پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم): براى شهادت حسین (علیه السلام)، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمى‌شود.

2- مهدویت در روایات

دلایل شیعه بر اثبات ولادت حضرت مهدی (عج)

تمامی علمای شیعه اتفاق دارند که آن حضرت در شب نیمه شعبان سال 255 قمری و به قولی 256 از مادری به نام نرجس خاتون در سامّرا و در خانه امام حسن عسکری (علیه السّلام) دیده به جهان گشوده و در این مورد، روایات زیادی از پدر ارجمندش، حضرت عسکری (علیه السّلام) وارد شده که با نقل آن‌ها سخن به درازا می‌کشد.

از آن‌جا که تولد حضرت مهدی (علیه السّلام) زنگ خطری برای تمام نظام‌های فاسد آن روز بود، پیوسته عباسیان در صدد بودند، که از تولد او جلوگیری کرده و در صورت تولد، به حیاتش خاتمه دهند. یکی از علل این‌که امام عسکری (علیه السّلام) را در سامّرا تحت نظر گرفته بودند، این بود که از تولد فرزند او آگاه شوند. تولد او مانند تولد موسی اعجاز آمیز بود. با مراقبت‌های پیاپی مأموران حکومت عباسی، خدا آخرین وصی خود را، از نسل امام حسن عسکری (علیه السّلام)، پیش از تولد و پس از آن، از گزند دشمنان محفوظ داشت.

اسامی برخی از کسانی‌که در زمان تولد آن حضرت، حضور داشته و یا آن حضرت را پس از تولد مشاهده نموده‌اند، از این قرار است:

حکیمه خاتون دختر امام محمد تقی و عمه امام حسن عسکری (علیه السّلام) است. او می‌گوید: روزی به خانه امام حسن (علیه السّلام) مشرف شدم. می‌خواستم شبان‌گاه نیمه شعبان سال 255 به منزل بازگردم، که امام حسن عسکری (علیه السّلام) فرمود: عمه جان! امشب در خانه ما باش، زیرا ولیّ خدا و جانشین من در این شب متولد خواهد شد، پرسیدم از کدام یک از کنیزانت؟ فرمود از سوسن. من هر چه جستجو کردم، اثری از بارداری در وی ندیدم، بعد از افطار با سوسن، در یک اتاق خوابیدم، طولی نکشید که بیدار شدم، به فرمایش امام حسن (علیه السّلام) می‌اندیشیدم. مشغول نماز شب شدم. سوسن هم از خواب برخاست، و به نماز شب پرداخت. حتی نزدیک سپیده دم، باز هم اثری از وضع حمل نبود. نزدیک بود، درباره سخن امام (علیه السّلام) به شک و تردید، دچار شوم که صدای امام (علیه السّلام) از اتاق دیگر آمد که فرمود: عمه جان! تردید نداشته باش، تولد فرزندم نزدیک شده است. لحظاتی بعد، ولی خدا پاک و پاکیزه به‌دنیا آمد،... کودک را نزد امام بردم... .[1]

به‌خاطر مراقبت‌های عباسیان، کمتر کسی موفق شد در حیات حضرت عسکری (علیه السّلام)، امام را از نزدیک ببیند، ولی در عین حال گروهی از افراد بسیار نزدیک و مورد اعتماد، هم‌چون ابوغانم خادم،[2] حسن بن حسین بن علوی،[3] حسن بن منذر[4] و احمد بن اسحاق[5] به زیارت آن حضرت در حیات والدش موفق شدند.

در پایان یادآور می‌شویم که گروهی از بزرگان اهل‌سنت به ولادت او تصریح کرده‌اند. در این مورد به کتاب «منتخب الاثر»،[6] مراجعه شود. مؤلف این کتاب 67 نفر از اهل‌سنت را نام برده است، که در کتاب‌های خود، به ولادت آن حضرت از حضرت عسکری (علیه السّلام) تصریح نموده‌اند.

 

پی‌نوشت:

 

[1]. غیبت، شیخ طوسی، ‌دار المعارف الاسلامیة، قم، ص 141.

[2]. اثبات الهداة، شیخ حر العاملی، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، بیروت، ج 6، ص 431.

[3]. همان، ص 433.

[4]. همان، ص 439.

[5]. بحارالأنوار، علامه مجلسی، ج 52، ص 23، ح 16.

[6]. منتخب الاثر، لطف الله صافی، چاپ جدید، ص 371 تا 392

%ب ظ، %14 %822 %1395 ساعت %18:%خرداد

شناخت بهتر حضرت مهدی (عج) به‌ وسیله القاب ایشان

 یک از راه‌هایی كه باعث می‌شود معرفت ما را نسبت به صاحب‌الامر (علیه‌ السلام) افزايش دهد، آشنايی با القاب آن حضرت و شناخت معنی و مفهوم این القاب است. استفاده از القاب خاص برای آن حضرت، قطعاً حکمت و دلایل خاصی داشته است؛ با شناخت این القاب و معنی آن‌ها روشن می‌شود كه برخی از اوصاف و ويژگی‌های آن حضرت چگونه است.

برخی از القاب مهدی صاحب‌الزمان عبارتند از:

«بقیه‌الله»، «حجت»، «خاتم الاوصياء»، «شريد»، «صاحب‌الامر»، «صاحب الدار»، «صاحب‌الزمان»، «صاحب السيف»، «صاحب الغيبه»، «غريم»، «فريد»، «قائم»، «مضطر»، «منتظر»، «منتقم»، «منصور»، «مهدی»؛ در این القاب بعضی معروف و شناخته‌ شده است. ولی بعضی را کمتر شنیده‌ایم. سعی می‌کنیم بعضی القاب را توضیح دهیم.

مُنتقم؛

«منتقم»، به معنای انتقام گيرنده و از صفات حضرت صاحب‌الامر است. چنان‌چه در روایت از ایشان گفته شده است که می‌فرمايد: «اَنَا بَقِيةُ اللَّهِ فِي اَرْضِهِ وَالمُنتَقِمُ مِنْ اَعْدائِهِ.[1] من باقي‏‌مانده خدا در روی زمين و انتقام گيرنده از دشمنان او هستم».

امام صادق (علیه‌ السلام) نيز فرمود: «چون حسين ‏بن علی (علیهما السلام) به شهادت رسيد، فرشتگان الهی ضجه سر دادند و گفتند: پروردگارا! با حسين چنين‏ شد؛ درحالی‌كه او صفیّ تو و فرزند پيامبرت است؟! پس خداوند نور قائم (علیه‌ السلام) را به آنان نشان داد و فرمود: به‌ وسیله اين [شخص] انتقام او را خواهم گرفت.»[2]

منصور؛

در احاديث فراوانی گفته ‌شده است که حضرت بقیةالله (علیه السلام)، «مَنْصُورٌ بِالرُّعْب» وَ «مُؤَيدٌ بِالنَّصْر» است. يعنی، در زمان ظهور رعب او در دل‏‌های زورمندان و ظالمان می‌افتد و نيروهای غيبی و نامرئی و ملکوتی هم‌چنان حکومت حضرت سلیمان (علیه‌ السلام)، به كمك و ياری او می‌شتابند.

محمد بن مسلم ثقفی از امام باقر (عليه السلام) نقل می‌كند كه فرمود: «اَلْقائِمُ مِنَّا مَنْصُورٌ بِالرُّعْبِ.[3] قائم ما به (افتادن ترس در دل دشمنان) ياری شده است».

صاحب السَّيف؛

يكی از القاب حضرت صاحب‌ الامر (علیه السلام) ـ كه در بعضی از روايات ائمه (علیهم‌السلام) به آن اشاره شده ـ «صاحب السيف؛ صاحب شمشير» است. درباره سلاح حضرت مهدی (علیه السلام) هنگام ظهور دو احتمال می‌توان داد. ممكن است، این‌گونه روايات را بر اساس ظاهرش، معنی کنیم؛ يعنی، آن حضرت با همان سلاح‏‌های متداول عصر بعثت پيامبر (صلی الله عليه و آله) ظهور خواهد فرمود. اگر چه در مقابل می‌توان آن را كنايه از «صاحب القدرة والعظمة» دانست و «سيف» را در اين‌جا به معنای ابزار غلبه و قدرت معنا کرد، که لازمه هر اصلاح بزرگ اجتماعی، همین قدرت و غلبه بر نااهلان است.

در كافی آمده است: وقتی از امام صادق (علیه‌السلام) درباره قائم (علیه‌السلام) پرسيده شد، آن حضرت فرمود: «كُلُّنا قائِمٌ بِاَمرِاللّهِ وَاحِدٌ بَعْدَ واحِدٍ حَتَّي يجِي‏ءَ صاحِبُ السَّيفِ فَاِذا جَاءَ صاحِبُ السَّيفِ جاءَ بِاَمرٍ غَيرِالَّذي كانَ.[4] همه ما قائم به امر خداييم؛ يكی پس از ديگری تا زمانی كه صاحب شمشير بيايد. چون صاحب شمشير آمد، امر و دستوری غير از آن‌چه بوده، می‌آورد، پدرانش مأمور به تقيّه و صبر بودند و او مأمور به جهاد و برانداختن ظلم است.»

صاحبُ الغَيبَة؛

در روايات از اين لقب، برای معرفی صاحب‌الامر و اثبات غيبت برای ايشان استفاده شده است. امام رضا (علیه‌ السلام) فرمود: «... وَهُوَ صاحِبُ الغَيبَةِ قَبلَ خُرُوجِهِ.[5] و او است صاحب غيبت، قبل از ظهورش».

فريد؛

«فريد» در لغت به ‏معنای «تك» است. فرید به‌‌عنوان يكی ‏از القاب صاحب‌ الامر به‌كار رفته است، که خود نشان از نوعی ممتاز بودن و یکتا بودن و از طرفی نوعی تنهایی و مظلومیت را برای ایشان تداعی می‌کند... اصبغ ‏بن نباته می‌‏گويد: از اميرمؤمنان (علیه‌السلام) شنيدم كه می‌فرمود: «صاحب اين امر شريد (آواره)، طريد (رانده)، فريد (تك) و وحيد (تنها) است.»[6]

مُضْطَر؛

«مضطر» در لغت به معنای كسی است كه سختی‌های روزگار، او را ناچار به تضرّع در درگاه الهی کرده است. در روايات از اين لقب، به‌عنوان يكی از القاب حضرت مهدی (علیه‌السلام) بیان شده که از باب مصداق حقیقی این لقب می‌توان از آن نام برد؛ و در قرآن مجيد نيز مورد اشاره قرار گرفته‌است «اَمَّنْ يجِيبُ المُضْطَرَّ اِذا دَعاهُ وَيكْشِفُ السُوءَ.[نمل/62] ای كسی‌كه دعای مضطر را اجابت می‌كند و گرفتاری را برطرف می‌سازد.»

در برخی از روايات، اين آيه تفسير به حضرت مهدی (علیه‌السلام) و قيام ايشان شده است. امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمودند: «اين آيه در مورد مهدی از آل محمد (علیهم‌السلام) نازل شده است؛ به ‏خدا سوگند! مضطر او است؛ هنگامی‌كه در مقام ابراهيم دو ركعت نماز به ‏جا می‌آورد و دست به درگاه خداوند متعال برمی‌دارد؛ خداوند دعای او را اجابت می‌كند، ناراحتی‌ها را برطرف می‌سازد و او را خليفه روی زمين قرار می‌دهد.»[7]

بدون شك منظور از اين تفسير، منحصر ساختن مفهوم آيه، به وجود مبارك حضرت مهدی (علیه السلام) نيست؛ بلكه آيه معنای گسترده‏‌ای دارد، كه يكی از مصداق‏‎های روشن آن، وجود حضرت مهدی (علیه‌السلام) است. پس زمانی که همه‌جا را فساد می‌گيرد، درها بسته می‌شود، بشریت در تنگنایی سخت قرار می‌گيرد، حالت اضطرار در تمام عالم ایجاد می‌شود؛ در اين هنگام حضرت صاحب الامر در حرم امن الهی، دست به دعا بر می‌دارد و تقاضای كشف سوء می‌كند. خداوند نيز اين دعا را سرآغاز انقلاب مقدس جهانی او قرار می‌دهد.

 

پی‌نوشت:

 

[1]. كمال‏ الدين و تمام النعمة، حسین ابن بابویه قمی، ج 2، ص 384، نشر دارالحدیث، قم، 1387.

[2]. كافي، ج 1، ص 465، ح 6؛ شيخ طوسي، امالي، ج 2، ص 33، موسوعةالکتب‌الاربعة، موسسه احیاءالکتب الاسلامیة، قم، 1428 ق.

[3]. كمال‏ الدين و تمام النعمة، ج 1، ص 330، همان.

[4]. كافي، ج 1، ص 536، ح 2 همان.

[5]. كمال‏ الدين و تمام النعمة، ج 2، ص 42، همان.

[6]. كمال ‏الدين و تمام النعمة، ج 1، باب 26، همان.

[7]. تفسير نورالثقلين، ج 4، ص 94؛ ر.ك: الغيبة، ص 181، شیخ طوسی،‌بی‌تا.

%ق ظ، %11 %453 %1395 ساعت %09:%خرداد

تواتر احادیث امام زمان (عج) حتی در کتب مخالفین شیعه

یکی از مجریان شبکه وهابی در ادعایی گزاف، درباره امام زمان (علیه السلام) چنین گفت: «شیعه حتی یک روایت صحیح هم، درباره اثبات وجودِ امام زمانش ندارد.» آن‌چه در این نوشتار می‌خوانیم، پاسخ به این فرد جاهل و مغرض است.

نه‌تنها شیعه، بلکه تعداد زيادی از علمای اهل تسنن و حتی بعضی از وهابیون تصريح کرده‌اند که احاديث مهدويت، متواتر هستند و حتی همین سران وهابی گفته‌اند که منکران حضرت مهدی (عليه السلام) کافر هستند.

قرطبی که یکی از مفسرین اهل سنت است در تفسیر خود در ذیل این آیه، «هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ.[توبه/33] او كسى است كه رسولش را با هدايت و آيين حق فرستاد، تا آن را بر همه آيين‏‌ها غالب گرداند، هر چند مشركان كراهت داشته باشند!» چنین می‌گوید: «سدی گفته: اين وعده خداوند در زمان خروج حضرت مهدی (عليه السلام) تحقق می‌يابد، همان زمانی که کسی باقی نمی‌ماند؛ مگر اين‌که مسلمان می‌شود يا جزيه پرداخت می‌کند. گفته شده است که مهدی، همان عيسی (عليه السلام) است، نه کس ديگری؛ اين سخن درست نيست، زيرا روايات صحيح به‌صورت متواتر نقل شده است که مهدی (عليه السلام) از نسل رسول خدا (صلی الله عليه و آله) است؛ پس جايز نيست که آن را بر عيسی (عليه السلام) حمل کنيم.»[1]

و علمای دیگر اهل سنت که ادعای تواتر احادیث مهدویت کرده‌اند.[2] البانی وهابی می‌گوید: «انکارعقیده مهدویت، مثل انکار خداست.»[3]

در روایات شیعه هم احادیث بسیاری درباره حضرت مهدی (علیه السلام)، به صورت تواتر موجود است. روایات در این‌باره بسیار زیاد است، که به جهت اختصار، فقط به دو حدیث صحیح السند، در این مورد اکتفا می‌شود.

شيخ صدوق با سند صحیح در كتاب «الخصال» از سلمان فارسی نقل میکند که رسول خدا (صلى الله عليه و آله)، امام حسين (عليه السلام) را امام، فرزند امام و پدر ائمه (عليهم السلام) معرفی کرده است: «.... نهمين آنان، حضرت قائم است»[4]

شيخ کلينی با سند صحيح از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نقل می‌کند که آن حضرت، غيبت امام مهدی (عليه السلام) را پيش‌بينی کرده است: «مهدی از فرزندان من است، هم‌نام و هم‌کنيه من است. او شبيه‌ترين شخص نسبت به من از نظر صورت و سيرت است. او دارای غيبتی است که مردم حيران هستند؛ به‌حدی که مردم از دين‌شان بر می‌گردند، در اين زمان است، که او همانند ستاره نفوذ کننده، خواهد آمد و زمين را پر از عدل و داد خواهد کرد، همان‌گونه که پر از ظلم و جور شده است.»[5]

پی‌نوشت:

[1]. «وقال السدي: ذاك عند خروج المهدي لا يبقى أحد إلا دخل في الإسلام أو أدى الجزية وقيل: المهدي هو عيسى فقط وهو غير صحيح لأن الأخبار الصحاح قد تواترت على أن المهدي من عترة رسول الله صلى الله عليه وسلم فلا يجوز حمله على عيسى.» القرطبي، الجامع لأحكام القرآن، ناشر: دار الشعب، القاهرة. ج8، ص122

[2]. الكتاني، نظم المتناثر من الحديث المتواتر، تحقيق: شرف حجازي، ناشر: دار الكتب السلفية، مصر، ج1، ص227

الزرعي الدمشقي الحنبلي، المنار المنيف في الصحيح والضعيف، تحقيق: عبد الفتاح أبو غدة، ناشر: مكتب المطبوعات الإسلامية، حلب، الطبعة: الثانية، 1403هـ، ج 1، ص 142،

[3]. «و ما مثل هؤلاء إلا کمثل من ينکر عقيدة نزول عيسى عليه السلام في آخر الزمان التي تواتر ذکرها في الأحاديث الصحيحة...و ما مثل هؤلاء المنکرين جميعا عندي إلا کما لو أنکر رجل ألوهية الله عز وجل». البانی، سلسله الاحادیث الصحیحه، چاپ: مکتبه المعارف للنشر و التوزیع، الریاض، ص 43.

[4]. «حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي خَلَفٍ قَالَ حَدَّثَنِي يَعْقُوبُ بْنُ يَزِيدَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ عَنْ سُلَيْمِ بْنِ قَيْسٍ الْهِلَالِيِّ عَنْ سَلْمَانَ الْفَارِسِيِّ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ: ..... تَاسِعُهُمْ قَائِمُهُمْ.» الصدوق، الخصال، جماعة المدرسين في الحوزة العلمية، قم؛ ج2، ص475، 

[5]. حَدَّثَنَا أَبِي وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى الْمُتَوَكِّلُ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ قَالُوا حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ وَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ الْحِمْيَرِيُّ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى الْعَطَّارُ جَمِيعاً قَالُوا حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى وَ إِبْرَاهِيمُ بْنُ هَاشِمٍ وَأَحْمَدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِيُّ وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْخَطَّابِ جَمِيعاً قَالُوا حَدَّثَنَا أَبُو عَلِيٍّ الْحَسَنُ بْنُ مَحْبُوبٍ السَّرَّادُ عَنْ دَاوُدَ بْنِ الْحُصَيْنِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ آبَائِهِ عليهم السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه وآله وسلم، الْمَهْدِيُّ مِنْ وُلْدِي اسْمُهُ اسْمِي وَكُنْيَتُهُ كُنْيَتِي أَشْبَهُ النَّاسِ بِي خَلْقاً وَ خُلْقاً تَكُونُ‏ لَهُ‏ غَيْبَةٌ وَ حَيْرَةٌ حَتَّى تَضِلَّ الْخَلْقُ عَنْ أَدْيَانِهِمْ فَعِنْدَ ذَلِكَ يُقْبِلُ كَالشِّهَابِ الثَّاقِبِ فَيَمْلَؤُهَا قِسْطاً وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً». الصدوق، ناشر:‌ اسلامية، تهران‏، الطبعة الثانية‏، 1395 هـ. كمال الدين و تمام النعمة، ج‏1، ص287

%ب ظ، %07 %873 %1395 ساعت %19:%خرداد

اقتدای حضرت عیسی (ع) به امام زمان (عج)

آن‌چه در این نوشتار به آن می‌پردازیم، درباره اقتدای حضرت عیسی (علیه السلام) به امام زمان (علیه السلام) می‌باشد. وهابی در این مناظره می‌کوشد که مقام امام زمان را کم ارزش جلوه دهد و شیعه با استفاده از منابع مورد تایید وهابی به او پاسخ می‌دهد. 

شیعه: آیا شنیده‌ای وقتی که امام زمان ظهور می‌کند، حضرت عیسی (عليه السلام) به ایشان اقتدا می‌کند؟

وهابی: این حرف‌ها صحیح نیست و آخوندهای رافضی این حرف‌ها را از خود ساخته‌اند.

شیعه: کتاب بخاری و مسلم را قبول داری؟ 

وهابی: بله این دو کتاب بعد از قرآن از صحیح‌ترین کتاب‌ها است و تمام روایات آن مورد قبول است.

شیعه: مسلم با سند خود از جابر بن عبدالله انصاری از پيامبر گرامی اسلام (صلی الله عليه و آله) نوشته است: «همواره گروهی از امتم بر حق و ظاهرند، تا روز قيامت. سپس فرمود: عيسی بن مريم از آسمان فرود آيد. امير آن‌ها به حضرت عيسی می‌گوید: پيش آی و برای ما امامت كن. او در پاسخ می‌گوید: خير! به‌راستی برخی  از شما بر برخی ديگر امير است؛ به جهت اكرام خدا بر اين امت».[1]

شیعه: این روایت می‌فرماید، هنگام نزول حضرت عيسی (عليه السلام)، امام زمان (عليه السلام) از او می‌خواهد كه بر اين امت، امامت جماعت كند؛ او نيز اين تقاضا را به جهت احترام گذاشتن بر حضرت و امت اسلامی نمی‌پذيرد و امر امامت جماعت را به امام زمان (عليه السلام) واگذار می‌كند. آیا این امر برتری امام زمان (علیه السلام) بر حضرت عیسی (علیه السلام) را نمی‌رساند؟ آیا این حدیث نمی‌فرماید که، امام زمان (علیه السلام) امیر و جانشین بر مردم است؟ همين روايت هم در بخاری آمده است.[2]

شیعه: چرا تمام تلاشتان این است که مقام امام زمان (علیه السلام) را کم‌ارزش جلوه دهید؟ چه‌طور چشم خود را بر روی این احادیث می‌بندید و قصد دارید وجود این امام را انکار کنید؟ چه هدفی از انکار مهدویت دارید؟

وهابی: باید بروم امری مهم در پیش دارم.

پی‌نوشت:

[1]. «حدثنا الْوَلِيدُ بن شُجَاعٍ وَهَارُونُ بن عبد اللَّهِ وَحَجَّاجُ بن الشَّاعِرِ قالوا حدثنا حَجَّاجٌ وهو بن مُحَمَّدٍ عن بن جُرَيْجٍ قال أخبرني أبو الزُّبَيْرِ أَنَّهُ سمع جَابِرَ بن عبد اللَّهِ يقول سمعت النبي يقول لَا تَزَالُ طَائِفَةٌ من أُمَّتِي يُقَاتِلُونَ على الْحَقِّ ظَاهِرِينَ إلى يَوْمِ الْقِيَامَةِ قال فَيَنْزِلُ عِيسَى بن مَرْيَمَ فيقول أَمِيرُهُمْ تَعَالَ صَلِّ لنا فيقول لَا إِنَّ بَعْضَكُمْ على بَعْضٍ أُمَرَاءُ تَكْرِمَةَ اللَّهِ هذه الْأُمَّةَ» . مسلم، صحیح مسلم، دار النشر: دار إحياء التراث العربي، بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج 1   ص 137

[2]. بخاری، صحیح بخاری، مصدر الكتاب : موقع وزارة الأوقاف المصرية، شماره حدیث، 3449

%ب ظ، %07 %870 %1395 ساعت %19:%خرداد

برترین مطالب