پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم): براى شهادت حسین (علیه السلام)، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمى‌شود.

2- مهدویت در روایات

نزول حضرت عیسی(ع) در هنگام ظهور منجی آخر الزمان

یکی از حوادثی که در زمان ظهور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) اتفاق می‌افتد، نزول حضرت عیسی (علیه السلام) می‌باشد. ظهور حضرت عیسی (علیه السلام)، به همراه منجی آخرالزمان از جمله مسائل مورد پذیرش در اسلام است، وقتی که ایشان، به همراه منجی ظهور می‌کند، حقایق مکشوف شده و همگان از جمله اهل کتاب به حقیقت پی می‌برند.

طبق عقائد شیعه که از آیات قرآن و روایات برداشت شده است، حضرت عیسی (علیه السلام) به آسمان صعود کرده و در آخر الزمان به زمین باز می‌گردد.

قرآن کریم در چند آیه به این مسئله اشاره کرده است.

خداوند متعال در سوره آل عمران فرمودند: «وَيُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلًا وَمِنَ الصَّالِحِينَ.[آل عمران/46] و با مردم، در گاهواره و در حالت کهولت سخن خواهد گفت؛ و از شایستگان است.»

منظور از سخن گفتن مسيح در گاهواره و كودكى، اشاره به معجزه حضرت عیسی است، که در کودکی مردم را به خدای یگانه دعوت کرد. امّا مقصود از سخن گفتن او در كهولت، زمانى است كه با ظهور حضرت مهدى (عجل الله تعالی فرجه) از آسمان فرود خواهد آمد، چرا كه آن حضرت در سى و سه سالگى و پيش از رسيدن به مرز كهولت، به خواست خدا و قدرت او، به آسمان صعود كرد.

آیه دیگری که دال بر نزول حضرت عیسی (عیه السلام) است، آیه 159 سوره مبارکه نساء است. خداوند در این آیه می‌فرماید: «وَ إِنْ مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ إِلاَّ لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ يَکُونُ عَلَيْهِمْ شَهيداً.[نساء/159] و هیچ‌یک از اهل کتاب نیست، مگر این‌که پیش از مرگش به او [حضرت مسیح] ایمان می‌آورد و روز قیامت، بر آن‌ها گواه خواهد بود.»

على بن ابراهیم قمّی ذیل این آیه شریفه از شهر بن حوشب روایت کرده: «حجاج بن یوسف به من گفت که در قرآن آیه‌ای است، که مرا حیران کرده، گفتم: آن کدام است؟ این آیه را بیان کرد و گفت: به خدا قسم من یهودى و نصرانى بسیاری را اعدام کردم، ولی ندیدم که لب‌های آن‌ها حرکت نماید و اظهار ایمان کنند. گفتم: مراد از آیه این نیست. پس مراد چیست؟ گفتم: حضرت عیسى (علیه السلام) قبل از قیامت به زمین فرود می‌آید، و پشت سر مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نماز می‌گذارد و هیچ یهودى و نصرانى باقی نمی‌ماند، مگر آن‌که به او ایمان می‌آورند. واى بر تو! از کجا، این سخن را می‌گویى و از کجا آورده‌ای؟ گفتم این معنا را  امام باقر (علیه السلام) به من خبر داده است. گفت: به خدا قسم! این خبر را از سر چشمه پاکیزه و صاف گرفته‌ای».[1]

در روایات نیز به موضوع نزول حضرت عیسی (علیه السلام) در زمان ظهور منجی، اشاره شده است.

طبق روایات شیعه و سنّی، حضرت عیسی (علیه السلام) در آخرالزمان از آسمان فرود می‌آید، و پشت سر امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) نماز می‌خواند و پس از زندگی طولانی، از دنیا می‌رود. در هنگام فرود حضرت مسیح، مسیحیان به او ایمان صحیح می‌آورند، نه آن‌که او را پسر خدا بدانند. امام باقر(علیه السلام) فرمود: «عیسی قبل از روز قیامت فرود خواهد آمد و به دنیا احدی از ملت‌های یهودی و دیگران نمی‌ماند، مگر آن‌که به او ایمان می‌آورد و او پشت سر حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) نماز خواهد خواند.»[2]

بخاری به سند خود از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل کرده است، که حضرت فرمودند: «کیف انتم اذا نزل ابن‌مریم فیکم و امامکم منکم.[3] شما را چه می‌شود هنگامی‌که فرزند مریم در میان شما فرود آمده، درحالی‌که امام شما از بین شماست.»

و نیز شیخ صدوق با سند خود از محمد بن مسلم روایتی را از امام باقر (علیه السلام) نقل می‌کند که حضرت فرمودند: «القائم منا منصور بالرعب... و ینزل روح الله عیسی بن مریم، فیصلی خلفه.[4] قائم از ماست که با رعب و وحشتی که در قلوب مردم می‌افتد، یاری خواهد شد... و عیسی بن مریم فرود خواهد آمد و پشت سر او نماز می‌خواند.»

 

پی‌نوشت:

 

[1]. تفسیرالقمی، علی بن ابراهیم قمی، مؤسسه امام مهدی، قم: ج1، ص158.

[2]. الزام الناصب فی اثبات الحجة الغائب، زین العابدین یزدی حائری، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، بیروت: ج1، ص 57.

[3]. صحیح بخاری، محمد بن اسماعیل بخاری، دارالکتب العلمیة، بیروت: ج4، ص143

[4]. کمال الدین و تمام النعمة، شیخ صدوق، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، بیروت: ص331، ح16

%ب ظ، %12 %623 %1395 ساعت %13:%تیر

روایت امام صادق (ع)، به وضع بابیان در هنگام ظهور اشاره ندارد

 بهائیان برای اثبات حقانیت خود و پیدا نمودن سند و مدرکی در تأیید آئین باطل خویش در منابع اسلامی، دست به تحریف برخی روایات اسلامی زده‌اند، تا سندی بر اثبات امام زمان و پیامبر قلابی خود بجویند. از جمله‌ی این روایات، روایتی از امام صادق (علیه‌السلام) است که بهائیان ادعا دارند، به وضع ایشان در هنگامِی ظهور اشاره دارد.

امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند: «کَیفَ أنتُم لُو ضَرَبَ أصحابُ القائِمِ (عَجَّل‌الله تعالی فَرَجَهُ الشَریف) الفَسَاطِیطَ فِی مَسجِدِ الکُوفَانِ ثُمَّ یَخرُجُ إلَیهِمُ المِثَالُ المُستَأنَفُ [1]؛ حال شما چگونه خواهد بود هنگامی که اصحاب قائم در مسجد کوفه خیمه زدند، پس بیرون آید برایشان فرمان از سر نور گرفته».

مبلّغ معروف بهائیت، ابوالفضل گلپایگانی، در این‌باره می‌گوید: «این حدیث مخبر است از حالات جناب باب‌الباب و جناب ملاعلی بسطامی و غیر ایشان از کبار اصحاب، که پس از صعود حضرت سید رشتی، إلی جوار الله تعالی... در مسجد کوفه خیمه زدند و به صوم اعتکاف در آن مکان شریف مشغول شدند و در غایت تضرّع و اِبتهال، ادراک ظهور را از حق متعال مسئلت نمودند، تا آن‌که به شرحی که در تواریخ معتبره ثبت است، به شرف ملاقات نقطه‌ی اُولی عزّ إسمه أعلی، مشرف گشتند و به ادراک مثال مستأنفی که حدیف شریف از آن مخبر است، افتخار یافتند».[2] اما سه اشکال به این استدلال وارد است که در ادامه به بررسی آن می‌پردازیم.

اول: جناب گلپایگانی، ادامه‌ی این روایت (عَلَی العَرَبِ شَدید) را حذف کرده است. طبق این روایتی که جناب گلپایگانی آن را مقطوع کرده و احادیث فراوان دیگر، حضرت مهدی (عج) در هنگام ظهور، بسیاری از اعراب منحرف را خواهد کشت و غلبه پیدا می‌کند. حال اگر ما برداشت جناب گلپایگانی را بپذیریم، نه تنها امام زمان دروغین بابیان چنین نکرد، بلکه خودش نیز کشته و مغلوب گشت.

دوم: روایاتی با مضمون روایت بالا در کتاب غیبة نعمانی آمده که اشاره دارد شیعیان در مسجد کوفه، قرآن را به همان شکلی که نازل شده، به مردم آموزش می‌دهند. این در حالی است که جمعی که جناب گلپایگانی از ایشان یاد می‌کند، نه تنها به مردم چنین آموزشی ندادند، بلکه حتی خود نسبت به ترتیب قرآن با شکل واقعی آگاهی نداشتند. البته اگر چنین می‌کردند، خبر این حادثه در منطقه‌ای که سُنی نیز کم نداشت، به سرعت منتشر می‌شد و به ما نیز می‌رسید و چه بسا گلپایگانی نیز آن را ذکر می‌کرد، لذا چنین اتفاقی که در هیچ جا ثبت نشده، واقع نگشته است.

سوم: روایت بالا که گلپایگانی به آن استناد نموده، به علاوه‌ی چند روایت دیگر، به دوره‌ی پس از ظهور اشاره دارد. به این صورت که پس از ظهور حضرت مهدی (عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه)؛ شیعیان به واسطه‌ی ایشان، به قرآنی که حضرت علی (علیه‌السلام) پس از رحلت پیامبر جمع آوری کرده بود، دست می‌یابند و به امر حضرت مهدی (عج)، شروع به تعلیم آن می‌کنند، اما در مقابل گلپایگانی برای اثبات ادعای باطل خود، این روایت را مربوط به دوران قبل از ظهور ذکر کرده، تا منطبق بر عمل عده‌ای باشد که گفته می‌شود در مسجد کوفه به انتظار ظهور نشسته بودند و آن را به عنوان نشانه‌ی قبل از ظهور امام زمان دروغین‌شان (علی‌محمد شیرازی) ذکر کند.

بار دیگر نیز به پوچ بودن و سُست بودن پایه‌های استدلال بهائیان پی ‌بردیم که چگونه دلایلی که برای حقانیت خود می‌آورند، دقیقاً برای نفی خودشان به کار می‌رود.

 

پی‌نوشت:

 

[1]. محمدبن ابراهیم نعمانی، کتاب الغیبة، تهران: مکتبة الصدوق، بی‌تا، ج 21، ص 319.

[2]. ابوالفضل گلپایگانی، فرائد، نسخه الکترونیکی، ص 192.

%ق ظ، %10 %131 %1395 ساعت %02:%تیر

انتظار منجی موعود، انتظار همه بشریت

موعود باوری و اعتقاد به منجی برای بشریت، در همه ادیان مطرح بوده و عقیده مشترک همه آنها به شمار می‌آید؛ و هر دین و مکتبی به تناسب فرهنگ دینی و ملی خود از موعود آخرین شناخت داشته و از او یاد می‌کند. در طول تاریخ بشریت، انسان‌ها در فراز و نشیبهای زندگی، با یادآوری ظهور چنین رهبر مقتدری، پیوسته خود را از یأس و ناامیدی نجات می‌دادند و در انتظار ظهور آن مصلح موعود جهانی در پایان جهان، لحظه شماری می‌کنند.[1]

بـر ایـن اساس، در هر دین و آئینی از مهدی (علیه السلام) با عناوین و اسامی مختلف یاد شده است. در کتاب‌های مربوط به مذاهب به نام‌ها و القاب مختلفی بر می‌خوریم؛ به عنوان نمونه، در مذهب یهود: سرور  میکائیلی، عزیر، منحاس، ماشیح؛ در مذهب مسیحیت: مهمید آخر، مسیح، پسر انسان؛ در مکتب زرتشت: سوشیانس؛ در مکتب هندوها: ویشنو، منصور، فرخنده؛ در مکتب بودا: مایتریا، بودای پنجم؛ و در دین اسلام با نام‌های مهدی، قائم از وجود نازنین حضرت یاد شده است.

 آنچه از تاریخ امتها استفاده می‌شود، این است که مسأله عقیده به ظهور یک رهبر مقتدر الهی و آمدن مصلحی در آخرالزمان، به نام منجی موعود همه بشریت، به اندازه‌ای اصیل و ریشه دار است که چنین عقیده‌ای در قلوب و اعماق دل، همه بشریت ریشه دوانده است.

امـا انـدیـشـه مـهـدویت و ظهور موعود جهانی در آیین آسمانی اسلام، جایگاه و نمود بیشتری دارد، و از طرفی به خاطر وجـود دلایـل معتبر از آیات و روایت متواتر و قطعی، همه مذاهب اسلامی بر ظهور «مهدی موعود عجل الله فرجه الشریف» از نسل فاطمه زهرا (سلام الله علیها) اتفاق نظر دارند، بنابراین امامیه و غیر امامیه قبول دارند، که حضرت مهدی (عجل الله فرجه) از فرزندان حضرت زهرا (سلام الله علیها) است. در این زمینه، روایات معتبر و فراوانی داریم. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در روایت زیبایی، دُخت گرامی خود را به مهدی (عجل الله تعالی فرجه) بشارت می‌دهد و می‌فرماید: بشارت بر تو که مهدی از نسل تو است. [2]

مهدی موعود در مذهب شـیـعـه، جـایـگـاه اعـتـقـادی بسیار روشن و شفافی دارد، و تنها مذهبی است که اعتقاد دارد، می‌توان با حضرت در زمان حاضر ارتباط برقرار کرد. همان گونه که می دانید مهدویت از واژه‌هایی است که کارکرد اختصاصی آن به حوزه اسلام و مسلمانان مربوط می‌شود و این واژه برگرفته از روایات اسلامی در این خصوص است. [3]  

لیکن همان طور که در بالا اشاره شد، در میان پیروان ادیان و مذاهب مختلف جهان با اسامی متفاوت و گوناگونی مطرح شده است، وباید اذعان کرد که  این اندیشه (انتظار موعود) از انتظارات عمومی تمامی بشریت است. [4] و همه ادیان معروف برای خود موعودی داشته و انتظار او را می‌کشند. [5]

در نتیجه باید گفت: با توجه به این که امامت متمم نبوت و ادامه دهنده اهداف پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله) است، می‌توان چنین برداشت کرد که این هدف به وسیله آخرین امام تحقق خواهد یافت؛ و این همان مسئله مهم و سرنوشت سازی است که در روایات به صورت متواتر درباره حضرت مهدی (علیه السّلام) وارد شده و مورد تأکید قرار گرفته است. [6]

 

پی‌نوشت‌:

[1]. پایگاه اطلاع رسانی حوزه (حوزه نت)

[2]. ابو طالب التجلیل تبریزی، من هو المهدی، قم، نشر جامعه مدرسین، ص 90.

[3]. آموزش عقاید آیت الله مصباح یزدی، نشرسازمان تبلیغات اسلامی، ص 332.

[4]. علی موحدیان عطاء، هفت آسمان فصلنامه تخصصی ادیان و مذاهب شماره 12 و 13.

[5]. حسین توفیقی، هفت آسمان، فصلنامه تخصصی ادیان و مذاهب، شماره 22.

[6]. آموزش عقاید، آیت الله مصباح یزدی، نشر شرکت چاپ و نشر بین الملل سازمان تبلیغات اسلامی، ص 330.

%ب ظ، %26 %593 %1395 ساعت %13:%خرداد

محبّت و دل‌بستگی به حضرت مهدی (عج)

یکی از مهم‌ترین احساسات شیعه در برابر امام خود، دلدادگی، شیدایی، محبت و دوست داشتن اوست و بی‌گمان از برجسته‌ترین آثار معرفت امام، محبت به آن وجود مقدس است. حال به هر میزان این شناخت بیشتر باشد، محبت آن‌ها بیشتر، و هر قدر محبت بیشتر باشد، از وجود سنخیت با آن انوار مقدس حکایت می‌کند، و هر میزان که سنخیت با آن ذوات مقدس افزایش یابد، نشان از تقرّب به ذات اقدس الهی است و این والاترین کمال است.

انسان وقتی به کسی علاقه داشته باشد، یاد و خاطره محبوب همیشه در فکر و ذهنش حضور دارد و این موجب می‌شود که زندگی‌اش رنگ و بوی معشوق بگیرد. اگر محبوب انسان موجودی متعالی و ملکوتی باشد، این الگوپذیری زمینه رشد و تعالی او را فراهم می‌سازد و اگر محبوب و معشوق او موجودی پست و فرومایه باشد، این الگوپذیری موجب سقوط و هلاکت وی خواهد شد.

از این رو، اهمیت محبّت به اهل‌بیت (علیهم السلام) است که خداوند در قرآن کریم، مزد رسالت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) را مودّت و دوستی خاندان او قرار داده است و می‌فرماید: «قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی [شوری/ ۲۳‍] بگو من از شما در برابر رسالتم مزدی طلب نمی‌کنم، به جز دوستی و مودت نسبت به اهل‌بیتم.»

همچنین پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: «لا یؤمن عبد حتی اکون احب الیه من نفسه و اهلی احب الیه من اهله و عترتی احب الیه من عترته و ذاتی احب الیه من ذاته. [۱] هیچ بنده ای ایمان واقعی نمی‌آورد، مگر این که در نزد او من از خودش محبوب‌تر و اهل‌بیت من و خاندان من از اهل‌بیت و خاندان او محبوب‌تر باشند و ذات من از ذات خودش محبوب‌تر باشد.»

همچنین فرمود: «مَن أَحَبَّ أَن یَلقَی اللهَ وَ قَد کمُلَ إِیمانُهُ وَ حَسُنَ إِسلامُهُ فَلیَتَوَلِّ الحُجَّةَ صاحِبَ الزَّمانِ المُنتَظَرَ. [۲] هرکس دوست دارد خدا را ملاقات کند، در حالی که ایمانش کامل و اسلامش نیکو باشد، پس دوست دارد حضرت حجّت (عجل الله تعالی فرجه) را.» بنابراین، ایمان با محبت و ولایت امام عصر کامل می‌شود و یکی از شاخصه‌های منتظر واقعی، دوستی با آن حضرت و تقویت آن در قلب است.

امام حسن عسکری (علیه السلام) خطاب به حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) فرمودند: «واعلم ان قلوب اهل الطاعة و الاخلاص نزع الیک مثل الطیر الی او کاره. [۳] بدان که دل‌های اهل بندگی و اخلاص به‌سوی تو پر می‌کشند؛ همچنان که پرنده به‌سوی آشیانه‌اش پر می‌کشد.» البته این طور نیست که محبت یک طرفه باشد، بلکه امامان معصوم (علیهم السلام)  نیز نسبت به شیعیان واقعی ابراز علاقه و محبت کرده و می‌کنند، و در غم و شادی آنان شریک‌اند.

امام رضا (علیه السلام) فرمود: «الامام الامین الرفیق، و الاخ الشفیق، و کالامّ البرة بالولد الصغیر. [۴] امام، امین و دوست است، و برادر دلسوز است، و مانند مادری است که نسبت به فرزند خردسال خود مهربان است.»

همچنین امام علی (علیه السلام) فرمود: «انّا لنفرح لفرحکم و نحزن لحزنکم. [۵] ما در شادمانی شما شاد و برای اندوه شما اندوهگین می‌شویم.» این کلام آن حضرت بیانگر ارتباط عمیق احساس امام با امّت را روشن می‌کند، و مبیّن غمگساری آن وجود مقدس نسبت به همه امّت است.

امام رضا (علیه السلام) فرمود: «ما من احد من شیعتنا... لا یغتم الّااغتممنا لغمه، و لا یفرح الّافرحنا لفرحه، و لا یغیب عنا احد من شیعتنا این م کان فی شرق الارض وغربه. [۶] هیچ کس از شیعیان ما... غمدیده نمی‌شود، مگر آن که ما نیز در غم او غمگین می‌شویم و شاد نمی‌شود، مگر این‌که از شادی او شاد می‌شویم، و هیچ‌یک از شیعیان ما در مشرق و مغرب زمین از نظر ما دور نیستند.»

احساس لطیف و عمیق امام نسبت به آحاد امّت، مانند احساس برادری برادر مهربان و بالاتر از آن، احساس مادران مهربان نسبت به فرزندان خردسال خود شمرده شده است؛ و این تمثیلی است از آنچه برای ما نمونه و سمبل گویای محبت و دوستی است، وگرنه احساس و محبت الهی امام، به نسبت بی‌کرانگی و عظمت روح امام، قابل توصیف نیست؛ چنانکه امام رضا (علیه السلام) در پایان این حدیث اشاره فرمودند.

امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه) فرمود: «انه انهی الی ارتیاب جماعة منکم فی الدین و ما دخلهم من الشک والحیرة فی ولاة امرهم، فغمنا ذلک لکم لا لنا، وساءنا فیکم لا فین. [۷] از تردید گروهی از شما (شیعیان) در دین،، و شک و سرگردانی در مسئله والیان امرشان آگاه شدم، پس این غم ما به خاطر شما است نه به خاطر خود ما، و برای شما متأثر شدیم نه برای خودمان.»

در این روایت و مانند آن‌ها حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) نسبت به شیعیان ابراز محبت و علاقه نموده و اعلام کرده است که از گمراه شدن آن‌ها به شدّت ناراحت و متأثّر می‌شود.

«...الهی الهی، این این کفایتک آلتی هی نصرة المستضعفین من الانام، و این این عنایتک آلتی هی جنة المستهدفین لجور الایام. الی الی بها یا ربّ نجنی من القوم الظالمین. انی مسنی الضر و انت ارحم الراحمین. مولای تری تحیری فی امری، و تقلبی فی ضری، و انطوای علی حرقة قلبی، و حرارة صدری، فصلّ یا رب علی محمد و آل محمد و جدلی یا ربّ بما انت اهله، فرجاً و مخرجاً، و یسّرلی یا ربّ نحو البشری منهجاً... [۸] ... خداوندا! خداوندا! کجاست؟ کفایت تو بندگانت ر که همان یاریگر مستضعفان است. و کجاست؟ کجاست؟ عنایت تو که سپر هدف قرار گرفتگان بیداد روزگاران است. این کفایت و عنایت را ای پروردگار به من ارزانی دار و مرا از ستمکاران رهایی‌بخش، به من زیان رسیده است و تو مهربان‌ترین مهربانی ای مولای من! سرگردانی مرا در کارم و گرفتاریم را در آزارها می‌بینی، و می‌نگری که با آتش دل و سوز سینه در هم آمیخته‌ام. پس ای خداوند بر محمد و آل محمد درود فرست، و به شایستگی خود، رهایی و گشایشی ببخشای، و راه رسیدن به مژده‌ها و شادی‌ها را بگشای ....»

آری، این‌چنین شور و سوزها در احساس خدایی امام نسبت به نجات انسان وجود دارد. و امام بدین‌سان دلسوز، یار، یاور و غمگسار مظلومان و محرومان و سرگشتگان است. [۹]

 

پی‌نوشت‌ها:

 

[۱]. بحارالانوار، ج ۲۷، ص ۷۵؛ امالی، ص ۸۶، ح ۳۰.

[۲]. بحارالانوار، ج ۳۶، ص ۲۹۶، باب ۴۱، ح ۱۵۲.

[۳]. کمال الدین و تمام النعمة، ج ۲، ص ۳۴۸، ح ۱۹.

[۴]. تحف العقول، ص ۳۲۴.

[۵]. مکیال المکارم، ج ۱، ص ۹۴.

[۶]. همان، ج ۱، ص ۴۵۴.

[۷]. بحار الانوار، ج ۵۳، ص ۱۷۸.

[۸]. الصحیفة المهدیة، ص ۱۱۵.

[۹]. مهم‌ترین شاخصه‌های منتظران واقعی، نویسنده: عسکری اسلام پور کریمی، صفحه ۳۳، مجله: پاسدار اسلام-مرداد ۱۳۸۸ - شماره ۳۳۲.

%ب ظ، %22 %844 %1395 ساعت %19:%خرداد

برترین مطالب