پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم): براى شهادت حسین (علیه السلام)، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمى‌شود.

2- مهدویت در روایات

امام مهدی (عج) و بنای خانه کعبه

نویسنده‌ای وهابی مدعی شده که بر طبق روایات شیعه، مهدی مسجد الحرام و کعبه را تخریب کرده و براساس اول خود می‌سازد. پس سیره قائم آن‌ها نشان از شریعت جدیدی دارد.[1]   

باید گفت که؛ روایت مذکور از نظر سندی ضعیف است.[2] بنابراین اشکال مورد نظر خود به خود مرتفع است. اما قابل توجه این است که این روایت قبل از نقل توسط کتب شیعه، توسط محدثان سنی از قول پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نقل شده‌است؛ برای نمونه بخاری [3] و مسلم [4] در صحاح خود و شافعی[5] و بسیاری دیگر حدیثی به این مضمون روایت کرده‌اند: «...حطیم، حجر اسماعیل، جزئی از کعبه است، ولی خاندان تو به دلیل کمبود مال حلال، آن را از کعبه بیرون گذاردند و اگر نبود که خاندان تو به عهد جاهلیت نزدیکند، بنای کعبه را خراب می‌کردم و پایه‌هایی را که ابراهیم خلیل کعبه را بر آن بنا نهاد را آشکار می‌کردم....و اگر تا سال آینده زنده بمانم ، چنین خواهم کرد.»[6]

ابن کثیر هم پس نقل این مضمون می‌نویسد: «این حدیث به طرق متعدد در کتب صحاح، حسان، مسانید از قول عایشه نقل شده‌است.»[7] عبدالله بن زبیر هم بر اساس شهرت این روایت کعبه را خراب و بازسازی کرد. سرخسی در این باره می‌نویسد: «تا این‌که زمان عبدالله بن زبیر شد و او این حدیث را شنیده بود، پس به آن عمل کرد و پایه‌هایی را که ابراهیم خلیل کعبه را بر آن استوار کرده‌بود آشکار ساخت و کعبه را در برابر دیدگان مردم، بر همان پایه‌ها بنا نهاد و حطیم را جزء کعبه قرار داد. اما پس از این‌که کشته شد، حجاج از این کار عبدالله بن زبیر ناخشنود بود، به همین دلیل آن را خراب کرد و به همان زمان جاهلیت برگرداند.»[8] این حدیث می‌توانست دستاویز مناسبی باشد تا دانشمندان شیعه با استناد به آن به مانند این وهابی، درباره‌ی طرح‌های پنهانی و دسیسه‌های شوم وهابیت برای تخریب خانه کعبه و مسجدالحرام داستان سرایی کنند. اما تقوا و انصاف دانشمندان شیعی آن‌ها را از این قضاوت‌های عجولانه برحذر می‌دارد.

در حقیقت، همچنان که علمای اهل سنت روایت کرده‌اند تخریب خانه کعبه و احداث آن به شکل اولیه‌اش از آرزوهای بوده که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) به اجرای آن موفق نشدند، ولی ان شاء الله این آرزو به دست نوه‌ی گرامیشان، امام مهدی(علیه السلام) عملی خواهد گردید و تخریب کعبه نه به هدف انهدام نمادهای اسلامی، بلکه برای عملی کردن خواسته قلبی پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) خواهد بود.

باید اضافه کنیم که در روایت دیگر شیعه که سخن از تخریب کعبه توسط امام مهدی(علیه السلام) آمده‌است در کنارش سخن از تخریب مسجد کوفه هم آمده‌است: «چون قائم ما قیام کند، بیت الحرام را براساس سابقش باز خواهد گرداند و مسجد النبی و مسجد کوفه را هم چنین خواهد کرد.»[9] و با توجه به این‌که مسجد کوفه نمادی شیعی محسوب می‌شود سخن از تخریب آن در کنار تخریب کعبه نشانه‌ی این حقیقت است که؛ اگر شیعیان این روایات را به اندیشه‌ی دشمنی با شریعت اسلام جعل کرده‌بودند هرگز نباید از تخریب مسجد کوفه به میان بیاورند، پس حال که سخن از تخریب مسجد کوفه آورده‌اند نشان از این است که این تخریب به انگیزه‌ی توسعه و نوسازی آن‌هاست و تحلیل مغرضانه‌ی امثال القفاری از این روایات خیالی مسموم بیش نیست.

 

پی نوشت:

[1]. اصول مذهب شیعه، القفاری، انتشارات دارالرضاء، ص1063

[2] الغیبه للحجة، محمد بن ابراهیم نعمانی، قم، انوارالهدی، چاپ اول، 1422ق، ص472

[3]. صحیح بخاری، بخاری، بیروت، دارالفکر،  چاپ اول، 1365ش،ج2، ص156

[4]. صحیح مسلم، مسلم، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، 1417ق،ج4، ص97

[5]. مسند، احمد بن حنبل،بیروت، دارصادر، ص129

[6]. سیرة الحلبیه،  حلبی، بیروت، دارالمعرفه، 1400ق،ج1، ص288

[7]. البدایه و النهایه، ابن کثیر، بیروت، دارالکتب العلمیه، ج8، ص289

[8]. المبسوط،  سرخسی، بیروت، دارالمعرفه، ج4، ص11

[9]. کافی، شیخ کلینی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ پنجم، 1363ش، ج4، ص543

%ب ظ، %21 %855 %1395 ساعت %19:%خرداد

امام مهدی (علیه السلام) رهبری برای همه‌ی بشریت

مهدی امامی است برای شرق و غرب عالم و برای او هیچ کجای دنیا تفاوتی ندارد، بلکه همه‌جا خانه‌ی اوست. اگر چه پیام او از حیث مضمون مکتبی، نه شرقی و نه غربی است، اما از حیث مخاطب انسانی، هم شرقی و هم غربی است. از همین‌رو است که مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از طرف پدر شرقی و از طرف مادر غربی است و مادرش دختری رومی و مسیحی است، که اسلام آورده است و شاید این رمز و رازی باشد، برای اسلام آوردن غرب و مسیحیت و فتح جهان غرب، به‌دست امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف).

بشر بن سلیمان می‌گوید: روزی امام هادی (علیه السلام) مرا خواست و گفت تو از کسانی هستی، که مورد اعتماد ما هستی، می‌خواهم برایم کنیزی بخری، سپس مقداری پول و نامه‌ای که با خط رومی نوشته شده بود، به من داد و فرمود: به‌سمت بازار برده‌فروشان بغداد برو، و در آن‌جا منتظر باش، تا کنیزکان رومی را برای فروش بیاورند. از میان اسیران، زنی با این خصوصیات را جستجو کن، که لباس حریر بر تن دارد و خود را پوشانده است و از دست زدن به بدنش کراهت دارد. منتظر باش تا برده فروش، او را کتک بزند و او بنالد، یکی از خریداران او را به مبلغ سی‌صد دینار می‌خرد و این کنیز راضی نمی‌شود. در این هنگام برای خرید اقدام کن و این نامه را به کنیز نشان بده.

بشر بن سلیمان می‌گوید: طبق سفارش امام هادی (علیه السلام) عمل کردم و همه‌چیز همان‌طور بود، که امام فرموده بود، تا این‌که وقت مقرر فرا رسید و برای خرید کنیز اقدام کردم؛ به‌سمت عمر بن یزید برده فروش رفتم و نامه را به او نشان دادم و گفتم این نامه به زبان رومی نوشته شده است و از یکی از اشراف عرب است، این نامه را به این کنیز نشان بده، تا اگر راضی شد، او را بخرم. همین‌که کنیز نامه را گرفت، شروع به گریستن کرد و نامه را به چشم‌هایش می‌مالید و به عمر بن یزید گفت: مرا به صاحب این نامه بفروش و الا خودم را می‌کشم. به این‌ترتیب کنیز را به همان مبلغی که امام به من داده بود (220 درهم)، خریداری کردم. و به همراه کنیز در حالی‌که خوشحال و خندان بود، به سمت حجره‌ام در بغداد حرکت کردیم، وقتی به حجره رسیدیم، دیدم که کنیز نامه را می‌بوسد و گریه می‌کند، به او گفتم نامه کسی را که ندیده‌ای، می‌بوسی و در فراقش گریه می‌کنی!؟

کنیز گفت: من صاحب این نامه را می‌شناسم، مدتی است که هر شب خواب او را می‌بینم و در انتظار او هستم. بگذار تا برایت داستان زندگیم را، بگویم: من ملیکا دختر یشوعا، فرزند قیصر روم هستم و مادرم از فرزندان حواريون يعنى شمعون وصىّ مسيح است. جدّم قيصر روم، می‌خواست مرا در سنّ سيزده سالگى به عقد برادرزاده‌‏اش در آورد و در كاخش محفلى از بزرگان تشكيل داد و تخت زيبايى در بالای مجلس برای من قرار داد و چون کشیش‌ها به دعا ايستادند و انجيل‌ها را گشودند، ناگهان صليب‌ها به‏ زمين سرنگون شد و ستون‌ها فرو ريخت، و داماد بی‌هوش بر زمین افتاد. کشیشان به جدم گفتند: ما را از این کار معاف كن! اما جدم به كشيش‌ها گفت: اين ستون‌ها را برپا سازيد و صليب‌ها را برافرازيد و برادر داماد را بياوريد، تا اين دختر را به ازدواج او درآورم و نحوست او را به سعادت آن ديگرى دفع سازم، اما همین که مجلس برای بار دوم، بر پا شد، این حوادث تکرار شد و مردم پراكنده شدند و جدّم قيصر اندوهناك گرديد و از غصه به داخل كاخ خود رفت.

من در آن شب در خواب ديدم كه مسيح و شمعون و جمعى از حواريون در كاخ جدّم، گرد آمدند و در همان موضعى كه جدّم تخت را قرار داده بود، منبرى نصب كردند و محمّد (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) به همراه جوانان و شمارى از فرزندانش وارد شدند، مسيح به استقبال او آمد و با او معانقه كرد، آن‌گاه محمّد (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) به او گفت: اى روح اللَّه! من آمده‌‏ام تا از وصىّ تو، شمعون، دخترش مليكا را براى پسرم خواستگارى كنم و با دست خود، اشاره به ابومحمّد، صاحب اين نامه كرد.

مسيح به شمعون نگريست و گفت: شرافت نزد تو آمده است، با رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) خويشاوندى كن. گفت: چنين كردم، آن‌گاه محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم) بر فراز منبر رفت، و خطبه خواند و مرا به پسرش تزويج كرد.

چون از خواب بيدار شدم، ترسيدم اگر اين رؤيا را براى پدر و جدّم بازگو كنم، مرا بكشند و آن را در دلم نهان ساخته و براى آن‌ها بازگو نكردم و سينه‏‌ام از عشق ابومحمّد لبريز شد، تا به غايتى كه دست از خوردن و نوشيدن كشيدم و ضعيف و لاغر شدم و سخت بيمار گرديدم. تا این‌که پس از چهار شب ديگر، سيّدة النّساء را در خواب ديدم، كه به همراهى مريم و هزار خدمت‌كار بهشتى از من ديدار كردند، و مريم به من گفت: اين سيّدة النّساء، مادر شوهرت، ابومحمّد است، من به او در آويختم و گريستم و گلايه كردم كه ابومحمّد به ديدارم نمى‌‏آيد.

سيّدة النّساء فرمود: تا تو مشرك و به دين نصارى باشى، فرزندم ابومحمّد، به ديدار تو نمى‌‏آيد و اين خواهرم مريم است، كه از دين تو، به خداوند تبرّى مى‌‏جويد و اگر تمايل به رضاى خداى تعالى و رضاى مسيح و مريم دارى و دوست دارى كه ابومحمّد تو را ديدار كند، پس بگو: «أشهد أن لا إله إلّا اللَّه و أشهد أنّ محمّدا رسول اللَّه»‏ و چون اين كلمات را گفتم: سيّدة النّساء، مرا در آغوش گرفت، و مرا خوشحال نمود و فرمود: اكنون در انتظار ديدار ابومحمّد باش، كه او را نزد تو روانه مى‌‏سازم.

از خواب بيدار شدم و مشتاقانه در انتظار ابومحمد به‌سر می‌بردم، و چون فردا شب فرا رسيد، ابومحمّد در خواب به ديدارم آمد و گويا به او گفتم: اى حبيب من! بعد از آن‌كه همه دل مرا، به عشق خود مبتلا كردى، در حقّ من جفا نمودى! و او فرمود: تأخير من براى شرك تو بود، حال كه اسلام آوردى، هر شب به ديدار تو مى‌‏آيم، تا آن‌كه خداوند وصال حقیقی را ميسر گرداند و از آن زمان تاكنون هرگز، ديدار او از من قطع نشده است.

بشر: چگونه در ميان اسيران درآمدى و حال این‌که تو از شاهزادگان بودی!؟

ملیکا: يك شب ابومحمّد به من گفت: پدربزرگت در فلان روز لشكرى به جنگ مسلمانان مى‌‏فرستد و خود نیز با آن‌ها می‌رود، تو لباس خدمت‌کاران بپوش، و به‌طور ناشناس از فلان راه برو، و من نيز چنان كردم و طلايه‌‌داران سپاه اسلام، بر سر ما آمدند و كارم بدان‌جا رسيد كه مشاهده كردى و هيچ‌كس غیر از تو نمى‏‌داند كه من دختر پادشاه روم هستم. حتی نامم را از آن برده فروش نیز، مخفی کرده و خود را، نرجس معرفی کردم و او گفت: اين نام كنيزان است.

بشر: شگفتا تو رومى هستى، امّا به زبان عربى سخن مى‏‌گويى!

میلکا: پدربزرگم در آموختن ادبيات به من حريص بود و زن مترجمى را بر من گماشت و هر صبح و شام، به نزد من مى‌‏آمد و به من عربى آموخت، تا آن‌كه زبانم بر آن عادت كرد.

بشرمی‌گويد: چون این کنیز را به «سامراء» و به خدمت امام هادی (علیه السلام) رسانيدم، حضرت به او فرمود: چگونه خداوند عزّت اسلام و ذلّت نصرانيّت و شرافت اهل بيت محمّد (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) را به تو نماياند؟ گفت: اى فرزند رسول خدا! چيزى را كه شما بهتر مى‏‌دانيد، چگونه بيان كنم؟ فرمود: من مى‌‏خواهم تو را اكرام كنم، كدام را بيشتر دوست مى‏‌دارى، ده هزار درهم؟ يا بشارتى كه در آن شرافت ابدى است؟ گفت: بشارت را، فرمود: بشارت باد تو را، به فرزندى كه شرق و غرب عالم را مالك شود و زمين را پر از عدل و داد نمايد، هم‌چنان كه پر از ظلم و جور شده باشد![1]

بله! او خواهد آمد و زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد، چنان‌چه پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: «لَوْ لَمْ يَبْقَ مِنَ الدُّنْيَا إِلَّا يَوْمٌ وَاحِدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ ذَلِكَ الْيَوْمَ حَتَّى يَخْرُجَ رَجُلٌ مِنْ وُلْدِي فَيَمْلَأَ الْأَرْضَ عَدْلًا وَ قِسْطاً كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً.[2] اگر از عمر دنیا فقط یک روز باقی‌مانده باشد، خداوند آن روز را آن‌قدر طولانی خواهد کرد، تا این‌که مردی از فرزندان من قیام کند و جهان را پر از عدل و داد کند، چنان‌که پر از ظلم و گناه شده باشد». زیرا تقدیر الهی بر این است که حکومت عدل الهی بر زمین حکم‌فرما شود. «وَ نُريدُ أَنْ‏ نَمُنَ‏ عَلَى الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثين‏.[قصص/5] ما مى‏‌خواهيم بر مستضعفان زمين منّت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان روى زمين قرار دهيم‏».

 

پی‌نوشت:

 

[1]. ابن بابویه، کمال الدین، ترجمه پهلوان، دارالحدیث، قم، ج2، ص134-143 

[2]. طوسی محمد بن حسن، الغیبه، دار المعارف الإسلامية، قم، 1411ق، ص425

%ب ظ، %21 %850 %1395 ساعت %19:%خرداد

مهدی آل مصطفی (ص) در تفاسیر شیعه و اهل سنت

اخبار و روایات فراوانی از رسول مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) و حضرات ائمه معصومین (علیهم‌‏السلام) پیرامون حضرت حجة بن الحسن علیه ‏السلام در کتب روایی (شیعه و سنی) وجود دارد و مسئله مهدویت، نشانه‏‌ها، علائم ظهور و ویژگی‌‏های مهدی موعود (علیه ‏السلام) را توضیح می‏‌دهند، تعدادی از آیات کریمه‏ قرآن هم با تأویل و تفسیر ائمه‏ معصومین (علیهم السلام) بر این حقیقت دلالت دارد و برای بشریت سرنوشتی سرشار از سعادت را پیش‏بینی می‌‏نماید. اگرچه اکنون جامعه بشری با استکبار و خودخواهی مستکبران بر نهادی نا آرام  قرار گرفته و اساس آن متزلزل است ولی این نظام ظالمانه فرو خواهد ریخت و زمام امور به دست کسی خواهد افتاد که حکومتی بر پایه عدل و قسط در جهان برقرار می‌‏سازد.

در قرآن کريم 324 آيه يافت مي‌شود که بر اساس احاديث پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) و اهل بيت (عليهم السلام) با مهدويت مرتبط است. در اين باره، کتاب‌های زیادی نوشته شده است. البته دلالت اين آيات يکسان نيست، گاهی به تفسير آيات و گاهي به تأويل و بطن و گاهي به تطبيق آيات اشاره دارد، همان طور که اين آيات و روايات، به موضوعات سياسي، اقتصادی، نظامي و تاريخي مهدويت اشاره دارد.

طبق برخی احاديث از امام صادق (عليه السلام) در باره نام ‏«علی» و اهل بيت (عليهم السلام) كه در قرآن نيامده است، پرسش شد، آن حضرت به نماز اشاره فرمود كه حكم آن در قرآن نازل شده، ولي از سه يا چهار ركعت بودن آن، نامی به ميان نيامده است، تا خود رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) اين بخش را براي آنان تفسيرکردند.

درباره آيات مهدويت در قرآن در منابع تفسيری و حديثی شيعه و اهل سنت مطالبی آمده است این تفاسیر در غیر امامیه در حدود 100تفسیر و در غیر امامیه بیشتر تفاسیر به این مهم توجه کرده‌اند.نمونه تفاسیر اهل سنت مانند:

تفسیر مجاهد بن جبر المکی (103ق)

تفسیر القرآن،  صنعانی (م211ق)

تفسیر الجامع فی بیان تفسیر القرآن،  محمد بن جریر طبری (310ق)

تفسیر کتاب الله العزیز، هود بن محکم الهواری (م280ق)

تفسیر بحرالعلوم،  محمد بلخی (م375ق)

تفسیر النکت والعیون (م450ق)

معالم التنزیل فی التفسیر، مسعود بغوی (م516ق)

زاد المسیر، محمد جوزی (م597ق)

البحر المحیط، یوسف اندلسی  (م475ق)

تفسیرالکبیر، ابن تیمیه حرانی (م 728ق)

کشاف زمخشری (م738ق)

تفسیرحاشیةالصاوی علی تفسیر جلالین،  احمد بن محمد صاوی (1241ق)

روح المعانی،  آلوسی (م1270ق)

المنار، شیخ محمد عبده و رشید رضا (م 1345ق )

و از امامیه مانند:

تفسير مجمع البيان اثر مرحوم طبرسی (548 ق)

تفسير عياشی (320 ق)

تفسير نور الثقلين اثر عروسي حويزی (1112 ق)

تفسير البرهان محدث بحرانی (1107 ق)

تفسير صافی فيض کاشانی (1091 ق)

تفسير الميزان علامه محمد حسين طباطبايی (1402 ق)

تفسير نمونه، ناصر مکارم (معاصر)

تفسير قرآن مهر، محمد علي رضايی اصفهانی (معاصر)

 جلد سيزدهم بحارالانوار علامه مجلسی (م 1111 ق)

کتاب‌ها و مقالات مستقل بسياری در اين باره نگارش يافته است؛ از جمله:

المحجة فيما نزل في القائم الحجة، سيد هاشم بحرانی

معجم احاديث الامام المهدی (عجل الله تعالی فرجه الشريف) ‌‌تحت اشراف شيخ علی کورانی

موسوعة المصطفی و العترة، حسين شاکر

الامام المهدی في القرآن و السنة، سعيد ابومعاشر

امام مهدی از ديدگاه قرآن و عترت و علائم بعد از ظهور، محمد باقر مجلسی (1037ق)، ترجمه علي دوانی، المهدی فی القرآن (موعود قرآن)، سيد صادق حسينی شيرازی

حکومت جهانی حضرت مهدی (عجل الله تعالي فرجه الشريف) از ديدگاه قرآن و عترت، محمود شريعت‌زاده خراسانی

ملاحم القرآن، ابراهيم انصاری زنجانی

سوره ‏«العصر‏‏»حضرت امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) است، عباس راسخي نجفی

المهدی الموعود في القرآن الکريم، محمد حسين رضوی

پور پنهان در افق قرآن حضرت مهدی (عجل الله تعالي فرجه الشريف)، جعفر شيخ الاسلامی

غريب غيب در قرآن، محمد حسين صفا خواه

اثبات مهدويت از ديدگاه قرآن، علي صفائی کاشانی

القرآن يتحدث عن الامام المهدی (عجل الله تعالي فرجه الشريف) مهدی حسن علاء الدين

ثورة المواطئين للمهدی (عجل الله تعالي فرجه الشريف)، مهدی حمد فتلاوی

مهدی (عجل الله تعالي فرجه الشريف) در قرآن، رضا فيروز

مهدويت از نظر قرآن و عترت، خيرالله مردانی

چهل حديث در پرتو چهل آيه در فضايل حضرت ولی‌عصر (عجل الله تعالی فرجه الشريف)، مسجد جمکران

سيماي مهدويت در قرآن، محمد جواد مولوي نيا

الايات الباهره في بقية العترة الطاهرة، سيد داوود مير صابری

مهدی در قرآن، محمد عابدين زاده

سيمای نورانی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشريف) در قرآن و نهج البلاغه، ‌عباس کمساری

سيمای حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشريف) در قرآن، سيد جواد رضوی

جلد سيزده بحارالانوار، علامه مجلسی(م 1111 ق) که به فارسی نيز ترجمه شده، است.

 

 آياتی که در احاديث مرتبط با مهدويت معرفی شده‌اند بدين قرار‌اند:

 

سوره حمد، بقره: 3 و 37 و 114 و 115 و 133 و 148 و 155 و 157 و 210 و 243 و 249 و 259 و 261 و 269، آل عمران: 37 و 46 و 81 و 83 و 97 و 125 و 140 و 142 و 144 و 200، نساء: 59 و 69 و 77 و 130 و 159، مائده: 3 و 12 و 14 و 20 و 54 و 118، انعام: 2 و 37 و 44 و 45 و 65 و 158، اعراف: 46 و 53 و 71 و 96 و 128 و 156 و 157 و 159 و 172 و 181 و 187، انفال: 7 و 8 و 39 و 75، توبه: 3 و 16 و 32 و 33 و 34 و 36 و 52 و 111 و 119، يونس: 24 و 35 و 39 و 50 و 98، هود: 8 و 18 و 80 و 83 و 86 و 110، يوسف: 110، رعد: 7 و 13 و 29، ابراهيم: 5 و 28 و 45 و 46، حجر: 16 و 17 و 36 و 37 و 38 و 75 و 76، نحل: 1 و 22 و 33 و 34 و 38 و 39 و 40، اسراء: 5 و 6 و 7 و 33 و 71 و 72، کهف: 47 و 98، مريم: 37 و 54 و 75 و 76.، طه: 115 و 123 و 124 و 135، انبياء: 12 و 13 و 35 و 73 و 95 و 105، حج: 39 و 41 و 47 و 65، مؤمنون: 1 و 101، نور: 35 و 53 و 55، فرقان: 11 و 26 و 54 و 63، 76، شعراء: 4 و 21 و 207، روم: 1 و 5، لقمان: 20، سجده: 21 و 29 و 30، احزاب: 11 و 61 و 62، سبأ: 18 و 28 و 51، فاطر: 41، يس: 30 و 33 و 52، صافات: 83 و 84، ‌ص: 17، زمر، 69، غافر: 11 و 51، فصلت: 30 و 34 و 53، شوري: 1 و 2 و 18 و 20 و 23 و 24 و 41 و 42 و 45، زخرف: 28 و 61 و 66، دخان: 3 و 4، محمد: 4 و 17 و 18، فتح: 25، ق: 41 و 42، ذاريات: 22، طور: 1 و 2 و 3 و 47، نجم: 53، قمر: 1 و 6، الرحمن: 41، واقعه: 10 و 11، حديد: 16 و 17 و 19، صف: 8 و 9، تغابن: 12، ملک: 30، قلم: 15، معارج: 1 و 2 و 44، جن: 16 و 24، مدثر: 1 و 2 و 4 و 8 و 9 و 10 و 11 و 16 و 19 و 20 و 40 و 48، نازعات: 12 و 13 و 14، عبس: 17 و 23، تکوير: 15 و 16، انشقاق: 19، بروج: 1، طارق: 15 و 16 و 17، غاشيه: 1 و 4، فجر: 1 و 4، شمس: 1 و 15، ليل: 1 و 21، قدر: 1 و 5، بيّنه: 5، تکاثر: 3 و 4 و 8، عصر / 1 ـ 3.[1]

 

پی‌نوشت‌:

[1]. با تصرف برگرفته از «گونه شناسی آیات مهدویت نوشته محمد علی رضایی اصفهانی» سایت الراسخون

%ق ظ، %17 %451 %1395 ساعت %09:%خرداد

مباهات و افتخار پیامبر(ص) به مهدی موعود (عج)

مهدی عصاره انبیاء و اولیاست، همو که همه‌ی عالم منتظر قدومش است و همه‌ی امامان بشارت ظهورش را داده‌اند. آری! پیامبر (صلی الله علیه و آله) و یازده امام معصوم (صلوات الله علیهم اجمعین) بر آمدن مهدی (عجل الله تعالی فرجه) بشارت داده‌اند و آرزوی با او بودن را داشته‌اند. او کسی است، که بهترین خلایق در انتظار اویند. او مهدی صاحب الزمان و قائم القیامه است. او کسی است که پیغمبر خاتم (صلی الله علیه و آله)  به او مباهات می‌کرد.

پیغمبر (صلی الله علیه و آله) در بستر بیماری بود، فاطمه (علیها السلام) کوثر زلال هستی، به عیادت پدر آمد، هنگامی‌که ناخوش احوالی پدر را مشاهده کرد، محزون و اندوهگین شد و از شدت ناراحتی اشک‌هایش بر گونه جاری شد. پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: دخترکم، گریه نکن، چرا گریه می‌کنی!؟

فاطمه (علیها السلام): نمی‌توانم دوری شما را تحمل کنم!

پیامبر (صلی الله علیه و آله): دخترم گریه نکن، بگذار به تو چند بشارت بدهم، تا خوشحال شوی!

دخترم، مگر نمی‌دانی که خداوند از میان همه عالم، تنها پدر و شوهر تو را برگزید! و به من وحی فرمود که تو را به همسری علی (علیه السلام) دربیاورم و او را وصی و جانشین خود قرار بدهم.

مگر نمی‌دانی خداوند به‌خاطر خوبی‌های تو، بهترین، عالم‌ترین و حلیم‌ترین فرد را به ازدواج تو در آورد!؟

فاطمه (علیها السلام) که سجایای اخلاقی علی (علیه السلام) را از زبان پیامبر (صلی الله علیه و آله) می‌شنید خوشحال شد، تبسمی کرد و با لبخندش قلب پدر را خوشحال کرد. سپس پیامبر (صلی الله علیه و آله) در ذکر فضایل امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) چنین ادامه داد: فاطمه جان! برای شوهر تو، هشت خصلت است که دیگران از آن محروم‌اند:

1- ایمان به خدا؛ 2- ایمان به رسول خدا؛ 3- حکمت زیاد؛ 4- همسر فاطمه بودن؛ 5- پدر امام حسن است؛ 6- پدر امام حسین است؛ 7- آمر به معروف است؛ 8- ناهی از منکر است.

دخترم این‌ها فضایل اختصاصی علی (علیه السلام) است، که هیچ کس را با آن شریک نیست. اما خداوند به ما اهل بیت نیز، شش خصلت عطا فرمود، که به هیچ‌یک از اولین و آخرین نداده و نخواهد داد:

1- بهترین پیامبر از ماست، که او پدر توست.

2- بهترین وصی از ما اهل بیت است، که او شوهر توست.

3- بهترین شهید از ماست، که او حمزه عموی پدر توست.

4و5- بهترین فرزندان امت از ماست، که آن دو حسن و حسین، پسران تو هستند.

6- مهدی موعود از ماست، همو که از فرزندان پسرم حسین است و ظهور خواهد کرد و عیسی مسیح پشت سر او به نماز خواهد ایستاد.[1]

آری! وجود شریف مهدی، مایه‌ی فخر و مباهات همه است، زیرا آخرین ثمره معصوم از شجره طیبه آل پیامبر (صلی الله علیه و آله) است. به امید آن روز که قلوب جوامع بشری لیاقت درک حضورش را داشته باشند.

 

پی‌نوشت:

 

[1]. «أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص مَرِضَ مَرَضَةً عُوفِيَ مِنْهَا وَ هُوَ فِي عَقِبِ عِلَّتِهِ فَدَخَلَتْ عَلَيْهِ فَاطِمَةُ ع تَعُودُهُ وَ أَنَا جَالِسٌ عَنْ يَمِينِ رَسُولِ اللَّهِ ص فَلَمَّا رَأَتْ مَا بِرَسُولِ اللَّهِ مِنَ الضَّعْفِ ...». علامه حلی، كشف اليقين في فضائل أمير المؤمنين عليه السلام، وزارت ارشاد، تهران، 1411ق، ص269.

این روایت با همین مضمون و با کمی اختلاف در متون زیادی از کتب شیعه آمده است.

خزاز رازی، کفایه الاثر، بیدار، قم، 1401، ص63.

اربلی، کشف الغمه، بنی هاشمی، تبریز، 1381ق، ج1، ص154

%ق ظ، %17 %445 %1395 ساعت %09:%خرداد

برترین مطالب