پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم): براى شهادت حسین (علیه السلام)، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمى‌شود.

2- مهدویت در روایات

چرا از مکان امام زمان (علیه السلام) خبری نیست؟

اگر شيعه معتقد است كه امام زمان آن‌ها وجود دارد ولي غايب است، پس چگونه از مكانش خبري ندارد و بعد از گذشت حدود 1200 سال هيچ گونه اثري از او ظاهر نمي‌شود، اين در حالي است كه خداوند «جل جلاله» از چنين كاري بري است و غيبت امام با حكمت و تدبير الهي منافت دارد؟

پاسخ: 

اولاً: اعتقاد به وجود حضرت مهدي(عج) تنها يك عقيده شيعي نيست بلكه بسياري از علماي اهل سنت هم چنين اعتقادي را بيان داشته اند و آنرا از راه هاي گوناگون اثبات نموده اند كه به نمونه هاي ازآن اشاره مي كنيم:

1- تعداد قابل توجّهي از مورّخان و محدّثان اهل سنّت، تولد آن حضرت را در كتب خود ذكر كرده‌اند و آن را يك واقعيت دانسته اند و بعضي از پژوهشگران بيش از صد نفر آنان را ذكر كرده اند.(1) و از اين طريق وجود آن حضرت به اثبات مي‌رسد، چرا كه آن حضرت با تولد به وجود آمده است.

در كتاب الزام الناصب از عبدالله بن محمّد مطري حكايت شده است، كه شيخ جلال الدين عبدالرحمن ابي‌بكر سيوطي در كتاب «احياء الميت بفضائل اهل البيت» مي‌گويد: «همانا از ذريه حسين بن علي -عليه السلام- » مهدي (عج) مبعوث مي‌گردد در آخر الزمان، (تا اين‌كه مي‌گويد) پس امام اول علي بن ابي طالب -عليه السلام- است و اسامي ائمه را ذكر مي‌كند، سپس مي‌گويد: يازدهم از ايشان پسر اوست به نام «الحسن العسكري» و دوازدهم پسر اوست به نام «م ح م د» القائم المهدي (عج) و اين‌كه نصوص درباره دولت اسلامي او، از پيامبر -صلي الله عليه و سلم- و از جدش علي بن ابي‌طالب -عليه السلام- و از بقيه آباء و اجدادش كه اهل شرف و مرتبت مي‌باشند ذكر شده و اوست كه صاحب شمشير است و قيام كننده اي است كه انتظار او مي رود.»(2)

و نيز ابووليد محمّد بن شحنة الحنفي در كتاب تاريخش كه به نام روضة المناظر في الاخبار للاوائل والاواخر كه در حاشيه كتاب مروج الذهب مي‌باشد،‌ آورده است: «و ولد لهذا الحسن (يعني الحسن العسكري -عليه السلام- ) ولده المنتظر ثاني عشرهم و يقال له المهدي (عج) و القائم واالحجة، محمّد ولد في سنة خمس و خمسين و مأتين.» يعني: و بدنيا آمد براي امام حسن يعني امام حسن عسكري -عليه السلام- فرزندش كه انتظار كشيده مي‌شود به عنوان دوازدهمين امام و به او مهدي، قائم و حجّت گفته مي‌شود. (م ح م د) در سال 255 هـ متولد شد.

و در كتاب ينابيع الموده آمده است:براي ابي محمد حسن(عسكري) فرزندي متولد شد كه نام او را محمد نهاد، آن مولود سه روزه بود كه پدرش وي را به يارانش، نشان داد و به آنها فرمود: اين بچه امام شما بعد از من است و خليفه من بر شماست و او همان قائمي است كه گردن ها به انتظار او كشيده مي شوند پس آنگاه كه زمين پر از جور و ظلم شد خروج خواهد كرد و زمين را پر از عدل و قسط و داد خواهد نمود.(3) 

شيخ عبدالوهاب الشعراني حنفي در اليواقيت والجواهر، مبحث 65 (در بيان اين‌كه تمام شرايطي كه شارع مقدس قبل از قيامت به آن خبر داده است حق است.) مي‌گويد: «ناگزير تمام آن شرايط واقع شود و از جمله آن‌ها خروج مهدي است (تا اين‌كه مي‌گويد) و او از اولاد امام حسن عسكري (عج) است و هنگام تولد او شب و نيمه شعبان سال 255 (ه ق) است، و او باقي است تا اين‌كه با عيسي بن مريم -عليه السلام- همراه شود. پس عمر او تاكنون كه سال 958 هجري است، 706 سال است.»(4) 

2. علماي اهل سنت رواياتي را نقل كرده اند كه نشان مي دهند آن حضرت دو غيبت خواهد داشت كه يكي از آنها طولاني خواهد بود چنانكه در كتاب ينابيع الموده، شيخ سليمان قندوزي مي گويد: در مورد آيه وَجَعَلَهَا كَلِمَةً بَاقِيَةً فِي عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ(5) كه ثابت ثمالي از علي بن الحسين -عليه السلام- واواز پدرش و او از علي بن ابي‌طالب -عليه السلام- نقل مي‌كند كه گفت: در شأن نزول اين آيه اين‌ كه: خداوند قرار داد امامت را در نسل حسين -عليه السلام- تا روز قيامت و همانا براي قائم ما، دو غيبت است. يكي از آن‌ها طولاني‌تر از ديگري است. پس امامت او را قبول نمي‌كند مگر كسي كه يقينش قوي باشد و شناخت صحيح داشته باشد.»(6)

و نيز در كتاب «البرهان في علامات مهدي آخر الزمان» در باب دوازدهم از ابي عبدالله الحسين بن علي -عليه السلام- آمده كه فرمود: «براي صاحب اين امر يعني مهدي ( -عليه السلام- }) دو غيبت وجود دارد يكي از آن دو طولاني مي‌شود تا اين كه بعضي مي‌گويند او مرده است و بعضي مي‌گويند او رفته است و كسي از موضعش خبري ندارد از دوست و غير دوست مگر كسي كه متصدي خدمتگزاري اوست.»(7)

3. در بعضي از كتب اهل سنت آمده است كه حضرت مهدي(عج) در زمان حيات پدر بزرگوارش امام حسن عسكري -عليه السلام- رؤيت شده‌اند.

شيخ سليمان قندوزي در ينابيع الموده مي‌آورد: «خادم فارسي گفت: من در خانه بودم، كنيزي از خانه خارج شد و همراه او چيزي بود كه تكان مي خورد، پس ابو محمّد (امام حسن عسكري -عليه السلام- به او فرمود: آنچه را كه همراه توست آشكار كن، در اين هنگام پسر بچه‌اي سفيد و داراي رويي نيكو ظاهر شد. پس حضرت عسكري -عليه السلام- فرمود: اين امام شماست بعد از من و تو آنرا بعد از اين نمي بيني.»(8)

و روايت ديگر كه شايد مهم‌ترين روايت است كه شاهد بر ادّعاي رؤيت آن حضرت قبل از غيبت صغري مي‌باشد. حسن بن ايّوب نوح (از وكلاي امام هادي -عليه السلام- ) مي‌گويد: ما كه چهل نفر از اصحاب امام عسكري -عليه السلام- بوديم براي پرسش از امام بعدي به محضر امام عسكري رفتيم. در مجلس آن حضرت، عثمان بن سعيد عَمْري (يكي از وكلاي بعدي امام زمان -عليه السلام- ) بپا خاست و عرض كرد مي خواهم از موضوعي سؤال كنم، كه درباره آن از من داناتري. امام -عليه السلام- فرمود: بنشين. عثمان با ناراحتي خواست از مجلس خارج شود. حضرت فرمود: هيچ كس خارج نشود. كسي بيرون نرفت و پس از مدتي امام -عليه السلام- عثمان را صدا زد، او بپا خاست. حضرت فرمود: مي‌خواهيد به شما بگويم كه براي چه به اينجا آمده ايد همه گفتند: بفرمائيد. فرمود: به اينجا آمده ايد تا از حجّت و امام پس از من بپرسيد. گفتند: بلي. در اين هنگام پسري نوراني همچون پاره ماه كه شبيه‌ترين مردم به امام عسكري -عليه السلام- بود، وارد مجلس شد. حضرت با اشاره به او فرمود: «اين امام بعد از من و جانشين من در ميان شماست. فرمان او را اطاعت كنيد و بعد از من اختلاف نكنيد كه در اين صورت هلاك خواهيد شد و دين تان تباه گردد.»(9)

پس آنچه از اين روايت و روايات ديگر مشخص مي‌شود اين است كه آن حضرت تا قبل از غيبت صغري رؤيت شده است لكن در زمان غيبت صغري و كبري، آن حضرت از ديده مخفي مانده است.

ثانياً: رواياتي نقل شده است كه اهل سنّت هم به آن اقرار كرده اند، مبني بر اين‌كه كيفيت انتفاع مردم از آن حضرت چگونه است. از آن جمله مي‌توان به روايتي كه صاحب ينابيع الموده اينگونه نقل مي كند، اشاره كرد:«اخرج الشيخ الحمويني في فرايد السمطين بسنده عن سليمان الأعمش ابن مهران عن جعفر الصادق عن ابيه عن جدّه عليّ بن الحسين ـ عليهم السلام ـ قال: نحن ائمة المسلمين، و حجج الله علي العالمين و… ثم قال: و لم تخل منذ خلق الله آدم -عليه السلام- من حجة الله فيها، أما ظاهر مشهور أو غائب مستور، و لا تخلو الارض الي ان تقوم الساعة من حجة و لولا ذلك لم يعبدالله (قال سليمان: فقلت لجعفر الصادق -عليه السلام- : كيف ينتفع الناس بالحجه الغائب المستور؟) قال: كما ينتفعون بالشمس اذا سترها سحاب.»(10) علي بن حسين -عليه السلام- فرمود: ما امامان مسلمين هستيم، حجّت‌هاي خداوند بر همه عالميان، و سپس فرمود: زمين از زماني كه آدم -عليه السلام- خلق شد، از حجّت خدا خالي نمانده است، كه آن حجّت يا ظاهر مشهور بوده است يا غايب ودر پنهاني و خالي نمي‌ماند زمين از حجّت تا زماني كه قيامت برپا گردد. اگر چنين نبود كسي خدا را نمي پرستيد. سليمان اعمش (راوي اين روايت) مي‌گويد: از امام جعفر صادق -عليه السلام- پرسيدم: چگونه است انتفاع بردن مردم از حجّت خدايي كه غايب و پنهان است؟ فرمود: همچنان كه مردم از خورشيد پشت ابر بهره مي‌برند.

ثالثاً: چگونه غايب شدن فرد يا افراد زنده خلاف حكمت خداوند است در حالي كه بر اساس آيات قرآن كريم حضرت عيسي(ع) زنده است و در آسمان ها به سر مي برد و به تواتر شيعه و سني حضرت خضر زنده است در همين جهان زندگي مي كند ولي از ديده ها غايب و پنهان است.افزون براين آيا ما احاطه برحكمت هاي داريم تا بگوييم غيبت امام(ع)بر خلاف حكمت است؟

رابعاً: در جواب اين گفته كه شيعه چرا مكان آن حضرت را نمي دانند بايد گفت كه فلسفه غيبت اين است كه مكان او ناشناخته باشد و خود آن حضرت نيز شناسايي نشود اصولاً معناي غيبت همين است والاً اگر مكان او معلوم باشد و مردم او را بشناسند ديگر غايب نيست بلكه ظهور كرده و ظاهر است.

 

پاورقی:

 

1. - صافي گلپايگاني، لطف الله، منتخب الاثر، ص 427.

2. - مروج الذهب، چاپ الازهر مصر، سال 1303، ج 1، ص 294.

3. - قندوزي حنفي، سليمان، ينابيع المودّه، بيروت، مؤسسة الاعلمي للمطبوعات، ص460.

4. - شعراني، عبدالوهاب، اليواقيت والجواهر، مصر، چاپ مطبعة الازهر، 1307، ج2، ص145.

5. - زخرف:28.

6. - ينابيع المودة، همان، ص 427.

7. -متقي هندي، البرهان في علامات مهدي اخر الزمان، به نقل از منتخب الاثر، ص 315.

8. - ينابيع المودة، همان، ص 461.

9. - ينابيع المودة ، همان، ج 3، ص 123، ص 125.

10. - همان، ص 477.

 

%ب ظ، %21 %738 %1395 ساعت %16:%مرداد

شباهت هاي امام زمان (عج) به انبياي الهي را بيان كنيد؟

شباهت هاي امام زمان (عج) به انبياي الهي را بيان كنيد؟

پاسخ: 

شباهت هاي آن حضرت با هر يك از انبياء به گونه اي كه در روايات آمده است اجمالاً به شرح ذيل است:

1.شباهت حضرت مهدي (عج) به حضرت محمد ـ صلّي الله عليه و آله ـرسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: مهدي از فرزندان من است، اسم او اسم من، كنيهاش كنيه من، و از نظر خَلق و خُلق شبيه ترين مردم به من است.(1) 

امام محمد باقر ـ عليه السّلام ـ فرمودند: امّا شباهت آن حضرت به جد بزرگوارش محمد مصطفي ـ صلّي الله عليه و آله ـ آن است كه با شمشير قيام كرده و دشمنان خدا و رسول و ظالمين و طاغوتيان را كشته و به وسيله شمشير و افتادن ترس در دل دشمنان ياري شده و هرگز پرچم او شكست خورده بر نمي گردد.(2)

2. شباهت حضرت مهدي (عج) به حضرت ابراهيم ـ عليه السّلام ـحضرت امام زين العابدين ـ عليه السّلام ـ در روايتي مي فرمايند: «اما من ابراهيم فخفاء الولادة و اعتزال الناس(3)» امّا سنت ابراهيم ـ عليه السّلام ـ در آن حضرت مخفي بودن ولادت و عزلت اواز مردم است. 

و از امام صادق ـ عليه السّلام ـ روايت شده است :ابراهيم ـ عليه السّلام ـ در يك روز به قدري رشد مي كرد كه ديگران در يك هفته رشد ميكنند. و در يك هفته به قدري رشد داشت كه ديگران در يك ماه رشد مي نمايند و در يك ماه به قدري كه ديگران در يك سال(4). قائم (عج) نيز چنين بود چنانكه در خبر حكيمه رضي الله عنها آمده است(5).

3. شباهت حضرت مهدي (عج) به حضرت موسي ـ عليه السّلام ـامام باقر ـ عليه السّلام ـ فرمودند: اما شباهت او به موسي ـ عليه السّلام ـ طولاني بودن ترس و غيبت آن حضرت و مخفي بودن ولادتش و سختي شيعيانش از اذيت و آزارها و خواري ها بعد از غيبت آن حضرت است تا آنكه خداوند اجازه ظهور و ياري و پيروزي او بر دشمنانش را صادر نمايد.(6)

و حضرت امام زين العابدين ـ عليه السّلام ـ در قسمتي از يك روايت مي فرمايند: «و اما من موسي فالخوف و الغيبه.» و امّا سنت از موسي ـ عليه السّلام ـ ترس و غيبت است.(7)

4. شباهت حضرت مهدي (عج) به حضرت عيسي ـ عليه السّلام ـامام محمد باقر ـ عليه السّلام ـ مي فرمايند: اما شباهت آن حضرت به عيسي ـ عليه السّلام ـ اختلاف مردم درباره اوست كه عده اي مي گويند هنوز به دنيا نيامده و گروهي مي گويند فوت كرده و عده اي ديگر مي گويند كشته شده و به دار آويخته شده است.(8) 

5. شباهت حضرت مهدي (عج) به حضرت نوح ـ عليه السّلام ـامام زين العابدين ـ عليه السّلام ـ مي فرمايند: في القائم سنة من نوح و هو طول العمر(9) در قائم (عج) سنتي از حضرت نوح ـ عليه السّلام ـ است و آن طول عمر است. 

6. شباهت حضرت مهدي (عج) به حضرت يوسف ـ عليه السّلام ـابو بصير از امام باقر ـ عليه السّلام ـ روايت كرده كه فرمود: حضرت قائم ـ عليه السّلام ـ شباهتي به حضرت يوسف دارد، راوي مي گويد عرض كردم آن چيست؟ فرمود سرگرداني و غيبت.(10)

امام محمد باقر ـ عليه السّلام ـ در قسمتي از روايت ديگري مي فرمايند: همانگونه كه امر حضرت يوسف از پدرش با وجود نزديك بودن مسافت بين آن حضرت و پدر و خاندانش پوشيده بود مهدي (عج) نيز با وجود نزديكي به شيعيان از آنان مخفي هستند.(11)

يوسف زيباترين اهل زمان خود بود و از پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ روايت شده كه فرمودند: مهدي، طاووس اهل بهشت است.(12)

7. شباهت حضرت مهدي (عج) به حضرت اسماعيل ـ عليه السّلام ـخداوند تبارك و تعالي همان گونه كه به ولادت اسماعيل ـ عليه السّلام ـ بشارت داده است به ولادت و قيام قائم (عج) نيز بشارت داده است.(13) همانگونه كه براي حضرت اسماعيل چشمه زمزم از زمين جوشيد براي قائم ـ عليه السّلام ـ نيز آب از سنگ سخت خواهد جوشيد.(14)

8. شباهت حضرت مهدي (عج) به حضرت آدم ـ عليه السّلام ـهمانگونه كه خداوند آدم را خليفه خود در تمام زمين قرار داد و او را وارث آن ساخت و چنين فرمود: اني جاعِلٌ في الارض خليفة(15) همانا من در زمين جانشيني قرار مي دهم حضرت حجّت (عج) را نيز وارث زمين. و خليفه خود در زمين قرار خواهد داد چنانكه از حضرت ابي عبدالله صادق ـ عليه السّلام ـ مروي است كه در تفسير آية و عَدَ اللهُ الذين آمنوا منكم و عملوا الصالحات لِيَستخلفَنَّهُم في الارض(16) خداوند به كساني از شما كه ايمان آورده اند و كارهاي شايسته انجام داده اند وعده داده كه آنان را در زمين خلافت بخشد فرمود: او قائم و اصحابش مي باشند و هنگام ظهور در مكه در حالي كه دست بر صورت مي كشد مي گويد: «الحمد الله الذي صدقنا وعده و اورثنا الارض» سپاس خداوندي كه وعده اش را درباره ما راست گردانيد و زمين را به ميراث ما در آورد.(17)

9. شباهت حضرت مهدي (عج) به حضرت صالح ـ عليه السّلام ـصالح ـ عليه السّلام ـ از قومش غايب شد و پس از آنكه به سوي آن ها بازگشت عده كثيري او را انكار كردند. همانا مَثَل قائم ـ عليه السّلام ـ نيز مَثَل صالح است چنانكه امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرموده اند.(18)

10. شباهت حضرت مهدي (عج) به حضرت ايوب ـ عليه السّلام ـحضرت امام زين العابدين ـ عليه السّلام ـ در قسمتي از روايتي مي فرمايند: اما من ايوب فالفرج بعد البلوي(19) امّا سنتي از ايوب ـ عليه السّلام ـ كه در امام مهدي ـ عليه السّلام ـ است فرج بعد از گرفتاري است. 

11. شباهت حضرت مهدي (عج) به حضرت يونس ـ عليه السّلام ـاز امام باقر ـ عليه السّلام ـ روايت شده كه فرمودند: امّا شباهت او به يونس بن متي بازگشت او از غيبت به صورت جوان بعد از پيري و كهولت سن است(20)

12. شباهت حضرت مهدي (عج) به حضرت داوود ـ عليه السّلام ـاز حضرت امام صادق ـ عليه السّلام ـ روايت شده كه فرمودند: چون قائم آل محمد ـ صلّي الله عليه و آله ـ قيام كند، در ميان مردم به حكم حضرت داوود حكم مي فرمايد و نيازي به شاهد و بيّنه ندارد.(21)

13. شباهت حضرت مهدي (عج) به حضرت هارون ـ عليه السّلام ـهارون ـ عليه السّلام ـ از راه دور سخن حضرت موسي ـ عليه السّلام ـ را مي شنيد و بالعكس. از امام صادق ـ عليه السّلام ـ روايت شده كه فرمودند: هنگامي كه قائم ـ عليه السّلام ـ ما به پاخيزد خداوند عزّ و جل در گوش ها و چشمان شيعيان ما خواهد افزود به طوري كه بين آن ها و حضرت قائم ـ عليه السّلام ـ پيكي نخواهد بود، با آن ها سخن مي گويد و آن ها مي شنوند، و به او نگاه مي كنند، در حالي كه در جاي خودش باشد.(22)

14. شباهت حضرت مهدي (عج) به حضرت شعيب ـ عليه السّلام ـاز امير المؤمنين ـ عليه السّلام ـ روايت شده كه: شعيب ـ عليه السّلام ـ قوم خود را به سوي خدا دعوت كرد تا اينكه عمرش طولاني و استخوان هايش كوفته شد. سپس از نظرشان غايب گشت و دوباره به صورت جواني به سوي آن ها بازگشت.(23)

حضرت قائم (عج) نيز به صورت جواني ظهور خواهد كرد. از امام صادق ـ عليه السّلام ـ روايت شده كه فرمودند: آن كه از چهل سال بيشتر داشته باشد صاحب اين امر نيست.(24)

پاورقی:

 

1. موسوي اصفهاني، سيد محمد تقي، مكيال المكارم، ترجمه سيد مهدي حائري قزويني، نشر ايران نگين، ج1، ص320.

2. مجلسي، محمد باقر،‌ بحار الانوار، بيروت، مؤسسة الوفاء، 1404ق، ج51، ص212. عن كمال الدين، ج1، ص327.

3. امين الاسلام، فضل بن حسن طبرسي، اعلام الوري، تهران، دارالكتب الاسلامية، ج1، ص322.

4. بحارالانوار، همان، ج 12، ص 19.

5. بحارالانوار، همان، ج 51، ص 27.

6. بحارالانوار، همان، ج 51، ص 212، عن كمال الدين، ج 1، ص 327.

7. اعلام الوري، همان، ج 1، ص 322.

8. بحارالانوار، همان، ج 51، ص 212، عن كمال الدين، ج 1، ص 327.

9. اعلام الوري، همان، ج 1، ص 322.

10. بحار الانوار، همان، ج 51، ص 224، عن غيبةالطوسي.

11. بحارالانوار، همان، ج 51، ص 212، عن كمال الدين، ج1، ص 327.

12. بحارالانوار، همان، ج 51، ص 91.

13. مكيال المكارم، همان، ج 1، ص 366.

14. برگرفته از روايتي از امام باقر(ع) بحار الانوار، ج 52، ص 351، و غيبت نعماني، ص 238، محمد بن ابراهيم النعماني، تحقيق علي اكبر غفاري.

15. بقره : 30.

16. نور : 55.

17. تفسير برهان، ج 3، ص 146، (سورة زمر آية 74)، به نقل از مكيال المكارم، ج 1، ص 249.

18. كمال الدين، ج 1، ص 136،

19. اعلام الوري، ج 1، ص 322.

20. بحار الانوار، ج 51، ص 212، عن كمال الدين، ج 1، ص 327.

21. روضه كافي، ص 50

22. بحار الانوار، ج 51، ص 27.

23. مكيال المكارم، ج 1، ص 301.

24. بحار الانوار، ج 12، ص 385.

 

%ب ظ، %19 %731 %1395 ساعت %16:%مرداد

معني «عدمه منا» و آيه «امن يجيب ...» چيست؟

معني «عدمه منا» و آيه «امن يجيب ...» چيست؟ امام زمان (عج) هم كنيه چه كسي است؟ و نويسنده كتاب منتخب الاثر چه كسي است؟

پاسخ: 

يكي از مباحثي كه در بحث امامت مطرح است اين است كه وجود امام لطف و رحمتي است از طرف پروردگار به خاطر اين كه امام فردي كامل و صالحي است كه از طرف خداوند به تدبير شؤونات انسان ها مي پردازد، اقامه عدل مي كند، رفع ظلم و ظالم مي كند، و شريعت و دين را از تحريف و زيادي و نقصان حفظ كرده و شبهات موجود در دين را ازاله نموده و تفسير واقعي قرآن را عهده دار مي باشد و الطاف ديگري كه از وجود پربركت امام حاصل مي شود. و تمام فيوضات الهي از طريق آن حضرت به ديگران افاضه مي‌گردد: « ببقائه بقيت الدنيا و بيمنه رزق الوري و بوجوده ثبتت الارض و السماء»(1) به وسيله آن حضرت دنيا پا بر جاست و به بركت آن حضرت ديگر مخلوقات روزي داده مي شوند و با بودن او آسمان و زمين استوار و پا بر جاست. پس وجود چنين نعمتي در ميان بندگان خدا واقعاً لطف بسيار بزرگي از طرف پروردگار متعال مي باشد. 

و لذا محقق طوسي در متن تجريد الاعتقاد در اين مورد مي گويد: «وجوده لطف، و تصرّفه لطف آخر، وعدمه منّا»(2) يعني وجود امام در ميان مردم نعمت و رحمت بزرگي است و تصرف امام در امور مردم نعمتي ديگر است.

خواجه نصيرالدين طوسي در توضيح «عدمه منا» مي گويد: «غيبت و عدم حضور حضرت مهدي ـ عليه السلام ـ از طرف خداوند نيست و از طرف خود امام هم نيست بلكه از طرف مكلفين و مردم مي باشد از خوف و ترس اينكه مردم از او اطاعت نكنند مي باشد و وقتي موانع غيبت از طرف مردم از بين رفت ظهور واقع مي شود.»(3)

بنابراين معناي جمله مورد نظر اين است كه علت غيبت امام زمان(عج) خود مردم هستند و مردم هستند كه با رفتار و اعمال خود مانع ظهور امام مي شوند چنانكه خود حضرت صاحب الزمان(عج) در اين باره فرموده اند: اگر چنانچه شيعيان ما كه خداوند توفيق طاعت شان دهد، در راه ايفاي پيماني كه بر دوش دارند همدل مي شدند يُمن ملاقات ما از ايشان به تاخير نمي افتاد و سعادت ديدار ما زودتر نصيب آنان مي گشت، ديداري بر مبناي معرفتي راستين و صداقتي از آنان نسبت به ما، پس ما را از ايشان دور نمي دارد مگر آن دسته از اعمال آنان كه ما را ناپسند و نا خوشايند است...»(4)

معني آيه امن يجيب المضطر اذا دعاه و يكشف السوء اين دعا در آيه 62 سوره نمل مي باشد و معني آن اين است كه «(آيا بت هايِ بي ارزش بهترند) يا كسي كه دعاي مضطر و درمانده را به اجابت مي رساند و گرفتاري و بلا را برطرف مي كند؟» 

آري در آن هنگام كه تمام درهاي عالم به روي انسان بسته مي شود و از هر نظر درمانده و مضطر مي گردد، تنها كسي كه مي تواند قفل مشكلات را بگشايد و نور اميد در دل ها بپاشد، ذات پاك خداوند است. 

در بعضي از روايات اين آيه تفسير به قيام حضرت مهدي ـ عليه السلام ـ شده. در روايتي از امام صادق ـ عليه السلام ـ چنين آمده «اين آيه در مورد مهدي نازل شده، به خدا سوگند مضطر او است، هنگامي كه در مقام ابراهيم دو ركعت نماز بجا مي آورد و دست به درگاه خداوند متعال بر مي دارد دعاي او را اجابت مي كند و ناراحتي ها را برطرف مي سازد...»(5) 

اما اينكه امام هم كنيه چه كسي است؟دراين مورد حديثي از پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ وارد شده است كه مي فرمايند: «مهدي از فرزندان من است، اسم او اسم من است و كنيه او كنيه من است و شبيه ترين مردم به من است از نظر خُلق و خوي...»(6) پس طبق اين حديث نام حضرت مهدي همان نام پيامبر است و كنيه او همان كنيه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ مي باشد.

 

پاورقی:

 

1. مفاتيج الجنان، چاپ فيض، ص140، دعاي عدیله

2. طوسي، شرح تجريد الاعتقاد، انتشارات حديث، ص 362.

3. خرازي، سيدمحسن، همان، ص 148، به نقل از رسالة الامامة، فصل 3، ص 25.

4. صدر، محمد، تاريخ غيبت كبري، ترجمه سيد حسن افتخار زاده، نشر نيك معارف، 1371، ص196.

5. عبدالعلي بن جمع، تفسير نوراثقلين، مطبعه علميه قم، ج 4، ص 94.

6. صافي گلپايگاني، لطف الله، منتخب الاثر، انتشارات حضرت معصومه، ص 236.

 

%ب ظ، %18 %831 %1395 ساعت %18:%مرداد

امام زمان شریک قرآن است

در سلامي كه به پيشگاه حضرت ولي عصر مي دهيم ايشان را شريك القرآن خطاب مي نمائيم منظور از شريك القرآن چيست؟

پاسخ: 

شريك در لغت به دو معنا آمده است: 1ـ مشترك بودن دو نفر در ملك و مال، بين مال و ملك آن ها مخلوط باشد. 2ـ شريك يعني اينكه يك چيز براي دو نفر يا بيشتر باشد حالا آن شيء از امور عيني باشد و يا معنوي مثل مشاركت انسان و فرس در معناي حيوانيّت و در دعا مي خوانيم كه ما را شريك دعاي خوبان قرار بده، و يا در روايت آمده كه خداوند فرمود به پيامبرش كه تو را شريك امرم قرار دادم يعني با من يار مي شوي، و با طاعت خودم امر به طاعت تو نموده ام اطيعوالله و اطيعوا الرسول(1) و گاهي به صورت اضافه به كار مي رود مثل شريك الباري، شريك الانسان، شريك القرآن. 

بعد از بيان اين مقدمه اولا بايد گفت اين زيارت نامه سند كاملي ندارد، چنانكه در حاشيه اي صحيفه مباركه مهديه، متن به اين صورت نقل شده است «السلام عليك يا صاحب الزمان يا خليفة الرحمن، السلام عليك يا شريك القرآن، السلام عليك يا امام زماننا (عج) وجعلنا من اعوانك و انصارك و رحمة الله و بركاته»، بعد از آن مي گويي: «اللهم فاستجب ثنائي يا الله و اجمع بيني و بين اوليائي يا الله اسئلك بحق محمد و علي و فاطمه و الحسن و الحسين و الائمة التسعة المعصومين من ذرية الحسين» در پايان نويسنده مي گويد، چون سندي بر آن پيدا نكرديم در حاشيه نقل نموديم(2) لذا سند آن تمام نيست.

و ثانياً شريك القرآن يعني اينكه امام زمان (عج) با قرآن در اموري شركت دارند، همكارند، هر چند زيارت نامه فوق سند ندارد. ولي از روايات زيادي مي توان استفاده نمود كه ائمه (ع) شريك و همكار قرآن مي باشند كه اين روايات دو دسته اند يك دسته رواياتي كه به صورت كلي مي گويند، ائمه (ع) همكار و شريك قرآن مي باشند، قسمت ديگر رواياتي كه به صورت ريز شده كارها و صفاتي كه به قرآن نسبت داده شده به ائمه (ع) نسبت مي دهند.

الف) رواياتي كه به صورت كلي ائمه (ع) و يا بعضي از آن ها را همراه و همكار قرآن معرفي مي كند. كه به چند نمونه اشاره مي كنم.

1ـ پيامبر (ص) فرمود: علي با قرآن است و قرآن با علي هرگز از هم جدا نمي شوند، تا در حوض كوثر بر من وارد شوند در دو روايت ديگر دارد كه علي (ع) با حق است(3) قبلا اشاره كرديم كه اين اختصاص به علي (ع) ندارد، همه ائمه (ع) با قرآن همراه اند.

2ـ پيامبر اسلام فرمود: «اني قد تركت فيكم الثقلين، كتاب الله و عترتي...» من در بين شما دو وزنه سنگين به امانت مي گذارم كه اگر به آن دو تا چنگ بزنيد بعد از من تا روز قيامت هرگز گمراه نخواهيد شد، يكي كتاب خدا است كه از طرف خدا نازل شده است و ديگري عترت و اهل بيت من است، و اين دو هرگز از يكديگر جدا نخواهند شد تا در كنار حوض كوثر با هم بر من وارد شوند.(4)

3ـ از امام صادق (ع) نقل شده است كه از علي (ع) درباره سخن پيامبر (ص) كه فرمود، دو چيز در بين شما باقي مي گذارم، يكي كتاب خدا و ديگري عترت مراد از عترت چه كساني مي باشد؟ امير المؤمنين (ع) فرمود: من، حسن، حسين و نُه امام از فرزندان حسين، كه نهمي آن ها مهدي اهلبيت و قائم آن هاست كه از قرآن جدا نمي شوند و قرآن هم از آن ها جدا نمي شود، تا بر پيامبر (ص) در كنار حوض كوثر وارد شوند(5) اين روايت به خوبي مي رساند كه همه ائمه (ع) شريك و همراه قرآن مي باشند. پس شريكند يعني مكمل هم مي باشند و يار هم مي باشند.

ب) رواياتي كه كارها و صفات قرآن را به ائمه (ع) نسبت مي دهند: در ابتداء به بعضي از اوصافي كه براي قرآن در قرآن و روايات ذكر شده است اشاره مي شود، بعد مي بينيم عين همين اوصاف به ائمه (ع) نسبت داده شده است معلوم مي شود با هم شركت دارند.

1ـ علي (ع) فرمود: قران حبل متين، نور مبين، صراط مستقيم، شفاي نافع، نجات دهنده و نگهدارنده كساني است كه به آن تمسك كنند.(6) و فرمود: قرآن نوري است كه خاموشي ندارد... قرآن بحري است كه كسي به قعرش نرسد راهي است كه رونده آن گمراه نگردد، شعله اي است كه نور آن تاريك نشود. جدا كننده حق و باطل است كه درخشش برهانش خاموش نگردد، بنايي است كه ستون هاي آن خراب نشود... قدرتي است كه ياورانش شكست ندارد، و حقي است كه ياري كنندگانش مغلوب نشوند، قرآن معدن ايمان و اصل آن است چشمه هاي دانش و درياهاي علوم است، سرچشمه عدالت و نهر جاري عدل است پايه هاي اسلام و... فرو نشانده عطش دانشمندان، بهاري براي قلب فقيهاناست.(7)

در قرآن مي خوانيم قرآن هدايت گر مردم(8) هدايت كننده متقين(9) و... مي باشد شبيه اين تعبيرات را در مورد ائمه (ع) داريم امام باقر (ع) فرمود: آل محمد صراط خداوند مي باشند(10) و فرمود ما حبل خدائيم(11) امام صادق فرمود: ما هدايت كننده مردم هستيم(12) و پيامبر (ص) فرمود: اهلبيت من مانند ستارگان مي باشند(13) در نزد ما علم كتاب و آثار نبوت مي باشد(14) و در زيارت جامعه مي خوانيم شما فرودگاه وحي، معدن رحمت حق خزانه دارهاي دانش، پيشوايان امت ها... راهنمايان طريقت، چراغ هاي شب تار، پناه مردم، حجت هاي بالغه خدا هستيد(15) كه اگر بخواهيم همه مشتركات قرآن و ائمه (ع) را بيان كنيم كتابي بس قطور خواهد شد، در يك كلام به عنوان حسن ختام علي (ع) فرمود: قرآن ناطق ما هستيم، و قرآن كتاب صامت است.و فرمود: «قرآن با من است از آن هنگام كه يار قرآن گشتم از آن جدا نشدم»(16).

پس با قطع نظر از سند زيارت نامه ، مراد از شريك القرآن اين است كه ائمه و امام زمان (عج) همكار و همراه قرآن مي باشند، و اين را از دو دسته روايات مي توان استفاده نمود رواياتي كه به صورت كلي مي گويند، قرآن و اهل بيت باهم اند و شريك، و رواياتي كه به صورت جزئي مشتركات قرآن و ائمه (ع) را بيان مي كنند كه در هدايت، نورانيت صراط و حبل حق بودن، مخزن علم الهي... باهم شريكند.

 

 

پاورقی:

 

1. راغب اصفهاني، المفردات في غريب القرآن، دفتر نشر كتاب، 1404 هـ ق، ص259.

2. المجتهدي، السيد مرتضي، الصحيفة المباركة المهدية، حاذق، چاپ اول، 1419 هـ ، ص420، پاورقي نامبرده از سُرور العارفين نقل نموده است.

3. الحكم الزاهراة (پيشين) ج1، ص79، روايت 382 و تعبير حق در روايت 380 و 381 آمده است.

4. مجلسي، محمد باقر، بحار الانوار، بيروت، مؤسسة الوفاء، 1403 هـ 1983 م، ج23، ص106، روايت7.

5. صدوق، معاني الاخبار، مطبعة الحيدري، مكتبة الصدوق تهران، ص90.

6. سبط ابن الجوزي، تذكرة الخواص، بيروت، مؤسسة اهل البيت، ص142.

7. نهج البلاغه، مترجم محمد دشتي، پارسايان، 1379، ص419، خ198.

8. بقره:185.

9. بقره:2.

10. الحكم الزاهرة (پيشين) ج2، ص69، روايت 2505.

11. همان، ص69، روايت 2506.

12. همان روايت 2508.

13. همان، ص70، روايت 2511.

14. همان مدرك، ص75، روايت 2532.

15. زيارت جامعه كبيره، مفاتيح الجنان، انتشارات مطبوعاتي قم، 1377، ص901.

16. نهج البلاغه، محمد دشتي، (پيشين) ص232، خ122.

 

%ب ظ، %18 %828 %1395 ساعت %18:%مرداد

برترین مطالب