پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم): براى شهادت حسین (علیه السلام)، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمى‌شود.

1- انتظار

آموزه انتظار و زمینه‌سازی ظهور

 چکیده :
موضوع زمینه‌سازی ظهور، ارتباط محکمی با نحوه نگرش ما به مفهوم و ماهیت اندیشه انتظار و نیز رابطه این آموزه دینی با شرایط، رفتار و تکالیف سیاسی ـ اجتماعی جامعه منتظر دارد. در این نوشتار، ضمن تبیین ماهیت و خاستگاه آموزه انتظار در فرهنگ شیعی، به بررسی رابطه اندیشه انتظار با مسئلۀ زمینه‌سازی و مهم‌ترین ضرورت‌ها و الزامات آن و نیز ظرفیت‌های جهانی‌سازی اندیشۀ انتظار، پرداخته شده است.

مقدمه :
عصر غیبت در فرهنگ شیعی، با عنوان عصر انتظار شناخته می‌شود. این عصر به دلیل شرایط استثنایی ناشی از عدم دست‌رسی مردم به رهبری معصوم، دشواری‌ها، اقتضائات و الزامات خاص خود را دارد. در این زمینه، بررسی چگونگی تعامل مردم با امام غایب و شناخت تکالیف دینی ـ سیاسی جامعه منتظر، به‌ویژه گفت‌وگو درباره نقش و رسالت مردم در زمینه‌سازی ظهور، از مهم‌ترین اولویت‌های این دوران است که آثار و تبعات فراوانی را در پی دارد.
با وجود اهمیت و انعکاس وسیع این موضوع در منابع روایی شیعه، به دلیل نگرش‌های متفاوت در مورد مفاد و ماهیت این آموزه دینی و اعتقادی، هنوز هم برخی از زوایای این بحث، به‌ویژه جنبه‌های كاربردی و سازوكارهای عملیاتی شدن آن به خوبی شكافته نشده و به بازكاوی و تأمل بیشتری نیاز دارد.
در این زمینه، به نظر می‌رسد، تبیین صحیح ماهیت و مفهوم انتظار در اندیشه شیعی و ارتباط آن با مسئلۀ زمینه‌سازی و نیز بررسی الزامات عملی و كارکرد انتظار زمینه‌ساز، از اولویت‌های مهم این موضوع محسوب می‌شود. به همین جهت، لازم است ابتدا به چیستی‌شناسی اندیشه انتظار در فرهنگ شیعی توجه گردد؛ سپس رابطه انتظار و زمینه‌سازی بررسی شود تا خاستگاه واقعی انتظار زمینه‌ساز، به خوبی روشن گردد. آن‌گاه روی ضرورت‌ها و الزامات انتظار زمینه‌ساز و رسالت دینی جامعه منتظر در بستر‌سازی و تقویت بنیان‌های فكری ـ فرهنگی اندیشه انتظار ظهور و گسترش آن در سطح جهانی و بین‌المللی تأمل شود. اینها مهم‌ترین محور‌هایی است كه در این نوشتار بدان خواهیم پرداخت.

مشاهده و دانلود مقاله

%ب ظ، %05 %683 %1395 ساعت %15:%آذر

وجوب انتظار موعود

در اندیشه‌ی شیعه، انتظار موعود به عنوان یک اصل مسلم اعتقادی مطرح بوده و در بسیاری از روایات بر ضرورت انتظار قائم آل محمد ‌(علیهم السلام) تصریح شده‌است. برای تأیید این سخن می‌توان به روایات زیر اشاره نمود:

1- روزی امام صادق (علیه السلام) خطاب به اصحاب خود فرمودند:

«ألا أخبرکم بما لا یقبَلُ الله عزَّ و جلّ، مِن العباد عَمَلاً إلّا به؟ فقُلتُ: بَلی، فقال: شهادةُ أن لاإله‌ألاالله و أنّ محمّداً عَبده و رسولُه، والإقرار بما أمر الله و الولایة لَنا، والبرائة مِن أعدائنا – یعنی الأئمّة خاصّة – و التَّسلیم لهم، والوَرَع، والإجتهاد، والطّمأنینةُ، والإنتظار للقائم (علیه السلام) »؛[1]

«آیا شما را خبر دهم به آن‌چه خدای صاحب عزت و جلال هیچ عملی را جز به آن از بندگان نمی‌‌پذیرد؟ یکی از ایشان در پاسخ گفت: بله، ایشان فرمودند: گواهی دادن به این‌که هیچ کس جز خداوند شایسته‌ی پرستش نیست و این‌که محمد(صلی الله علیه و آله وسلم) بنده و فرستاده‌ی اوست و اقرار کردن به آن‌چه خداوند به آن امر فرموده و ولایت ما و بیزاری از دشمنانمان ـ یعنی خصوص امامان ـ و تسلیم شدن به آنان و پرهیزگاری و تلاش و مجاهدت و اطمینان و انتظار قائم (علیه السلام).»

2- از حضرت جوادالائمه (علیه السلام) نقل شده‌است که فرمودند:

«إنّ القائم منّا هو المهدی الذی یجب أن یُنتَظَرَ فی غیبته.» [2]

«همانا قیام کننده‌ی از ما اهل‌بیت‌ (علیهم السلام) همان مهدی (علیه السلام) است که انتظار او در (زمان) غیبتش واجب است».

تعبیر وجوب در فرمایش امام جواد (علیه السلام) نشان‌دهنده‌ی ضرورت حال انتظار در زمان غیبت امام (علیه السلام) است؛ در ضمن باید توجه داشت که انتظار همانند افعالی چون خوردن و آشامیدن برای انسان اختیاری نیست و اگر کسی طالب ایجاد این حالت است باید مقدمات آن را در خودش فراهم کند و در صورت تحقق آن مقدمات، انتظار حاصل می‌شود، پس امر به «انتظار» و وجوب آن در حقیقت به ایجاد مقدمات آن برمی‌گردد. در مورد انتظار امام عصر (علیه السلام) نیز مقدماتی است که حال انتظار را در فرد به درجه‌ی قابل توجه و مؤثری می‌رساند. مهم‌ترین این مقدمات را در چهار عامل زیر خلاصه می‌کنیم. [3]

اول: یقین به ظهور حضرت:

هر قدر علم و یقین شخص به ظهور امام عصر (علیه السلام) بیشتر و عمیق‌تر باشد، انتظارش نسبت به ایشان بیشتر است.

دوم: نزدیک دانستن امر ظهور:

ممکن است کسی به اصل ظهور حضرت یقین داشته باشد ولی وقوع آن را در آینده‌ای دور ببیند در این صورت انتظارش نسبت به آن سست و ضعیف می‌شود. همان‌گونه که در دعای عهد آمده است: «إنّهم یَرَونَهُ بعیداً و نراهُ قریباً»؛ «آن‌ها (کافران و ناباوران) ظهور امام عصر (علیه السلام) را دور می‌بینند. ولی ما آن را نزدیک می‌بینیم.»

چنین اعتقادی خود به خود درجه‌ی انتظار را در انسان بالاتر می‌برد البته لازمه‌ی نزدیک دانستن ظهور پیش‌بینی در مورد ظهور نیست و با «استعجال» نیز که در روایات مذمّت شده کاملاً متفاوت است. [4]

سوم: دوست داشتن ظهور امام (علیه السلام):

کسی که به ظهور امام زمان (علیه السلام) صددرصد معتقد است و وقوع آن را هم نزدیک می‌بیند, هر قدر آن وضعیت موعود را بیشتر دوست بدارد انتظارش برای تحقق آن بیشتر خواهد بود. البته این دوست داشتن تنها زمانی به وجود می‌آید که مؤمنان تصویر روشنی از زمان ظهور حضرت داشته باشند تا نه تنها از آن نترسند بلکه برای وقوعش لحظه‌شماری کنند.

چهارم: دوست داشتن خود امام عصر (علیه السلام):

هر کس محبت و علاقه‌اش به امام زمان (علیه السلام) بیشتر باشد، ظهور ایشان را بیشتر دوست می‌دارد و قهراً انتظارش نسبت به ظهور ایشان بیشتر و قوی‌تر خواهد بود.

 

پی‌نوشت:

[1] . نعمانی، غیبت، ص 200 .

[2] . شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج 2، ص 377 .

[3]. سید محمد بنی هاشمی، سلوک منتظران، ص 27 .

[4] . برای توضیح بیشتر ر.ک سید محمّد بنی هاشمی، معرفت امام عصر (علیه السلام)، ص350 .

بخش مهدویت تبیان

%ب ظ، %31 %741 %1395 ساعت %16:%شهریور

آمادگی برای ظهور

بعضي ها معتقد هستند كه بايد شيعيان يك شمشير براي خود در منزل نگهداري كنند تا زماني كه آقا امام(عج) آمدند بتوانند به كمك او بشتابند نظر شما چيست؟

پاسخ: 

از زماني كه پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ سخن از جهاني شدن آيين توحيد به دست حضرت مهدي ـ عليه السلام ـ به ميان آورد و نويد غلبه اسلام بر تمامي اديان را به مسلمانان داد، و بهترين عبادت را انتظار فرج اسلام و مسلمين به حساب آورد، مسلمانان ديده انتظار به راه دولت كريمه اي دوختند كه در آن اسلام و اسلاميان عزّت مي يابند و كفر و نفاق به ذلت و زبوني گرفتار مي آيند، سنّت انتظار در دوران غيبت حضرت مهدي ـ عليه السلام ـ به حق جلوه ويژه اي دارد، منتظران حقيقي اين دوران هيچ شبي را بدون حالت انتظار به صبح نرسانند، زيرا انتظار در مكتب تشيّع حالت انساني است كه ضمن پيراستن وجود خود از رذايل و آراستن به فضايل در ارتباطي مستمر با امام و حجت زمان خويش همه همت خود را صرف زمينه سازي ظهور مصلح آخر الزمان نموده و در جهت تحقق وعده الهي نسبت به بر پايي دولت كريمه اهل بيت با تمام وجود تلاش كند.

بنابراين به منظور روشن شدن پرسش فوق بايد گفت: يكي از وظايفي كه به تصريح روايات، در دوران غيبت بر عهده شيعيان و منتظران فرج قائم آل محمد ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ است، كسب آمادگي هاي نظامي و مهيّا كردن تسليحات مناسب هر عصر براي نصرت و ياري امام غائب است.

از امام صادق ـ عليه السلام ـ نقل شده است كه فرمود: «ليعدن احدكم لخروج القائم ـ عليه السلام ـ و لو سهما ، فان الله تعالي اذا علم ذلك من نيته رجوت لأن ينسي في عمره حتي يدركه (فيكون من اعوانه و انصاره).(1). هر يك از شما بايد براي خروج حضرت قائم ـ عليه السلام ـ (سلاحي) مهيا كند، هر چند كه يك تير باشد، زيرا خداي متعال هنگامي كه بداند كه كسي چنين نيتي دارد، اميدوارم عمرش را طولاني كند تا آن حضرت را درك كند (و از ياران و همراهان اش قرار گيرد).»

در روايت ديگر امام ابوالحسن (موسي كاظم ـ عليه السلام ـ ) مي فرمايد: «... من ارتبط دابة متوقعا به امرنا و يقيظ به عدونا و هو منسوب الينا، ادر الله رزقه، و شرح صدره و بلغه امله و كان عونا علي حوائجه.(2)هر كس اسبي را به انتظار امر ما نگاه دارد و به سبب آن دشمنان ما را خشمگين سازد. و او به ما منسوب باشد. خداوند روزيش را فراخ گرداند، به او شرح صدر عطا كند، او را به آرزويش برساند و در رسيدن به خواسته هايش ياري كند.»

دقت و تأمل در اين روايات اين معنا را به خوبي روشن مي سازد كه روايات با صراحت تمام شيعيان و منتظران واقعي را به فراهم آوردن تسليحات و تجهيزات نظامي به منظور تهيأ و آمادگي براي نصرت و ياري آخرين ذخيره الهي، مصلح كل، امام منتظر، به منظور تحقق وعده الهي نسبت به برپايي دولت كريمه اهل بيت ـ عليهم السلام ـ فرا خوانده و آثار و بركاتي را نيز بر آن مرتب كرده اند.

البته بايد توجه داشت كه نحوه اين آمادگي و مهيا بودن بستگي به شرائط زمان و مكان دارد، اگر در اين روايات سخن از آماده كردن اسب و تير و شمشير براي ظهور ولي عصر ـ عليه السلام ـ به ميان آمده و براي آن فضيلت بر شمرده شده است، به اين معنا نيست كه اين ها موضوعيت دارند، بلكه با قدري تأمل روشن مي شود كه ذكر اين موارد تنها به عنوان تمثيل و بيان لزوم آمادگي رزمي براي ياري آخرين حجت حق مي باشد، و مسلما در اين عصر بر شيعيان و منتظران لازم است كه با مسلح شدن با تجهيزات نظامي روز، خود را براي مقابله با دشمنان قائم آل محمد ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ آماده نموده و همه همت خود را صرف زمينه سازي ظهور مصلح آخر الزمان نموده و در جهت تحقق وعده الهي و برپايي دولت كريمه با تمام وجود تلاش نمايند، زيرا وظيفه منتظران آن است كه خود و جامعه را براي ظهور امام زمان و ياري او آماده نمايند، آماده سازي از لوازم انتظار به معناي حقيقي كلمه است. كما اينكه وظيفه منتظر واقعي بستر سازي براي حكومت حقه مهدوي از جهات ديگر مانند علمي، اخلاقي، فرهنگي و سياسي نيز هست.

 

 

پاورقی:

 

1. النعماني، محمد بن ابراهيم، کتاب الغيبه، قم، انوار الهدي، 1422ق، ص335.

2. کليني، محمد بن يعقوب، الکافي، تهران، دارالکتب الاسلاميه، 1376ش، ج6، ص535.

 

%ب ظ، %13 %634 %1395 ساعت %14:%شهریور

دليل اين كه اكثريت اديان و مذاهب بزرگ دنيا فرهنگ انتظار دارند

دليل اين كه اكثريت اديان و مذاهب بزرگ دنيا فرهنگ انتظار دارند و معتقد به ظهور فردي در آخر الزمان و از بين بردن ظلم و برقراري عدل هستند چيست؟

پاسخ: 

قبل از بيان دليل انتظار بهتر است در مورد كلمه انتظار از لحاظ معني و مفهوم توضيحاتي را بدهيم.

انتظار در لغت به معني چشم داشتن، چشم به راه بودن، چشم داشتگي مي باشد(1) و به عبارت ديگر نوعي اميد به آينده داشتن است.

انتظار در اصطلاحبه معني چشم براه بودن و درنگ كردن به اميد پيشامد خاصي(2) انتظار اميدي است به آينده اي نويد بخش و سعادت آفرين كه در آن به رهبري قائدي عظيم، جهان از مفاسد و بدبختي ها رهائي يافته و راه خير و صلاح، آسايش و امنيت را در پيش مي گيرد، انتظار آرزومندي به رسيدن آينده اي است كه در آن ستم و تبعيض تعدي و اجحاف نيست.

مي توان گفت علت اصلي منتظر بودن همه آيين ها و گروه ها اين است كه بشر فطرتاً خواستار جامعه اي ايده آل كه در آن عدالت و آزادي و امنيت هست، مي باشد بنابر اين از خواست هاي سرشت انساني مي باشد و لذا با تعريفي كه از انتظار شد و به خاطر عدم دسترسي به يك حكومت و جامعه اي كه تمام شرايط را داشته باشد، انسان همواره در انتظار آن به سر مي برد پس انتظار در همه انسان ها وجود دارد و امري عمومي و همگاني مي باشد و همه مردم از غربي و شرقي از سياه و سفيد بدان وابسته اند و زمينه آن در همه جوامع چه متمدن و غير متمدن و در همه مذاهب اوليه و پيشرفته و در بين مردم غير مذهبي كه تنها تكيه گاه شان واقعيت (ماترياليستي) است به چشم مي خورد بنابر اين تمامي اديان آسماني و غير آسماني معتقد و منتظر آمدن يك مصلح در آخر الزمان هستند.

از اين رو بخشي از آيات كتاب هاي مقدس در اديان متفاوت به اين مورد اختصاص داده شده به همين سبب به عنوان مثال مسيحيان بر اين باورند كه سرانجام روزي خواهد آمد كه عيسي ـ عليه السلام ـ بار ديگر به سوي آن ها باز خواهد گشت و جهان را پر از عدل خواهد كرد.(3) و يا يهوديان كه در انتظار مصلح به سر مي برند و معتقدند كه روزي ماشيح خواهد آمد و سرزمين موعود را به آباداني خواهد كشيد.(4) و زرتشتيان نيز مانند اديان ديگر به آمدن مصلح جهاني معتقد هستند كه او را با لفظ سوشيانت به معناي نجات بخش تعبير مي كنند.(5) و هم چنين تمامي فرقه ها و مذاهب اسلامي نيز از آمدن مهدي ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ سخن مي گويند.(6) بنابر اين مي توان دليل انتظار را چنين بيان كرد: 1ـ خود سازي 2ـ اميد به آينده روشن 3ـ اميد به نجات از ذلت 4ـ اعتراض به نظامات موجود 5ـ عامل زندگي، شادابي و كوشش فراوان 6ـ اميد به گسترش عدالت در سراسر گيتي.

چنين انتظاري قبل از هر چيز نيازمند عناصر آماده و با ارزش انساني است كه بتواند چنان اصلاحات وسيعي را در جهان به دوش بكشند و اين در درجه اول محتاج به بالاترين سطح انديشه و آگاهي و آمادگي روحي و فكري مي باشد و لذا منتظران واقعي هرگز نمي توانند براي اين چنين برنامه اي مهم نقش تماشاچي را داشته باشند و بايد به خود سازي بپردازند لذا شخصي كه فاسد است چگونه مي تواند در انتظار نظامي باشد كه افراد فاسد و نادرست در آن هيچ گونه نقشي ندارند بلكه مطرود و منفور خواهند بود. و هم چنين منتظران علاوه بر اصلاح خويش بايد به ديگران نيز در اين راستا كمك كنند چرا كه اين يك برنامه فردي نمي باشد وهمين انتظار باعث اميد به آينده اي روشن و نجات از ذلت خواهد بود. و اين اعتراض موجب اعتراض به نظامات موجود مي شود و همه اين كارها عامل زندگي و شادابي و كوشش فراوان مي شود.

 

پاورقی:

 

1. فرهنگ معین، ج 1، چاپ هشتم 71.

2. دایرة المعارف تشیع، نشر شهید سعید محبی، ج 2، ص 539.

3. رضوی، رسول، امام مهدی، انتشارات مرکز مدیریت، چاپ اول، ص 13.

4. همان، ص 10.

5. همان، ص 7.

6. همان، ص 17.

 

%ق ظ، %05 %501 %1395 ساعت %11:%مرداد

برترین مطالب