحح: على اكبرغفاری و محمد آخوندى، دار الكتب الإسلامية،تهران، 1407ق، ج2، ص93، ح25« عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَّا صُبُرٌ وَ شِيعَتُنَا أَصْبَرُ مِنَّا قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ كَيْفَ صَارَ شِيعَتُكُمْ أَصْبَرَ مِنْكُمْ قَالَ لِأَنَّا نَصْبِرُ عَلَى مَا نَعْلَمُ وَ شِيعَتُنَا يَصْبِرُونَ عَلَى مَا لَا يَعْلَمُونَ»                            

محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، دار إحياء التراث العربي‏، بیروت، 1404ق،ج68، ص80، ح16« عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَّا صُبَّرٌ وَ شِيعَتُنَا أَصْبَرُ مِنَّا»

[2]. محمد تقی امیدیان، امام زمان در کلام آیت الله بهجت، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود، مرکز تخصصی مهدویت، قم، 1390ش، ص87

%ب ظ، %15 %966 %1395 ساعت %22:%تیر

برترین مطالب