پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم): براى شهادت حسین (علیه السلام)، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمى‌شود.

1- مهدویت در قرآن

دلايل وجود امام زمان (عج) از ديدگاه قرآن؟

دلايل وجود امام زمان (عج) از ديدگاه قرآن؟

پاسخ: 

يكي از مباحث در حوزه مهدويت، اثبات وجود امام زمان ـ عليه السلام ـ است. اين نكته بسيار مهم و زير بنائي است. اساس حركت تخريبي مخالفان نيز براي ايجاد شبهه و شك در اين ركن ركين است و در روايات ما نيز اشاره شده است كه طول غيبت حضرت، باعث به وجود آمدن شك و شبهه در قلوب افراد متزلزل مي شود تا آن جا كه عده اي مي گويند: اصلاً، امامي نيست و چنين فردي متولد نشده است لذا اثبات وجود امام و بلكه اثبات اضطرار به او، نكته مهمي است كه در حوزه مهدي پژوهي، نقش بسزايي دارد.

راه هاي اثبات وجود امام، متعدد است و مختلف. در هر حوزه بحثي با همان زبان اين استدلال ها بررسي مي شود، تاريخ، عقل و تجربه و كشف، براي خود طرق خاصي دارند اما در (اين مقاله) راه اثبات امام مهدي ـ عليه السلام ـ از نظر قرآن و وحي را پي مي گيريم: قرآن مجيد، اين حقيقت را كه هر زماني، امامي الهي براي مردم وجود دارد، و جريان هدايت اضطرار به وجودش دارد، به بيان هاي مختلفي طرح كرده است. فهم اين نكته، محتاج آن است كه نخست، تعريف امام از ديدگاه قرآن براي ما روشن شود. امامت، از نظر قرآن، تحليل و تبيين خاصي دارد و با آنچه در عرف مردم و حتي عرف متكلمان مطرح است، فرق مي كند. قرآن مجيد مي فرمايد: وَإِذِ ابْتَلَي إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ(1).

مرحوم علامه طباطبائي(ره) مي گويد: «الامام هو الذي يقتدي و يأتم به الناس .....» امام كسي است كه مردم به او اقتداء مي كنند و در كردار و گفتار، از او پيروي مي كنند. برخي از مفسران گفته اند: (مراد از (اماما )همان نبوت است، زيرا نبي كسي است كه امتش در مسائل ديني به او اقتداء مي كند.) ايشان مي گويد: اين سخن مفسران، ناصواب است. به دو دليل: نخست آن كه (اماما ) مفعول دوم براي عامل اش است و اسم فاعل اگر به معناي ماضي باشد: عمل نمي كند و بايد به معناي حال و استقبال باشد تا بتواند عمل كند. و ديگر آن كه اين سخن خدا به ابراهيم وحي است و وحي متفرع بر نبوت است. پس قبل از مفتخر شدن به مقام امامت، نبوت را دارا بوده است و اين مقام به معناي نبوت نمي تواند باشد. دوم آن كه اين جريان در اواخر عمر حضرت ابراهيم بوده و قبل از آن ايشان، پيامبر مرسل بوده كه ملائكه در مسيرشان براي هلاكت قوم لوط بر او نازل شده بودند و به او بشارت داده بودند. پس قبل از آن كه امام باشد، پيامبر بوده و امامت اش غير از نبوت است. شاهد سخن اينجا است كه علامه مي گويد منشاء اين گونه تفاسير نامربوط، عدم فهم صحيح امامت از منظر قرآن است كه گروهي، آن را به (نبوت) و برخي (مطاع بودن) وعده به معناي «خلافت و وصايت و رياست امور دين و دنيا تفسير كرده اند. اينها تعريف دقيق امامت نيست (و) امامت، حقيقتي فراتر از اين گونه تفاسير است. در منطق قرآن، هر جا امامت طرح شده است، در كنارش، هدايت هم مطرح است: وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا(2) و وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَكانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُونَ(3).

امامت با هدايت توصيف گشته، آن هم نه مطلق هدايت،‌بلكه هدايتي كه به (امر الله ) است. (امر الله) خود حقيقتي است كه آيه كريمه إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كنْ فَيَكونُ(4) يا آيه كريمه وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ(5) پرده از آن بر مي دارد.(6) «عالم امر» در برابر «عالم خلق» است و عالم خلق عبارت اخراي عالم ملك و ناسوت است. عالم امر يا ملكوت، از قيود زمان و مكان مبرّا و خالي از تبديل و تغيير است و همان وجه الهي عالم است در قبال وجه خلقي و ملكي عالم كه طرف ديگر آن است و تغيير و تدريج در آن راه دارد. با اين سخن «امام» هادي است كه جهان انساني را با امر ملكوتي، هدايت مي كند. باطن اين گوهر، ولايت بر مردم است و بر اين اساس هدايت امام هم به گونه ايصال به مطلوب مي شود، نه ارائه طريق، زيرا، آن، شأن انبياء و رسولان و همه مومنان است كه با موعظه حسنه راه را نشان مي دهند. و آنچه آنان را به اين مقام والا مي رساند، اولا، صبر در امتحانات و ابتلائات و ثانيا، يقيني است كه به آنان افاضه شده است. در آيه هفتاد سوره مباركه انعام مي خوانيم: وَكَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ(7) ارائه ملكوت به حضرت ابراهيم ـ عليه السلام ـ مقدمه براي افاضه يقين به او بود. يقين نيز از مشاهده عالم ملكوت جدا نيست. بنابراين، امام بايد انساني باشد كه به مرحله يقين برسد و عالم ملكوت كه همان «امر» و باطن هستي است براي او مكشوف است. «يهدون بامرنا» دلالت مي كند كه هر چه بدان هدايت تعلّق مي گيرد (قلوب و اعمال بندگان) حقيقت و باطن اش براي امام هست و تمام هستي براي امام حاضر است و او به هر دو راه خير و شر، مهيمن است.(8)

عظمت وجود امام و نقش آفريني او در هستي و هدايت ممتازي كه براي بشريت دارد، در قرآن چنين بيان شده است. و اين گونه است كه قدر و مقام امامت و برتري اش حتي بر مقام نبوت و رسالت، هويدا مي شود كه پيامبر مرسلي چون ابراهيم در آخر عمر خود، به اين مرتبه، كه با مشاهده ملكوت آسمان ها و تحصيل يقين برايش حاصل شده، مفتخر مي گردد.در يك كلام امام از منظر قرآن كاروان سالار هستي است كه كاروان بشري را در ظاهر دنيا و باطن آن، به سوي مبداء آفرينش سوق مي دهد. در قيامت كه عرصه ظهور و تجلّي اين دنيا است، اين قيادت و سوق دهي، چنين تمثّل مي يابد كه قرآن مي فرمايد: يَوْمَ نَدْعُو كلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ(9) روزي كه هر گروهي را با امام شان مي خوانيم.

با اين فهم و برداشت از معنا و حقيقت امامت، كه نقش او بسيار فراتر از «ارائه طريق» امت است گرچه آن را نيز دارا است، به پيوستگي اين جريان و لزوم آن، انسان را رهنمون مي شود. در جريان هدايت، قدم اول ارائه طريق و تبيين «رشد»از «غيّ» است. كه اين گام اول را رسول بر مي دارد مَّا عَلَي الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاَغُ(10) رسول ارائه طريق مي كند و به مقتضاي وظيفه رسالي خويش، كه مصيطر بر انسان نيست و با چراغ آموزش، انسان هاي مختار را آگاهي مي دهد.

اما آگاهي بخشيدن در كنار آزادي وظيفه رسولان است و عالمان نيز در اين شأن وارثان انبياء اند كه شأن هدايت گري و ارائه طريق و تبيين رشد از غي را به عهده مي گيرند. تا اين جا انساني آزاد، به «نجدين» «رشد» و«غي» آگاه شد و مرحله و گام بعدي هدايت براي كساني كه مسير رشد را برگزيده اند به گونه ديگري خواهد بود كساني كه ايمان به رشد و كفر به طاغوت و غيّ پيدا كرده اند تحت ولايت الهي قرار مي گيرند كه او وليّ مومنين است.

امام كه مظهر اين ولايت است عهده دار كاروان سالاري جامعه ديني و پيروان رشد و كافران به طاغوت مي باشد. و هدايت او سوق اين جريان به صراط مستقيم و ايصال آنان به حقيقت است كه قيامت عرصه تجلّي آن است، لذا رسول به مقتضاي رسالت، تبيين مي كند و امام به مقتضاي ولايت و امامت، هدايت ايصالي دارد.

هر چند مسلّم است كه اولا هر دو شأن براي امام محفوظ است، امام هم نقش تبيين و هم نقش ايصال را بر عهده دارد كما اين كه برخي پبامبران به مقام امامت نيز مفتخر بودند. و ثانيا: هدايت ايصالي منافاتي با اراده انسان ها ندارد كه در طول آن قرار مي گيرد چرا كه: الَّذِينَ اهْتَدَوْا زَادَهُمْ هُدًي(11) كساني كه هدايت را برگزيدند، هدايت شان را افزون مي كند. بر اين اساس علامه طباطبائي (ره) نتيجه اي را كه برمباحث گذشته خويش مترتب مي كند چنين بيان مي كند: بر اين اساس امام كسي است كه مردم را در روز قيامت به سوي خدا سوق مي دهد، همان طور كه آنان را در ظاهر و باطن اين دنيا رهبري كرد. آيه شريفه، اين نكته را نيز مي رساند كه هيچ زماني، نمي تواند بدون امام باشد، به خاطر اين كه فرموده: «كل اناس» همه مردم در همه زمان ها. نكته اي كه استفاده مي شود آن است كه زمين مادامي كه انسان در آن وجود دارد،از امام و حجت حق خالي نمي شود.(12) 

ايشان در ذيل آيه هفتاد و يكم سوره اسراء كه مي فرمايد: يوم ندعو كل اناس بامامهم مي گويد: آن چه از اين آيه استفاده مي شود، اين است كه اين فراخوان، شامل همه انسان ها از اولين و آخرين مي شود... (بعد احتمالاتي را كه در امام مطرح است بيان نموده و مي فرمايد: مراد امام حقي است كه خداي سبحان در هر عصر و زمان براي هدايت اهل آن زمان قرار مي دهد، اعم از اين كه آن امام چونان إبراهيم و محمد ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ پيامبر باشد يا غير پيامبر. به هر حال، از اين آيات قرآن، ضمن فهم نقش امام در هستي، هميشگي و پيوستگي اين جريان زلال نيز فهميده مي شود. يعني هيچ زماني، از چنين شخصيتي خالي نيست. پس درعصر ما هم وجود با بركت حضرت مهدي ـ عليه السلام ـ كه قطب عالم امكان و هادي دلها و افعال مومنان و سالار كاروان حق پويان است، امري مسلّم و قطعي است.

آيه ديگري كه از قرآن بر اثبات وجود امام و ضرورت او دلالت دارد عبارت است از اين آيه: إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرٌ وَلِكلِّ قَوْمٍ هَادٍ(13) تو تنها بيم دهنده و براي هر گروه هدايت كننده هستي. اين آيه نيز به وضوح، امام هادي را براي همه اقوام ثابت مي كند كه اين مطلب جاي نقض و اشكال نيست. در تفسير نور الثقلين حدود پانزده روايت در اين زمينه نقل شده است. كه از جمله: امام صادق ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: هر امام معصومي هدايت گر براي زمان خود است يا هدايت گر اقوامي است كه در زمان او زندگي مي كنند(14).

آيه ديگري كه به وضوح، بر وجود امام معصوم در همه زمان ها دلالت دارد، آيه كريمه يا ايها الذين آمنوا اتقو الله و كونوا مع الصادقين(15) اي مومنان تقوا پيشه كنيد و با صادقان باشيد.

دستور همراه بودن با صادقان، به طور مطلق، و جدا نشدن از آنان بدون هيچ قيد و شرطي دلالت دارد كه منظور «امام معصوم» است. فخر رازي چنين مي گويد: كسي كه جايز الخطاء است، واجب است اقتداء به كسي كند كه معصوم است. معصومان كساني اند كه خداي متعال آنان را «صادقان» شمرده است. و اين معنا در هر زماني ثابت است. بنابراين درهر زماني بايد معصومي وجود داشته باشد.(16) 

اگر چه ايشان، در فهم مصداق معصوم، دچار اشتباه شده، لكن ضرورت وجود معصوم را در هر عصري پذيرفته است. 

اين نكته را جابر بن عبد الله انصاري از امام باقر ـ عليه السلام ـ نقل مي كند كه در تفسير اين آيه حضرت فرمود: منظور از «كونوا مع الصادقين» آل محمد است.(17) 

از آياتي كه نقل شد چنين بر مي آيد كه امامت، واقعيتي است كه هستي، لحظه اي بدون آن نمي تواند باقي بماند و تا انساني روي زمين هست و تا تكليف هست، وجود چنين امامي ضروري است. بنابراين وجود امام معصوم در عصر ما نيز امر مسلّم و غير قابل ترديد است. و آن امام زمان ـ عليه السلام ـ مي باشد.

 

پاورقی:

 

1. بقره : 124.

2. انبياء : 73.

3. سجده : 24.

4. يس : 82.

5. قمر : 50.

6. الميزان، ج 1، ص275.

7. انعام، آيه 75.

8. الميزان، علامه طباطبائي، ج 1، ص 251.

9. اسراء : 71.

10. مائده : 99.

11. محمد : 17.

12. الميزان، علامه طباطبائي (ره) ج 1، ص 376.

13. رعد : 7.

14. تفسير نور الثقلين، ج 2، ص 482.عروسی حويزی.

15. برائت : 119.

16. پيام قرآن، ج 9، ص51. مکارم شيرازی.

17. معجم احاديث الامام المهدي، ج 5، ص157.علی کورانی.

 

%ب ظ، %09 %699 %1395 ساعت %15:%مرداد

چرا در قرآن صحبت و اشاره اي در خصوص ظهور آقا امام زمان ـ عجل الله تعالي ـ نيست؟

پاسخ: 

به طور قطع جامع ترين تصوير از حقايق هستي ترسيمي است كه از سوي خداي متعال ارائه شده باشد.

در اين ميان،موضوع آينده جهان و بشريّت كه مسافران كاروان اين عالم است وهمواره با دنيايي از (اميد) و (آرزو) به آن نگريسته اند، از جايگاه ويژه اي برخوردار است. چرا كه اساساً دست عقل و توانايي هاي انسان از ترسيم آن كوتاه است. به همين دليل در طول زمان ما، بزرگاني دست به جمع آوري آياتي از قرآن كه به ترسيم آينده جهان و چهره دلگشاي بزرگ نقش آفرين آن يعني قائم آل محمد ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ مربوط مي شود، پرداخته اند.

هم اكنون در پاسخ سؤال فوق بايد گفت: هر چند نياز نيست هر موضوع صحيحي با تمام جزئيات و خصوصياتش در قرآن كريم آمده باشد، زيرا بسياري از امور مانند نماز، زكات و حج در قرآن كريم آمده است ولي وحي الهي به جزئيات آن ها متعرّض نگشته است، ولي در عين حال آيات بسياري در قرآن كريم پيرامون حكومت جهاني امام زمان ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ كه مبتني بر ظهور آن حضرت است، وجود دارد، كه ذيلاً به برخي از آن ها همراه با بياني از معصومين كه به تعبير قرآن كريم راسخان در علم و آگاهان به تأويل هستند، اشاره مي شود: 

1ـ بگو حق آمد و باطل نابود شد، يقيناً باطل نابود شدني است.(1) از امام باقر ـ عليه السلام ـ در مورد آيه شريفه نقل شده است كه فرمود: «هنگامي كه قائم ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ قيام كند (ظهور كند) دولت باطل از ميان خواهد رفت.»(2)

2ـ خداوند به كساني از شما كه ايمان آورده و كارهاي شايسته انجام داده اند وعده مي دهد كه قطعاً آنان را حكمران روي زمين خواهد كرد...(3)

امام سجاد ـ عليه السلام ـ فرمود: قسم به خدا آن ها شيعيان ما اهل بيت هستند كه خدا اين وعده را در مورد آن ها بدست مردي از ما محقق مي سازد و او مهدي اين امّت است و اوست آن كه رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ فرمود: اگر روزي از دنيا باقي نمانده باشد، خدا آن روز را تا آن جا طولاني مي كند كه مردي از عترتم كه نامش نام من است به ولايت رسيده و زمين را آن چنان كه از ظلم و جور پر شده باشد، از عدل و قسط پر سازد....(4)

3ـ هر كجا باشيد خداوند همه شما را حاضر مي كند.(5) راوي مي گويد از ابي الحسن ـ عليه السلام ـ از معناي آيه سوال كردم فرمود: به خدا قسم آن است كه وقتي قائم ما قيام كند (ظهور كند) خداوند شيعيان ما را از تمامي نقاط دركنار او گرد مي آورد.(6)

4ـ مي خواستيم بر مستضعفان زمين منّت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان روي زمين قرار دهيم.(7)

علي ـ عليه السلام ـ فرمود: آن ها (مستضعفان) در آيه، آل محمّد ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ هستند كه خدا مهدي آن ها را بعد از تلاش شان بر انگيخته و آن ها را عزيز و دشمنان شان را ذليل مي نمايد.(8)

5ـ زمين (در آن روز) به نور پروردگارش روشن مي شود.(9) امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: هنگامي كه قائم ما قيام كند زمين به نور پروردگارش روشن مي گردد مردم از نور خورشيد بي نياز مي گردند و تاريكي يكسره از ميان مي رود.(10)

6ـ بدانيد خداوند زمين را بعد از مرگ آن زنده مي كند....(11) امام باقر ـ عليه السلام ـ فرمود: منظور از مرگ زمين كفراهل زمين است چرا كه كافر مرده است پس خدا زمين را با قائم زنده مي كند، او عدالت را در زمين مي گستراند و زمين را زنده نموده و اهل زمين را پس از مرگ شان احيا مي نمايد.

در روايت ديگر از موسي بن جعفر آمده است: زنده نمودن زمين با نزول باران نيست، بلكه خداي عزّوجل مرداني را بر مي انگيزد كه عدالت را احياء نمايند و با احياء عدالت و اقامه حدود زمين را زنده مي سازند، چرا كه اقامه حدود در روي زمين از چهل روز باريدن باران پر سودتر است.(12)

7ـ همان كساني كه هرگاه در زمين به آن ها قدرت بخشيديم، نماز را برپا مي دارند، و زكات مي دهند، و امر به معروف و نهي از منكر مي كنند و پايان همه كارها از آن خداست.(13) امام باقر ـ عليه السلام ـ فرمود: اين آيه مربوط به آل محمّد ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ مهدي ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ و ياران اوست كه خدا آن ها را بر شرق و غرب زمين مالك مي سازد و دين را ظاهر نموده و به واسطه او، و يارانش بدعت ها و باطل را مي ميراند... تا آن جا كه هيچ اثري از ظلم باقي نمي ماند، آن ها به نيكي امر و از ناپسند نهي مي نمايند و براي خداست نهايت و عاقبت كارها.(14)

 

پاورقی:

 

1. اسراء : 81.

2. فیض کاشانی، ملامحسن، تفسیر الصافی 3 : 213، انتشارات الصدر، تهران، 1415.

3. نور : 55.

4. فیض کاشانی، ملا محسن، تفسیر الصافی 3 : 445، پیشین.

5. بقره : 148.

6. العیّاشی محمّد بن مسعود، تفسیر العیّاشی 1 : 66، المکتبة العلمیه الإسلامیه، تهران.

7. قصص : 5.

8. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیرنمونه 16 : 18، دار الکتب الاسلامیه 1374ش.

9. زمر : 69.

10. شیخ مفید، محمّد بن محمّد بن نعمان، الإرشاد، ترجمه سید هاشم رسولی محلّاتی، 2 : 522، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، 1378.

11. حدید : 17.

12. بحرانی، سید هاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، 5 : 288، بنیاد بعثت، تهران، 1416.

13. حج : 41.

14. بحرانی، سید هاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، 3 : 893، پیشین.

 

%ب ظ، %01 %695 %1395 ساعت %15:%مرداد

آیات مهدویت در سوره یونس

در این سوره چهار آيه پیرامون مهدویت وجود دارد که عبارتند از آيات 20ـ 24ـ 64ـ102

«و يقولون لولا أنزل عليه آية من ربي فقل انما الغيب  لله فانتظروا إنى معكم من المنتظرين».[1]

مى‌گويند: چرا معجزه‌اى از پروردگارش بر او نازل نمى‌شود؟ بگو، غيب (و معجزات) براى خدا (و به فرمان او) است. شما در انتظار باشيد؛ من هم با شما از منتظرانم.

يحيى بن ابوالقاسم، گويد: امام جعفر صادق (عليه السلام) در تفسير اين آيه فرمود: «مراد از (الغيب)، حجت قائم (عليه السلام) می‌باشد». [2]

«حتى اذا اخذت الارض زخرفها و ازينت و ظن اهلها أنهم قادرون عليها أتها أمرنا ليلا او نهارا». [3]

تا زمانى كه روى زمين زيبايى خود را (از آن) گرفته و تزيين مى‌گردد و اهل آن مطمئن مى‌شوند كه مى‌توانند از آن بهره‌مند گردند (ناگهان) فرمان ما شب هنگام يا در روز (براى نابودى آن) فرا مى‌رسد.

مفضل بن عمر از امام صادق (عليه السلام) پيرامون اين آيه شريفه، روايتى نقل مى‌كند كه حضرت فرمود: «يعنى قيام حضرت مهدى (عجل الله تعالي فرجه الشریف) با شمشير مى‌باشد». [4]

«لهم البشرى فى الحياة الدنيا و في الاخرة.» [5]

در زندگى دنيا و آخرت شاد (و مسرور) هستند

از امام باقر (عليه السلام) درباره تفسير اين آيه آمده: «به اين دسته از مؤمنين مژده و بشارت به قيام حضرت قائم (عجل الله تعالي فرجه الشریف) و ظهورش داده مى‌شود و همين طور بشارت قتل دشمنانشان و نجات و رستگارى در آخرت و ورود در جمع آل محمد (عليهم السلام) در كنار حوض كوثر مى‌دهند».[6]

«قل فانتظروا إنى معكم من المنتظرين» [7]

بگو شما انتظار بكشيد، من نيز با شما انتظار مى‌كشم.

امام هشتم حضرت رضا (عليه السلام) فرمود:

«به راستى كه انتظار فرج (قائم)، خود فرج است». [8]

 

 

پي‌نوشت:

[1]. يونس آيه 20

[2]. الف ) ينابيع الموده ص 424 - ب ) بحار الانوار ج 51 ص 52 - ج ) غايه المرام  ص 734

[3]. يونس ايه 24

[4]. غايه المرام ص 734

[5]. يونس آيه 64

[6]. تفسير صافي ج 2 ص 410

[7]. يونس آيه 102

[8]. الف) تفسير صافي ج 2 ص 428 - ب ) الميزان ج 10 ص 572 - ج ) تفسير فرات ابن ابراهيم كوفي  ص 193

%ب ظ، %21 %880 %1394 ساعت %20:%بهمن

آیات مهدویت در سوره نمل

در این سوره سه آيه پیرامون مهدویت وجود دارد که عبارتند از آيات 62- 82-83

«أمن يجيب المضطر اذا دعاه و يكشف السوء و يجعلكم خلفاء الأرض» [1]

چه كسى است كه دعاى گرفتار را اجابت مى‌كند و گرفتارى را بر طرف مى‌سازد و شما را زمامداران زمين قرار مى‌دهد؟

امام صادق (عليه السلام) در تفسیر این آیه، فرمود:

اين آيه درباره قائم آل محمد (عليه السلام) نازل شد، به خدا سوگند (مضطر) اوست كه در مقام ابراهيم دو ركعت نماز مى‌خواند و خداى عزوجل را مى‌خواند، پس او اجابتش مى‌فرمايد و در زمين او را خليفه مى‌سازد». [2]

«و اذا وقع القول عليهم أخرجنا لهم دابة من الأرض تكلمهم أن الناس كانوا باياتنا لايوقنون» [3]

هنگامى كه فرمان عذاب آنها رسد (و در آستانه رستاخيز قرار گيرند) جنبده‌اى را از زمين براى آنها خارج مى‌كنيم كه با آنها تكلم مى‌كند و مى‌گويد: مردم به آيات ما ايمان نمى‌آورند.

مرحوم شیخ طبرسى از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) روايت كرده كه حضرت فرمود:

«آن جنبده، چون ظاهر شود، عصاى موسى و انگشتر سليمان با اوست، با انگشتر، روى مؤمنين را نقش و مهر كند و با عصا، بينى كفار را بشكند و چون مردم در محضرش (بين كوه صفا و كعبه) جمع شوند، مؤمن و كافر را از يكديگر تميز داده و بشناسد و بر چهره مؤمنين مى‌نويسد، اين شخص، مؤمن است و بر چهره كافر مى‌نويسد اين شخص، كافر است».[4]

هفده روايت در تفسير برهان پيرامون (دابه) ذكر شده است، و ما جهت اختصار به يک روايت  اكتفا نموديم، و اينها از نشانه‌هاى حتمى پيش از ظهور و خروج حضرت مهدى آل محمد ارواحنا له الفداء مى‌باشد كه آشكار خواهد شد.

«و يوم نحشر من كل امة فوجا» [5]

روزى را كه ما از هر امتى، گروهى را محشور مى‌كنيم، به خاطر بياوريد.

امام صادق (عليه السلام) در تفسیر این آیه، فرمود:

«گروهى از عوام مى‌گويند: اين آيه، مربوط به روز قيامت است. نه، آيا گروهى را خدا محشور مى‌كند و ديگران را مى‌گذارد، خير اين چنين نيست، بلكه اين آيه شريفه، مربوط به مسئله رجعت است». [6]

آرى مسئله رجعت از ضروريات مذهب شيعه بوده و منكر آن از ايمان خارج است. روايات مربوط به رجعت، متواتر است و كتابهايى كه در برگيرنده مسئله رجعت است، بسيار مى‌باشد.

مفضل بن عمر روايت كرده، كه امام صادق (عليه السلام) در معناى آيه «و يوم نحشر من كل امة فوجا»، فرمود:

«هيچ مؤمنى نيست كه كشته شود، مگر آن كه در موقع رجعت به دنيا برگردد تا به مرگ طبيعي بميرد و كسى جز مؤمن خالص و يا كافر مطلق به دنيا رجعت نمي‌كند».[7]

آرى مسئله رجعت از نظر قرآن و مكتب اهل بيت (عليه السلام) امری قطعی و محرز است. رجعت انبياء و امامان معصوم و مؤمنان، جهت يارى حضرت قائم (عليه السلام) است.

 

 

پي‌نوشت:

[1]. نمل آيه 62

[2]. الف ) الميزان ج 15 ص 613 - ب )بحار الانوار ج 51 ، ص 48

[3]. نمل آيه 82

[4]. الف ) تفسير جامع ج 5 ، ص 134 - ب) تفسير برهان ج 3 ص 217

[5]. نمل آيه 83

[6]. تفسير قمي ، ج 3 ص 130

[7]. تفسير جامع ، ج 5 ص 137

[8]. سوره قصص ، آيه 85

%ب ظ، %21 %875 %1394 ساعت %20:%بهمن

برترین مطالب