پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم): براى شهادت حسین (علیه السلام)، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمى‌شود.

2- مهدویت در روایات

امام زمان در آیینه زیارت جامعه کبیره

 مسئله مهدویت از مسائل مهم وحیاتی است که از زمان پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) به صورت واضح وروشن مطرح شده وبر زنده نگه داشتن آن تأکید وتشویق فراوان شده است. وامامان معصوم (علیهم السلام) نیز به فراخور فرصتهایی که برای آنها پیش آمده این مسئله را مطرح وبیان نموده اند. دوران امام هادی (علیه السلام) وامام حسن عسکری (علیه السلام) از دورانهایی است که حکومت وقت به شدّت مسائل مهدویت وحتی تولد حضرت مهدی (علیه السلام) را پی گیر بوده وتحت نظر داشت است. اختناق وسخت گیری در این زمینه نیز به اوج خود رسیده بود؛ با این حال، حضرت هادی (علیه السلام) از فرصتها بهره برداری نمود وگاه به صورت صریح وزمانی در پوشش دعا مسئله مهدویت را زنده نگهداشت.
از جمله در زیارت جامعه کبیره که از متقن ترین، صحیح ترین وجامع ترین متون زیارتی شیعه است، علاوه بر بیان اصل امامت، مسئله مهدویت مخصوصا دوران ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) ورهاورد حکومت او مورد اشاره وتوجّه قرا گرفته است. آنچه پیش رو دارید، نگاهی است گذرا به مسئله مهدویت در زیارت جامعه کبیره.
در زیر فرازهایی از این زیارت شریف را که درباره امام زمان (علیه السلام) می باشد از نظر خوانندگان عزیز می گذرانیم:
الف. بقیّة الله
«السَّلَامُ عَلَی الْأَئِمةِ الدُّعاةِ... وبقِیَّةِ اللهِ(۲)؛ سلام بر امامان دعوت کننده [به سوی خداوند]... وباقیمانده خدا!»
مرحوم صدوق نقل کرده است که: «اولین آیه ای که حضرت قائم (علیه السلام) به هنگام قیام می خواند، این آیه است: «بقِیَّتُ الله خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُوءْمِنینَ»(۳)؛ «بقیة الله بهتر است برای شما، اگر مؤمن باشید».
آن گاه می فرماید: «أَنَا بَقِیَّةُ الله فِی اَرْضِهِ وخَلِیفَتُهُ وحُجَّتُهُ عَلَیْکُمْ فَلا یُسَلِّمَ عَلَیهِ مُسْلِمٌ اِلاَّ قالَ السَّلامُ علَیْکَ یا بقِیَّةَ الله فِی اَرْضِهِ(۴)؛ من بقیة الله در زمین خدا وخلیفه وحجّت او بر شما هستم. پس هر مسلمانی که به او سلام می کند، می گوید: درود بر تو ای بقیة الله در زمین او!»
ب. خبر از غیبت امام زمان (علیه السلام)
در سخت ترین دورانی که اختناق همه جا را فرا گرفته بود وامامان معصوم (علیهم السلام) تحت نظر بودند وبه شدّت حرکات ورفتار وگفتار آنها کنترل می شد، حضرت هادی (علیه السلام) از دعا وزیارت بیشترین استفاده را برد ومسائل مهم امامت را بیان کرد ومسئله غیبت امام زمان (علیه السلام) را گوشزد نمود تا شیعیان را برای چنین دوران سخت وغمباری آماده سازد ولذا فرمود: «موءْمِنٌ بسِرِّکُمْ وعلَانِیَتِکُمْ وشَاهِدِکُمْ وغَائِبِکُمْ وأَوَّلِکُمْ وآخِرِکُم(۵)؛ ایمان آورنده به نهان وآشکار شما وحاضر وغائب شما واوّل وآخر شما».
مراد از شاهد، امامی است که مردم او را مشاهده کنند واو مردم را مشاهده نماید ومراد از غایب، حضرت قائم (علیه السلام) است که در هستی وجامعه حضور دارد، ولی ظهور ندارد؛ یعنی او مردم را می بیند ومی شناسد، امّا مردم یا او را نمی بینند ویا می بینند، ولی نمی شناسند.
تا کی به انتظار تو شب را سحر * * * کنم شب تا سحر به یاد رُخت ناله سر کنم
ای غائب از نظر نظری کن به حال من * * * تا چند سیل اشک روان از بصر کنم
بگذشت عمر وراه وصال تو طی نشد * * * آیا شود که بر رخ خوبت نظر کنم؟

ج. انتظار ظهور دولت حق
از بهترین وبرترین آرزوهایی که امامان ما به جامعه تلقین کرده ونوید تحقق آن را داده اند، ظهور حکومت عادلانه مهدوی است. تزریق وتلقین این آرزو، جامعه را با نشاط وفعال وسرزنده نگه می دارد وروح امید را در دل انسانها می دمد.
هر شبی گویم که فردا یارم آید از سفر * * * چون که فردا می شود گویم که فردای دگر
آنقدر امروز وفردا انتظارش می کشم * * * کاقبت روز فراق یار من آید به سر
گر بیاید روزگار تیره ام روشن شود * * * شام هجران می شود از وصف روز از سحر
حضرت هادی (علیه السلام) نیز این آرزوی بلند را این گونه تلقین می کند: «مُنْتَظِرٌ لاَمْرِکُمْ مُرْتَقِبٌ لِدَوْلَتِکُمْ(۶)؛ منتظر امر [وخروج] شما وچشم به راه دولت شمایم».
جمله فوق هر چند به صورت خبری است، ولی گویا انشاء این امر است که انتظار آمدن مهدی (علیه السلام) وتشکیل حکومت توسط آن حضرت امری است مستحب وبا فضیلت؛ چنان که در روایات دیگر نیز به آن اشاره شده است:
۱. امام صادق (علیه السلام) فرمود: «مِنْ دِینِ الاَئِمَّةِ الْوَرَعُ وَالْعِفَّةُ... وِانتِظارُ الْفرَجِ بِالصَّبْرِ(۷)؛ از دین امامان، ورع وعفت... وانتظار فرج با صبر کردن است».
عمّار ساباطی می گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم که: آیا عبادت پنهانی با امام غائب وپنهان در دوران دولت باطل بهتر است ویا عبادت با ظهور دولت حق [ودر زمان ظهور مهدی (علیه السلام)]؟
حضرت فرمود: «شما در ورود به دین خدا ونماز وروزه وحج ودیگر خیراتی که خداوند توفیق داده وبه عبادت خدا در پنهان سبقت دارید واز دیگران پیشی گرفتید وپیوسته به حق امام وحقوق خویش می نگرید که در دست ستمگران است وایشان که شما را ناچار به زندگی دنیوی وطلب معاش با شکیبایی بر دین وعبادت وطاعت امام وخوف از دشمنان نموده اند. بنابراین، خداوند اعمال شما را در دنیا مضاعف کرده است. پس گوارای وجود شما باد!»(۸)
تنها به آرزوی تشکیل دولت حضرت مهدی (علیه السلام) اکتفا نمی شود، بلکه گام را فراتر نهاده وآرزو می کند که جزء حکمرانان وکارگزاران ویاران اصلی حضرت مهدی (علیه السلام) قرار گیرد ولذا می فرماید: «وَ جَعَلَنِی مِمَّنْ ... ویُمَلَّکُ فِی دَوْلَتِکُمْ ویُشَرَّفُ فِی عَافِیَتِکُمْ ویُمَکَّنُ فِی أَیَّامِکُم(۹)؛ ومرا از کسانی قرار بده... که در دولت شما به فرمانروایی رسد ودر عافیت شما گرامی گردد ودر روزگار شما تمکّن یابد».
یعنی در دولت شما از حکمرانان وفرمانداران بر مردم باشم ودر زمان سلامت وعافیت شما به جایگاه بلند برسم؛ به طوری که ستم ستمکاران وطاغیان به من نرسد ودر زمان دولت وچیرگی شما دارای ارزش واعتبار ومنزلت شوم(۱۰).
وبا این آرزوها، آرزوی دیدار آن حضرت نیز برآورده می شود که: «وَ تَقَرُّ غَدا بِرُؤْیَتِکُمْ(۱۱)؛ وچشمش فردا به دیدار شما روشن شود».
د. رجعت در زمان حضرت مهدی (علیه السلام)
یکی از اعتقادات قطعی شیعه، اعتقاد به رجعت است. براساس این اعتقاد وبر مبنای روایات اهل بیت (علیهم السلام) در زمان حضرت مهدی (علیه السلام) عدّه ای از انسانهای خوب وبد به این دنیا باز خواهند گشت.
از جمله مسائلی که در جای جای زیارت جامته به آن تصریح شده، بحث رجعت است؛ آن هم با عبارات قطعی ویقینی. در یک جا می فرماید: «مُؤْمِنٌ بِاِیابِکُمْ مُصَدِّقٌ بِرَجْعَتِکُمْ(۱۲)؛ مؤمن به آمدن شما وتصدیق کننده رجعت شما هستم».
دو جمله فوق صرفا برای تأکید نیست؛ بلکه برای بیان اعتقاد به این است که رجعت اتفاق می افتد، چه اینکه هر چه را معصومین (علیهم السلام) که از اشتباه وخطا مصون اند خبر دهند، واقع خواهد شد وباید به آن ایمان داشت.
ودر جای دیگر می فرماید: «وَیَکُرُّ فِی رَجْعَتِکُمْ(۱۳)؛ [وقرار ده مرا از کسانی که] باز گردد در رجعت وبرگشت شما!» ودر زیارت وداع در ذیل زیارت جامعه می خوانیم: «وَاَحْیانِی فِی رَجْعَتِکُمْ(۱۴)؛ [خدا] زنده گرداند مرا در رجعت وبرگشت شما!»
ه . رهاورد ظهور
رهاورد حکومت مهدوی آرزوی تمام انبیاء واولیاء وصالحان وبلکه تمامی بشریت است ودر روایات به صورت گسترده به آن پرداخته شده است. آنچه در اینجا اشاره می شود، مواردی است که در زیارت جامعه به آن پرداخته شده است.
۱. زنده شدن دین
گذشت زمان، غیبت امام زمان (علیه السلام) ووجود تحریف گران وبدعت گذاران در طول تاریخ، باعث تغییر چهره دین ودستورات دینی می شود، تا آنجا که دین به ظاهر مرده وکهنه شده به حساب می آید ودستورات آن به تعطیلی کشیده می شود؛ از اینرو با ظهور حضرت دستورات دین آن چنان که هست، بیان واجرا می شود. به این جهت، آن حضرت احیا کننده دین شمرده شده است. در زیارت جامعه می خوانیم: «حَتّی یُحیِیَ الله تَعالی دِینَهُ بِکُمْ(۱۵)؛ تا اینکه خداوند دینش را به وسیله شما زنده گرداند».
به تعبیر عرفانی، با ظهور حضرت قائم (علیه السلام) خداوند مظاهرش را که محمد وآل او هستند، حیات می بخشد وقدرت اهل بیت (علیهم السلام) با پاکی زمین از طاغوتها وشاخه های آن، یعنی فحشا ومنکرات وستم ودیگر زشتیها بر جهان، حاکم می شود(۱۶). ودر همه جا دستورات اسلام اجرا می گردد. علی (علیه السلام) فرمود: «وَیُحْیِی مَیِّتَ الْکِتابِ وَالسُّنَّةِ(۱۷)؛ و[مهدی بخشهای] مرده کتاب [خدا] وسنّت [پیامبر (صلی الله علیه وآله)] را زنده می کند». وبا زنده شدن دین است که اهل بیت (علیهم السلام) به منزلت بزرگی دست می یابند وبه تعبیر که در زیارت جامعه آمده: «یُمَکِّنَکُمْ فِی اَرْضِهِ(۱۸)؛ وتمکن وقدرت دهد شما را در زمین خویش».
این دو فقره اشاره به همان مطلبی دارد که قرآن دویست سال قبل از بیان امام هادی (علیه السلام) به آن اشاره نموده است؛ «وَعدَ اللهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وعمِلُوا الصالِحاتِ لَیسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ ولَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دینَهُمُ الَّذِی ارْتَضی لَهُمْ ولَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنی لا یُشْرِکُونَ بی شیْئاً ومنْ کفَرَ بَعْدَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ»(۱۹)؛ «خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده وکارهای شایسته انجام داده اند، وعده می دهد که قطعا آنان را حکمران روی زمین خواهد کرد؛ همان گونه که به پیشینیان آنها خلافت روی زمین را بخشید ودین وآیینی را که برای آنان پسندیده است. برایشان پابرجا وریشه دار خواهد ساخت وترسشان را به امنیّت وآرامش مبدّل می کند؛ [آنچنان] که تنها مرا می پرستند وچیزی را شریک من نخواهند ساخت وکسانی که پس از آن کافر شوند، آنها فاسقان اند».
ودر آیه دیگر فرمود: «اعْلَمُوآا أَنَّ اللهَ یحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها قَدْ بَیَّنّا لَکُمُ الآْیاتِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ»(۲۰)؛ «بدانید خداوند زمین را بعد از مردنش زنده می گرداند. به تحقیق آیات را برای شما بیان کردیم، شاید تعقل کنید».
۲. روشن شدن زمین
«وَاَشْرَقَتِ الاَرْضُ بِنُورِکُمْ(۲۱)؛ وزمین با نور شما روشن می شود».
این جمله از زیارت جامعه، اشاره ای لطیف به ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) دارد که با وجود نور آن حضرت، زمین نورانی خواهد شد ودر واقع، اشاره دارد به آیه ای که می فرماید: «وَاَشْرَقَتِ الاَرْضُ بِنُورِ رَبِّها»(۲۲)؛ «وزمین [در آن روز] به نور پروردگارش روشن می شود».
وامام صادق (علیه السلام) فرمود: «ربّ وپروردگار زمین، امام آن است. عرض کردند: هنگامی که (مهدی) قیام کند، چه خواهد شد؟ فرمود: مردم از نور خورشید وماه بی نیاز می شوند واز نور امام استفاده می کنند»(۲۳).
ودر جای دیگر فرمود: «هنگامی که قائم ما ظهور کند، زمین به نور پروردگارش روشن شود ومردم از نور خورشید بی نیاز می شوند وتاریکی از بین می رود»(۲۴).
۳. فراگیر شدن عدالت
رهاورد دیگری که از ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) در زیارت جامعه مورد توجه قرار گرفته است، عدالت فراگیر وجهانی است؛ عدالتی که تمام هستی وتمام جوانب وزوایای زندگی بشر را زیر بال می گیرد وبه قول امیرمؤمنان (علیه السلام): «فَیُرِیکُمْ کیْفَ عدْلُ السِّیرَةِ(۲۵)؛ روش عادلانه [در حکومت حق] را به شما می نمایاند». وعدالت واقعی را برای همه جهانیان به نمایش می گذارد وطعم شیرین آن را به همه خواهد چشاند.
در زیارت جامعه می خوانیم: «وَیُظْهِرَکُمْ لِعَدْلِهِ(۲۶)؛ وشما را برای [اجرای] عدالتش آشکار کند».
تعبیر فوق اشاره به این دارد که خداوند با ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) آخرین وکامل ترین صحنه از عدالت خویش را آشکار می سازد وبه مردم نشان خواهد داد.

پى نوشت ها:
سید جواد حسینی
ماهنامه مبلغان - شماره ۱۰۰

(۱) شرح زیارت جامعه، علاّمه حسین همدانی درودآبادی، انتشارات جمکران، مقدم کتاب.
(۲) بحارالأنوار، ج ۹۹، ص ۱۴۸؛ مفاتیح الجنان، زیارت جامعه کبیره.
(۳) هود/ ۸۶.
(۴) کمال الدین، شیخ صدوق، ج ۱، ص۳۳۰.
(۵) بحارالأنوار، ج ۹۹، ص ۱۵۲.
(۶) همان، ج۹۷، ص۳۴۵، ح۳۳.
(۷) همان، ج۵۲، ص۱۲۲، ح۱.
(۸) الکافی، کلینی، ج۲، ص۱۲۹.
(۹) بحارالأنوار، ج ۹۹، ص ۱۳۱؛ مفاتیح الجنان، زیارت جامعه کبیره.
(۱۰) شرح زیارت جامعه کبیره، ص۵۳۹؛ جلوه های لاهوتی، ج۳، ص۱۷۶.
(۱۱) بحار الانوار، ج۹۹، ص۱۵۴.
(۱۲) همان، ص۱۳۱.
(۱۳) همان، ص۱۵۴.
(۱۴) همان، ص۱۳۳.
(۱۵) همان، ص۱۳۱.
(۱۶) شرح زیارت جامعه، ص۵۲۲.
(۱۷) نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، خطبه ۱۳۸.
(۱۸) بحار الانوار، ج۹۹، ص۱۳۱.
(۱۹) نور/ ۵۵.
(۲۰) حدید/ ۱۷.
(۲۱) بحار الانوار، ج۹۹، ص۱۳۱.
(۲۲) زمر/ ۶۹.
(۲۳) تفسیر الصافی، فیض کاشانی، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، ج۴، ص۳۳۱.
(۲۴) همان. ر.ک: تفسیر قمی، ذیل آیه.
(۲۵) نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، خطبه ۱۳۸.
(۲۶) بحار الانوار، ج۹۹، ص۱۳۱.

منبع: http://www.m-mahdi.com

%ب ظ، %16 %764 %1396 ساعت %17:%آذر

چهره عدل مهدوی در ادعیه و زیارات امام مهدی علیه السلام

اشاره :
فرهنگ مهدویت در اسلام با فرهنگ عدالتخواهی و عدالت گستری در جهان قرین بوده و از راه های ادعیه و زیارتنامه ها به گسترش و تعمیق این فرهنگ و تحكیم رابطه مومنان با رهبرشان توجه شایانی شده است و بدین ترتیب به تربیت و پرورش روح عدالتخواهی در میان پیروان امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه) پرداخته و عدالت را به معنای گسترده آن در پرتو اهداف والای حكومت الهی مهدوی مطرح نموده و از تك بعد نگری و توجه یك سویه به عدالت و عدالتخواهی پرهیز شده است.
عدالت مهدوی در متون ادعیه و زیارت نامه ها چهرهای تابناك و امید بخش و حركت آفرین در طول تاریخ غیبت كبری داشته، و امید میرود كه این روند بسترساز تحقق حكومت عدل جهانی امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه) باشد.
بخش یكم :
1ـ فرهنگ مهدوی و عدالت خواهی
2ـ راه های گسترش و تعمیق فرهنگ مهدویت
3ـ تربیت انسانها و پرورش روح عدالتخواهی
4ـ نقش دعا و زیارت در تربیت بیداردلان
5ـ فرهنگ اهل بیت در ادعیه و زیارتنامه ها
6ـ مهدویت و اهداف والای حكومت مهدوی در ادعیه و زیارت نامه ها
دورنمای عدالت مهدوی در ادعیه و زیارتنامه ها
بنابراین، ركن اساسی در برنامه استقرار و گسترش عدل جهانی، پرورش روح عدالت خواهی در تمامی انسانها میباشد كه این روحیه ریشه ای عمیق در درون داشته، اما در كنار رهبرانی عادل و عدالت خواه و عدالت پرور باید تحقق یابد از هر گونه انحراف در مسیر حق جلوگیری نمایند و انسانها را با تمام وجود و شایستگی خود به قله قیام به قسط برسانند.
از اینجا متوجه میشویم كه چرا در دعا و زیارتنامه های مهدوی روی رهبری شایسته آن مصلح جهانی كه تجسم عدل الهی است تاكید شده و ویژگیهای خاص آن حضرت نشان داده شده تا توانائیها و لیاقت های او برجسته و تحقق یافته تلقی گردد.
بخش یكم :
چهره تابناك عدل مهدوی در متون اسلامی یكی از زیباترین و زیبندهترین تابلوهای ترسیم شده برای انسان های عدالت پیشه و عدالت پرور و ستم زدا و ستم ستیز بوده و خواهد بود.
در متون دینی تمام ادیان الهی و در ادبیات مكتب های عدالت شعار در طول تاریخ بشریت سخن از عدل جهانی و داد فراگیر بسیار آمده است.
ولی در ادبیات اسلامی و به ویژه در ادبیات اهل بیت (علیهم السلام) اعم از روایات و ادعیه و صلوات و زیارات ـ بسیار مفصل و خواندنی و شنیدنی و خواستنی میباشد.
1ـ فرهنگ مهدویت و فرهنگ عدالت خواهی
در ادبیات اهل بیت (علیهم السلام) به پیروی از فرهنگ قرآن كریم اصل عدالت خواهی و ستم ستیزی یكی از عمده ترین اصول مورد توجه تمامی انبیا به ویژه خاتم پیامبران بوده و میباشد.
(لیقوم الناس بالقسط( براساس (قائما بالقسط( ایزد منان و پروردگار رحمان ایده های كلیدی در اهداف رسالت های الهی بوده، و تمام برنامه های دینی اعم از اصول اعتقادی و اخلاقی و رفتاری و قوانین گسترده حاكم بر تمام ابعاد وجودی انسان براساس تحقق (قیام ناس به قسط) به معنای عدالت پروری بوده و نه صرف عدالت خواهی و عدالت گرائی آن هم به معنای بسیار محدود و مادی و زمینی آن.
اسلام محمد(صلی الله علیه و آله) شعار عدل و عدالت خواهی را از متن آفرینش الهی به درون جامعه و عموم انسانها (ناس) كشانده، و با تمام موانع و دست اندازهای اختیاری و عمدی ستمگران به جنگ و ستیز برخاسته تا حكومت عدل الهی را در سرتاسر جامعه بشری تحقق دهد. و اسلام عدل پرور را در تمام زمینه های انسانی و بشری و در تمام ابعاد وجودی انسانی مجسم نماید، و عدالت و اعتدال واقعی و همه جانبه را لباس وجود بر تن گسترده بشریت آراسته گرداند، و انسانها خود، و با تمام وجود و اختیار و آگاهی و به صورت طبیعی و منطقی و خودجوش و خودكار (قائم به قسط) گردند.
آیه شریفه قرآن فاعل یقوم را خود ناس و مردم قرار داده است كه این نكته بیانگر رشد به تمام معنای كلمه مردم و ناس بوده كه خود به قسط و عدالت قیام كنند و عدالت را با دست خودشان در وجود خودشان حاكم گردانند.
تمام روایات زیبای پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله) كه درباره طاووس بهشتی و چهره زیبای فرزند دلبند محمد (صلی الله علیه و آله) و خاتم اوصیای او برای جامعه اسلامی و انسانی تقدیم گشته در یك جمله بسیار نغز و جالب مهدویت و عدالت خواهی و ستم ستیز را قرین هم قرار داده و مانند یك اصل و یك كلید، تقارن عدل فراگیر و فلسفه وجودی امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه) را مطرح مینماید.
لو لم یبق من الدنیا الا یوم لطول الله ذلك الیوم حتی یخرج المهدی من ولدی یملا الله به الارض عدلا بعد ما تملاء ظلما و جورا.1
سپیده دم عدل الهی برای جامعه بشری با خروج و قیام فرزند محمد (صلی الله علیه و آله)، حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه) زیبا میگردد و بشریت با انتظار چنین روزی بزرگ و خجسته در دریای پرتلاطم امید بزرگ و شایسته بحران های ستم ستیزی و ستم زدائی را پشت سر گذاشته و مقدمات لازم برای رشد واقعی و احراز شایستگی چنین آرمانی بزرگ در تلاشی خستگی ناپذیر دوران های ظلمت را به سوی آینده نورانی و پر فروغ را میشكافد تا غنچه عدل مهدوی آنطور كه شایسته اوست بشكفد و جهان بشریت با عدل الهی آراسته گردد.
بنابراین مهدویت مساوی عدالت خواهی و عدالت خواهی فراگیر و جهان شمول به جز در سایه حكومت امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه) فرزند دلبند فاطمه(سلام الله علیها) تحقق نخواهد پذیرفت.
و از اینجا به فلسفه وجودی یك جمله نغز دیگر میرسیم كه: جهان در انتظار عدالت و عدالت در انتظار مهدی است.
2ـ راه های گسترش و تعمیق فرهنگ مهدویت
قرآن كریم فرهنگ عدالت خواهی و عدالت پروری و ستم ستیزی را در متن برنامه های خود قرار داده است.
اما این عدالت را آنطور كه خدای انسان میخواهد بیان میكند، بلكه یگانه هدف راستین هستی در جمله ای نغز بیان شده است كه به طور انحصاری عدالت پیشگی و استقرار عدالت در هستی فلسفه آفرینش و به چرخش در آمدن این نظام حاكم بر هستی است.
(بالعدل قامت السموات والارض)2؛ فقط با عدل است كه آسمانها و زمین مسیر منطقی خود را طی میكنند و آراسته و استوار گردیدهاند).
و خدای قائم به قسط در هر حال: (قائما بالقسط لاالهالا هوالعزیز الحكیم(3 عزت و اقتدارش همراه با قیام و به قسط میباشد.
و برای رسیدن جامعه بشری كه تك تك افراد آن در طول دوران های حیات بشریت همگی از همه نوع هوا و هوس عدالت سوز و عدالت ستیز برخوردار بوده و افرادی محدود به رشد و بالندگی مطلوب رسیده در حالیكه اهداف خلقت در تحقق یك عدالت گسترده و جهانی بوده، برنامه ای گسترده باید تدارك شود تا با تمام این هوسها و آلودگی های طبیعی كه همزاد انسانهاست و مانع تحقق عدالت همه جانبه و گسترده میباشد بجنگد و آنها را رام نماید و عدالت حكومت عقل را بر ستمگری و ستمسازی هوی و هوس چیره گرداند و انسانها را با آگاهی كامل خواستار عدالت و دادخواهی برتر بنماید.
تزریق آگاهی و گسترش و تعمیق آن راه های گوناگون و طولانی و پر حوصله میخواهد تا انسانها بر خلاف طبع و میل اولیه خود كه زاده هوی و هوس های همزاد خود میباشد بر طبع عدالت پیشگی و دادخواهی و عدالت پروری تربیت شوند.
آیات نورانی قرآن كریم، و روایات و بیانات ارزشمند پیامبر خاتم(صلی الله علیه و آله) و رهنمودهای رهبران معصوم پس از پیامبر بهترین منبع و سرچشمه برای گسترش و تعمیق آگاهی و آگاهی بخشی به انسانها در طول تاریخ بوده و میباشد.
اضافه بر سیره امامان راستین و اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله) یك موتور مولد و تربیت كننده برای انسانها طراحی شده و به ودیعت نهادهاند كه دریایی از معارف در كنار امواجی از احساس و شعور و عاطفه را برای انسان های مستعد قرار دادهاند تا فرهنگ مهدویت در كنار فرهنگ عدالت خواهی به سوی اهداف بلند آن پیش رود.
گسترش این دو فرهنگ و تعمیق آن دو در وجود انسانها و تربیت و بازپروری انسان‌ های هوس آلود به سمت عدالت خواهی و عدالت پروری در دعاهای افتتاح، ندبه و صلوات ویژه عصر جمعه برای امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه) و زیارتنامه های ویژه آن حضرت در كنار پرچم برافراشته امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه) در زیارت عاشورای حسینی كه هر روز و همه وقت مطلوب و زیبنده خونخواهان حسین، فاطمه و محمد و علی(علیهم السلام) میباشد.
دعا و زیارتنامه های ویژه حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه) از رنگ و بوی ویژه ای در زمینه عدالت‌خواهی و عدلپروری و ستمستیزی و ستم زدائی دارد كه فقط با خواندن و مرور همیشگی و چشیدن آب فرات و زلال این باغچه پر میوه محمدی و مهر علوی و سوز و گداز فاطمی به ثمر مینشیند و تربیتی تدریجی و مستمر، رادمردانی پرتوان و آگاه و پرسوز و گداز میسازد تا در كنار مهدی فاطمه(عجل الله تعالی فرجه) اهداف بلند آفرینش را جامه عمل بپوشانند، و انسان های روی زمین خود، قیام به قسط را بر دوش قامت خود آراسته نمایند.
3ـ تربیت انسانها و پرورش روح عدالت خواهی
در نهاد هر انسانی ـ در منطق قرآن كریم ـ ریشه عدالت خواهی نهاده شده، و بذرهای اساسی عدالت گرائی و ستم ستیزی پاشیده شده است.
در سوره های نخستین قرآن، كه در مكه معظمه بر قلب پیامبر خاتم(صلی الله علیه و آله) فرود آمده و در آغاز حركت پرخروش پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) بر تمامی جهانیان مطرح شده، هر انسانی ساخته و پرداخته خدای عادل است. نفی او به گونه ای ساخته شده كه به طور همسان فجور و تقوایش به او الهام شده است اعتدال و انحراف از عدالت را در درون خود به خوبی میبیند و مییابد و عدالت گرائی در نهاد او قرار داده شده است.
ولی گرایش همزاد به سمت فجور و انحراف نیز در وجود او تعبیه شده است تا با كمال آزادی و اختیار، راه صحیح را خود انتخاب كند. و با این انتخاب خودش را بیابد و به دست آورد، و خود انسانی شایسته و بایسته گردد.
آبیاری روح عدالت خواهی، و پرورش روحیه عدالت پروری توسط قوانین الهی شایسته، و رهبران الهی ستم ستیز و ستم سوز كه تمام ستمها را از درون خود زدوده و مسیر عدالت خواهی و اعتدال را درون خود طی كرده و اسوه هایی شایسته در مسیر عدالت پروری به بالندگی و رشد خود ادامه میدهند، انسانها را در این مسیر بسیار سخت و پرسنگلاخ همراهی نموده و با الگودهی و راهنمائی و راهبری دست آنان را به دامان پر مهر عالت علوی و محمدی رسانده، و همان طور كه صدای رسای علوی در گسترش داد الهی فرمود:
(من ضاق علیه العدل فالجور علیه اضیق4).
تمام كسانی كه از داد و عدل در تنگنا قرار میگیرند، ستم و ظلم بر آنان تنگتر و آنان را گرفتارتر خواهد نمود).
4ـ نقش دعا و زیارت در تربیت بیدار دلان
دعا: رابطه مستقیم انسان با خدا، جوش و خروش درونی انسان آگاه و بیدار دل با آفریننده جهان و هستی بخش تمام موجودات، نقشی ویژه در تعمیق مفاهیم و ارزش های یاد شده در متون ادعیه در درون انسان دعا كننده، و به جوشش درآورنده احساسات و عواطف مثبت او نسبت به خواسته های یادشده كه از ارزش های الهی و معنوی انسان برخاسته است.
زیارت: رابطه مستقیم انسان زیارت كننده با امام یا پیامبر یا راهبر و راهنمای زیارت شده، كه نوعی گفتمان و گتفگوی خاضعانه و خاشعانه میان انسان و خدا و زیارت شونده می‌باشد كه تعهداتی و تصمیماتی توسط انسان زیارت كننده مطرح و تثبیت میگردد و بدینسان ارزش های مطرح شده در درون انسان كاشته شده و یا تعمیق گشته و یا گسترش كمّی و كیفی در جامعه پیرامون پیدا میكند.
با توجه به بعدهای خودجوشی و پویندگی و رازداری و خلوص و صمیمیت و الگوگرائی در دعاها و زیارتنامه های ویژه اهل بیت(علیهم السلام) كه سراسر نغز، بلیغ، پرمحتوا، عمیق و برخاسته از مفاهیم و ارزش های قرآنی است بیشترین نقش را در تربیت انسان های بیدار دل میتواند ایفا كند.
5ـ فرهنگ اهل بیت (علیهم السلام) در ادعیه و زیارتنامه ها
فرهنگ اهل بیت (علیهم السلام) همان فرهنگ اسلام راستین است كه فرهنگ قرآن كریم با سمت و سوی نبوی در آن تجسم كامل یافته است.
جامعیت، چند بعدی بودن، الگودهی، صراحت، حقانیت و ستم ستیزی، عدالتگرائی و عدالت پروری، شهادت طلبی، حق محوری، ایثار و از خودگذشتگی، نصیحت و پایداری و استقامت در باطل ستیزی و حق طلبی... از شاخص های روشن فرهنگ اهل بیت میباشد كه در دعاها و زیارتنامه های آنان به چشم میخورد.
تاكید بر الگو بودن اهل بیت رسالت و تجسم عینی ارزش های الهی در وجود و رفتار و كردار آنان و نیاز مبرم انسان تكامل خواه و كمالگرا به رهبری و رهنمودهای الهی آنان مهمترین ویژگی در ادعیه و زیارات است كه نشان دهنده ناموفق بودن كلیه طرحها و برنامه های فاقد ولایت و تولی آنان كه نشان های از ولایت الهی تجسم یافته در وجود و فرهنگ و ارزش های آنان میباشد.
6ـ آرمان های بزرگ دین در ادعیه و زیارات مهدوی
ادعیه و زیارات ویژه امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه)، انسان را با شخصیت والای حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) آشنا میسازد.
و پیوند با او را در درود فرستادن (صلوات) و درخواست حفظ وجود این ذخیره الهی برای تحقق آرمان های بزرگ اسلام، از ایزد منان ـ خدای سبحان و پروردگار مقتدر و مهربان ـ خواسته میشود و تحكیم بخشیده میگردد.
آرمان های بزرگ دین كه در سایه رهبری مهدی آل محمد(عجل الله تعالی فرجه) و ذخیره خدا برای تمام امتها تبیین میشود، آرمان های الهی و خواسته های برتر انسانی و ایده های كمال یافته ای است كه انبیای الهی در طول تاریخ آنها را مطرح و تبلیغ نموده و امید تحقق آنها را در دل انسان های وارسته و پیشرفته و كمالگرا كاشته و آبیاری نمودهاند.
رابطه عمیق شخصیت والا و بزرگ امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه) با اهداف بزرگ دین رابطه ای منطقی و تنگاتنگ بوده به گونه ای كه تحقق آن آرمان های بزرگ بدون وجود این شخصیت عظیم و ذخیره شده امكان پذیر نبوده، و طول عمر و موفقیت همه جانبه امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه) از دغدغه های مهم یاران و منتظران دلباخته او میباشد.
وظایف منتظران نسبت به شخص امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه) و نسبت به آرمان های او، و همچنین وظایف منتظران نسبت به آراسته خود به صفات و توانمندی كه آنان را برای شهادت و دلباختگی و ایثار و یاری همه جانبه او آماده میسازد از جمله خواسته های مهم و قابل توجه در این دعاها و زیارات میباشد.
عدالتخواهی و عدالت گستری و ستم ستیزی و ستم زدائی در پرتو اهداف و آرمان های بزرگ الهی مطرح میشود، و چهره عدالت از چهره ای مادی و محدود به چهره ای تابناك و همه جانبه و زیبا و شفاف درآمده، و زمینه های این عدالت و ابعاد و درجات آن نیز در برنامه یاران منتظر، و در فكر و ذكر بیداردلان عاشق مهدی(عجل الله تعالی فرجه) تبلور یافته. و آنان را برای تحقق كامل ارزش های الهی در حكومت مهدوی آماده میسازد.
در سخنی كوتاه : ترویج عبودیت حق، و عبودیت همه جانبه و در تمام ابعاد زندگی و در بالاترین سطح از رشد و كمال انسانی: (یعبدوننی لایشركون بی شیئا(5 در حالی كه به قدرت میرسند فقط خدا را عبادت میكنند و از هر گونه شركی جامعه آنان پاكسازی میشود، این بزرگترین و رساترین آرمان برای یك جامعه انسانی است كه عدالت شاقول و محور اصلی آن میباشد كه تجلیات این عدالت در تمام ابعاد زندگی خواهد بود. و این عدل فراگیر و جهانی ویژه حكومت عادله و عدالت پرور امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه) خواهد بود.
او تمام مستكبران كافر و ستمگر را خوار و ذلیل ساخته و عدل برتر را در طول و عرض (یعنی سرتاسر جهان) میگستراند: (وناشر العدل فی الطول والعرض).6
او امام و راهبر هدایت یافته الهی است كه در شعار و در عمل مورد تایید الهی بوده و زمین را از داد و قسط فراگیر مینماید پس از آنكه از ظلم و ستم پر میشود:
و اشهد أنك الامام المهدی قولا و فعلا و انت الذی تملا الارض قسطا و عدلا بعد ما ملئت ظلما و جورا.7
قرآن كریم كه در بردارنده نظام كامل الهی و نسخه عدل فراگیر برای جهان بشریت میباشد، با تحقق و تجسم او، عدل مورد انتظار انسانها، و آرزوهای زیبا و والای بشریت برای جامعه انسانی تحقق مییابد.
به همین دلیل دعوت به كتاب خدا، و اجرای تمام فرمان های او اولین و آخرین خواسته مهدی گرایان و پارسایان و بیداردلان میباشد.
اللهم اجعله الداعی الی كتابك و القائم بدینك، استخلفه فی الارض كما استخلفت الذین من قبله، مكّن له دینه الذی ارتضیته له. ابدله من بعد خوفه امنا یعبدك لایشرك بك شیئا.8
بار الها او را دعوت كننده به كتاب خودت (قرآن) قرار ده، و او را قائم به دینت نموده، او را در تمام زمین قدرت و مكنت و خلافت عطا فرما همانطور كه به پیشینیان او قدرت بخشیدی و دین او را به اجرا درآوردی و با قدرت تمام آن را پاس بدارد. دینی كه برای او انتخاب نمودهای، و او را به جای ترس، امنیت ببخش به گونه ای كه تو را عبادت كند و هیچ گونه شریكی برای تو قرار ندهد.
و بدینسان توحید مطلق در كنار رهائی از هر گونه شرك تجسم عدل مورد انتظار امتها خواهد بود.
سپس آشنا شدن به تمام ابعاد این دین حق، و رهائی از هر گونه قصور و تقصیر ( هرگونه كوتاهی و كوته فكری) مورد درخواست از خدای توانا قرار میگیرد و رهبری امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه) یگانه راه رسیدن به چنین آرمانی بزرگ معرفی میشود:
اللهم ما عرفتنا من الحق فحمّلناه و ما قصرنا عنه فبلّغناه
اللهم المم به شعثنا واشعب به صدعنا و ارتق به فتقنا... .9
بار الها آنچه را كه از حق به ما شناساندهای توانائی بر حمل آن عطا فرما، و آنچه را ناتوانیم توانائی عطا فرما و توان فهم آن را به ما لطف فرما. بار الها به وسیله مهدی (عجل الله تعالی فرجه) ما را از تفرقه و پراكندگی درآور. و دل های شكسته ما را و شكستگی های جامعه ما را التیام بخش و خلاءها و آسیبها را بزدا....
انتظار ظهور امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه) در حقیقت انتظار ظهور حق بر دست اوست، همانطور كه در زیارت امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه) آمده است.
عجل الله لك ما وعدك من النصر و ظهورالأمر... وانتظر ظهورك و ظهور الحق علی یدیك.10
ای مهدی حجت خدا در زمین او و نور خدا در میان خلق او. خداوند عملی شدن وعده هایی از پیروزی و قدرت كه به تو داده، هر چه زودتر تحقق بخشد... و من در انتظار ظهور تو و ظهور حق بر دستان تو به سر میبرم.
و در فرازی از صلوات روایت شده از امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه) برای روز جمعه كه به ابوالحسن ضراب رسانده شده بود این چنین میخوانیم:
اللهمّ نوّر بنوره كل ظلمة... واقصم به كلّ جبّار... و اهلك بعد جور كلّ جائر...11
بار الها با نور مهدی (عجل الله تعالی فرجه) هرگونه تاریكی را در این جهان ـ و جامعه بشری ـ روشن و نورانی بنما ... و كمر هر ستمگر و جباری را بشكن ... و با عدل و داد او ستم هر ستمگری را ریشه كن فرما.

 

پی نوشت ها :
1 . كمال الدین، صص 318، 373، 377 و 577 .
2 . عوالی اللئالی، ج 4، ص 104.
3 . آل عمران، 18.
4 . نهج البلاغة، خطبة 15.
5. نور، 55.
6. سید علی خان، فرازی از استغاثه به امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه) در (الكلم الطیب)، مفاتیح الجنان باب اول، فصل هشتم.
7. همان.
8. فرازی از دعای معروف افتتاح كه در هر شب از شبه ای ماه مبارك و در شب قدر نیز خوانده میشود. (مفاتیح الجنان، باب دوم فصل سوّم).
9. همان.
10. فرازی از زیارت روز جمعه ویژه امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه). (مفاتیح الجنان باب اول فصل چهارم).
11. فرازی از صلوات ویژه عصر جمعه، (مفاتیح الجنان، باب اول فصل چهارم).

نویسنده: سید منذر حکیم

منبع : مجله انتظار موعود، شماره 14

%ب ظ، %19 %632 %1396 ساعت %14:%خرداد

نویدهای امام جواد به حضرت مهدی علیهما السلام

به دليل نزديکي دوران زندگي حضرت جواد الائمه عليه السلام با ولادت امام مهدي عليه السلام حکمت خداوند اقتضا مي‌کرد که نويدها و بشارت‌هاي آن بزرگوار از امام مهدي عليه السلام فراوان باشد، چرا که عصر آن گرامي با ميلاد محبوب دلها چيزي حدود 50 سال بيشتر فاصله نداشت. و نيز انتظار مي‌رفت که نويدها در مورد نزديک شدن ميلاد پيشوايي که قرآن و پيامبر و امامان نور عليه السلام از آن بشارت داده بودند، به منظور آگاهي غفلت زدگان، قوت قلب و آرامش خاطر مؤمنان، در گسترده‌ترين شکل ممکن صورت گيرد. اما دست فريب و خيانت رژيم عباسي حضرت جواد عليه السلام را در بهاران جواني و طراوت و شکوفايي زندگي در حالي که هنوز 25 سال از عمر گرانمايه‌اش نگذشته بود، به وسيله سم خيانت به شهادت رساند و مانع از اين بشارت‌ها و نويدها در مورد حضرت مهدي عليه السلام شد.
امام جواد عليه السلام با سه تن از طاغوت‌هاي «بني عباس» معاصر بود که هر کدام از آنها نسبت به وجود گرانمايه آن حضرت، قلبي مملو از کينه و خشم داشتند و هر لحظه او را در فشار و تنگناي بيشتري قرار مي دادند و براي بدنام ساختن نام نيکو و بلند
آوازه‌اش و به منظور خاموش ساختن نور وجودش، توطئه‌ها مي‌چيدند و نقشه‌ها مي‌کشيدند، اما با وجود آن موانع و مشکلات که بر سر راه امام جواد عليه السلام بود باز هم کتاب‌هاي حديثي و مجموعه‌هاي روايي ما، از روايات و نويدهاي رسيده از آن حضرت در مورد وجود گرانمايه امام عصر عليه السلام تهي نيست.
براي نمونه به چند روایت از امام جواد علیه السلام در این خصوص، اشاره می‌نماییم:

1- حضرت «عبدالعظيم حسني» آورده است که: به محضر امام جواد شرفياب شدم و تصميم گرفتم که از او بپرسم: «آيا او قائم آل محمد است يا ديگري؟» اما پيش از اينکه سخن آغاز نمايم او فرمود: «يا أباالقاسم ان القائم منا هو المهدي! الذي يجب أن ينتظر في غيبته و يطاع في ظهوره و هو الثالث من ولدي و الذي بعث محمدا صلي الله عليه و اله و سلم بالنبوة و خصنا بالامامة انه لو لم يبق من الدنيا الا يوم واحد لطول الله ذلک اليوم حتي يخرج فيه، فيملأ الأرض قسطا و عدلا کما ملئت جورا و ظلما و ان تبارک الله و تعالي يصلح له أمره في ليلة، کما أصلح أمر کليمه موسي عليه السلام اذ ذهب ليقتبس لأهله نارا فرجع و هو رسول نبي.» [1] .
«قائم» ما خاندان وحي و رسالت، حضرت مهدي عليه السلام است، هموست که در دوران غيبتش بايد مردم انتظار ظهورش را برند و پس از ظهور فرمان او را به جان بخرند و سومين فرزند از نسل من است. به خدايي که محمد صلي الله عليه و اله و سلم را به رسالت برانگيخت و ما را به امامت برگزيد، اگر از عمر اين جهان تنها يک روز باقي مانده باشد، خداوند آن روز را طولاني خواهد ساخت تا او ظهور نموده، جهان را پر از عدل و داد سازد، همانگونه که به هنگامه ظهورش از ستم و بيداد لبريز است.
خداوند، کار قيام او را در يک شب تاريخي و جاودانه فراهم خواهد ساخت همانگونه که کار رسالت و نبوت موسي بن عمران را به هنگامي که به سوي آتش رفت تا براي خاندان خويش از آن برگيرد، اصلاح فرمود و آن جناب در حالي بازگشت که به رسالت برانگيخته شده بود.»
آنگاه فرمود:
«أفضل أعمال شيعتنا انتظار الفرج»
پر فضيلت ترين و برترين اعمال شيعيان و دوستداران ما، انتظار فرج است.

2- همچنین از حضرت عبدالعظيم حسني آورده‌اند که: به امام جواد عليه السلام گفتم: «سرورم! من اميدوارم شما «قائم آل محمد» باشيد همان اصلاحگر بزرگي که زمين را لبريز از عدالت و دادگري خواهد ساخت همانگونه که در آستانه ظهورش از ستم و بيداد لبريز است.»
آن حضرت فرمود: «ما منا و هو قائم بأمر الله وهاد الي دين الله و لکن القائم الذي يطهر الله (عزوجل) به الأرض من أهل الکفر و الجحود و يملأها عدلا و قسطا، هو الذي تخفي عن الناس ولادته، و يغيب عنهم شخصه و يحرم عليهم تسميته و هو سمي رسول الله و کنيه و هو الذي تطوي له الأرض و يذل له کل صعب...» [2] .
ابوالقاسم! همه ما قيام کننده به امر خدا و هدايتگر بسوي دين و آيين راستين او هستيم. اما آن قائمي که خداوند به دست او زمين را از کفر و شرک و ستم و بيداد پاک و آنگاه از عدل و داد لبريز مي سازد، کسي است که ولادتش از مرم پوشيده مي‌ماند و وجود گرانمايه‌اش غايب مي‌گردد و آوردن نام مقدسش به صراحت تحريم مي‌شود.
او همنام و هم کنيه با پيامبر خداست و کسي است که زمين براي او درهم پيچيده مي‌شود و هر سختي و مشکلي برايش سهل و آسان مي‌گردد....


[1] بحارالانوار، ج 51، ص 156 و اکمال الدين، ج 2، ص 377.
[2] بحارالانوار، ج 51، ص 157 و اکمال الدين، ج 2، ص 377.

%ب ظ، %17 %755 %1395 ساعت %17:%آبان

چرا به امام زمان، منتظَر گفته می‌شود؟

منتظَر یکی از القاب امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است و آن حضرت به این نام خوانده شده است، چرا که مردم همواره ظهور و قيام او را انتظار مي‌برند تا با قيام خويش اين سياره خاکي را از ظلم و بيداد پاک سازد.
از امام جواد عليه السلام پرسيدند:
«يابن رسول الله! و لم سمي: القائم؟»
قال: «لانه يقوم بعد موت ذکره و ارتداد أکثر القائلين بامامته.»
فقيل له: «و لم سمي:المنتظر؟»
قال: «لان له غيبة تکثر ايامها و يطول أمدها، فينتظر خروجه المخلصون و ينکره المرتابون...» [1]
«چرا حضرت مهدي عليه السلام را «قائم» ناميدند؟»
فرمود:«چون پس از آنکه ياد و نام مقدسش در ميان مردم فراموش شد و بيشتر معتقدان به امامت او به آفت ارتجاع و ارتداد گرفتار آمدند، بپا مي‌خيزد.
پرسيدند: «چرا منتظَر ناميده شده است؟»
فرمود: «بدان دليل که او غيبت بسيار طولاني خواهد داشت. غيبتي که دوران آن سخت و طولاني است و مخلصان، انتظار قيام و ظهورش را مي‌کشند و ترديد کنندگان و بدخواهان، وجود گرانمايه و ظهور او را براي اصلاح جهان، انکار مي‌نمايند.


[1] بحارالانوار، ج 51، ص 30.

%ب ظ، %17 %745 %1395 ساعت %16:%آبان

برترین مطالب