پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم): براى شهادت حسین (علیه السلام)، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمى‌شود.

2- مهدویت در روایات

علت اين كه لقب حضرت مهدي «اباصالح» است چيست؟

علت اين كه لقب حضرت مهدي (عج) «اباصالح» است چيست؟ آيا فرزندي به اين نام دارد؟

پاسخ: 

براي امام عصر (عج) اسم و كنيه‌هاي مختلفي ذكر شده كه بيشتر آن‌ها از جانب خداوند و پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ ، ائمه معصومين ـ عليهم السّلام ـ تعيين شده است، از اين رو تا معناي آن اسم در آن حضرت محقّق و صادق نباشد آن را بر او اطلاق نمي‌كنند پس كثرت اسامي و القاب كاشف از كثرت صفات و مقامات عاليه‌اي مي‌باشد كه هر يك دلالت بر خصوصيتي در آن حضرت مي‌كند. نزديك به 182 اسم و كنيه براي حضرت حجت(عج) بيان كرده‌اند كه نشان دهنده كثرت صفات و مقامات آن حضرت مي‌باشد.(1) و اعطاي كنيه‌اي به يك شخص لزوماً كاشف از فرزندي بدين نام نيست.

يكي از آن كنيه‌ها «اباصالح» مي‌باشد كه در ميان عرب‌ها معروف مي‌باشد كه پيوسته در توسّلات و استغاثات خود آن جناب را به اين اسم مي‌خوانند.

از امام صادق ـ عليه السّلام ـ نقل شده كه فرمودند: «هرگاه در راه و بياباني گم شديد او را به اين نام صدا كنيد، «يا اباصالح ارشدنا الي الطريق رحمكم الله...»(2) كه طبق نظر اكثر علماء منظور از اباصالح همان حضرت مهدي (عج) مي‌باشد كه اين اسم در ميان جميع عرب‌هاي خضرمي و اهل باديه اشتهار خاصي دارد كه در توسلات و ندبه‌ها و شكايت‌ها جز به اين اسم، آن حضرت را نمي‌خوانند و اين مطلب از داستان‌هايي كه از بعضي شيعيان درمانده و گم شده نقل مي‌كنند بسيار معهود است كه در آن حال امام خود را به اين نام مي‌خواندند. پس دليل اطلاق اين لقب بر امام زمان(عج) روايت امام صادق ـ عليه السّلام ـ مي‌باشد.(3) آن حضرت جميع صفات صالحان و مصلحان را دارد و مصلح به تمام معني است و با ظهورش تمام جهان را پر از عدل و داد و صلح و سازش خواهد كرد براي همين بر او اباصالح اطلاق مي‌شود.

بنا بر اين ملقّب به اباصالح بودن دليل بر وجود پسري به اين نام نيست. براي اطلاع بيشتر در اين مورد به كتاب نجم الثاقب علامه نوري مراجعه شود.

 

پاورقی:

 

1. - نوري، طبرسي، نجم الثاقب، انتشارات مسجد جمكران، ص 60.

2. - بحارالانوار، ج 52، ص 176.

3. - نوري، طبرسي، نجم الثاقب، انتشارات مسجد جمكران، ص 733.

 

%ب ظ، %16 %961 %1395 ساعت %22:%مرداد

آيا پيامبر اكرم در مورد امام زمان سخن گفته بود؟

آيا پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ در مورد امام زمان ـ عليه السلام ـ سخن گفته بود؟

پاسخ: 

روايات بسياري از نبي اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ راجع به وجود نازنين امام زمان (عج) وارد شده كه اين روايات هم در منابع اهل سنت وجود دارد و هم در منابع شيعه. اين روايات از كتب مختلف در كتابي به نام « منتخب الأثر في الإمام الثاني عشر» جمع آوري شده است. اين روايات را به طور كلي مي توان به 3 بخش تقسيم كرد، ما براي نمونه از هر بخش تنها چند مورد را ذكر مي كنيم:

1. رواياتي كه حضرت به طور كلي فرموده اند از فرزندان من شخصي در آخر الزمان قيام خواهد كرد. پيغمبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ فرمودند: «زمانه تمام نگردد تا اينكه مردي از اهل بيت من مالك زمين گردد. نام او نام من است، زمين را پر از عدل و داد خواهد كرد همچنانكه از ظلم و جور پر شده بود».(1)

و نيز از آن حضرت نقل شده كه: «آخر الزمان مردي از فرزندان من خروج مي كند كه اسمش، اسم من است و زمين را پر از عدل و داد خواهد كرد همچنان كه از ظلم و جور پر شده بود».(2) و در حديث ديگر فرمود:

«مردي از اهل بيت من خروج خواهد كرد، او به سنت من عمل خواهد كرد، خداوند بركت آسمان ها را بر او نازل خواهد كرد، زمين را پر از عدل خواهد كرد...».(3)

2. دسته دوم رواياتي هستند كه پيغمبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ نام مبارك امام زمان (عج) را برده و از غيبت و ظهور او خبر داده است. در رابطه با دسته اول و دوم در اين كتاب 407 روايت آمده است.

حضرت فرمودند: «مهدي از فرزندان من است، اسمش، اسم من است و كنيه اش كنيه من، شبيه ترين مردم به من است خَلقا و خُلقا، براي او غيبتي است و يك حيرتي كه مردم امت من به گمراهي مي افتند، سپس مانند خورشيد فروزان مي آيد، و زمين را پر از عدل و داد مي كند، همچنانكه از ظلم و جور پر شده بود».(4)

و نيز از حضرت نقل شده كه «قائم از فرزندان من است، او هم نام من است، كنيه او كنيه من است، شمائل او شمائل من است، سنت او سنت من است، مردم را به ملت و شريعت من مي خواند، مردم را به كتاب خدا دعوت مي كند، هر كس او را اطاعت كند، من را اطاعت كرده و هر كس او را عصيان كند مرا عصيان كرده است و هر كس او را در غيبتش انكار كند مرا انكار كرده و هر كس او را تكذيب كند مرا تكذيب كرده است، و هر كس او را تصديق كند مرا تصديق كرده».(5)

و نيز از پيغمبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ نقل شده كه فرمود: «مهدي از ما اهل بيت است».(6) و بالاخره اينكه آن حضرت به فاطمه زهرا ـ سلام الله عليها ـ فرمودند: «پيغمبر امت ما بهترين پيغمبران است و او پدرت است، شهيد ما بهترين شهداست كه او عموي پدرت حمزه است و... و مهدي نيز از ماست».

3. دسته سوم روايات، رواياتي هستند كه حضرت به خصوصيات ظاهري و جسمي حضرت اشاره كرده اند:

حضرت فرمودند: «مهدي مردي از فرزندان من است، صورتش مانند ستاره درخشان مي درخشد رنگش عربي و جسم او مانند فرزندان ابراهيم، و زمين را پر از عدل و داد خواهد كرد، تمام خلايق اهل زمين و آسمان حتي پرندگان از خلافت او راضي شوند».(7)

 

پاورقی:

1. صافي گلپايگاني، لطف الله، منتخب الأثر في امام اثنا عشر، انتشارات سلمان فارسي، 1422ق، ح2، ص126.

2. همان، ص132.

3. همان، ص132

4. همان، ص133.

5. همان، ص134.

6. همان، 127.

7. همان، ص137.

 

%ب ظ، %15 %963 %1395 ساعت %22:%مرداد

آیا منجي آخر الزمان هنوز متولد نشده است.

اكثر مذاهب و اديان معتقدند كه منجي آخر الزمان هنوز متولد نشده است. در رد قول اين گروه چه جواب هايي مي توان ارائه كرد؟

پاسخ: 

لازم است تفكيك شود كه مراد از اديان و مذاهب چيست؟

اگر مراد از اديان و مذاهب، اديان غير اسلامي باشد، همه آن ها قائل نيستند كه منجي عالم هنوز بدنيا نيامده است، بلكه بايد تفكيك نمود.

1- مسيحيان: منجي را همان مسيح (پسر خدا) مي دانند، كه قطعاً بدنيا آمده، منتهي آنها مي گويند بدار زده شده و دوباره زنده شده است.(1) 

2- يهوديان: مي‌گويند هنوز زاده نشده است، ولي با دقت در متون ديني آن ها (هر چند تحريف شده) كه به ظهور پيامبر امّي وعده داده شده، وبيان نموده كه نسلي از ذرية او، روزگار درازي خواهند زيست و آينده روشن تاريخ بشريت، به دست آنان متحقق خواهد شد(2) روشن مي شود كه جز بر ائمه دوازده گانه شيعه قابل انطباق نيست.

3- هندو‌ها: در كتاب «ويد» نام منجي را «منصور» گفته اند، و در روايات شيعيان در ذيل آية « إِنَّهُ كَانَ مَنْصُورًا » نقل شده كه مراد از منصور(3) همان مهدي است.(4) 

4- زردشت: در كتاب «جاماسب» شاگرد زردشت اوصافي ذكر شده براي منجي كه فقط با روايات شيعه درباره امام زمان (عج) سازگاري دارد از جمله مي گويد، «زمين را پر از داد كند و از داد وي باشد گرگ با ميش آب خورد».(5) چنانكه در روايات شيعه آمده «و لو قد قام قائمنا. . . واصطلحت السباع و البهائم»(6) با قيام حضرت . . . درندگان و حيوانات در كنار هم زندگي مي كنند در نتيجه بطور قطع نمي توان گفت همه اديان قائل اند كه منجي به دنيا نيامده، از اين گذشته مسئله حيات حضرت مهدي يك مسئله درون ديني است ضرورتي ندارد و منطقي هم نيست كه براي كساني كه اصل دين ما را قبول ندارند، اقامه دليل شود.

و اگر مراد از مذاهب و اديان، مذاهب درون ديني باشد، دليل هاي فراواني بر حيات امام زمان (عج) داريم، كه اقامه آن هم براي اقناع مذاهب ديگر، و هم تقويت ايمان شيعيان لازم و ضروري مي نمايد، ما برخي از اين ادله را در دو بخش ارائه مي كنيم: 

الف: دلايلي كه به صورت كلي وجود امام زنده را در هر زمان لازم و ضروري شمرده اند كه اين گروه از ادلّه هم، بر دو دسته تقسيم مي شوند:

1- دلائل عقلي محض، دلائل عقلي كه در لزوم بعثت انبياء، در تمام اديان مخصوصاً اسلام بيان شده است ، در امامت هم جاري و ساري است، مخصوصاً در اسلام كه، نبوّت خاتمه يافته است، و حكمت الهي اقتضا مي كند، كه اين خاتميت توأم با نصب امام در هر زمان باشد، آن هم امامي كه زنده باشد، در نتيجه در اين زمان هم وجود امام زنده و حيّ در بين جامعه بشري لازم و ضروري مي باشد.(7) والّا اگر امام زنده نباشد با نظام احسن بودن هستي، و كمال مطلق بودن خداوند سازگاري ندارد. 

2- دلايل نقلي. كه فهرست وار به برخي از آن ها اشاره مي شود: 1. امام واسطة فيض الهي و قلب عالم امكان است. اگر زمين لحظه اي از حجت خدا و امام زنده خالي باشد از هم مي ‌پاشد و فرو مي ريزد، سبط بن جوزي از علماي اهل سنت در تذكرة الخواص نقل مي كند كه پيغمبر اكرم(ص) فرمود: «ستارگان امان اهل آسمان اند، اگر نابود شوند اهل آسمان نيز نابود مي شوند و اهل بيت من امان ساكنين زمين مي باشند پس اگر اهل بيت من وجود نداشته باشند اهل زمين نيز هلاك مي گردند»(8) ابن ابي الحديد از علي ـ عليه السلام ـ نقل نموده كه حضرت فرمود: «زمين خالي از حجت نيست، خواه ظاهر و آشكار و يا بيمناك و پنهان«اللهم بلي لا تخلو الارض من قائم لله بحجّةِ اما ظاهراً مشهورا او خائفاً مغمورا». و همچنين ابن حجر عسقلاني يكي از علماي اهل سنت اين نظر را تأييد نموده است(9). 

2. همراهي قرآن و پاسداري آيين خدا،از حديث ثقلين كه تواتر آن بين مسلمين قطعي است نكاتي استفاده مي شود از جمله اينكه قرآن و اهل بيت هميشه همراه يكديگرند و جدايي ناپذير «لن يفترقا»(10) لذا بايد هميشه امام زنده اي در هر زمان در كنار قرآن وجود داشته باشد، تا مضمون حديث تحقق پيدا كند. و همچنين پاسداري و صيانت از قرآن و آيين خدا مي طلبد كه هميشه امام زنده اي وجود داشته باشد، علي ـ عليه السلام ـ فرمود: «هرگز روي زمين از قيام كننده اي يا حجت و دليلي، خالي نمي ماند . . . تا دلايل و اسناد روشني الهي از بين نرود و به فراموشي نگرايد.(11) 

3. وجود شب قدر دليل وجود امام زنده در هر عصر و زمان: چرا كه نزول تقديرات يكسال مي طلبد نبي و يا امامي را كه تقديرات را از عالم اعلي دريافت (و تلقي) نمايد، چنانكه پيامبر اسلام ـ صل الله عليه و آله ـ به ابابكر و عمر فرمود: تقديرات (هر سال در شب قدر)بر چه كسي نازل مي شود؟ گفتند: بر شما يا رسول الله، فرمود: آيا شب قدر بعد از من ادامه دارد، گفتند بلي، فرمود: در آن وقت تقديرات بر چه كسي فرود مي آيد؟ گفتند نمي دانيم، فرمود: بدانيد بر اين شخص (اشاره فرمود به علي ـ عليه السلام ـ)نازل مي شود . . . (12) با توجّه به اين‌كه ائمه ـ عليهم السلام ـ توسط امام سابق به عنوان امام اعلام مي‌شود و از طرف خداوند تعيين شده‌اند. بعد از علي ـ عليه السلام ـ بر ائمة ديگر تا مي رسد،به اين زمان ،چون شهادت امام حسن عسكري ـ عليه السلام ـ از مسلمات تاريخ است بعد از ايشان، بايد امام زنده اي باشد تا تقديرات بر او(و قلب مباركش) نازل شود، و حوادث يكسال را دريافت نمايد. چنانكه علي ـ عليه السلام ـ فرمود: «ليلة القدر در هر سال وجود دارد كه تقديرات يكسال بر واليان بعد از پيامبر ـ صل الله عليه و آله ـ نازل مي شود، گفته شد ولات امر چه كساني هستند؟ فرمود: من و يازده نفراز نسل من.(13) 

ب: دلائلي كه به صورت خاص نشانگر تولد، و زنده بودن منجي و مهدي موعود (عج) مي باشد: 

1- ثبت تاريخ ولادت، مكان و زمان و . . . حضرت در تاريخ به صورت متواتر. گزارش مستند در اين زمينه، از طرف «حكيمه» عمة حضرت عسكري ـ عليه السلام ـ رسيده كه از نزديك شاهد تولد حضرت مهدي بوده كه در اوان سپيده دم جمعه نيمة شعبان سال(255،ه‍ ق)مطابق 868 ميلادي در شهر«سامراء» در خانة امام حسن عسكري ديده به جهان گشود.(14) و همچنين عده اي زيادي به ديدار حضرت مهدي (عج) در زمان خود امام حسن عسكري ـ عليه السلام ـ نائل شده‌اند كه دانشمندان ما جريان اين ديدارها را به صورت گسترده گزارش كرده اند.(15) از جمله ديدار چهل تن از اصحاب امام حسن عسكري با آن حضرت است . . . فرمود: مي خواهيد به شما بگويم كه براي چه اينجا آمده ايد؟ همه گفتند: بفرماييد، فرمود: براي اين به اينجا آمده ايد كه از حجت و امام پس از من بپرسيد. گفتند بلي، در اين هنگام پسري نوراني همچون پاره ماه كه شبيه ترين مردم به امام عسكري ـ عليه السلام ـ بود وارد مجلس شد حضرت با اشاره به او فرمود: اين امام شما بعد از من و جانشين من در ميان شما است و . . .(16) از اين گذشته تعداد قابل توجهي از مورخان اهل سنت هم، تولد آن حضرت را در كتب خود ذكر كرده‌اند، و آن را يك واقعيت دانسته اند، بعضي از پژوهشگران بيش از صد نفر از آنان را معرّفي كرده اند،(17)با جمع قول شيعيان، و صد نفر از علماي اهل سنت تواتر قطعي بدست مي آيد كه امام زنده و حيات دارند، و سال ها قبل متولد شده است و مؤبد اين مسئله وجود نائبان خاص،(18) و تشرف عده اي زياد از بزرگان و انسان هاي وارسته در طول تاريخ خدمت آن حضرت است كه تعداد آن ها فوق حد تواتر مي باشد،(19) نوعاً براي اثبات قضايايي تاريخي، به يك نقل و چند نقل اكتفاء مي شود، و حال آنكه درباره تولد و زنده بودن آن حضرت و تشرف به محضر او نقل فراواني وجود دارد.

نتيجه اين شد كه هم دلايل عقلي و هم نقلي، و هم وقايع تاريخي تولد، و حيات آن حضرت را بخوبي ثابت مي كنند.

 

پاورقی:

 

1. ر ك، او خواهد آمد، چاپ هشتم، ص 58- 73، و مجلّه انتظار شمارة 1، ص 175 .

2. مجلّه انتظار شمارة 1، ص 175 .

3. بشارات عهدين، ص 245، به نقل از پيشواي دوازدهم، مؤسسه در راه حق، (چاپ دهم 1376) ص 8 .

4. محدث نوري، نجم الثاقب، ص 47 .

5. بشارات عهدين، ص 258، به نقل از پيشواي دوازدهم، ص 9.

6. صافي گلپايگاني، لطف الله، منتخب الاثر، ص 473.

7. آموزش عقائد (پيشين)، ص 306 .

8. سبط بن جوزي، تذكره الخواص الامه، چاپ سوم، 1285ه‍ ، ص185.

9. «وفي صلاة عيسي خلف رجل من هذه الامة مع كونِهِ في آخر الزمان و قرب قيام السائد، دلالةٌ للصحيح من الاقوالِ ان الارض لا نخلو عن قائم لله بحجّة» احمد بن علي بن حجر العسقلاني، فتح الباري شرح صحيح البخاري، بيروت، دار المعرفة، ج 6، ص 494 .

10. مكارم شيرازي، ناصر، با همكاري جمعي از دانشمندان، پيام قرآن، قم، انتشارات نسل جوان، چاپ دوم، 1374 ش، ج 9، ص 75 .

11. ابن ابي الحديد، شرح نهج البلاغه، قاهره، دار احياء الكتب العربّيه، 1960 م، ج 18، خطبة 147 .

12. كليني، محمد بن يقوب، اصول كافي، ترجمة سيد هاشم رسولي، تهران، انتشارات علميه اسلاميه ، چاپ چهارم، ج 1، ص 363 .

13. حر عاملي، اثباة الهداة، ج 2، ص 298، به نقل از بداية، ج 2،ص 127 .

14. مجلسي، محمد باقر، بحار الانوار، دار التراث العربي، ج 51، ص 15 – 16، وص 25، و رك، اصول كافي، ج 1، ص 514، و ارشاد مفيد، ص 326، اكمال الدين صدوق، ج 2، ص 97 و 106، و غيبت شيخ طوسي، ص 124- 128 .

15. صدوق، كمال الدين، قم، موسسة النشر الاسلامي، 1405 ه‍ . ق، ص 475، و ر ك، ينابيع المودة، بيروت، موسسة الاعلمي للمطبوعات، ج 3، ص 125، و ارشاد مفيد، ص 350- 351 .

16. طوسي، الغيبة، تهران، مكتبة نينوي الحديثه، ص 141، و ر- ك، قندوزي، سليمان، ينابيع المودة، بيروت موسسة الاعلمي للمطبوعات، ج 3، ص 131، و صافي، لطف‌الله، منتخب الاثر، تهران، مركز نشر كتاب، 1373 ه‍ . ق، ص 355 .

17. فقيه ايماني، مهدي، مهدي منتظر در نهج البلاغه، اصفهان، كتابخانة عمومي امير المؤمنين ـ عليه السلام ـ ص 23- 39 ، و مهدي پيشوايي در سيرة پيشوايان، ص 667، منابعي را كه به اين حقيقت اعتراف دارند چنين نام مي برد: ابن حجر هيتمي، الصواعق المحرقة (ط 2، قاهره ه‍ . ق)، ص 208 شيراوي، الاتحاف بحب الاشراف، قم، منشورات الارضي 1363 ه‍ . ش، چاپ 2، ص 179، محمد امين بغدادي سويدي، سبائك الذهب في معرفة قبائل العرب، بيروت، دارصعب، ص 78، مؤمن شبلنجي، نور الابصار، قاهرة، مكتبة المشهد الحسيني، ص 168 –محمد صبان اسعاف الراغبين ،در حاشية نور الابصار، ص 141 – ابن اثیر، الكامل في التاريخ، بيروت، دار صادر، ج 7، ص 274، (حوادث سال 260) – حمدالله مستوفي، تاريخ گزيده، تهران، انتشارات امير كبير، چاپ دوم، 1362 ه‍ . ش، ص 207 – ابن طولون، الائمة الاثني عشر، قم، منشورات الارضي، ص 117 – ابن صباغ مالكي، الفصول المهمة (بي تا) ص 310، قندوزي، سليمان ينابيع المودّة، بيروت، موسسة الاعلمي للمطبوعات، ج 3، ص 36 .

18. سيرة پيشوايان، پيشين، ص 675 .

19. بحار، ج 53، ص 323 و ج 52، ص 6 – 89 .

 

%ب ظ، %02 %741 %1395 ساعت %16:%مرداد

امام زمان (عج) قافله سالار کاروان عشق

اگر عالم هستی را به کاروانی در حال حرکت تشبیه کنیم، این کاروان نیازمند قافله سالاری است، تا آن را به مقصد برساند، و قافله سالار عالم هستی، کسی است که از همه مخلوقات، برتر باشد و بتواند این مسئولیت را بر عهده گیرد و او کسی نیست، جز امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) و این راهنمایی و رهبری اختصاص به عالم ظاهری و مادی ندارد، بلکه امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) افزون بر رهبری ظاهری و اداره مُلکی، رهبری ملکوتی جامعه را نیز بر عهده دارد.

بنابراین اگر چه دشمنان بتوانند رهبری ظاهری را با سقیفه و تکیه بر ثروت و قدرت از ائمه معصوم سلب کنند، اما قادر به سلب رهبریت مَلکوتی از ائمه معصوم نخواهند بود. زیرا رهبری الهی با نصب اعتباری، اعطا نمی‌شود تا با تهاجم و غصب ظاهری، از دست رود، بلکه رهبری ملکوتی موهبتی الهی است، که خداوند در اختیار برگزیدگان خود قرار می‌دهد.

با توجه به این نکته که رهبری ائمه معصومین و خصوصاً امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) اختصاص به شئونات ظاهری و مادی ندارد، اهمیت وجود امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) بیشتر روشن می‌شود، زیرا اگر چه حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه) به‌ظاهر غایب هستند و دیده نمی‌شوند، اما سرپرستی و رهبری مَلکوتی جامعه را برعهده دارند.

حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه) در بین مردم هستند، نماز می‌خوانند، حج می‌روند و افراد لایق را هدایت می‌کنند و اعمال عبادی دیگران را به سرچشمه فیض هدایت می‌رسانند. حضرت آیت الله جوادی آملی در این‌باره می‌نویسد: «نماز امام معصوم هر عصری، نماز هر نمازگزار متقی را امامت می‌کند و وجود مبارکش نیز رهبری ملکوتی انسان‌ها، به سوی هدف نهایی آفرینش بشر را، برعهده دارد. بر این اساس هر کس نماز را در اول وقت، اقامه کند، نماز او به کاروان نمازهایی پیوسته، که با امامت نماز ولی خدا، به سوی خدا در صعود است، چون امام عصر هماره آن وقت، نماز می‌گزارد.»[1]

امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) هر سال به حج می‌آیند و در مراسم ویژه عرفات و منا شرکت می‌کنند. محمد بن عثمان عمری نائب خاص امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) در این‌باره می‌گوید: «وَ اللَّهِ إِنَّ صَاحِبَ هَذَا الْأَمْرِ لَيَحْضُرُ الْمَوْسِمَ كُلَّ سَنَةٍ يَرَى النَّاسَ وَ يَعْرِفُهُمْ وَ يَرَوْنَهُ وَ لَا يَعْرِفُونَهُ.[2] به خدا قسم! صاحب الزمان هر سال در موسم حج حاضر می‌شود و مردم را می‌بیند و آن‌ها را می‌شناسند و لکن مردم حضرت را نمی‌شناسند». و چه بسا مشکلات بسیاری از زائرین خانه خدا، توسط امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) و تربیت یافتگان مکتب مهدوی، برطرف شود، بدون این‌که آن‌ها متوجه بشوند. بنابراین برکات وجود امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) بسیار فراتر از عالم ظاهر و ماده است و بشریت هر لحظه از فیض وجود حضرت بهره می‌برد.

 

پی‌نوشت:

 

[1]. ر.ک: جوادی آملی عبدالله، امام مهدی موجود موعود، نشر اسراء، قم، 1390 ش، ص92

[2]. شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، انتشارات جامعه مدرسین، قم، 1413ق، ج2، ص520

%ب ظ، %28 %982 %1395 ساعت %22:%تیر

برترین مطالب