پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم): براى شهادت حسین (علیه السلام)، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمى‌شود.

آیه انذار كدام آیه است و چگونه بر وجود امام زمان دلالت مي كند؟

%ب ظ، %09 %706 %1395 ساعت %15:%مرداد
منتشرشده در 1- مهدویت در قرآن

آیه انذار كدام آیه است و چگونه بر وجود امام زمان دلالت مي كند؟

پاسخ: 

در قرآن كريم آيات زيادي وجود دارند كه در به صراحت دلالت بر انذار مي نمايند كه از جمله اين آيات آيه كريمه 7 سوره مباركه «رعد» مي باشد: وَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلَآ أُنزِلَ عَلَيْهِ أيَةٌ مِّن رَّبِّهِ إِنَّمَآ أَنتَ مُنذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ(1) و آنها كه كافر شدند مي گويند چرا آيت (و اعجازي) از پروردگارش بر او نازل نشده؟ تو تنها بيم دهنده، و براي هر گروهي هدايت كننده (امامي در هر عصري) است.

در آيه شريفه فوق به دو قسم دعوت كننده اشاره گرديده: «اوّل دعوت كننده اي كه كارش انذار است، و ديگر دعوت كننده اي كه كارش هدايت است. حتماً سوال خواهيد كرد كه ميان انذار و هدايت چه تفاوت است؟ در پاسخ مي گوئيم كه انذار براي آن است كه گمراهان از بيراهه به راه آيند، و در متن صراط مستقيم جاي گيرند ولي هدايت براي آن است كه مردم را پس از آمدن به راه به پيش ببرد. در حقيقت «منذر» هم چون علّت محدثه و ايجاد كننده است، و هادي به منزله علت مبقيّه و نگهدارنده و پيش برنده، و اين همان چيزي است كه ما از آن تعبير به رسول و امام مي كنيم. رسول تأسيس شريعت مي كند و امام حافظ و نگهبان شريعت است (شكي نيست كه هدايت كننده بر شخص پيامبر در موارد ديگر اطلاق شده اما به قرينه ذكر «منذر» در آيه فوق مي فهميم كه منظور از هدايت كننده كسي است كه راه پيامبر را ادامه مي دهد و حافظ و نگهبان شريعت او است)(2) به هر حال «از اين آيه بر مي آيد كه زمين هيچ وقت از هدايت گري كه مردم را به سوي حق هدايت كند خالي نمي شود، يا بايد پيغمبري (كه هم منذر است و هم هادي) باشد و يا هادي ديگري كه مردم را به سوي حق به امر خدا هدايت كند.»(3) و او همان امام معصوم در هر زماني مي باشد.

رواياتي متعدد كه از پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ در كتب شيعه و سني نقل شده كه فرمود: من منذرم و علي هادي است،اين تفسير را كاملاً تاييد مي كند: «فخر رازي در ذيل همين آيه 7 سوره رعد و در تفسير آن از ابن عباس چنين نقل مي كند: وضع رسول الله يده علي صدره فقال انا المنذر، ثمّ اومأ الي منكب علي ـ عليه السلام ـ و قال انت الهادي، بك يهتدي المهتدون من بعدي: پيامبر دست اش را بر سينه خود گذاشت و فرمود: منم منذر (بيم دهنده) سپس بر شانه علي اشاره كرد و فرمود توئي هادي و به وسيله تو بعد از من هدايت يافتگان هدايت مي شوند. اين روايت را دانشمند معروف اهل تسنن (علامه ابن كثير) در تفسير خود، و هم چنين (علامه ابن صباغ مالكي) در فصول المهمّه و (گنجي شافعي) در كفايه الطالب، و (طبري) در تفسير خود و (ابو حيان اندلسي) در كتاب تفسيرش به نام (بحر المحيط) و نيز (علامه نيشابوري) در تفسير خويش و گروه ديگري نقل كرده اند.(4) و در كتاب (معاني الاخبار) به سند خود از محمد بن مسلم روايت كرده كه گفت: به حضرت صادق ـ عليه السلام ـ عرض كردم: در تفسير جمله «انما انت منذر و لكل قوم هاد» چه مي فرمائيد؟ فرمود: هر امامي هادي هر قومي است در زمان خودشان و در (كافي) به سند خود از (فضيل) روايت كرده كه گفت: از امام صادق ـ عليه السلام ـ پرسيدم معناي جمله «و لكل قوم هاد» چيست؟ فرمود: هر امامي هادي مردمان قرني است كه وي در ميان آنان زندگي مي كند. و در همان كتاب به سند خود از ابي بصير روايت مي كندكه گفت: به امام صادق ـ عليه السلام عرض كردم : معناي آيه «انما انت منذر و لكل قوم هاد» چيست؟ فرمود: رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ در تفسير آن فرموده: من منذرم و علي هادي است، حال به نظر تو اي ابا محمد! آيا در امروز هادي و هدايت گري وجود دارد؟ عرض كردم: فدايت شوم، همواره از شما هادياني يكي پس از ديگري وجود داشته تا نوبت به شخص شما رسيده، فرمود خدا رحمتت كند اي ابا محمد، اگر اين چنين بود كه وقتي آيه كه در حق مردي (امامي) نازل شده با مردن آن مرد مي مرد، قرآن مي مرد ولي قرآن كريم در باز ماندگان جاري است چنانچه در گذشتگان جاري بود.»(5) علاّمه طباطبايي قدّس سرّه در ذيل اين حديث و در تفسير اين آيه مي گويد: «شمول آيه شريفه به علي ـ عليه السلام ـ از باب جري بر مصداق است، كه از همين باب بر باقي ائمه ـ عليهم السلام ـ نيز جريان مي يابد و مقصود از رواياتي هم كه مي گفتند: آيه در حق علي ـ عليه السلام ـ نازل شده، همين جري است.»(6)

بنابر اين از آياتي كه ضرورت وجود امام معصوم در هر عصر و زمان از آن استفاده مي شود، آيه هدايت يا به تعبيري آيه انذار است. از اين آيه مباركه به روشني استفاده مي شود كه به طور عموم بايد در هر زماني براي هر قومي هدايت كننده به سوي حق وجود داشته باشد و اين حقيقت با روايات معتبري كه به بعضي از آن ها اشاره گرديد و نيز آيات قرآني و براهين عقلي سازگاري دارد. زيرا مقتضاي ربوبيت الهي اين است كه در هر زماني براي مردم حجتي قرار دهد، تا آنان را به حق و غايت و هدف از خلق، هدايت كند. و بر همين اساس مي فرمايد: الذي خلق فسوّي و الذي قدّر فهدي(7) (خدايي) كه آفريد و منظم كرد و همان كه اندازه گيري كرد و هدايت نمود. اين سنّت در نوع بشر و انسان نيز جاري است، به اين معنا كه خداوند مردم را خلق نمود و هر چيز را جاي خودش قرار داد و تقدير كرد كه آنان را به كمالات شان راهنمايي كند و به طور حتم، اين هدف را از راه اسباب طبيعي كه همان وجود هاديان معصوم از هر خطا و اشتباه است، دنبال مي كند. آيه شريفه فوق دلالت دارد كه زمين هيچ گاه از هادي به حق خالي نمي ماند، خواه نبي باشد يا غير نبي. و اطلاق آيه «لكل قوم هاد» منحصر بودن هادي در انبيا را نفي مي كند، زيرا در غير اين صورت لازم مي آيد در عصرهايي كه از نبي خالي است، حجت و هادي براي بشر وجود نداشته باشد.

نتيجه مطالب گذشته اين مي شود: كه در هر زماني زمين از حجت خالي نباشد، خواه نبي باشد يا امام و وصي. و از آن جهت كه در عصر ما اين حجت حاضر نيست، ناگزير با اعتقاد به وجود او، قائل به غيبت و استتار او مي شويم. كه درود خداوند بر او باد تا هنگامي كه آسمان و زمين برپا مي باشد.

 

پاورقی:

 

1. رعد : 7.

2. تفسیر نمونه، ج10، ص 131.مکارم شيرازی.

3. ترجمه تفسیر المیزان، ج11، ص 417.موسوی همدانی.

4. تفسیر نمونه، ج10، ص 132.

5. ترجمه تفسیر المیزان، ج11، ص 449.

6. ترجمه تفسیر المیزان، ج11، ص 449.

7. اعلی، آیه 2ـ 3.

 

برترین مطالب