پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم): براى شهادت حسین (علیه السلام)، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمى‌شود.

الف: معرفی و نقد مدعیان دروغین مهدویت

انگیزه‌ها و زمینه‌های گرایش به مدعیان مهدویت

تاريخ اسلام نشانگر آن است كه افراد بسياري به خاطر دستيابي به قدرت و يا به خاطر هدف شخصي از عنوان مقدس «مهدي موعود» سوء استفاده كرده‌اند، اين سوء استفاده از همان قرن اول هجرت آغاز شد و دو دوره خلافت عباسيان (از سال 132 هجري قمري به بعد) به اوج خود رسيد. البته اين موضوع نه تنها به اصل مطلب و قيام باشكوه حضرت مهدي (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آسيبي نمي‌رساند، بلكه بيانگر اصالت و واقعيت آن است، چرا كه اوصاف، ويژگي‌ها و نشانه‌هاي ظهور آن حضرت، و دست آوردهاي ممتاز انقلاب جهاني او در همه ابعاد كمالات انساني آن چنان از نظر آيات و روايات روشن است، كه همه اين افرادي كه ادعاي مهدويت يا بابيت كرده‌اند، به يك صد هزارم، اين امتيازات و نشانه‌ها دست نيافته‌اند، بلكه به عكس به فساد و انحراف دامن زده و بر نابساماني افزوده‌اند.
از آنجا كه مسأله مهدي موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و قيام و انقلاب جهاني او، و اين كه او پس از ظهور، سراسر جهان را كه پر از ظلم و جور شده، پر از عدل و داد مي‌كند، به طور مكرر از زبان پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم و حضرت علي عليه السلام و همه امامان عليهم السلام ذكر شده و از امور قطعي انكارناپذير است، از همان قرن اول، سوء استفاده از اين نام و ادعاي دروغين مهدويت آغاز شد يعني عده‌اي خود را همان مهدي موعود دانسته و يا جمعيتي به مهدي موعود بودن شخصي اعتقاد پيدا كردند، با اين كه آن شخص چنين ادعايي را نداشت، بلكه آن را انكار مي‌كرد.
يكي از انگيزه‌هاي پديد آمدن اين دين سازان اين بود كه آنها تصور مي‌كردند بايد به دنبال هر دوره ظلم و طغيان بي‌حد و مرز، رادمرد نجات بخشي بيايد و مردم را از يوغ ستمها نجات بخشند، مثلا مردم مسلمان از ظلم بني‌اميه، سپس بني عباس و... به ستوه آمده بودند، و از مهدي موعود كه در روايات به عنوان مصلح كل و منجي جهان بشريت ياد شده، تصويري عالي در ذهن داشتند، از اين رو زمينه براي پذيرش مهدي موعود، فراهم بود، بر همين اساس رندان سودجو از اين زمينه موجود، سوء استفاده كرده و به اغفال مردم پرداختند و يا احيانا از روي ناآگاهي به قصد قربت دست به اين كار مي‌زدند به اين اميد كه خود را از سايه شوم و هولناك ظلم و ستم طاغوت‌ها، نجات دهند، ولي در تشخيص مهدي موعود حقيقي، خطا مي‌كردند.
به هر روي بر اثر انگيزه‌هاي گوناگون، از اعتقاد و احساسات پاك مردم سوء استفاده كرده، و گروه‌هايي به دنبال مهدي‌هاي ساختگي پديدار شدند.

منبع: پایگاه فرق، ادیان و مذاهب

%ب ظ، %05 %654 %1395 ساعت %14:%آذر

نگاهی به ادله احمد الحسن یمانی

یکی از ادعاهای احمد اسماعیل (ملقب به احمد الحسن یمانی) در صدق ادعایش، استدلال به رؤیاهایی است که افراد دیده‌اند و به سوی او متمایل شده‌اند. او می‌گوید: صدها نفر در خواب، پیامبر اکرم و ائمه و فاطمه‌ی زهرا (علیهم‌السلام) را دیده‌اند و فرموده‌اند که او حق است و غیر او باطل.[1]
حقیقت رؤیا یکی از اسراری که هنوز انسان به درک آن نرسیده و پرده از راز آن برنداشته است. حقیقت این است که انسان، هنوز در ابتدایی‌ترین مرحله‌ی ادراک حقائق وجود جهان است و هنوز، با این همه پیشرفت‌ها و دست‌آوردها، در پیچ رازآلود دو کوچه‌ی اول این جهان اسرارآمیز هستی مانده است.
خواب را به سه دسته می‌توان تقسیم کرد:
الف) خواب‌هایی که بر اثر تلقینات روزمره‌ای که انسان در طول روز داشته حاصل می‌شوند و این تلقینات از ضمیر خودآگاه براثر آسان تأثیرپذیری یا بر اثر تکرار در ضمیر خودآگاه به صورت یک محرک می‌شود برای خواب دیدن بر اساس آن، و آنچه فرد می‌خواهد و یا آنچه در اندیشه‌اش بوده است می‌بیند نه حقیقت آنچه هست.
ب) بعضی از خواب‌ها، رؤیای صادقه‌اند که حقیقت پنهان در عالم ملکوت را از طریق خواب، به عالم ماده منتقل می‌کنند. این خواب‌ها، برخلاف خواب‌های نوع اول، نیاز به تعبیر دارند و برای همه اتفاق نمی‌افتند و برای آن‌هایی که اتفاق می‌افتد همیشه اتفاق نمی‌افتد.
ج) بعضی از خواب‌ها رؤیاهای صادقه‌ای هستند که نیاز به تعبیر ندارند. این نوع خواب‌ها برای دسته‌ی بسیار اندکی از انسان‌ها اتفاق و به دو دسته‌ی «انشائی» و «اخباری» تقسیم می‌شوند. انشائی خواب‌هایی‌اند که دستوری را به خواب دیده بیان می‌دارند و اخباری خواب‌هایی‌اند که خبری را به خواب دیده بازگو می‌کنند. هر دو دسته از این خواب‌ها، صلاحیت استدلال و حجیت عمل دارند.
اما با توجه به اذکار و اورادی که احمد اسماعیل به پیروان خود یاد می‌دهد که بخوانند و طی چهل شب، خوابی در حقانیت او می‌بینند، (و بعضی خواندند و خوابیدند و خواب ندیدند یا برعکس دیده‌اند). خواب‌هایی که احمد اسماعیل و انصار او به آن‌ها استدلال می‌کنند خواب‌های نوع اول است (خواب‌هایی که حاصل افکار روزانه‌اند)، که صلاحیت استدلال را ندارند، زیرا تصرف اعمال و افکار انسان در آن خواب‌ها، آن‌ها را از صلاحیت استدلال می‌اندازد؛ یعنی این تصرفات، ممکن است حق را از جایگاه خود جدا کند و باطل را لباس حق بپوشاند و راست را کج نشان دهد و کج را راست بنمایاند.
شیطان که قسم خورده است انسان‌ها را گمراه کند، فقط در این نوع خواب‌ها وارد می‌شود و لباس حق را می‌پوشد و باطل را می‌آراید و ظلمت را نور می‌نمایاند. او که در بیداری انسان را گمراه می‌کند، چگونه در خواب وارد نشود؟ با توجه به اینکه اغوا در خواب برای او راحت‌تر است، زیرا به اشکال و اشخاص مختلف در می‌آید. همچنین انسان در خواب به پذیرش نزدیک‌تر است، زیرا او در خواب تماشاگر فیلمی است که اصلاً حق تصرف در آن را ندارد.
بسیاری از افرادی که در سایه‌ی درخت توحید اهل‌بیت (علیهم‌السلام) ننشسته‌اند، از بعضی از غربی‎‌ها گرفته تا حتی بعضی علماء سنی، در کتاب‌هایشان ذکر کرده‌اند که «خدا» را در خواب دیده‌اند.[2] یقیناً آن‌ها در خواب دیدن، دروغ نگفته‌اند؛ یعنی این‌گونه نیست که چیزی ندیده باشند و بگویند خواب دیدیم. آن‌ها واقعاً خواب دیده‌اند ولی آنچه واقع شده است همین مطلب است؛ یعنی شیطان یا فردی از جن را در خواب دیده‌اند و او به دروغ ادعا نموده یا وانمود کرده است که خداست و به آن‌ها دستوری داده و یا چیزی از علوم به آن‌ها گفته است. خداوند در قرآن می‌فرماید: «شیاطین به دوستان خود مطالبی را القاء می‌کنند، تا با شما به مجادله برخیزند؛ اگر از آن‌ها اطاعت کنید، شما نیز شریک آن‌ها خواهید بود». [سوره‌ی انعام، آیه 121].
همچنین از دیگر ادعاهای او جهت صدق دعوی‌اش استناد به استخاره است. استخاره در لغت، طلب و خواستن بهترین حالت در امری است، اما در اصطلاح دینی واگذاردن انتخاب به خداوند در کاری است که انسان در انجام دادن آن شک دارد. استخاره کردن در امری که شرع حکمی روشن دارد، روا نیست و تنها در کارهای مباح یا در انتخاب میان دو مستحب، پسندیده است. این شخص تاکنون دو دلیل را برای فرضیه‌ی خود ارائه داده است. یکی از دلایل روایت امام علی (علیه‌السلام) و دیگری عمل «صفوان بن یحیی» می‌باشد.
مردی نزد امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) آمد و به او عرض کرد: «ای امیرمومنان! ما را از مهدیِ خودتان آگاه کنید... سپس آن حضرت به توصیف مهدی (علیه‌السلام) بازگشت و فرمود: ساحت و درگاهش از همه‌ی شما گشاده‌تر و دانش او از همه‌ی شما فزون‌تر است و خویشان و نزدیکان را بیش از همه‌ی شما سرکشی می‌کند و حفظ پیوستگی می‌نماید. پروردگارا برانگیخته شدن او را مایه‌ی خروج از دل‌تنگی و اندوه قرار ده و به واسطه‌ی او پراکندگی امت را جمع ساز. پس اگر خداوند برای تو خیر خواست، عزم خود را استوار گردان و اگر در راه رسیدن به خدمت او توفیق یافتی از او به دیگری باز مگرد، و هرگاه به سویش راه یافتی از او در مگذر. سپس در حالیکه با دست به سینه‌ی خود اشاره نمود، فرمود: آه! چه بسیار به دیدار او مشتاقم».[3]
عبارت «خارالله لک» در این حدیث نه تنها اشاره‌ای به استفاده از استخاره برای اثبات امامت ندارد بلکه عنوانی عمومی است که به معنای [خیر و صلاح تو را خواست] و عنایت خداوند بر فرد و همراهی با حضرت مهدی (علیه‌السلام) می‌باشد.
روایت دوم از علی بن معاذ روایت کرده است: به صفوان بن یحیی گفتم که چگونه به امامت امام رضا (علیه‌السلام) اعتقاد پیدا نمودی؟ او در پاسخ گفت: نماز خواندم و دعا کردم و استخاره نموده و به امامت ایشان یقین پیدا کردم.
احمد اسماعیل و پیروانش ادعا دارند که بنابر نقل شیخ طوسی، می‌توان امامت را با استخاره اثبات کرد. در صورتی که این سخن از صفوان بن یحیی بوده و عمل او به عنوان غیر معصوم برای ما حجت نیست.[4]

منبع: پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب


[1] . بیان الحق و السداد من الأعداد، ج 2، قم دارالکتب الاسلامی، 1359، ص 13.
[2] . رجوع شود به محمد صادق نجمی، سیری در صحیحین، آیا می‌توان خدا را در خواب دید؟.
[3] . محمد ابن ابراهیم، غیبت نعمانی، نشر پارس بوک، بی‌تا، ص 212.
[4] . محمد ذکاوت‌صفت، بررسی و رد ادعای احمد اسماعیل، قم: شکوفه یاس، 1393، ص 132.

%ب ظ، %17 %788 %1395 ساعت %17:%آبان

احمد الحسن، مدعی یمانی

احمد بن الحسن [1] یکی از مدعیانی است که در سال‌های اخیر فعالیت‌های متعدد در مباحث مهدویت داشته و خصوصا در فضای مجازی و در قالب سایت و اعلانیه و... ادعاهایی را مطرح نموده است، براساس مطالبی که توسط وی و طرفدارانش در مورد خصوصیات او آمده است، نام او احمد فرزند اسماعیل فرزند حسین فرزند سلمان فرزند امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است، همان موعود شیعیان و نیز همان مهدی‌ای است که طبق عقیده اهل‌سنت در آخر‌الزمان متولد می‌شود و حضرت عیسی وعده او را در انجیل داده است. احمد در سال 1999 میلادی (1378 خورشیدی) در عراق (پایتخت دولت عدل الهی) دعوت خود را آغاز کرده است.
احمدالحسن در بخشی از مطالب خود، حوادثی که در حال حاضر در کشورهای مختلف دنیا اتفاق می‌افتد را حوادث مقارن ظهور می‌داند. وی علاوه بر نوعی ادعای نیابت و یمانی‌گری، وارد عرصه تفسیر قرآن هم می‌شود و در این راستا گاهی هم از آیات قرآن برای اثبات این مطالب بهره می‌گیرد، از جمله در بخشی از ادعاهای خود چنین می‌آورد: «آتشفشان ایسلند: فوران تنوری که اسم احمد را نوشت: خداوند متعال می‌فرماید: «حتی اذا جاء امرنا و فار التّنوّر» «فأوحینا الیه أن اصنع الفلک بأعیننا و وحینا فإذا جاء أمرنا و فار التنور... اجمعین» و از آیات نزدیکی عذاب، پدیده دود یا دخان است و از توقیعاتی که برای شیعیان از امام مهدی (عجل‌الله‌فرجه‌الشریف) برای (یا بسوی) شیخ مفید در سال 414 هجری آمده که برای برادر سدید و ولی رشید، شیخ مفید... (بوده، محتوایش آن است که:) و ما با وجودی که در مکان خود و دور از مساکن ظالمین هستیم... ولی اخبار شما به نزدمان می‌رسد... و اگر در سالی در اول ماه جمادی الاولی اتفاقی در آن افتاد از آن سال عبرت ببرید و از خوابی که در آن هستید بیدار شوید! از اتفاقاتی که در آن خواهد افتاد و از آسمان علامتی آشکار و مانند آن در زمین خواهد بود و در شرق اتفاقی محزن خواهد افتاد... زیرا که در این سال [1431 در اول جمادی اول]، تمام اروپا را دود فرا گرفت و مانند تنور آسمان را پوشانَد و خداوند می‌فرماید: تا این‌که امر ما فرا رسد و تنور، فوران کند...[2] و در تفسیر این آیه در برهان، امام علی(علیه‌السلام) می‌فرماید که «به خدا قسم [آن تنور] تنور نان نیست» و با دست خویش به آفتاب اشاره کرد و فرمود: طلوع، و همان‌گونه که فوران تنور برای حضرت نوح نزدیکی عذاب بود برای امام زمان نزدیکی عذاب است و امّا فرموده امام که فرمودند: از آسمان علامتی آشکار و مانند آن در زمین است و در آسمان نام احمد، در دود، کلمۀ آشکار و روشن بود.
و خداوند متعال در سوره دخان می‌فرماید: «ای رسول منتظر روزی باش که در آسمان دودی آشکار پدید آید که آن دود آسمانی که عذابی دردناک است مردم را احاطه کند (و کافران فریاد برآورند که) پروردگارا! این عذاب را از ما برطرف ساز که البته ما ایمان می‌آوردیم چگونه و از کجا متذکر می‌شوند و ایمان می‌آورند در صورتی که فرستاده‌ای آشکار با دلایل روشن به سویشان آمد (ولی ایمان نیاوردند) پس از او روی گرداندند و گفتند او تعلیم یافته‌ای دیوانه است؛ ما عذاب را برای مدت اندکی برمی‌داریم، شما باز به کفر خود برمی‌گردید. ای رسول! منتظر آن روز بزرگی باش که ما آن‌ها را به عاب سخت بگیریم...»[3]
این دخان (دود) عذاب است و آن عذاب بعد از فرستاده شدن فرستاده‌ای است، زیرا خداوند می‌فرماید: «و ما کنا معذبین حتی نبعث رسولا» ما گنه‌کاران را عذاب نمی‌دهیم تا این‌که فرستاده‌ای را در بین آنان بفرستیم و نیز این دود یا عذاب، مجازاتِ تکذیبِ فرستاده‌ای است که برای آن‌ها فرستاده شده است و آن فرستاده در میان آنان است همان طوری که به وضوح این را بیان می‌کند «ثم تولوا عنه و قالوا معلم مجنون».
سپس از او اعراض کردند و گفتند او تعلیم یافته‌ای دیوانه است و این فرستاده و رسول، کسی نیست جز یمانی اهل‌بیت (علیه‌السلام) احمدالحسن وصی و رسول از امام مهدی (علیه‌السلام) که مورد تکذیب علمای بی‌عمل قرار گرفت و مردم با پیروی کورکورانه [از علماء] او را تکذیب کردند. نقل از امام صادق (علیه‌السلام) [است که] دشمنان فقها و مقلدان فقها هستند که با زور و شمشیر یا به رغبت آن‌چه در دست دارد وارد حکمش می‌شوند و اگر حکم و سلطنت ایشان نبود فتوای قتلش را می‌دادند، ولی عارفان به خدا از طریق مکاشفه و رؤیت... با وی بیعت خواهند کرد...[4]
بررسی و نقد
مطالب فراوانی در مورد ادعاهای این مدعی قابل ذکر است؛ زیرا وی با استناد به آیات و روایات، تطبیقاتی انجام داده است و ادعاهای مختلفی مانند فرستادۀ خدا بودن، مأذون بودن از سوی حق، مؤید بودن به امداد خاص الهی و خبر دادن از عذاب الهی و... را مطرح کرده است. و نیز نسبت به عالمان دینی هم موضع‌گیری داشته است که این حرکت را در میان بسیاری از مدعیان مثل بابیه، بهائیه، جریان یعقوبی و... می‌توان مشاهده کرد. در این‌جا به برخی نکات در تحلیل مطالب وی اشاره می‌شود و سعی بر آن است که تمرکز بر انحرافات تفسیری باشد و مطالب دیگر به منابع ارجاع داده شود.
1. هم بر اساس سیاق روایات مربوط به سوره دخان و هم بر اساس روایات مربوط به (دخان)، این پدیده حادثه‌ای خواهد بود که منتهی به قیامت خواهد بود و به طور کلی از اشتراط الساعة خوانده شده است، از جمله در روایتی پیامبر فرمودند: «ده چیز پیش از قیامت به ناگزیر رخ خواهد داد: خروج سفیانی، دجال، پیدایش دود، جنبنده، خروج قائم، طلوع خورشید از مغرب آن، فرود آمدن حضرت عیسی...»[5]
از آن‌جا که خود خروج قائم هم در راستای امور دیگر ذکر شده است، پس حداقل می‌توان گفت که اساسا امکان دارد پدیده دخان از علائم ظهور نباشد بلکه مربوط به قیامت باشد. برخی نویسندگان گفته‌اند چون در آیه 15 آمده است که ما اندکی عذاب را کم می‌کنیم، ولی شما به کردار خود باز خواهید گشت و چنین امری مربوط به قیامت نمی‌تواند باشد، چون که در قیامت تنها ثواب و جزاء است و عمل و اختیاری وجود ندارد.[6] و از طرفی عده‌ای گفته‌اند چون این آیات، تهدید به عذاب است و این‌ها هنوز محقق نشده است باید آن‌را در سلسله نشانه‌های آغاز معاد و قیامت دانست.[7] پس در وهله اول باید گفت که نمی‌توان به طور قطعی این آیات را منطبق بر زمان ظهور امام زمان و یا علائم ظهور و یا خروج فرستادگان وی حمل کرد و این قطعیت در تطبیق که احمدبن‌الحسن ادعا می‌کند برخلاف ظاهر آیات و نظرات مفسران و روایات می‌باشد.
2. همان‌طور که در آیه 9 سوره دخان آمده است «بل هم فی شکّ یلعبون» کافران در حالت شک و لهو دنیوی قرار دارند، ولی پس از آمدن دخان و عذاب از خداوند می‌خواهند که عذاب رفع شود «ربنا اکشف عنّا العذاب انا مؤمنون» و ظاهر بلکه صریح این درخواست آن است که آن‌ها خداوند را مورد خطاب قرار می‌دهند و واقعا حالت سرخوردگی و پشیمان از کفر و گمراهی خود را دارند، درحالی‌که در سالی که مدعی مطرح کرده است(1431) حتی اگر وقوع دخان (علی‌الفرض) پذیرفته شود هیچ‌گونه انتباه و پشیمانی در کفار جهان مشاهده نشده است، در واقع این نوع تطبیق با حقایق خارجی منطبق نمی‌باشد.
3. سندی از قرآن یا روایات ارائه نشده است که دودی واقع می‌شود و نام احمد یا احمد بن الحسن را نمایان می‌کند، که بر دعاوی او منطبق شود، و برفرض وقوع چنین تصویری افراد بسیاری این نام را دارند و مسلما معصومین (از جمله وجود مقدس حضرت رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله)) سزاوارترند که نامشان در آن نشانۀ بزرگ نمایان شود.
4. بر اساس آیه 15 إسراء که مدعی استفاده کرده است، عذاب فرستاده نمی‌شود مگر آن‌که رسول فرستاده شود (حتی نبعث رسولا) اولا، چگونه رسالت یا مأموریت ویژه مدعی از سوی خدا اثبات می‌شود؟ (آیا نشانه‌های قطعی وجود دارد که آیات و روایات، تنها بر این فرد خاص تطبیق نماید؟) ثانیا، براساس قضایای واقع شده، در مورد انبیاء و رُسُل قبلی، وقتی کاملا اتمام حجت می‌شد، عذاب می‌آمد، مانند حضرت نوح که این مدعی، آیات مربوط به طوفان نوح را مورد استناد قرار داده است. وقتی که سال‌های سال به دعوت پرداخت (دعوتُ قومی لیلا و نهارا) و صدها سال تبلیغ کرد، پس از آن دستور ساختن کشتی و وعده عذاب صادر شد، در حالی که بر فرض پذیرش برخی ادعاهای این یمانی دروغین، دعوت او تنها در قالب سایت‌های اینترنتی و برخی اعلانیه‌ها بوده است و بسیاری از مردم از آن هیچ‌گونه اطلاعی ندارند و اساسا مطالب متقن و مستندی ارائه نشده است که مردم در این زمان به او روی آورند و در مورد آن تحقیق کنند.
5. چینش کلمات و جملات به گونه‌ای است که دقیقا روشن نشده است کدام جملات ادعا شده است که روایت است و از معصوم نقل شده است و کدام جملات تفسیرها یا توضیحات نویسنده و مدعی است؛ مانند بخشی که مورد مقایسه تنور زمان نوح و فوران زمان ظهور مطرح شده است و بین روایت و کلام شخصی او تفکیک درستی واقع نشده است.
6. با توجه به شأن نزول و یا فضای آیات سوره هود (آیات 37-48) که مربوط به حضرت نوح است، اگر بخواهیم این آیات را با برخی حوادث زمان ظهور مقایسه کنیم، مسلما از نوع تفسیر نخواهد بود و همان‌طور که مدعی ذکر کرده است نوعی از تمثیل است و در تمثیل، جهات تشابه و افتراق وجود دارد، با توجه به روایات مربوط به ظهور و سیره مربوط به امام زمان که بررسی شده است، آن حالت عذاب کلی در جهان که عده زیادی از بین می‌روند، در زمان ظهور اتفاق نمی‌افتد و روایات مربوط به قتل و کشتار، نوعا مربوط به پیش از ظهور و تحت عنوان مرگ‌های سرخ و سفید است[8] که ربطی به شروع حکومت امام زمان ندارد، در حالی که مدّعی بیان می‌کند که در اثر این حوادث بخش زیادی از مردم نابود می‌شوند.
7. لزوم توجه به علم و رجوع به اهل علم و تحقیق، هم در قرآن مورد توجه قرار گرفته است و هم در روایاتِ مربوط به عصر غیبت و وظایف منتظران از سوی معصومین (علیهم‌السلام) و البته شرایط علمی و عملی و اخلاقی خاصی برای آن عالمان، مورد توجه بوده که مبنای بحث ولایت فقیه هم قرار گرفته است.[9] و حتی در مورد تشخیص علائم ظهور حقیقی از انحرافات مربوط به آن نیز مردم به علما ارجاع داده شده‌اند؛[10] اما روشن است که مدعیانِ دروغین برای آزادی در تفسیر به رأی قرآن، نیاز به برداشتن سدّ علما دارند، لذا می‌بینیم که مثلا در جریان یعقوبی هم، تفسیر قرآن را کار ابن عباسی می‌داند که در مقابل حضرت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) قد علم کرد، درحالی که خود او در درس‌های به سوی ظهور و بیان حوادث انبیاء و حتی حوادث مربوط به ظهور به تفسیر قرآن روی آورده است و بسیاری به آن استناد می‌کند، از سوی دیگر خود احمدبن‌الحسن، بارها به مطالب و منابعی اشاره می‌کند که نشانه فضیلت علما و ارج نهادن به تلاش‌های آن‌هاست، مانند بیان اهمیت شیخ مفید و استناد به کتب روایی علماء و... .
منبع: پایگاه جامع فرق ادیان و مذاهب


[1]. این لقب اوست که خود او و یارانش دربارۀ او به کار می‌برند وگرنه نام پدرش اسماعیل است.
[2]. هود، آیه 40.
[3]. دخان، آیات 10-16.
[4]. پایگاه اطلاع رسانی احمد بن الحسن، مقاله‌ای تحت عنوان: علائم ظهور تحقق یافته.
[5]. غیبت طوسی، مؤسسه المعارف الاسلامیه، قم، 1411ق، ص 436، ح 426.
[6]. تفسیر القمی، علی بن ابراهیم، دارالکتاب، قم، 1367ق، ج2، ص 290.
[7]. الجامع لأحکام القرآن، قرطبی، 1364، انتشارات ناسر خسرو،  ص 130-131.
[8]. فرهنگنامه مهدویت، نشانه‌های دولت موعود، بخش حوادث آستانه ظهور، بنیاد فرهنگی مهدی موعود، 1383ش، ص 350-351.
[9]. غیبت طوسی،مؤسسه المعارف الاسلامیه، قم، 1411ق، ص 290، ح 247؛ کافی، کلینی، اسلامیه، تهران، 1362ش، ج1، ص 67، ح10.
[10]. بحارالانوار، علامه مجلسی، مؤسسه الوفا، 1404ق، بیروت، ج52، ص 294، ب26، ح46.
برای اطلاع بیشتر: اشباح انحراف، جواد اسحاقیان، 1392، نشر بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود، ص 185.

%ب ظ، %17 %781 %1395 ساعت %17:%آبان

القرعاوی، مدعی دروغین مهدویت

چندی پیش جنبش جندالسماء به رهبری القرعاوی به صورت مسلحانه آغاز شد و مدتی طولانی با حکومت عراق درگیر شد. ضیاء عبدالزهرة القرعاوی (الکرعاوی) از قبیله آل أکرع در استان دیوانیه است. قرعاوی ساکن منطقه زرقاء (18 کیلومتری کوفه) بود؛ خودش و خانواده‌اش پیش از آغاز جنبش، اصلا شناخته شده نبودند. قرعاوی یکی از دانشجوهای کلاس موسیقی بود و بنا به گفته استاد او دانشجویی آرام و خوش‌فکر بود و هیچ علاقه‌ای به دین یا افراط‌گرایی دینی و مذهبی نداشت و او هدفش این بود که به‌طور همزمان هم نوازنده و هم خواننده باشد و او به خوبی عود می‌نواخت.[1] او در نهایت در سن 38 سالگی (2007) به همراه 300 نفر از اعضای جنبش در یک عملیات نظامی با ارتش عراق در اطراف نجف کشته شده و 600 نفر دیگر از هم‌پیمانانش دستگیر شدند.[2]
او خود را قاضی‌السماء (قاضی آسمان) نامید و کتابی نیز با همین نام تألیف کرد که در آن چنین نوشته: من مهدی و از ذریۀ فاطمه (علیهاالسلام) هستم. او درباره خود چنین می‌پنداشت که از یک نطفه‌ی مخصوص حضرت زهرا (علیهاالسلام) و امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) است که در دست فرشتگان باقی مانده تا این‌که در رحم مادرش قرار داده شده!
جندالسماء، یک گروه عقایدی مسلح بودند که قصد حمله به حرم امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) در نجف را داشتند. رهبر این گروه و دستیارانش نقشه قتل مراجع در نجف را می‌کشیدند، به این صورت که ادعا می‌کردند روز ظهور فرا رسیده و قرعاوی همان امام منتظر است. تحقیق درباره ارتباطات داخلی و خارجی این گروه همچنان ادامه دارد، اما روشن است که توان این گروه منحصر به خودشان نبوده و دخالت دینی و اهداف تروریستی پشت این قضیه وجود داشته و آنان را مسلح کرده است. از جمله این‌که دیدار او با برخی سران رژیم بعث و وجود برخی فرماندهان نظامی رژیم بعث در میان جنبش القرعاوی (جندالسماء) که موضوع دخالت دینی و تروریستی دولت‌های بی‌گانه را افزایش می‌دهد.[3]

منبع: پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب


[1]. دکتر علی عبدالله، رئیس سابق آکادمی هنرهای زیبا.
[2]. روزنامه الشرق الأوسط ، تاریخ جمعه، 14 محرم، 1428، شماره 10293.
[3]. برای اطلاع بیشتر: دجال بصره، علی کورانی عاملی، بوستان کتاب، دفتر تبلیغات اسلامی، قم، ص 13.

%ب ظ، %17 %763 %1395 ساعت %17:%آبان

برترین مطالب